اقتصاد ایران امروز در نقطهای ایستاده است که بسیاری از تحلیلگران آن را «پیچ تاریخی اقتصاد ایران» میدانند. توافقهای اخیر و کاهش موقت بخشی از تحریمها، این پرسش را دوباره در فضای کارشناسی مطرح کرده است که آیا ایران پس از سالها محدودیت، آماده پیوستن به اقتصاد جهانی است یا خیر؟
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، اقتصاد ایران امروز در نقطهای ایستاده است که بسیاری از تحلیلگران آن را «پیچ تاریخی اقتصاد ایران» میدانند. توافقهای اخیر و کاهش موقت بخشی از تحریمها، این پرسش را دوباره در فضای کارشناسی مطرح کرده است که آیا ایران پس از سالها محدودیت، آماده پیوستن به اقتصاد جهانی است یا خیر؟
پاسخ به این سؤال، نه صرفاً به تحولات سیاسی و دیپلماتیک، بلکه به شناخت دقیق ظرفیتهای درونی اقتصاد ایران بستگی دارد. زیرا تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که تحریم، مانع توسعه است؛ اما نبود تحریم نیز بهتنهایی توسعه نمیآورد. توسعه زمانی رخ میدهد که ظرفیتهای ملی با اصلاحات ساختاری، ثبات اقتصادی، حکمرانی کارآمد و تعامل هوشمندانه با اقتصاد جهانی همراه شوند.
این نوشتار میکوشد با تکیه بر آخرین دادههای نهادهای بینالمللی، نشان دهد که ایران پیش از کاهش موقت تحریمها نیز از ظرفیت ورود به اقتصاد جهانی برخوردار بوده است، اما بالفعل شدن این ظرفیت، همواره با موانع ساختاری داخلی و محدودیتهای خارجی روبهرو بوده است.
نخستین خطای رایج در بسیاری از تحلیلها، یکسان دانستن «ظرفیت» با «امکان بهرهبرداری» است.
ایران سالهاست که دارای ظرفیتهای کمنظیر اقتصادی است؛ اما امکان استفاده کامل از این ظرفیتها به دلیل تحریمها، محدودیتهای بانکی، بیثباتی مقررات و ضعف برخی زیرساختهای نهادی محدود بوده است. بنابراین، کاهش موقت تحریمها «ظرفیت جدید» ایجاد نکرده است؛ بلکه در صورت تداوم، میتواند بخشی از ظرفیتهای پیشین را فعال کند.
پاسخ، بدون تردید مثبت است.
ایران از معدود کشورهایی است که همزمان از چند مزیت راهبردی برخوردار است:
ایران حلقه اتصال شرق و غرب، شمال و جنوب است و در کریدورهای مهمی مانند کریدور بینالمللی شمال–جنوب و مسیرهای ترانزیتی منطقهای قرار دارد. این موقعیت، مزیتی است که حتی در دوران تحریم نیز از بین نرفته است.
ایران همچنان یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است؛ مزیتی که در صورت دسترسی پایدار به بازارهای جهانی، میتواند موتور رشد سرمایهگذاری و صنایع پاییندستی باشد.
جامعه ایران دارای نیروی انسانی جوان، دانشگاهی و متخصص است. بسیاری از صنایع دانشبنیان، فناوری اطلاعات، پزشکی، نانوفناوری و مهندسی، ظرفیت رقابت منطقهای و حتی جهانی دارند.
بازار نزدیک به ۹۰ میلیون نفری ایران، برای بسیاری از شرکتهای خارجی جذاب است؛ زیرا علاوه بر تقاضای داخلی، ایران میتواند پایگاهی برای دسترسی به بازارهای منطقه باشد.
اگر ظرفیت وجود داشت، چرا اقتصاد ایران نتوانست جایگاه متناسب خود را در اقتصاد جهانی به دست آورد؟
پاسخ را باید در مجموعهای از عوامل زیر جستوجو کرد:
* تحریمهای مالی و بانکی؛
* محدودیت انتقال فناوری؛
* دشواری جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی؛
* نوسانات نرخ ارز؛
* تورم مزمن؛
* بیثباتی برخی مقررات اقتصادی؛
* هزینه بالای مبادلات بینالمللی.
در واقع، بسیاری از سرمایهگذاران خارجی، بیش از آنکه نگران ظرفیت اقتصادی ایران باشند، نسبت به پایداری محیط کسبوکار و امکان انتقال سرمایه و سود تردید داشتهاند. گزارشهای اخیر نهادهای بینالمللی نیز نشان میدهد که تحریمها و تنشهای منطقهای در سالهای اخیر بر رشد اقتصادی، تجارت خارجی و دسترسی ایران به منابع ارزی اثر قابل توجهی گذاشته است.
هنوز برای چنین نتیجهای زود است.
برداشته شدن موقت بخشی از تحریمها، بیش از آنکه یک تحول قطعی باشد، پنجرهای از فرصت است.
اگر این وضعیت تثبیت شود، میتواند زمینه را برای:
* بازگشت تدریجی بانکهای بینالمللی؛
* افزایش سرمایهگذاری خارجی؛
* توسعه صادرات غیرنفتی؛
* کاهش هزینه مبادلات؛
* انتقال فناوری؛
* و ارتقای رقابتپذیری بنگاههای ایرانی فراهم کند.
اما اگر این وضعیت موقتی باقی بماند، بسیاری از شرکتهای بزرگ جهان همچنان با احتیاط عمل خواهند کرد؛ زیرا سرمایهگذاری بلندمدت نیازمند پیشبینیپذیری و ثبات است. حتی صندوق بینالمللی پول نیز پس از توافق اخیر تأکید کرده است که عادیشدن تجارت و جریانهای اقتصادی زمانبر خواهد بود.
قطعا با ورود احتمالی بازیگران بینالمللی، الگوی رقابت تغییر خواهد کرد. اقتصاد آینده، اقتصاد واسطهگری صرف نیست.
رقابت آینده بر پایه:
* بهرهوری؛
* فناوری؛
* کیفیت؛
* برند؛
* زنجیره ارزش؛
* خدمات پس از فروش؛
* استانداردهای جهانی؛
* و نوآوری خواهد بود.
بنابراین، آن دسته از بنگاههایی که همچنان بر شیوههای سنتی تجارت تکیه کنند، با دشواری بیشتری روبهرو خواهند شد؛ در مقابل، بنگاههایی که دانش، فناوری و مدیریت نوین را به کار گیرند، میتوانند از فرصتهای جدید بهره ببرند.
میتوان گفت که ایران از دههها پیش ظرفیت تبدیل شدن به یکی از اقتصادهای اثرگذار منطقه را داشته است. کاهش موقت تحریمها این ظرفیت را ایجاد نکرده، بلکه تنها امکان فعال شدن بخشی از آن را افزایش داده است.
با این حال، تحقق این ظرفیت به چهار شرط اساسی وابسته است:
* ثبات در روابط خارجی؛
* اصلاحات ساختاری در اقتصاد داخلی؛
* بهبود محیط کسبوکار و حکمرانی اقتصادی؛
* افزایش رقابتپذیری و بهرهوری بنگاههای ایرانی.
در بحث آتی، جایگاه واقعی ایران در اقتصاد جهانی را بر اساس تازهترین آمارهای صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، آنکتاد و دیگر نهادهای معتبر بررسی خواهیم کرد و به این پرسش پاسخ میدهیم که اقتصاد ایران امروز در مقایسه با اقتصادهای منطقه و جهان، در چه موقعیتی قرار دارد و شکاف میان ظرفیت و عملکرد آن چقدر است.

دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118005