این تشییع بینظیر، پاسخی عملی به تهدیدات ترامپ و نتانیاهو بود و ثابت کرد که ایران، برخلاف محاسبات دشمنان، در بحرانیترین شرایط نیز از نظم، وحدت و پشتیبانی مردمی برخوردار است.
* چرا نتانیاهو جرات نکرد مراسم تشییع بزرگترین شهید تاریخ معاصر ایران را بمباران و در آن خرابکاری کند؟
* دو مردی که پایههای تغییرات بنیادین کنونی و سقوط موجودیت اسرائیل را گذاشتند، چه کسانی هستند؟
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، بیتردید، بنیامین نتانیاهو باید بزرگترین ناظر، از موضع ناامیدی، شکست، درماندگی و حتی ذلت، بر بزرگترین، طولانیترین و منظمترین مراسم تشییع پیکر شهید امام علی خامنهای بوده است؛ زیرا ترور او که به آن مباهات میکرد، نتایجی کاملاً معکوس به بار آورد. برجستهترین این نتایج این بود که نظام ایران از جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل قویتر و تابآورتر بیرون آمد و توانست قدرت نظامی، موشکها، برنامه و ذخیره هستهای خود را حفظ کند. مهمتر از آن، حضور بیش از صد هیئت بینالمللی در این مراسم تشییع بود، با میزبانی دهها میلیون شهروند ایرانی که «اسرائیل» به همراه آمریکای «فریبخورده» و «گمراه» بر روی آنها شرط بسته بود تا دست به یک «انقلاب» عظیم مردمی در اکثر شهرهای ایران بزنند تا نظام حاکم را سرنگون و نظام دیگری را روی کار آورند که مشخصهاش فرمانبرداری و وفاداری به اردوگاه آمریکایی-اسرائیلی بود.
این واقعیت که چهرههای مسئول ایرانی در روز اول تشییع در فضای باز، با آسمانی عاری از هرگونه هواپیما، پهپاد و میدانهایی عاری از هر گونه تانک، خودروهای زرهی و پرتابگرهای موشکی، صفوف عزاداران را رهبری میکردند، دروغ بودن ادعاهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را تأیید میکند که متعهد شده بود از این مراسم تشییع محافظت کرده و از اقدام رژیم اشغالگر اسرائیل برای ترور هر یک از این چهرهها، به ویژه دو چهره برجسته در مذاکرات، یعنی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و دکتر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، جلوگیری کند.
شاید حضور ژنرال احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، برای اولین بار در صفوف عزاداران در مراسم تشییع، تأیید کند که تصمیم کاملاً ایرانی بوده است. رهبری ایران بیش از یک بار و از طریق بیش از یک مقام ارشد تأکید کرده است که به هیچ وجه به دشمن آمریکایی اعتماد ندارد و در این زمینه حق هم دارد و فهرست بلندی از شواهد عملی و میدانی در این زمینه در اختیار دارد، زیرا پیامدهای هر گونه حمله به «جشنواره تشییع» از سوی اسرائیل و آمریکا از نظر سیاسی، نظامی و اقتصادی بسیار پرهزینه خواهد بود و جهان و امنیت آن را به جنگ جهانی سوم خواهد کشاند که هیچ کس نمیتواند فصلها یا نقطه پایان آن را پیشبینی کند.
بر اساس این منطق، ما به تکذیبیهای که دفتر نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، در مورد گزارشی که روزنامه نیویورک تایمز منتشر کرد و در آن گفته شده بود که ترامپ نگران ترور مذاکرهکنندگان ایرانی قالیباف و عراقچی توسط اسرائیل بوده و به همین دلیل به دلیل عواقب آن بر روابط دو طرف، به اسرائیل در مورد این اقدام هشدار داده است، تمایل داریم باور کنیم.
دولت تروریستی اسرائیل که در ترور رهبران سیاسی و نظامی عرب و اسلامی از شهید امام علی خامنهای گرفته تا پسرعمویش، شهید سید حسن نصرالله، رهبر «حزبالله»، و تا سومین سید، شهید ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور ایران، و دهها فرمانده نظامی ایرانی، لبنانی و فلسطینی تخصص دارد، نمیتواند یک شبه به یک بره ملایم تبدیل شود.
حقیقتی که نباید نادیده گرفته شود این است که اسرائیل امروز، اسرائیل دیروز نیست. اسرائیل امروز «هراسان» و «شکستخورده» است. همه برنامههای آن در برابر مقاومت و استواری ایران شکست خورده و اکثر و نه همه کارتهایش خنثی و دروغش آشکار شده است که آخرین آنها شرط بندی بر کشاندن آمریکا، ابرقدرت، به جنگی علیه ایران برای نابودی کامل آن و قدرت نظامی هستهای موشکی و آینده آن بود.
اسرائیلی که «عملیات نفوذ» به خاک لبنان و تجاوز مستقیم با صدها هواپیما به ایران برایش اقدامی آسان بود، این روزها اجازه ندازد حومه جنوبی بیروت، پایتخت، را با یک موشک هدف قرار دهد، زیرا به خوبی میداند که پاسخ مستقیم با صدها موشک دقیق و پهپادهای بسیار پیشرفته برای نابودی تلآویو، حیفا و دیمونا فوری خواهد بود.
این روند تغییر که هماکنون در منطقه آغاز شده است، تغییر بنیادین در موازنه و معادلات قدرت در منطقه «غرب آسیا» است که مرهون دو رهبر کلیدی و گروهی از متفکرین پیرامونی آنهاست:
اول: شهید امام سید علی خامنهای، رهبر فقید عالیمقام ایران، که پس از مرگ بنیانگذار آن، سید آیتالله خمینی، رهبری انقلاب ایران را بر عهده گرفت و دو فضیلت را در خود جمع کرد: رهبری سیاسی، نظامی و اجرایی با تصدی ریاستجمهوری برای چندین سال، و سپس رهبری معنوی به عنوان «امامت» اسلامی به عنوان رهبر عالیمقام و آیتالله. او تواناییهای هستهای را توسعه داد و کشورش را به یک قدرت در آستانه هستهای با ذخیرهای ۴۶۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای بالا تبدیل کرد. همچنین آن را به یک قدرت موشکی تبدیل کرد که صدها موشک و پهپاد بسیار پیشرفته در اختیار دارد. او یکی از پیروزمندترین چهرهها برای آرمان فلسطین، حامی آن و مبارزانش، مسلح کردن آنها به تمام سلاحها و تجهیزات مورد نیازشان، و تحکیم وحدت میدانها بود. او عمیقاً معتقد بود که آمریکا و اسرائیل منبع اصلی خطر برای امت اسلامی هستند و باید شکست داده شوند.
دوم: شهید یحیی سنوار و همرزمانش، آن نابغههایی که حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ یا «طوفانالاقصی» را برنامهریزی، مهندسی و اجرا کردند، که حرمت شهرکها و شهرهای اسرائیلی را در هم شکست و از مرزهای مستحکم به دوربینها و سیمهای برق در بزرگترین عملیات نفوذ اطلاعاتی-نظامی در تاریخ منطقه عبور کرد که تنها با عبور ارتش بزرگ مصر از خط بارلو در ماه رمضان اکتبر ۱۹۷۳ قابل مقایسه است.
البته ما این دو مرد بزرگ را با هم مقایسه یا برابر نمیدانیم، بلکه تأکید میکنیم که آنها فرزندان یک مسیر یکپارچه هستند که در اعماق ایمان اسلامی و تاریخ مقاومت و عزت ریشه دارد، مسیری در راه کرامت و پیروزی. مرحله دوم، عمیقتر و بزرگتر مقاومت در برابر استعمار آغاز شده و با آن، روند تغییر بنیادین آغاز شده است که نقشههای منطقه غرب آسیا و آفریقا را بر اساس دیدگاه اسلامی و عربی بازطراحی خواهد کرد. اما نتانیاهو که تنها یک حباب بود زمانی که چند ماه پیش تهدید به انجام این کار کرد و قول ایجاد اسرائیل بزرگ را داد، اولین قربانی این تغییر و موجودیتش خواهد بود. او هماکنون به دنبال عقبنشینی «با احتیاط» بدون اینکه شکستخورده به نظر برسد، است، اما سرنوشت قطعی او زندان است، اگر زنده بماند... زمان این را خواهد گفت.
نویسنده (عبدالباری عطوان) در این یادداشت، با تمرکز بر مراسم تشییع عظیم و کم نظیر «امام شهید علی خامنهای»، سه محور اصلی را دنبال میکند:
۱. شکست راهبردی اسرائیل و آمریکا: با وجود ترور، ایران نه تنها تضعیف نشده، بلکه با نمایش وحدت ملی و حضور میلیونی و همچنین حفظ توان موشکی و هستهای، قویتر ظاهر شده است. نتانیاهو و ترامپ در محاسبات خود مبنی بر وقوع شورش داخلی در ایران، کاملاً اشتباه کرده اند.
۲. نقش دو شخصیت محوری در تغییر معادلات:
* شهید علی خامنهای: به عنوان معمار قدرت چندوجهی ایران (هستهای، موشکی، و محور مقاومت) و حامی بیچون و چرای فلسطین.
* شهید یحیی سنوار: به عنوان طراح عملیات طوفانالاقصی که امنیت اسرائیل را برای همیشه دگرگون کرد.
۳. آغاز عصر جدید در غرب آسیا: نویسنده معتقد است که موازنه قدرت به نفع جبهه مقاومت تغییر کرده و اسرائیل امروز در موضع ضعف و هراس است و هرگونه حمله به مراسم تشییع، می توانست پاسخ کوبنده و فوری ایران را به دنبال داشته باشد.
تشییع عظیم، نشانه بلوغ سیاسی و شکست پروژههای روانی و نظامی دشمن است و مسیر «زوال اسرائیل» با رهبری این دو شهید (خامنهای و سنوار) هموار شده است.
* نظم بینظیر: تشییع میلیونی پیکر شهید خامنهای در شرایطی برگزار شد که از نظر مقیاس، طول مسیر، تعداد جمعیت (دهها میلیون نفر)، مدت زمان و حضور صدها هیئت بینالمللی، در تاریخ معاصر ایران و حتی جهان کمنظیر یا بینظیر است. نکته کلیدی، نظم خیرهکننده آن است؛ بهگونهای که هیچ حادثه امنیتی، هرجومرج یا بی نظمی گزارش نشده است. این نظم، نشاندهنده انسجام ملی، اعتماد به رهبری جدید و توانمندی بالای مدیریت بحران در ایران است.
* شرایط ویژه: این رویداد در زمانی رخ داد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، قول «برانداختن سریع نظام ایران» را داده بود. این تهدید، فضای روانی و امنیتی سنگینی ایجاد کرده بود. اما برگزاری این مراسم عظیم با نظمی مثالزدنی، نشان داد که وعدههای ترامپ نه تنها محقق نشده، بلکه ایران با نمایش قدرت ملی و مردمی، پاسخ کوبندهای به آن تهدیدها داده است.
* شکست محاسبات دشمن: رژیم اسرائیل و آمریکا بر این باور بودند که ترور رهبری چون امام خامنهای، موجی از هرجومرج و نارضایتی داخلی را ایجاد کرده و زمینهساز سرنگونی نظام میشود. اما وقوع بزرگترین تشییع تاریخ معاصر ایران، دقیقاً نتیجه معکوس داشت و نشان داد که ترورها نه تنها مقاومت را تضعیف نمیکند، بلکه باعث اتحاد و خیزش مردمی بیشتر میشود.
* نظم در برابر تهدید نظامی: با وجود وعدههای ترامپ و تهدیدات نتانیاهو برای بمباران یا خرابکاری، تشییع بدون کوچکترین حادثه امنیتی برگزار شد. این نشان میدهد که ایران توانایی حفظ امنیت کامل در بزرگترین رویداد عمومی خود را دارد و دشمنان از هرگونه اقدام علیه این تجمع میلیونی، به دلیل ترس از پاسخ کوبنده و غیرقابل پیشبینی، خودداری کردند.
* دقت تحلیل پیپ: پروفسور رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، که از تحلیلگران برجسته مسائل خاورمیانه است، احتمالاً این دیدگاه را بر اساس مؤلفههای زیر مطرح کرده است: جمعیت جوان و تحصیلکرده ایران، منابع عظیم انرژی، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز، پیشرفتهای چشمگیر در حوزه موشکی و هستهای، و همچنین نفوذ روزافزون ایران در غرب آسیا.
* تأیید این تحلیل توسط تشییع: برگزاری این تشییع عظیم، نشان داد که ایران از «قدرت نرم» بینظیری نیز برخوردار است. بسیج میلیونی جمعیت در کوتاهترین زمان، نشاندهنده میزان سرمایه اجتماعی و وفاداری مردم به نظام و رهبری است. چنین قدرتی، فراتر از توان نظامی صرف، ایران را در ردیف قدرتهای تأثیرگذار جهان قرار میدهد.
* قدرت چهارم جهان بودن به چه معناست؟ این مفهوم به معنای آن است که ایران پس از آمریکا، چین و روسیه (یا به تعبیری دیگر، پس از قدرتهای سنتی)، به عنوان چهارمین قطب تعیینکننده در معادلات جهانی ظهور خواهد کرد. تشییع میلیونی، نمایشی عینی از این ظرفیت بود؛ چرا که نشان داد نظام ایران، نه تنها در برابر فشارها تسلیم نمیشود، بلکه با تکیه بر پشتیبانی مردمی و توان داخلی، در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان یک بازیگر کلیدی در نظم جهانی جدید است.
این تشییع بینظیر، پاسخی عملی به تهدیدات ترامپ و نتانیاهو بود و ثابت کرد که ایران، برخلاف محاسبات دشمنان، در بحرانیترین شرایط نیز از نظم، وحدت و پشتیبانی مردمی برخوردار است. این رویداد، مؤید آن است که ایران نه تنها در آستانه سقوط نبوده، بلکه در مسیر تحکیم جایگاه خود به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهای و جهانی گام برمیدارد و تحلیل پروفسور پیپ را بیش از پیش به واقعیت نزدیک میسازد.
بقلم عبدالباری عطوان
برگردان، نمای کلی و تحلیل سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118020