درحال بارگذاری

گروه: اجتماعی/ایران شناسه: ۱۱۸۰۵۴۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۴۷ : ۱۱ بازدید: ۴۸۵۸دیدگاه: ۰

وقتی حضور یک ملت، خود به قدرتی بازدارنده تبدیل شد

روایتی متفاوت از ۱۵۰ شبانه روز ایستادگی مردم مبعوث شده

روایتی متفاوت از ۱۵۰ شبانه روز ایستادگی مردم مبعوث شده آنچه طی ۱۵۰ شبانه روز گذشته در ایران رخ داده، اگر فقط با عنوان «حضور مردمی» توصیف شود، حق مطلب ادا نشده است. این حضور را باید در سطحی عمیق‌تر فهم کرد.

پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، گاهی تاریخ در اتاق‌های فرماندهی نوشته نمی‌شود؛ در خیابان نوشته می‌شود. گاهی یک ملت، در لحظه‌ای که دشمن گمان می‌کند باید فروبپاشد، به پا می‌خیزد و معادله‌ای را رقم می‌زند که در محاسبات نظامی جایی برای آن پیش‌بینی نشده است. جنگ رمضان برای ایران از همین جنس بود؛ جنگی که در آن، دشمن نه فقط با نیروهای مسلح، بلکه با ملتی روبه‌رو شد که تصمیم گرفت اجازه ندهد شهادت رهبر و فرماندهانش به نقطه آغاز فروپاشی روانی و سیاسی کشور تبدیل شود.

آنچه طی ۱۵۰ شبانه روز گذشته در ایران رخ داده، اگر فقط با عنوان «حضور مردمی» توصیف شود، حق مطلب ادا نشده است. این حضور را باید در سطحی عمیق‌تر فهم کرد: جامعه ایران در برابر جنگ سخت و جنگ نرم، بخشی از قدرت ملی کشور شد. تعبیر «مبعوث شدن مردم» که از سوی رهبر شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای درباره نقش مردم در روزهای سخت مطرح شده بود، در این معنا قابل فهم‌تر است؛ بعثت مردم، صرفاً آمدن به خیابان نیست، بلکه لحظه‌ای است که مردم احساس می‌کنند تاریخ از آنان مسئولیت خواسته است.

 

دشمن یک خلأ می‌خواست؛ ملت یک جبهه ساخت

محاسبه دشمن بر این تصور استوار بود که با ضربه زدن به رأس هرم سیاسی، فرماندهان نظامی و ساختارهای امنیتی، می‌توان میان جامعه و ساختار دفاعی کشور گسست ایجاد کرد؛ جامعه را هراسان ساخت، اعتماد عمومی را فرسوده کرد و از یک ضربه نظامی، نتیجه‌ای سیاسی گرفت.

اما آنچه رخ داد، درست در نقطه مقابل این محاسبه بود.

نیروهای مسلح در میدان سخت جنگ ایستادند و مردم در میدانی دیگر: میدان اراده، روحیه، هویت ملی و مقاومت اجتماعی. اینجا یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های جنگ رمضان با جنگ‌های کلاسیک آشکار می‌شود. مردم فقط «پشت جبهه» نماندند؛ حضور آنان خود به بخشی از میدان تبدیل شد.

این حضور یک پیام ساده اما راهبردی داشت: ایران تنها با ساختارهای نظامی خود دفاع نمی‌کند؛ جامعه نیز در لحظه خطر، به عنصر دفاع ملی تبدیل می‌شود.

در جنگ‌های جدید، نخستین هدف دشمن همیشه خاک نیست؛ گاهی «تصویر آینده» است. دشمن می‌کوشد به جامعه القا کند که کشور آسیب‌پذیر، حاکمیت ناتوان، آینده مبهم و مقاومت بی‌فایده است. اگر این تصویر در ذهن مردم تثبیت شود، حتی قدرتمندترین ارتش‌ها نیز در برابر فرسایش اجتماعی آسیب‌پذیر می‌شوند.

اما ۱۵۰ شبانه روز استمرار حضور، یک پاسخ متفاوت بود. هیجان می‌تواند یک روز دوام بیاورد؛ استقامت است که تاریخ می‌سازد.

 

قدرتِ سخت؛ قدرتِ اجتماعی در کنار یکدیگر

در تحلیل‌های معمول، قدرت ملی را با موشک، پهپاد، اقتصاد، جمعیت، منابع طبیعی و توان نظامی می‌سنجند؛ اما یک مؤلفه کمتر قابل اندازه‌گیری نیز وجود دارد: توان یک ملت برای نپذیرفتن شکست.

این همان سرمایه‌ای است که در این ۱۵۰ شبانه روز بیش از هر زمان دیگری آشکار شد.

قدرت سخت، توان ضربه زدن است؛ اما قدرت اجتماعی، توان تحمل ضربه و ادامه دادن است. هنگامی که این دو در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، مفهوم بازدارندگی تغییر می‌کند. دشمن دیگر تنها با یک نیروی مسلح مواجه نیست؛ با جامعه‌ای مواجه است که می‌داند اگر کشور هدف قرار گیرد، خود نیز بخشی از دفاع از آن خواهد بود.

از همین منظر، حضور مردم را نباید صرفاً یک رویداد داخلی دانست. این حضور، برای منطقه و جهان نیز پیام داشت: محاسبه درباره ایران بدون محاسبه مردم ایران، محاسبه‌ای ناقص است.

این شاید مهم‌ترین دستاورد راهبردی ۱۵۰ شبانه روز گذشته باشد.

دشمن می‌تواند فرماندهی را هدف قرار دهد، تأسیسات را تهدید کند و زیرساختی را مورد حمله قرار دهد؛ اما اگر نتواند اراده جامعه را بشکند، میان «قدرت تخریب» و «قدرت پیروزی» فاصله‌ای جدی باقی خواهد ماند.

در اینجاست که حماسه مردم ایران از مرزهای کشور عبور می‌کند. دولت‌های منطقه، دوستان و مخالفان ایران و قدرت‌های جهانی، ناگزیرند در ارزیابی آینده ایران یک متغیر تازه را جدی‌تر از گذشته در نظر بگیرند: سرمایه اجتماعی و ظرفیت مقاومت جامعه ایرانی.

 

اما حماسه مردم، پایان راه نیست

با همه اینها، شاید بزرگ‌ترین خطا آن باشد که این حماسه را تنها به خیابان محدود کنیم. خیابان آغاز مسئولیت بود، نه پایان آن.

مردمی که در روز خطر برای ایران ایستادند، شایسته آن‌اند که در روزهای آرام نیز آثار این ایستادگی را در زندگی خود ببینند؛ در اقتصاد، عدالت، مبارزه با فساد، کرامت شهروندی، امنیت، تولید، علم و آینده فرزندانشان.

اگر «بعثت مردم» را یک واقعیت تاریخی بدانیم، آنگاه حکمرانی نیز باید در تراز این بعثت قرار گیرد. سرمایه اجتماعی را نمی‌توان فقط در مناسبت‌های ملی و روزهای جنگ ستود؛ باید آن را با اعتماد، عدالت، شفافیت و کارآمدی حفظ کرد.

از همین رو، عظمت ملت ایران فقط در این نیست که ۱۵۰ شبانه روز ایستاد؛ عظمت حقیقی آن زمانی آشکار خواهد شد که این ایستادگی به ساختن ایرانی نیرومندتر، عادلانه‌تر، آبادتر و امیدوارتر تبدیل شود.

 

مردم آمدند؛ و همین، معادله را تغییر داد

۱۵۰شبانه  روز گذشته را نباید تنها با تعداد اجتماعات، روزهای مقاومت یا حوادث میدان جنگ سنجید. ارزش تاریخی این دوره در یک واقعیت عمیق‌تر نهفته است: ملتی که دشمن انتظار داشت پس از ضربه‌های سنگین، دچار ترس، سردرگمی و انفعال شود، بخش مهمی از جامعه‌اش را در صحنه دید.

این همان نقطه‌ای است که باید آن را به خاطر سپرد.

 

مردم آمدند؛ ایران ایستاد

نه به این معنا که اختلافی در جامعه وجود ندارد، نه به این معنا که همه مطالبات مردم پایان یافته و نه به این معنا که هیچ آسیب و مشکلی در کشور وجود ندارد؛ بلکه به این معنا که در لحظه‌ای که موجودیت و استقلال ایران در معرض تهدید قرار گرفت، بخش بزرگی از جامعه نشان داد که اختلاف نظر با دشمنی با وطن یکی نیست و نقد حکومت، با تسلیم کشور در برابر بیگانه تفاوت دارد.

این سرمایه‌ای بزرگ برای ایران است؛ سرمایه‌ای که نه باید مصادره جناحی شود و نه مصرف تبلیغاتی.

ملت ایران در این ۱۵۰ شبانه روز فقط از یک سرزمین دفاع نکرد؛ از حق خود برای تعیین سرنوشت خویش دفاع کرد.

و شاید تاریخ، روزی این ۱۵۰ شبانه روز را نه فقط به عنوان روزهای یک جنگ، بلکه به عنوان روزهایی به یاد آورد که در آنها یک ملت فهمید:

گاهی بزرگ‌ترین سلاح یک کشور، سلاحی نیست که شلیک می‌کند؛ ملتی است که تسلیم نمی‌شود.

جان کلام این که؛

1- تاریخ ملت‌ها گاهی در میدان‌های جنگ نوشته می‌شود، گاهی در اتاق‌های مذاکره و گاه در سکوت سنگین یک ملت که تصمیم گرفته است تسلیم نشود. اما بعضی لحظه‌ها از جنس دیگری هستند؛ لحظه‌هایی که یک ملت، نه فقط برای دفاع از یک سرزمین، بلکه برای دفاع از «معنای بودن خویش» به پا می‌خیزد.

2- دشمن شاید تصور کرده بود با حذف رهبر یک کشور، ترور فرماندهان ارشد و ضربه زدن به ساختارهای نظامی و امنیتی، می‌تواند میان «ملت» و «حاکمیت» شکاف ایجاد کند و جامعه را در برابر یک شوک تاریخی، منفعل و سردرگم سازد. اما آنچه رخ داد، برخلاف محاسبه آنان بود: فقدان رهبر، به خلأ مردم تبدیل نشد؛ به بعثت مردم انجامید.

3- رهبر شهیدمان آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای پیش از این حادثه گفته بود که اگر حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خداوند مردم را برای مقابله با حوادث مبعوث خواهد کرد و «کار را مردم تمام خواهند کرد». در ماه‌های پس از شهادت ایشان، این تعبیر به یکی از کلیدواژه‌های فهم رفتار اجتماعی ایرانیان تبدیل شده است.

اما «مبعوث شدن» مردم را نباید صرفاً به معنای حضور در راهپیمایی یا اجتماع خیابانی فروکاست. بعثت اجتماعی یعنی تبدیل شدن یک جمعیت پراکنده به یک اراده تاریخی.

4- مردم با حضور خود به دشمن اعلام کردند که محاسبه او درباره فروپاشی روانی جامعه اشتباه بوده است.این حضور، اگرچه در ظاهر اجتماعی و مدنی بود، در عمق خود یک کنش راهبردی محسوب می‌شد؛ زیرا یکی از اهداف جنگ‌های ترکیبی، پیش از آنکه سرزمین را تصرف کند، اراده دفاع را در جامعه از بین می‌برد. و مردم سلحشورایران اجازه نداد این اتفاق رخ دهد.

5- ارزش حضور مردم ایران را نباید فقط با تعداد افراد، شمار اجتماعات یا گستردگی جغرافیایی سنجید. معیار عمیق‌تر، توان جامعه برای حفظ اراده خود در برابر فشار ممتد است.در این نگاه، خیابان دیگر صرفاً محل تجمع نیست؛ به «رسانه‌ای زنده» تبدیل می‌شود که دشمن نمی‌تواند آن را با فیلتر، تحریم، عملیات روانی یا محاسبات نظامی خاموش کند.

6- ایران نشان داد که قدرت‌های بزرگ ممکن است بتوانند زیرساختی را هدف قرار دهند، فرماندهی را مورد حمله قرار دهند و حتی رهبر یک کشور را به شهادت برسانند؛ اما این امر لزوماً به معنای توانایی آنان برای تصرف «اراده ملی» نیست. این همان مرزی است که میان قدرت تخریب و قدرت پیروزی وجود دارد .هر کشوری که بتواند ویران کند، الزاماً پیروز نیست. پیروز واقعی آن است که بتواند اراده طرف مقابل را تغییر دهد. 

7- حماسه مردم سرمایه‌ای گرانبهاست؛ اما سرمایه اجتماعی، اگر صرفاً ستایش شود و به سیاست عمومی تبدیل نشود، ممکن است به مرور فرسوده شود. پس اکنون وظیفه اصلی فقط تقدیر از مردم نیست؛ صیانت از دستاورد این حضور است.

این صیانت چند الزام به شرح ذیل دارد: 

    * اعتماد عمومی باید تقویت شود؛
    * شفافیت در تصمیم‌گیری افزایش یابد؛
    * رفع و ترمیم مشکلات اقتصادی و معیشتی جدی گرفته شود؛
    * فساد بی‌رحمانه‌تر از گذشته مهار شود؛
    * کرامت شهروندان پاس داشته شود؛

و اختلافات سیاسی نباید به شکاف‌های ملی تبدیل گردد.

اگر دشمن از بیرون به دنبال شکستن ایران است، ما نباید در درون با رفتارهای نادرست، سرمایه اجتماعی ایران را فرسوده کنیم. در یک کلام؛ ملت مبعوث، نیازمند حکمرانی در تراز این بعثت است.

 

 دکتر اسدالله افشار

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118054کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ