اظهارات سیدمحمد خاتمی( رئیس دولت اصلاحات، در جمع مشاوران خود) درباره ضرورت صلح، مذاکره، آتشبس و پرهیز از جنگ، در شرایط عادی میتوانست بخشی از یک بحث سیاسی و نظری تلقی شود؛ اما ...
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، اظهارات 24 تیر ماه 1405 حجتالاسلاموالمسلمین سیدمحمد خاتمی( رئیس دولت اصلاحات، در جمع مشاوران خود) درباره ضرورت صلح، مذاکره، آتشبس و پرهیز از جنگ، در شرایط عادی میتوانست بخشی از یک بحث سیاسی و نظری تلقی شود؛ اما در شرایطی که ایران با تجاوز آشکار آمریکا روبهروست، این سخنان نیازمند نقدی جدی و راهبردی است.
نخست باید روشن گفت: ایران جنگ را آغاز نکرده است.
ایران نه از مذاکره گریزان بوده و نه راه گفتوگو را بسته است. ایران مذاکره کرد، به تفاهم رسید و برای حلوفصل مسائل از مسیر دیپلماسی تلاش کرد. اما آنچه مسیر تفاهم را شکست، عدم پایبندی طرف آمریکایی به تعهدات و نقض تفاهم بود. پس از آن نیز، به جای بازگشت به تعهدات، تجاوز و فشار در دستور کار قرار گرفت.
در چنین شرایطی، پرسش افکار عمومی کاملاً روشن است: چرا در سخنان آقای خاتمی، آمریکا بهعنوان متجاوز و ناقض تفاهم، با صراحت و روشنی محکوم نمیشود، اما بخش عمده توصیهها متوجه ایران و نیروهای داخلی است؟
این پرسش، پرسش جنگطلبان نیست؛ پرسش مردم ایران است.
صلحطلبی اگر از تشخیص متجاوز آغاز نشود، به یک مطالبه یکطرفه تبدیل میشود. نمیتوان کشوری را که مورد حمله قرار گرفته است، به آتشبس و مذاکره فراخواند، اما درباره طرفی که تفاهم را نقض کرده و جنگ را به ایران تحمیل کرده است، سکوت کرد.
صلحطلبی واقعی، پیش از آنکه مدافع را نصیحت کند، باید متجاوز را محکوم کند.
خطای مهم سخنان رییس دولت اصلاحات، همینجاست: مسئله پیچیده جنگ و تجاوز، به دوگانه ساده «صلحطلبی و جنگطلبی» تقلیل یافته است. در حالی که مخالفت با یک شیوه مذاکره، مخالفت با اصل مذاکره نیست؛ همانگونه که حمایت از توان دفاعی کشور، حمایت از جنگ نیست.
ایران امروز در حال دفاع از خود است. دفاع از کشور، جنگطلبی نیست. نیروهای مسلحی که در برابر تجاوز ایستادهاند، آغازگر جنگ نیستند. اگر ملتی مورد حمله قرار گیرد و از خود دفاع نکند، در واقع امنیت خود را به اراده متجاوز واگذار کرده است.
از منظر راهبردی، این تصور که میتوان با تضعیف قدرت دفاعی و بازدارندگی، به صلح پایدار رسید، یک خطای محاسباتی جدی است. در جهان امروز، قدرت و دیپلماسی رقیب یکدیگر نیستند. مذاکره هنگامی مؤثر است که پشتوانه قدرت ملی داشته باشد. کشوری که قدرت دفاع از خود را ندارد، در میز مذاکره نیز الزاماً از موقعیت قدرتمندی برخوردار نخواهد بود.
از شخصیت سیاسی باسابقهای چون آقای خاتمی؛ انتظار میرفت در چنین شرایط حساسی، نخست تجاوز آشکار آمریکا را محکوم کند، از حق ایران برای دفاع از خود حمایت نماید و سپس درباره مذاکره و صلح سخن بگوید. اینکه متجاوز در حاشیه قرار گیرد و مدافع در مرکز نصیحت و سرزنش بنشیند، نهتنها یک ضعف تحلیلی، بلکه یک خطای راهبردی و یک گاف بزرگ سیاسی است.
مردم ایران از صلح گریزان نیستند. آنان مذاکره را تجربه کردهاند. تفاهم کردهاند. اما تجربه کردهاند که اگر طرف مقابل به تعهدات خود پایبند نباشد، صرفِ مذاکره نمیتواند امنیت ایجاد کند.
پرسش امروز مردم این است:
چرا باید ایران، که مورد تجاوز قرار گرفته، دائماً به صلح و آتشبس توصیه شود، اما متجاوزی که جنگ را آغاز کرده است، از محکومیت صریح مصون بماند؟
چرا باید کسانی که از دفاع ایران حمایت میکنند، «جنگطلب» نامیده شوند، اما کسانی که جنگ را آغاز کردهاند، در سایه شعار صلح پنهان بمانند؟
البته نقد داخلی حق همه است و هیچ شخصیت یا نهادی نباید از نقد مصون باشد. اما در میانه جنگ، میان «نقد برای اصلاح» و «روایتی که ناخواسته مسئولیت تجاوز را از متجاوز دور میکند» تفاوت وجود دارد.
نیت افراد را نباید بدون دلیل داوری کرد؛ اما در سیاست، پیامد سخن نیز اهمیت دارد. وقتی روایت یک جریان سیاسی، خواسته یا ناخواسته، با روایت دشمن درباره مسئولیت جنگ همپوشانی پیدا میکند، طبیعی است که افکار عمومی نسبت به آن حساس شود.
در نهایت، باید یک حقیقت روشن را تکرار کرد:
ایران جنگ را آغاز نکرده است؛ ایران از خود دفاع میکند.
ایران صلح میخواهد، اما صلحی عادلانه و پایدار؛ نه صلحی که متجاوز را نادیده بگیرد و مدافع شریف فداکار جان برکف این آب و خاک را سرزنش کند.
ایران مذاکره میخواهد، اما مذاکرهای که بر مدار عزت، استقلال و قدرت ملی استوار باشد؛ نه مذاکرهای که نقض تعهدات طرف مقابل را نادیده بگیرد و همه مسئولیت صلح را بر دوش ایران عزیز مظلوم اما مقتدر بگذارد.
و مدافعان سلحشور ایران؛ از کیان این مردم و این سرزمین کهن متمدن دفاع میکند، زیرا جنگ بر او تحمیل شده است.
صریح و بی پرده بگویم؛ در میانه آتش، بزرگترین خطای محاسباتی سید محمد خاتمی و همفکران اصلاح طلب وی، آن است که متجاوز را فراموش کرده اند و به نصحیت مدافعان میهن که عاشقانه از حریم ایران و امنیت و منافع ملی و بین المللی این مردم و این سرزمین؛ مقتدرانه دفاع می کنند، پرداخته اند. حاشا به انصاف و وجدان این حضرات! کاش این همه دلشان برای آمریکا و ترامپ فاسد جانی کودک کش می سوخت، قدری از این دلسوزی را نثار ایران و مردم ایران می کردند که بیش از 144روز است در خیابان های سراسر ایران در صحنه هستند و دشمنان و جهانیان را حیرت زده کرده اند. و ای کاش این جماعت در بین مردم بودند و مانند آنان در صحنه، از ایران عزیز دفاع می کردند تا دچار خطای محاسباتی نمی گشتند. و این خطا را با حضورشان اصلاح می نمودند و در زمین آمریکا و ترامپ بازی نمی کردند.

دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118044