درحال بارگذاری

گروه: بین الملل/بین الملل/ایران شناسه: ۱۱۸۰۲۶۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۳۳ : ۰۵ دیدگاه: ۰

شرور سازی از توصیف تا توجیه خشونت و عملیات نظامی

شرور سازی از توصیف تا توجیه خشونت و عملیات نظامی هنگامی که ترامپ ایرانیان را «اراذل»، «شرور» و «خشن» توصیف می کند، صرفاً یک فحش زودگذر بر زبان نمی آورد، بلکه درگیر نوعی سیاست ورزی میشود که پیش از هدف قرار دادن طرف جنگ، او را غیرانسانی جلوه میدهد.

   * زبان «اراذل» هنگامی که به زبان رسمی گفتمان سیاسی در کنفرانسهای بین المللی تبدیل میشود

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، هنگامی که ترامپ ایرانیان را «اراذل»، «شرور» و «خشن» توصیف می کند، صرفاً یک فحش زودگذر بر زبان نمی آورد، بلکه درگیر نوعی سیاست ورزی میشود که پیش از هدف قرار دادن طرف جنگ، او را غیرانسانی جلوه میدهد. زبان در اینجا بی گناه نیست؛ این یک مقدمه اخلاقی برای تنبیه، توجیهی پیشدستانه برای خشونت، و تلاشی برای قانع کردن افکار عمومی است که طرف مقابل شایسته مذاکره، رحمت یا حتی درک شدن نیست.

اما طنز عمیق ماجرا این است که این توصیفات، در معنای سیاسی و اخلاقی خود، به مراتب بر رفتار بسیاری از رهبران اسرائیلی که منازعه در منطقه را با منطق زور محض مدیریت کردهاند، صدق میکند. کسانی که غیرنظامیان را میکشند، شهرها را ویران میکنند، از گرسنگی به عنوان ابزاری برای اعمال فشار استفاده میکنند، اشغالگری را گسترش میدهند و بدون تردید بمباران میکنند، نمیتوانند خود را داور اخلاقی منصوب کنند. شر را نه با شعارهای کلامی، بلکه با نتایج آن باید سنجید: با تعداد کشته ها، وسعت ویرانی ها، و میزان بیتوجهی به جان انسانها.

خطرناکترین جنبه بلاغت ترامپ، تقلیل یک قوم یا ملت کامل به موجودیتی واحد از شر است. این تعمیم نه تنها یک خطای زبانی، بلکه یک جنایت عمیق سیاسی است. ایرانیان، مانند تمام مردمان جهان، شامل مخالفان و موافقان، مذهبیها و سکولارها، فقرا و اغنیا، قربانیان و عاملان هستند. تقلیل آنها به کلمه «اراذل» بازتاب دهنده ذهنیت امپریالیستی است که ملتها را تنها از طریق لنز موضع گیری شان در قبال واشنگتن و تل آویو می بیند.

در مقابل، وقتی نوبت به اسرائیل میرسد، بلاغت غربی به یکباره تغییر جهت میدهد. بمباران تبدیل به «دفاع مشروع» میشود، اشغالگری تبدیل به «نیازهای امنیتی»، کشتار جمعی تبدیل به «خسارت جانبی»، و آوارگی تبدیل به «تخلیه انسانی». اینگونه است که استانداردهای دوگانه اعمال میشود: خشونت وقتی توسط دشمن انجام میشود محکوم، و وقتی توسط متحد انجام میشود توجیه میگردد. این اخلاق نیست، بلکه گزینشگری سیاسی است که در لفافه زبان حقوق بشر پیچیده شده است.

رهبران اسرائیلی، به ویژه در زمانهای جنگ، الگویی به شدت بیرحمانه برای مدیریت منازعه ارائه داده اند. مشکل صرفاً استفاده از زور نبود، بلکه اعتقاد ریشه دار به این بود که زور به تنهایی واقعیت را میسازد. آنها با فلسطینیان، لبنانیها، سوریها و ایرانیان به عنوان انسانهای اضافی ای برخورد کردند که باید در هم کوبیده، محاصره یا تهدید شوند. این دقیقاً همان ساختار شر سیاسی است: اینکه رهبر کشوری، دیگری را به عنوان جسمی بی ارزش، بی معنا و زندگی ای که میتوان محوش کرد، ببیند.

بنابراین، توصیف ترامپ از ایرانیان، بیش از آنکه درباره خود ایران باشد، درباره خود او آشکار میکند. این توصیف، ذهنیتی را برملا می سازد که جهان را از منظر هژمونی آمریکایی مینگرد و به اسرائیل مصونیت اخلاقی بدون قید و شرط، صرفنظر از اقداماتش، اعطا میکند. هنگامی که جنایاتی به نام «امنیت» مرتکب میشوند، خود امنیت به بهانه ای برای وحشیگری تبدیل میشود. و وقتی یک متحد فراتر از هر گونه پاسخگویی باشد، سیاست بین الملل به تئاتری بزرگ برای ریاکاری تنزل می یابد.

هدف در اینجا طرفداری از کشور خاصی نیست؛ هر کشوری در قبال سیاستهای خود مسئول است. آنچه مورد نیاز است، رد کردن تبدیل نقد سیاسی به توهینهای نژادپرستانه و خودداری از اعطای انحصار معصومیت به اسرائیل در حالی است که خشونت را در بیرحمانه ترین سطوح خود مرتکب می شود. شرور واقعی کسی نیست که خبیث و بد‌ات توصیف میشود، بلکه کسی است که توانایی کشتن را دارد و سپس توقع تشویق جهان را هم دارد.

در نهایت، سخنان ترامپ بحران اخلاقی را آشکار میکند که بسیار فراتر از اوست. این بحران یک نظام بین المللی است که اقتدار اخلاقی را بر اساس اتحادها اعطا میکند، نه بر اساس اقدامات. بنابراین، سوال این نیست که آیا ایرانیان همانگونه هستند که ترامپ توصیفشان کرد؟ سوال عمیق تر این است: چه کسی به رهبران اسرائیل، و واشنگتن در پشت سر آنها، این حق را داده است که جهان را به خوب و بد داوری کنند، در حالی که دستانشان به این اندازه به خون آلوده است؟

 

 
۲- نمای کلی 

این مقاله نوشته پروفسور احمد القطامین، به نقد شدید لحن و محتوای اظهارات دونالد ترامپ در توصیف ایرانیان (با استفاده از واژگانی چون «اراذل» و «شرور») میپردازد. نویسنده این نوع زبان را نه یک توهین ساده، بلکه یک راهبرد سیاسی برای غیرانسانی جلوه دادن دشمن به منظور توجیه خشونت و حذف هرگونه امکان مذاکره یا تفاهم میداند.

نکته کلیدی مقاله، اشاره به ریاکاری و استانداردهای دوگانه در گفتمان سیاسی غرب است. نویسنده با قیاس رفتار رهبران اسرائیل (که به زعم او مرتکب جنایات جنگی، کشتار جمعی، اشغالگری و استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح شده اند) با توصیفات ترامپ، استدلال میکند که اگر معیار «شر»، نتایج و تعداد قربانیان باشد، مصداق واقعی شر، خود رهبران اسرائیل هستند، نه ایران. او به تغییر لحن رسانه ها و سیاستمداران غربی در قبال اسرائیل اشاره میکند که در آن جنایات به «دفاع مشروع» و «نیازهای امنیتی» تعبیر میشود.

در نهایت، نویسنده این وضعیت را نشانه یک بحران اخلاقی عمیق در نظام بین الملل میداند که در آن اقتدار اخلاقی بر اساس منافع سیاسی و اتحادها توزیع میشود، نه بر اساس اقدامات انسانی یا حقوق بین الملل. او تأکید دارد که هدفش دفاع از ایران نیست، بلکه محکوم کردن نژادپرستی پنهان در پس این ادبیات و نفی انحصار معصومیت برای اسرائیل است.

 
۳- جان کلام و تحلیل

جان کلام:
 جان کلام مقاله در این جمله خلاصه میشود: «شرور واقعی کسی نیست که بد ذات و خبیث توصیف میشود، بلکه کسی است که توانایی کشتن دارد و سپس توقع تشویق جهان را دارد.» به عبارت دیگر، قدرت و حمایت سیاسی، تعریف «خوب» و «بد» را در عرصه بین الملل تعیین میکند، نه حقیقت یا اخلاقیات ذاتی. نویسنده تلاش دارد نشان دهد که اتهامات اخلاقی (مانند شرور خواندن دیگران) معمولاً توسط قدرتمندترین بازیگران عرصه بین الملل برای پوشش دادن جنایات خودشان یا متحدانشان به کار میرود.

 

تحلیل و نقد محتوایی:

۱. نقد زبانشناسی سیاسی: نویسنده به درستی به خطر «زبان غیرانسانی سازی» اشاره میکند. در علوم سیاسی و روانشناسی اجتماعی، این دقیقاً اولین گام برای توجیه نسل کشی و جنایات جنگی است. وقتی به یک گروه «اراذل» یا «حشرات» گفته شود، کشتن آنها از نظر روانی برای مهاجم و افکار عمومی آسانتر میشود. این یک هشدار جدی درباره خطر این گفتمان افراطی است.

۲. استدلال مقایسه ای: نقطه قوت مقاله، استفاده از استدلال «پس تو چطور؟» به شیوه ای ساختار یافته است. نویسنده با آوردن مصادیق عینی از اقدامات اسرائیل، نشان میدهد که اگر شر با معیارهای رفتاری سنجیده شود، متهم اصلی باید خود اسرائیل باشد. این استدلال، نقاب اخلاقی از چهره گفتمان غربی برمیدارد و آن را به چالش میکشد.

۳. نظام بین الملل و ریاکاری: تحلیل نویسنده به یکی از ریشه دارترین معضلات روابط بین الملل اشاره دارد: نبود یک مرجع بیطرف برای قضاوت اخلاقی. نظام جهانی بر پایه قدرت (Power) استوار است، نه حقوق (Rights). به همین دلیل، جنایات متحدان با چشم پوشی مواجه شده و کوچکترین خطای دشمنان، بزرگنمایی میشود. این نقدی است که بسیاری از حقوقدانان بین الملل و منتقدان سیاست خارجی آمریکا نیز بر آن صحه می گذارند.

 


 پروفسور دکتر احمد القطامین

۱۸ تیر ۱۴۰۵

۹ ژوئیه ۲۰۲۶

تارنمای رای الیوم

برگردان، نمای کلی و تحلیل سید علی اصغر شهدی 

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118026کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ