خلیج فارس تنها یک جغرافیای آبی نیست؛ بلکه «شاهراه اعصاب» اقتصاد بینالملل و کانون تلاقی قدرتهای جهانی در طول تاریخ بوده است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، پیام راهبردی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به مناسبت روز ملی خلیج فارس در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، در شرایطی صادر شد که منطقه پس از وقایع تلخ و سهمگین اسفندماه ۱۴۰۴ (تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی و شهادت رهبر فقید انقلاب)، اکنون در میانه یک نبرد سرنوشتساز موسوم به «جنگ رمضان» یا «جنگ تحمیلی سوم» قرار دارد. این پیام نه تنها یک موضعگیری سیاسی، بلکه «دکترین جدید امنیت دریایی ایران» است. در ادامه، به تحلیل جامع و پژوهشی این پیام در ابعاد مختلف آن خواهیم پرداخت.
خلیج فارس تنها یک جغرافیای آبی نیست؛ بلکه «شاهراه اعصاب» اقتصاد بینالملل و کانون تلاقی قدرتهای جهانی در طول تاریخ بوده است. این پهنه آبی که بیش از ۶۰ درصد ذخایر نفت و ۴۰ درصد منابع گاز جهان را در بطن خود دارد، امروز به «گلوگاه بقای غرب» بدل شده است. اهمیت خلیج فارس و به تبع آن تنگه هرمز در این است که هرگونه تپش نامنظم در آن، کل اندامواره جهان صنعتی را دچار سکته میکند. پیام ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ حضرت آیتالله مجتبی خامنهای، در حقیقت اعلام مالکیت قطعی بر این «قلب تپنده» است. ایشان با هوشمندی، خلیج فارس را نه یک منطقه جنگی، بلکه «قلمرو اقتدار ایران» توصیف کردند که در آن، متجاوز نه تنها راه پیشروی ندارد، بلکه در باتلاقی از محاسبات غلط خود گرفتار شده است.
خلیج فارس، مسیر انتقال نفت کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات متحده عربی است؛ به همین سبب، منطقهای مهم و راهبردی بهشمار میآید.
آبراه خلیج فارس یکی از مهمترین مسیرهای دریایی است که نه تنها در آسیا بلکه در سراسر جهان از اهمیت خاصی برخوردار است.نام خلیج فارس با تمدن چندین هزار ساله ایرانی پیوند دارد و از دوران باستان تاکنون هیچ دریایی هم چون خلیج فارس مورد توجه زمین شناسان،باستان شناسان،مورخان،بازرگانان،جهانگردان و سیاستمداران نبوده است.
موقعیت و شرایط جغرافیایی نقشی مهم و تعیین کننده در شکل دادن تجارت،اقتصاد و اوضاع اجتماعی خلیج فارس داشته است.این دریای نیم بسته از نظر وضع طبیعی و اقتصادی و موقعیت نظامی و سیاسی دارای ارزش بسزایی است.همان طور که حیات اقتصادی و اجتماعی بین النهرین به دو شاهرگ آبی آن یعنی دجله و فرات وابسته است و همان گونه که رود نیل نقش اصلی و کلیدی را در تاریخ مصر بازی می کند به همان نسبت خلیج فارس را می توان گلوگاه مهم و حیاتی تاریخ و تمدن و اقتصاد ایران دانست.
آبراه خلیج فارس و درآمدهای اقتصادی آن در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود سهم عمده ای در رونق بازار معیشتی ایران و کشورهای همسایه خود داشته است و در حال حاضر نیز بخش اعظم درآمد کشورهای حاشیه ی آن از فروش فرآورده های متنوع خلیج فارس بدست می آید و از این نظر منبع اصلی درآمد این کشورها محسوب می شود.
اهمیت این آبراه در صحنه سیاسی و اقتصادی جهان تنها به دلیل وجود ذخایر طبیعی آن نیست بلکه عامل اصلی موقعیت جغرافیایی این آبراه است.خلیج فارس در قلب خاورمیانه مرکز دنیای قدیم قرار دارد و از این نظر حساس ترین نقطه ی دنیای قدیم و جدید محسوب می شود و هرگونه تحولی که بر اثر عوامل بیرونی و درونی در این منطقه شکل گیرد کم و بیش پیامدهایی برای قاره های آسیا،اروپا و آفریقا خواهد داشت.به جرات می توان گفت که نقش کانونی و محوری این منطقه در تحولات سیاسی و اجتماعی خاورمیانه موقعیت ویژه و خاص به آن بخشیده است.
اگرچه دریای پارس نام خود را از قوم پارس که در حدود 800 ق.م در خوزستان و فارس حکومت می کردند گرفته است اما برای نخستین بار نام این دریا در متون عاشوری آمده است.
از تمدن ایلامی در هزاره سوم قبل از میلاد که قلمرو آن از شوش شروع می شد و تا کرانه های شمالی خلیج فارس و بوشهر کنونی (لیان قدیم) گسترش می یافت،سنگ نبشته های بدست آمده که بیانگر توجه ایلامی ها به خلیج فارس است.دولت ایلام نخستین دولتی بود که از این آبراه مهم استفاده کرد و لیان در آن زمان یکی از مراکز مهم فرهنگی و تجاری خلیج فارس به شمار می رفت.این شهر تاریخی پل ارتباطی ایلامی ها با نواحی اقیانوس هند و جنوب شرقی آسیا بود.
در هزاره سوم پیش از میلاد سه بندر مهم بحرین،عمان و لیان (بوشهر کنونی) مثلث اصلی تجارت دریایی در خلیج فارس و نواحی مجاور آن را تشکیل می داده اند.
رقابت بنادر و جزایر خلیج فارس و دریای مدیترانه که از هزاره ی سوم پیش از میلاد شروع شده بود با قدرت گرفتن مادها و پارس ها در قرن هفتم پیش از میلاد وارد دوره ی جدیدی شد.
گسترش مرزهای ایران از دوره ی مادها به این سو و توسعه آن به طرف دریای مدیترانه توجه پادشاهان ایران را به دریانوردی و امور تجارت دریایی بیش از پیش افزایش داد.در این میان پادشاهان هخامنشی توجه ویژه ای به خلیج فارس نشان دادند به گونه ای که در تمام دوران حاکمیت آنان بر فلات ایران و کرانه های خلیج فارس سیطره دریایی آنان تا مدیترانه و اقیانوس هند نیز کشیده شد.
در دوران هخامنشیان آبادیها و شهرهای کرانه ای خلیج فارس بدلیل واقع شدن ایالت فارس که در واقع مهمترین نواحی پس کرانه ای خلیج فارس بود از اهمیت فراوانی برخوردار شد.پادشاهان هخامنشی توجه ویژه ای به تجارت دریایی از طریق راه آبی خلیج فارس نشان دادند و همین امر موجب رشد و شکوفایی شهرها و آبادیهای ساحلی خلیج فارس شد.دوره ی هخامنشیان را بایستی عصر تسلط بی چون و چرای ایرانیان به خلیج فارس دانست.
در کتیبه ای که از داریوش هخامنشی در تنگه سوئز مصر یافت شده عبارتی با مضمون دریای پارس یافت شده که بر اهمیت این دریا در طول تاریخ متمادی خویش می افزاید . تقریبا اکثر مورخان و جغرافی دانان یونانی به نام خلیج فارس در آثار خود اشاره نموده اند .
پس از فروپاشی امپراتوری هخامنشیان برتری ایرانیان تا مدت ها در خلیج فارس کاهش یافته و با روی کار آمدن مجدد امپراتوری اشکانیان تا حدودی سیطره ایرانیان بر خلیج فارس احیا شد.به طوری که بسیاری از نواحی ساحلی در این دوران رونق و شکوفایی پیشین خود را بدست آوردند.پس از اشکانیان،خلیج فارس و کرانه ها و بنادر آن در دوره ی ساسانی پر رونق ترین دوران خود را در ایران باستان سپری می کرد به گونه ای که به یکی از مراکز اصلی و مهم دریانوردی و کانون اصلی تبادلات دریایی مبدل گردید.
مهمترین عامل توسعه اقتصادی ساسانیان تسلط بر خلیج فارس و بنادر و جزایر آن بود.در دوران ساسانیان شهرها و بنادر مهمی چون سیراف،توج،ریشهر(ریواردشیر) از کانون های اصلی تجارت دریای خلیج فارس بودند که با نواحی مختلفی چون هندو چین شرق،آفریقا،مبادلات تجاری و بازرگانی داشتند.شواهد تاریخی نشان می دهد که انتقال قدرت از ساسانیان به مسلمانان در قرون نخستین اسلامی تاثیر چندانی بر ساختار اقتصادی خلیج فارس بر جای نگذاشت.بنادر و جزایر خلیج فارس پس از سقوط ساسانیان همچنان به حیات اقتصادی خود ادامه دادند و در مبادلات اقتصادی منطقه شرکت داشتند به طوری که این مناطق طی سه قرن نخستین اسلامی همچنان رشد و شکوفایی خود را حفظ نمودند.
در قرون نخستین اسلامی بندر سیراف به یکی از مهمترین بنادر ایران در خلیج فارس مبدل گردید.ارتباط با نواحی مختلفی چون شرق آفریقا،هندوستان و چین در عرصه ی تجارت و بازرگانی که با تسامح و مدارای ویژه ای همراه بود این بندر را به یکی از مهمترین بنادر خلیج فارس تبدیل نمود.بندر سیراف یکی از یادگارهای گران بهای دوران درخشش و اوج تجارت دریایی ایران به شمار می رود.
سیراف شناسنامه تاریخ دریانوردی ایران و معرف بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی سرزمین هاست.حیات اقتصادی و اجتماعی این بندر مهم و مشهور در دوران رونق و شکوفایی بیانگر تمدنی درخشان و پویا از دوره ی ساسانی تا چند قرن بعد از اسلام تداوم داشته است.این شهر زادگاه بزرگترین دریانوردان ایرانی،دریانوردانی چون سلیمان سیرافی و ابوزید سیرافی ست که زندگی آنان با امواج خروشان دریا و زندگی بر روی آن عجین بوده است.
دریانوردان سیرافی خود را متعلق به دریا و خلیج فارس می دانستند و برای آنان کشتی خانه و دریا کاشانه ای امن محسوب می شد.
این دریانوردان با اراده و عزم راسخی که از خود نشان می دادند طبیعت خشک و خشن بندر سیراف را که از آن به دروازه ی جهنم تعبیر می شد را به محوری امن،با شکوه و پر رونق تبدیل نمودند.سلمان سیرفی و ابوزید سیرافی و صدها دریانورد مشهور دیگر که از این شهر و بندر تاریخی برخاسته اند تداوم بخش تبادلات تجاری دریای بین خلیج فارس تا دورترین نقاط شرق به شمار می رفتند.
این دریانوردان دریادل بار سنگین و طاقت فرسای میراث کهن تمدنی بزرگ را با خود در اقیانوس ها و دریاها جابه جا نموده و همچون سفیران فرهنگی پیام رسانان واقعی فرهنگ و تمدن ایران در شرق دور به شمار می رفتند.
در قرون نخستین اسلامی نیز با وجود سقوط امپراتوری ساسانیان ،تجارت و بازرگانی خلیج فارس بدون هیچ گونه خللی به روند صعودی خود ادامه داد. تنها و تنها این گفتمان حاکم بر خلیج فارس بود که در یک جابه جایی و انتقال قدرتی که با فروپاشی امپراتوری ساسانیان صورت پذیرفت گفتمان اندیشه ایران شهری جای خود را به گفتمان جدید یعنی اسلامی داد .
در این زمان ارتباط با نواحی مختلفی چون شرق آفریقا ، شبه قاره هندوستان ، آسیای شرقی و چین کماکان بر همان روال پیشین به کار خود ادامه داد . جضور و فعالیت کشتی های تجاری و دریانوردان پارسی در چین که عمدتا از نواحی سیراف بودند تأثیرات فرهنگی و سیاسی و اقتصادی فراوانی از خود بر جای گذاشت .
حضورتجار سیرافی در چین به اندازه ای بود که چینی ها عمدتا کشتی های سیرافی را با نام \" پوسی \" که مخفف پارسی بود می شناختند . ایجاد کلنی و مناطق مهاجر نشین پارسی در چین نتیجه و رهاورد بازرگانی و تجارت بود که از قِبَلِ آن مذهب اسلام نیز در چین و به ویژه بندر تجاری کانتون گسترش یافت . لازم به ذکر است که عمده ترین مسیرهای تجاری از طریق سیراف به شبه قاره هند ، سیلان و چین و همینطور شرق آفریقا منتهی می شده است .
با افول و سقوط سیراف در قرن چهارم هجری بار دیگر شاهد جابه جایی کانون های تجاری در خلیج فارس هستیم.پس از سیراف کانون تجاری خلیج فارس در ابتدا به کیش منتقل و پس از مدتی نیز با قدرت گیری ملوک هرمز از کیش به جزیره ی هرمز منقل گردید/
ملوک هرمز که از نژادگان ایرانی بودند تا مدت زمانی نزدیک به دو قرن تجارت و دریانوردی خلیج فارس را تحت کنترل خود داشتند و با مدیریت خود بر رونق و شکوفایی خلیج فارس افزودند.رفته رفته با اکتشافات جدید جغرافیایی و حضور بر قدرت های خارجی همچون پرتغالی ها در خلیج فارس در کنار عوامل درونی قدرت ملوک هرمز کاهش یافته و سرانجام در این زمان که همزمان با دوران حکومت سلسله صفوی در ایران بودند هرمز و جزایر ایرانی خلیج فارس تحت اختیار پرتغالی ها قرار گرفت.
در زمان حکومت صفویه حاکمیت ایران به دلیل عدم ثبات سیاسی و اقتصادی موجود در نواحی داخلی ایران در خلیج فارس متزلزل گردید و این آبراه مهم تا مدت ها تا بهنگام قدرت گیری شاه عباس کبیر در اختیار نیروهای پرتغالی مستقر در خلیج فارس بود.خلیج فارس در این زمان مورد توجه اکثر قدرت های استعماری آن زمان از جمله انگلستان،پرتغال،هلند و فرانسه قرار گرفته بود.
شاه عباس که به رونق و شکوفایی تجارت در خلیج فارس آگاه بود با به کارگیری سیاست های خاص خود توانست به کمک نیروهای انگلیسی و با فرماندهی امام قلی خان در سال 1031 هجری قمری جزیره هرمز را تصرف و برای همیشه نیروهای پرتغالی را این جزیره بیرون براند.
نبرد هرمز موجب استقرار حاکمیت سیاسی ایران بر خلیج فارس و مایه سرافرازی و سربلندی ملت شد.پس از سقوط هرمز کانون تجاری ایران در خلیج فارس به تدبیر شاه عباس از هرمز به گمبرون که نامش را به بندرعباس تغییر داد تغییر مکان داد و بندرعباس تا پایان حکومت صفویه به اصلی ترین کانون تبادلات اقتصادی ایران و خلیج فارس مبدل شد به نحوی که اکثر دول اروپایی دراین شهردفاتر تجاری خودرا مستقرکرده بودند.دولت هایی چون هلند، فرانسه، انگلستان از جمله این دولت ها بودند.
از سقوط صفویه تا به قدرت رسیدن نادرشاه در ایران خلیج فارس نیز گرفتار بحران های سیاسی و اقتصادی گردید.هجوم قبایل مختلف اعراب از سواحل جنوبی به سواحل شمالی خلیج فارس و نا امنی های روزافزون تا به دوران قدرت گیری سلسله ی افشاریه و نادر ادامه داشت.در دوران حکومت نادرشاه بر ایران خلاء و ضعف حاصل از فقدان ناوگان دریایی ایران بر خلیج فارس نادرشاه را به فکر تاسیس نیروی دریایی در خلیج فارس به مرکزیت بندر بوشهر انداخت از همین روی بندر بوشهر در ابتدا نادریه و سپس ابوشهر نامیده شد.
در دوران حکومت افشاریه با سیاست های به کار گرفته از سوی نادرشاه ، بندر بوشهر به مهمترین پایگاه نظامی و دریایی ایران در خلیج فارس تبدیل گردید که ازاین بندر برای سرکوب شورش های اعراب عمان ، مسقط و اعراب هوله استفاده می شد.
سیاست های نادرشاه پس از سقوط و قتل وی در خلیج فارس متوقف گردید و با روی کار آمدن سلسله زندیه و قدرت گیری کریم خان زند بار دیگر خلیج فارس در کانون توجهات حکام وقت قرار گرفت که این اهمیت و توجه چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی با محوریت بندر بوشهر تا به دوران قاجاریه تداوم می یابد . خلیج فارس در دوران قاجاریه که همزمان با تحولات شگرفی در عرصه ، سیاسی، اقتصادی و صنعتی همراه بود با مرکزیت بندر بوشهر به کانون اصلی تبادلات تجاری و پایگاه اصلی نظامی ایران و همچنین ایجاد و ائعاده امنیت در خلیج فارس تبدیل گردید.
تغییرات و تحولات بوجود آمده در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی خلیج فارس و بویژه بندر بوشهر را به مهمترین دروازه تجاری و همچنین فکری و اندیشه ای ایران از طریق دریا تبدیل می کند . آنگونه که از منابع تاریخی استناد می گردد بوشهر و خلیج فارس درین مقطع تاریخی از تراز تجاری مثبتی بهره مند بوده اند.
حضور قدرت های بین المللی روس و انگلستان در خلیج فارس این آبراهه استراتژیک را به محلی برای تعامل و تقابل این قدرت ها برای سیطره هرچه بیشتر بر ایران تبدیل نموده بود . تأسیس 9 کنسولگری فعال در بوشهر و سیطره و نفوذ کنسولگری انگلستان در بوشهر تا پایان حکومت قاجار در ایران نشان از اهمیت خلیج فارس و بوشهر در معادلات قدرت های خارجی دارد .
خلیج فارس در عرصه روابط بین الملل روز به روز اهمیت بیشتری می یابد و این روند از گذشته های دور تا کنون بسته به شرایط خاص زمانی و مکانی تا به امروز ادامه داشته است . نقش خلیج فارس بدون شک از اوایل قرن بیستم به دلیل اکتشاف نفت و نقش بی بدیل آن در تأمین انرژی ، مواد پتروشیمی و حیات اقتصادی تمامی جوامع و به خصوص با عنایت به تمدن صنعتی کنونی موجب شده است تا بیش از پیش اهمیت یابد و عملا آحاد بشر در سراسر کره زمین با خلیج فارس به نحوی پیوند داشته باشند.
حجم عظیم ذخایر نفت و گاز در منطقه خلیج فارس و نیز تجارت گسترده ای که مستقیم یا غیر مستقیم با آن مرتبط است نشان می دهد که دردهه آینده باز هم این دریا مهمترین نقطه ژئواکونومیک و ژئو استراتژیک جهان خواهد بود.
نفت خلیج فارس همچنان که تأمین کننده انرژی برای جهان صنعتی است تأمین کننده درآمد برای دولت های پیرامون آن نیز هست . لذا اهمیت خلیج فارس را باید در قدم اول برای ملت های پیرامونی آن دانست و بر همین اساس است که بیش از همه ملت های جهان ، ملل پیرامون خلیج فارس هستند که نسبت به مسائل تاریخی و فرهنگی خلیج فارس حساسیت نشان می دهند.
برای جوامعی که به دور از خلیج فارس هستند نیز نکته مهم خرید نفت و حضور در بازارهای مبادله کالاست که همه این عوامل دست به دست هم داده و خلیج فارس را مبدل به یکی از فعال ترین کانون های اقتصاد و سیاست جهانی کرده است.
پیام ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ در شرایطی صادر شد که نظام بینالملل شاهد یکی از بحرانیترین مقاطع تاریخی خود است.حدود دو ماه ازآغازتهاجم همه جانبه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی (در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶/ شنبه 9 اسفند 1404) میگذرد؛ نبردی که با هدف «اسقاط نظام» و «قطع سر استراتژیک مقاومت» آغاز شد، اما اکنون به یک جنگ فرسایشی در اعماق خلیج فارس و دریای عمان بدل شده است. رهبرمجاهد انقلاب دراین پیام، با عبور از فضای «دفاعی محض»، از «فصل نوین» سخن میگوید؛ این یعنی ایران نه تنها شوک اولیه جنگ را پشت سر گذاشته، بلکه اکنون در مقام «قانونگذار و مدیر جدید گذرگاههای آبی» ظاهر شده است.
در لایه سیاسی، این پیام حاوی چند گزاره راهبردی است:
* پایان هژمونی آمریکا: تأکید بر «بساط برچیدن سوءاستفاده دشمن» به معنای اعلام رسمی پایان دوران «امنیت وارداتی» در منطقه است. ایران با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در جنگ رمضان، ثابت کرد که چتر حمایتی واشینگتن بر سر کشورهای منطقه، پوشالی است.
* مشروعیتبخشی به رهبری جدید: صدور چنین پیام مقتدرانهای در اوایل دوران زعامت حضرت آیتالله مجتبی خامنهای، نشاندهنده انسجام کامل ساختار قدرت و نیروهای مسلح در اجرای فرامین فرماندهی کل قواست.
* نظم جدید منطقهای: استفاده از واژه «همسرنوشت» برای همسایگان، پیامی دوگانه است؛ دعوت به همکاری برای امنیت بومی و هشدار به کشورهایی که خاک خود را در اختیار متجاوز قرار میدهند.
این بخش از پیام، چالشبرانگیزترین بخش برای حقوقدانان بینالمللی است. رهبر انقلاب از «قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید» سخن میگویند که مبانی آن عبارتند از:
* حق دفاع مشروع (ماده ۵۱ منشور ملل متحد): با توجه به تجاوز نظامی آشکار علیه ایران، تهران اِعمال کنترل بر تنگه هرمز را نه یک اقدام ایذایی، بلکه ابزاری برای دفاع مشروع میداند.
* حق حاکمیت برآبهای سرزمینی: ایران در این دکترین جدید، از «عبوربیضرر» (Innocent Passage) فراتر رفته و با استناد به وضعیت جنگی، عبور هرگونه شناور متعلق به کشورهای متخاصم (آمریکا و شرکا) را غیرقانونی قلمداد میکند. این «مدیریت جدید» به معنای آن است که تنگه هرمز دیگر یک راه آبی آزاد برای متجاوزان نیست، بلکه تحت حاکمیت کامل قضایی و نظامی ایران اداره میشود.
در حالی که آمریکا با «محاصره دریایی» به دنبال قطع صادرات نفت ایران بود، پیام رهبری بر «مواهب اقتصادی که دل ملت را شاد میکند» تأکید دارد:
* تحریم معکوس: ایران با کنترل تنگه هرمز، عملاً جهان غرب را با کمبود انرژی و جهش قیمت نفت به بالای ۱۴۰ دلار روبرو کرده است. به اذعان کارشناسان بین المللی چه بسا با لجاجت ترامپ در ادامه محاصره دریایی در تنگه هرمز و عدم پذیرش شکست در برابر ایران و عدم تمکین در برابر قبول طرح ده ماده ای ایران برای پایان جنگ؛ جهان باید منتظر 200دلاری شدن قیمت نفت و سایر حامل های انرژی باشد.
* عوارض حاکمیتی: اشاره به مدیریت جدید میتواند شامل طرحهای اقتصادی نظیر وضع عوارض عبور از تنگه برای کشتیهای تجاری باشد که طبق برخی برآوردها، منبع درآمدی میلیاردی برای ایران در شرایط جنگی فراهم میکند.
* امنیت غذایی جهانی: با توجه به عبور محصولات حیاتی نظیر کودهای شیمیایی، ایران از این اهرم برای فشار بر متحدان آمریکا جهت توقف حمایت از تجاوز استفاده میکند.
پیام رهبر معظم انقلاب در میانه «جنگ رمضان»، در حقیقت ترسیمگر نقشه راه «ایرانِ پس از پیروزی» است. این پیام زمانی صادر میشود که جبهه استکبار از فاز تهاجمی اولیه به فاز «تلاش برای بقا» سقوط کرده است. آثار این پیام را باید درسه حوزه و عرصه داخلی، منطقهای و بینالمللی در بستر استیصال دشمن و بازگشت عزت ملی مطالعه کرد.
* پایانی بر تمام تردیدها: در داخل ایران؛این پیام، پایانی بود بر تمامی تردیدهایی که دشمن سعی داشت پس از وقایع تلخ 9 اسفند ۱۴۰۴ در دل ملت ایجاد کند.
* پاسخ به مطالبات عمومی: ملت ایران که در ۴۷ سال گذشته تحت سختترین تحریمها و جفاها بوده، اکنون میبیند که «دست برتر» را در میدان دارد. این پیام حس «اقتدار ملی» را تقویت کرد؛ چرا که مردم شاهدند که گلوگاه دشمن در دست فرزندان آنهاست.
* تثبیت دکترین جدید: پیام نشان داد که مدیریت جدید نظام در اوج بحران، نه تنها منفعل نیست، بلکه با شجاعت تمام، قواعد بازی را تغییر داده است. این امر باعث انسجام بیسابقه میان ملت و حاکمیت در تحمل سختیهای جنگ شد.
منطقه اکنون شاهد یک «چرخش بزرگ» (Great Pivot) است. کشورهایی که در طول دهههای گذشته، خاک و امکانات خود را به پایگاه دشمن تبدیل کرده و به آرمانهای اسلامی و همسایگی جفا کرده بودند، اکنون در برابر یک واقعیت عریان قرار گرفتهاند. اکنون به دو اثر از آثار منطقه ای آن اشاراتی خواهیم داشت:
* سقوط اعتبار چتر حمایتی آمریکا: کشورهای منطقه میبینند که آمریکا حتی قادر به تأمین امنیت ناوهای خود در خلیج فارس نیست، چه رسد به حمایت از آنها.
* پشیمانی و «غلط کردن» استراتژیک: شاهد هستیم که کشورهایی که تا دیروز برای ایران خط و نشان میکشیدند، اکنون با درک اینکه ایران «ایمنکننده واقعی» منطقه است، از طریق واسطهها به دنبال باز کردن کانالهای دیپلماتیک هستند. آنها دریافتهاند که اگر ایران بخواهد، هیچ قطره نفتی از بنادر آنها به سلامت عبور نخواهد کرد؛ لذا پیام رهبری، آنها را از توهم قدرت غربی بیدار و به سمت «نظم بومی» سوق داد.
در سطح جهانی، این پیام یک «شوک فلجکننده» به بدنه دولتهای متخاصم بود. دواثر برجسته زیر می تواند از مهم ترین آثار بین المللی این پیام برشمرده شود:
* بحران بنزین و انرژی: با کنترل هوشمندانه تنگه هرمز توسط ایران، قیمت حاملهای انرژی در غرب به سطحی رسیده که اعتراضات معیشتی در شهرهای بزرگ اروپا و آمریکا به راه افتاده است. اعتراف صریح تحلیلگران غربی به اینکه «معیشت شهروندان ما در گرو اراده تهران است»، بزرگترین دستاورد این مقطع است.
* درماندگی در گرداب: دشمن که با هدف محاصره ایران آمده بود، اکنون خود در خلیج فارس محاصره شده است. ناوهای هواپیمابر که روزی ابزار ارعاب بودند، اکنون به «سیبلهای بزرگ» پهپادهای ایرانی تبدیل شدهاند. پیام رهبری با تأکید بر برچیدن بساط دشمن، در واقع اعلام پایانِ قرنِ آقاییِ ناوگانهای غربی بر آبهای مشرقزمین است.
۱. خلیج فارس موهبت الهی و نعمت بیبدیل خداوند است.
۲. خلیج فارس بخشی از هویت و تمدن کهن ملت ایران است.
۳. خلیج فارس مسیر حیاتی و منحصر به فرد اقتصاد جهانی از طریق تنگه هرمز و دریای عمان است.
۴. خلیج فارس همواره مورد طمع و طمعورزی قدرتهای بیگانه بوده است.
۵. بیگانگان اروپایی و آمریکایی بارها به این منطقه تجاوز کردهاند.
۶. ناامنیها و تهدیدهای مکرر برای خلیج فارس وجود داشته است.
۷. ملت ایران بیشترین ساحل را در خلیج فارس دارا است و بیشترین جانفشانیها را برای حفظ استقلال داشته است.
۸. اخراج پرتغالیها از خلیج فارس نمونهای بارز از مقاومت تاریخی ایرانیان است.
۹. آزادسازی تنگه هرمز نقطه عطف دیگری در دفاع از منطقه است.
۱۰. مبارزه ملت ایران علیه استعمار هلند و انگلیس نمونههایی شاخص هستند.
۱۱. حماسههای مقاومت در برابر استعمار انگلیس در تاریخ منطقه ثبت شده است.
۱۲. انقلاب اسلامی نقطه عطف مقاومتها و مقابله با مستکبران منطقه است.
۱۳. انقلاب اسلامی دست مستکبران را از خلیج فارس کوتاه کرده است.
۱۴. صلابت، هوشیاری و مجاهدت دلاورمردان منطقه در ۶۰ روز گذشته برجسته شده است.
۱۵. ملتهای منطقه دچار بیداری سیاسی و اجتماعی شدهاند.
۱۶. ایمنسازی خلیج فارس نیازمند مدیریت جدید تنگه هرمز است.
۱۷. مدیریت تنگه هرمز باید با رویکردی هوشمندانه و منطقهای صورت گیرد.
۱۸. ارزش استراتژیک خلیج فارس همچنان برای آینده منطقه مهم است.
۱۹. حفظ امنیت و ثبات در خلیج فارس برای تأمین منافع منطقهای و جهانی ضروری است.
۲۰. خلیج فارس سرمایهای راهبردی است که باید با همکاری منطقهای حفظ شود.

منابع:
۱. جمشیدی؛ محمد. تحلیل جابهجایی قدرت در خلیج فارس؛ از دکترین کارتر تا دکترین ۱۴۰۵. فصلنامه علمی-پژوهشی سیاست خارجی: دوره ۴۰، شماره ۱، تهران/ مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی. ۱۵ فروردین ۱۴۰۵.
۲. خامنهای؛ سیدمجتبی. پیام به مناسبت روز ملی خلیج فارس؛ اعلام فصل نوین حاکمیت دریایی ایران». پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشرآثارحضرت آیتالله خامنهای (Khamenei.ir). شناسه مطلب: ۱۰۴۰۵۰۲. ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵.
۳. سوزان؛کرولاین. شوک رمضان؛ چگونه تنگه هرمز به سلاح محاصره معکوس علیه غرب تبدیل شد؟. ترجمه م. صیاد. نشریه فارین افرز (Foreign Affairs)، نسخه آنلاین، ۲۰ آوریل ۲۰۲۶.
۴. عسگرخانی؛ ابومحمد. حق دفاع مشروع و رژیم حقوقی تنگه هرمز در وضعیت مخاصمه مسلحانه. مجله حقوقی بینالمللی، شماره ۷۴، تهران: معاونت حقوقی ریاست جمهوری، اردیبهشت ۱۴۰۵.
۵. گروه تحلیلگران انرژی گلدمن ساکس. گزارش ویژه: پیامدهای اقتصادی مدیریت نوین ایران بر قیمت جهانی حاملهای انرژی. وبگاه تحلیلی Goldman Sachs Insights، لندن، ۲۸ آوریل ۲۰۲۶.
۶. مرکزاسناد انقلاب اسلامی. گاهشمار ۴۷ سال جفای غرب و متحدان منطقهای علیه تمامیت ارضی ایران؛ از جنگ تحمیلی تا تجاوز ۲۰۲۶. کد آرشیو: ۸۸/ب-۱۴۰۵. تهران. اردیبهشت ۱۴۰۵.
۷. ولایتی؛علیاکبر. «فصل نوین دیپلماسی در خلیج فارس؛ پشیمانی جفاکاران و طلوع نظم بومی». روزنامه اطلاعات: شماره ۲۸۹۰۰، ص ۲، ۱۱ . اردیبهشت ۱۴۰۵.
8. حق پرست؛ گالیا. اهمیت خلیج فارس در گذر زمان، پایگاه خبری میراث آریا: ۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ / ۱۲:۳۸- کد خبر 1398020916.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117910