در فرهنگ اسلامی و ایرانی نیز وداع با شخصیتهای بزرگ، تنها ابراز اندوه نیست؛ بلکه تجدید عهد با آرمانها و ارزشهایی است که آنان نمایندگی میکردهاند. استمرار یک اندیشه، بیش از آنکه به حضور یک فرد وابسته باشد، به میزان پایبندی جامعه به آن اندیشه بستگی دارد.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در تاریخ ملتها، برخی آیینهای جمعی فراتر از یک مراسم سوگواری، به لحظهای سرنوشتساز در بازتعریف هویت ملی و بازسازی سرمایه اجتماعی تبدیل میشوند. تشییع و بدرقه رهبران دینی، سیاسی و اجتماعی، صرفاً وداع با یک شخصیت نیست؛ بلکه صحنهای است که در آن، خاطره تاریخی یک ملت، احساس تعلق جمعی و پیوند میان گذشته، حال و آینده به نمایش درمیآید. از همین رو، جامعهشناسان و اندیشمندان علوم سیاسی، اینگونه اجتماعات را صرفاً یک رخداد احساسی تلقی نمیکنند، بلکه آن را نمادی از قدرت نرم، انسجام اجتماعی و ظرفیت بسیج ملی میدانند.
هرگاه ملتی درمقاطع حساس تاریخ، فارغ از تفاوتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، درکنار یکدیگرقرارگیرند، پیام نخست آن، استحکام پیوندهای درونی جامعه است. حضور گسترده مردم در آیینهای ملی و مذهبی، اگر از بطن باورها و احساس مسئولیت اجتماعی برخاسته باشد، میتواند شکافهای اجتماعی را کاهش دهد، اعتماد عمومی را تقویت کند و سرمایه اجتماعی را افزایش دهد؛ سرمایهای که در شرایط دشوار، ارزش آن کمتر از سرمایه اقتصادی یا نظامی نیست.
تاریخ ملتها را تنها جنگها، معاهدات و تحولات سیاسی رقم نمیزنند؛ گاه یک اجتماع عظیم مردمی، یک آیین وداع یا یک سوگ ملی، به اندازه دهها نبرد و صدها توافق سیاسی، در بازآرایی قدرت ملی و بازتعریف هویت تاریخی یک کشور اثرگذار است. برخی رخدادها، اگرچه در ظاهر رنگ و بوی عاطفی دارند، اما در لایههای عمیقتر، حامل پیامهای جامعهشناختی، فرهنگی، روانشناختی و راهبردیاند؛ پیامهایی که نهتنها مخاطب داخلی، بلکه بازیگران منطقهای، قدرتهای جهانی و مراکز تصمیمسازی بینالمللی نیز آنها را با دقت رصد و تحلیل میکنند.
در ادبیات نوین علوم سیاسی، قدرت ملی دیگر صرفاً در شمار تجهیزات نظامی، حجم اقتصاد یا گستره قلمرو سرزمینی خلاصه نمیشود. تجربه دهههای اخیر نشان داده است که ملتهایی با سرمایه اجتماعی بالا، هویت فرهنگی مستحکم، اعتماد عمومی، انسجام ملی و آمادگی روانی برای عبور از بحرانها، از ظرفیت بیشتری برای حفظ امنیت، مدیریت بحران و تأمین منافع ملی برخوردارند. به همین دلیل، در نظریههای جدید امنیت ملی، از «تابآوری اجتماعی» و «انسجام ملی» بهعنوان دو مؤلفه بنیادین بازدارندگی یاد میشود.
از این منظر، آیینهای بزرگ ملی و مذهبی را نمیتوان صرفاً گردهماییهایی احساسی دانست. این اجتماعات، عرصه ظهور و بازتولید سرمایه اجتماعیاند؛ جایی که جامعه، روایت مشترک خود از تاریخ، هویت و آینده را بازخوانی میکند و احساس تعلق به یک سرنوشت مشترک را تقویت میسازد. هنگامی که میلیونها انسان حول یک نماد مشترک گرد هم میآیند، آنچه به نمایش درمیآید، تنها حضور فیزیکی افراد نیست؛ بلکه ظهور اراده جمعی، اعتماد متقابل، همبستگی اجتماعی و آمادگی برای صیانت از منافع ملی است.
ازمنظر جامعهشناسی سیاسی، چنین مراسمی نمادتداوم حافظه جمعی نیزهست. ملتها با بزرگداشت شخصیتهایی که در شکلگیری هویت سیاسی یا فرهنگی آنان نقش داشتهاند، در حقیقت روایت تاریخی خود را برای نسلهای آینده بازخوانی میکنند. این بازخوانی، اگر با عقلانیت، وحدت و آیندهنگری همراه باشد، به انسجام ملی و افزایش تابآوری اجتماعی میانجامد.
باز تأکید می کنم از منظر جامعهشناسی سیاسی، چنین رخدادهایی بیانگر آن است که جامعه هنوز از ظرفیت تولید همبستگی برخوردار است. از منظر روانشناسی سیاسی، سوگ جمعی میتواند به جای آنکه جامعه را دچار انفعال کند، در صورت وجود سرمایه فرهنگی و رهبری نمادین، به عاملی برای افزایش احساس مسئولیت، تقویت اراده عمومی و ارتقای تابآوری ملی تبدیل شود. از منظر فرهنگ سیاسی نیز این آیینها حافظه تاریخی ملت را بازتولید کرده و ارزشهایی چون وفاداری، ایثار، مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی را به نسلهای بعد منتقل میکنند.
در عرصه سیاست داخلی نیز اجتماعات بزرگ مردمی، در صورت برخورداری از پشتوانه واقعی اجتماعی، نشاندهنده ظرفیت جامعه برای همبستگی در شرایط بحران است. کشورهایی که توانایی حفظ انسجام داخلی را دارند، در برابر فشارهای خارجی، جنگ روانی و عملیات رسانهای، از قدرت بیشتری برخوردارند. از این منظر، همبستگی ملی، خود بخشی از امنیت ملی محسوب میشود.
در سطح منطقهای و بینالمللی نیز آیینهای فراگیر ملی، همواره مورد توجه رسانهها و مراکز تحلیل قرار میگیرند. تحلیلگران، علاوه بر شمار شرکتکنندگان، به پیامهای نهفته در شعارها، نمادها، رفتار جمعیت و میزان انسجام اجتماعی توجه میکنند. از نگاه آنان، این اجتماعات میتواند تصویری از میزان همگرایی یا واگرایی جامعه، ظرفیت بسیج اجتماعی و استحکام ساختارهای سیاسی ارائه دهد؛ هرچند برداشت رسانههای مختلف، متناسب با رویکردها و منافع آنان، ممکن است متفاوت باشد.
در فرهنگ اسلامی و ایرانی نیز وداع با شخصیتهای بزرگ، تنها ابراز اندوه نیست؛ بلکه تجدید عهد با آرمانها و ارزشهایی است که آنان نمایندگی میکردهاند. استمرار یک اندیشه، بیش از آنکه به حضور یک فرد وابسته باشد، به میزان پایبندی جامعه به آن اندیشه بستگی دارد. از این رو، تاریخ نشان داده است که ماندگاری یک مکتب، در گرو آگاهی، مسئولیتپذیری و حضور فعال پیروان آن است.
در نهایت، هر مراسمی که بتواند به جای تعمیق شکافها، بر همدلی، انسجام، مسئولیتپذیری و امید به آینده بیفزاید، برای هر جامعهای سرمایهای ارزشمند به شمار میآید. ملتهای بزرگ، در بزنگاههای تاریخی، از دل اندوه نیز فرصت میسازند؛ فرصتی برای بازاندیشی، همبستگی و حرکت به سوی آیندهای که بر پایه وحدت، عقلانیت و منافع ملی استوار باشد.
اما شاید مهمترین بُعد این پدیده، جنبه راهبردی آن باشد. در جهان امروز، بازدارندگی صرفاً محصول قدرت سخت نیست؛ بلکه برآیند توان دفاعی، انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی، سرمایه فرهنگی، مشروعیت سیاسی و اراده ملی است. کشوری که جامعه آن در بزنگاههای تاریخی توان همگرایی، نظم و مشارکت را حفظ میکند، در محاسبات راهبردی بازیگران خارجی نیز بهعنوان جامعهای با ظرفیت بالای مقاومت و تحمل فشار شناخته میشود. از اینرو، هرچه سرمایه اجتماعی و تابآوری ملی افزایش یابد، هزینه اعمال فشار خارجی نیز افزایش خواهد یافت.
بر همین اساس، این نوشتار کوشید با بهرهگیری ازرهیافتهای جامعهشناسی سیاسی، روانشناسی سیاسی، مطالعات فرهنگی و نظریههای نوین امنیت ملی، نسبت میان آیینهای بزرگ ملی با سرمایه اجتماعی، تابآوری، بازدارندگی و قدرت ملی را واکاوی کند و نشان دهد که چگونه یک اجتماع فراگیر، در صورت برخورداری از پشتوانه اجتماعی، میتواند به بخشی از مؤلفههای قدرت نرم و حتی قدرت راهبردی یک کشور تبدیل شود.

دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118023