درحال بارگذاری

گروه: بین الملل/بین الملل/ایران شناسه: ۱۱۸۰۲۴۱۸ تیر ۱۴۰۵ - ۵۳ : ۱۰ بازدید: ۱۴۷دیدگاه: ۰

جهان چگونه با شادی خود از باخت آمریکا به تکبر کاخ سفید در فوتبال «ضربه برگشتی» زد

جهان چگونه با شادی خود از باخت آمریکا به تکبر کاخ سفید در فوتبال «ضربه برگشتی» زد تیم آمریکا با وجود لغو کارت قرمز، نه‌تنها باخت، بلکه با اختلاف ۴-۱ تحقیر شد. این بزرگترین ضربه برگشتی به تکبر ترامپ است: او فکر می‌کرد با چانه‌زنی سیاسی می‌تواند پیروزی را تضمین کند، اما این دخالت، انگیزه و غیرت تیم بلژیک و حتی بازیکنان خود آمریکا را دو چندان کرد و نتیجه معکوس داد.

* از دخالت ترامپ تا تحقیر ناشی از باخت ۴-۱از بلژیک؛ جهان با شادی خود چگونه به تکبر کاخ سفید در فوتبال «ضربه برگشتی» زد

 

پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»،  شادی بی‌پایان است و وقتی این شور و شوق بخوابد، شاید خاطی‌ها به خاطر تقلب و همدستی در آن به پای میز محاکمه کشیده شوند؛ شاید هم نه. به هرحال، تا هست این لحظه را غنیمت بشمارید.

وای، چه حیف! واقعاً حیف که آمریکا در فوتبال باخت، آن هم بعد از اینکه رئیس‌جمهورِ به‌شدت خجالت‌آورش برایشان تقلب کرد. با این همه، این قضیه واقعاً دنیا را متحد کرد. آخرین باری که این همه مردم یک مقاومت بلژیکی را تشویق کردند، سال ۱۹۱۴ بود، وقتی آلمانی‌ها تازه از رودخانه «موز» عبور کرده بودند. همان‌طور که می‌دانید، تیم آمریکا دوشنبه شب از همین جام جهانیِ خودشان حذف شد، آن هم توسط تیم کاملاً برتر بلژیک؛ ماجرا از این قرار بود که دونالد ترامپ لاف زده بود که خودش شخصاً با جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، سه تماس تلفنی گرفته تا کارت قرمزی که برای فولارین بالوگان، مهاجم آمریکایی، صادر شده بود را لغو کند. بله، آمریکا در فوتبال تقلب می‌کند. این را به همه برسانید.

در طول این مسابقات حسابی درباره «شیت‌هاوسری» (همان زرنگی‌های کثیف و بی‌شرمانه) شنیده‌اید. حتی چند مفسر آمریکایی را هم دیدیم که با کلی مکافات سعی کردند این کلمه را در صحبت‌هایشان قالب کنند. بچه‌ها، خواهش می‌کنم – نه دیگر! این کلمه مال شما نیست. شما همان «اِربس» (گیاهان معطر) خودتان را دارید، «چند تا چیز» و «راهی در پیش» را. اما بیایید وقایع چند روز اخیر را با اسمی که به حقش در تمام زبان‌های دنیاست صدا بزنیم: «وایت‌هاوسری» (یعنی کلاه‌برداری کاخ سفید).

این روزها نمونه‌های تمام‌عیاری از «کلاه‌برداری کاخ سفید» به نمایش گذاشته شده و دنیا کلی راه در پیش دارد تا این ماجرا را فراموش کند. ترامپ، همان‌طور که خودش حسابی روشن کرد، از محرومیت بالوگان واقعاً کفری شده بود (کنایه از پوشک کهنه‌اش را خیس کرده بود) و تمام دوشنبه را جلوی دوربین‌های خبری وراجی می‌کرد که آخر هفته «به طرز وحشتناکی نامناسب» عمل کرده چون «من در این کارها استادم». بسیار خب.

به یک معنا، خیلی تأثربرانگیز است که ترامپ جداً فکر می‌کرد دارد به تیم ملی کشورش کمک می‌کند. چون صادقانه‌ترین پاسخ ورزشیِ انسان‌دوستانه به این قضیه این است: «خدای من، نگذارید این پسر به توپ بزند! به وضعیتش نگاه کنید! آخر جانش به توپ‌زدن بند است!» عجیب است که ترامپ ظاهراً از ورزش حسابی سر درمی‌آورد، اما نمی‌فهمد اگر کاری به غایت ناعادلانه بکنی، حریف‌ها از همان بی‌عدالتی به عنوان سوخت استفاده می‌کنند تا آتیش بگیرند و تو را ببرند. اما خب، شاید این قواعد در بازی‌های گِلفِ پوسیده‌ای که لیندسی گراهام به او اجازه می‌دهد در آنها تقلب کند، جاری نباشد. خیلی‌ها به‌حق برای بالوگان دلشان می‌سوزد؛ پسری که هیچ‌وقت نخواست آن هیولای ژلاتینیِ کاخ سفید خودش را در گوشه‌اش پیدا کند. تازه، بالوگان که در لندن بزرگ شده، احتمالاً از همه بیشتر این را نمی‌خواست، چون او دقیقاً همان جور پسری است که ترامپ هر کاری می‌کرد جلوی شهروندیِ از راه تولد (حق خاک) او را بگیرد، تا اینکه هفته پیش دادگاه عالی آمریکا مانع تلاش‌هایش شد. اما، به قول معروف، «همان‌طور که هست».

با این حال، مطلقاً هیچ‌کس برای اینفانتینو دل نمی‌سوزاند؛ حالا وقتش رسیده که همه توجه‌ها به او معطوف شود. اینفانتینو یک توضیحِ کاملاً الکی و مسخره برای اینکه چرا نهادهای قضاییِ به‌ظاهر مستقل فیفا، ماده‌ی ۲۷ِ مبهم را فعال کرده و محرومیت را لغو کردند، ارائه داد. دیدم که یک روزنامه آمریکایی این توضیح را زیر تیتر «دفاع اینفانتینو از یکپارچگی فیفا» چاپ کرده. ببخشید، یکپارچگیِ چی؟ فیفا؟!

باورم نمی‌شود کار به اینجا کشیده، اما ما رسماً وارد دورانِ پوچ‌گرایانه‌ی «بلاتر را برگردانید» شده‌ایم. سپ بلاتر، رئیس‌سابق فیفا - که آخرین بار وضعیتی داشت مثل کسی که در ماشینش خوابیده، اما به شکلی عجیب پارسال توانست در دادگاه تجدیدنظر از اتهامات فساد تبرئه شود - دیروز با یک تکل دوپا به جانشین خود در این ماجرا حمله کرد. بلاتر اعلام کرد: «کارت‌های قرمز با تماس‌های سیاسی لغو نمی‌شوند.» پس با چی لغو می‌شوند؟ با کیسه‌های پول و ساعت‌های گران‌قیمت؟ ظاهراً نه. بلاتر با غرش گفت: «با قوانین، شواهد و نهادهای مستقل لغو می‌شوند.» وای، راستی؟ کی می‌دانست؟ و الی آخر...

از طرفی، اگر تا دیروز فکر می‌کردید یوفا دیگر نمی‌تواند بیشتر از این از اینفانتینو متنفر باشد، امروز معلوم شد که قطعاً می‌تواند. یوفا بیانیه‌ی مفصلی صادر کرد و به آن تماس تلفنی تاخت. در این بیانیه آمده: «وقتی متولیان یک بازی، دیگر نتوانند قطعیت قوانین را تضمین کنند، یکپارچگیِ بازی در معرض خطر قرار می‌گیرد و اعتبار مسابقه لکه‌دار می‌شود. ما ابراز بی‌باوری می‌کنیم نسبت به این تصمیمِ بی‌سابقه، غیرقابل‌درک و غیرقابل‌توجیه.» یوفا اعلام کرد که این اقدام «از خط قرمز عبور کرده». خط قرمز؟ خط قرمز؟! شاید کسی بگوید من وسواس نقشه‌خوانی دارم، اما احساس می‌کنم ما چندین کهکشان اخلاقی قبل از این، آن خط را رد کرده بودیم. شاید همان موقع که اینفانتینو در «اجلاسِ صلحِ غزه برای بازرگانانِ حریص و وحشتناک» (البته این اسم رسمی اش نیست) کنار ترامپ ژست می‌گرفت. قطعاً وقتی که جانی، جایزه‌ی مسخره‌ی صلح فیفا را راه انداخت و فقط چند ماه قبل از حمله‌ی ترامپ به ایران، آن را به او اهدا کرد.

خلاصه، تحولات تازه: تعداد فزاینده‌ای از نمایندگان پارلمان اروپا خواستار تحقیقات اخلاقی درباره فیفا در ماجرای بالوگان شده‌اند. خب، پارلمان اروپا که خواهان تحقیق اخلاقی است و سپ بلاتر هم که به شما می‌گوید «کج‌رفتاری» - اگر کنایه می‌توانست آدم بکشد، الان باید منتظر یک قتل‌عام بودیم.

متأسفانه، نمی‌تواند. هیچ مسابقه‌ای به اندازه‌ی امنیتِ ریاست‌ اینفانتینو در فیفا از پیش تعیین‌شده و دستکاری‌شده نیست؛ نه حتی اگر ترامپ با تیم مارسیِ ۱۹۹۳ که با رشوه قهرمان شد بازی کند، و داورِ فاسد آلمانی، رابرت هویزر، هم ناظرش باشد. اینفانتینو - فعلاً - در سازمانی که خودش رهبری می‌کند، شکست‌ناپذیر است؛ چون با پول و حمایت‌های مالی، اعضای غیر اروپایی فیفا را راضی نگه داشته. اما بالاخره این وضعیت عوض می‌شود - در فیفا، همیشه یک آدم حرص‌تر و نفرت‌انگیزتر هست که آخرش نوبت خودش می‌شود. ولی فعلاً، ترامپ و اینفانتینو آزادند که هر طور دلشان می‌خواهد این جام جهانی را مسموم کنند. فقط بیایید امیدوار باشیم که قهرمان نهایی این مسابقات، آخرین تاکتیکش این باشد که هر کاری می‌کند تا این دو تبه‌کار نگذارند دستشان به افتخار قهرمانی برسد.


 
نمای کلی 

خلاصه‌ای از آنچه در متن آمده:

۱. شکست آمریکا و شادی جهان: نویسنده با لحنی طنزآمیز و کنایه‌آمیز، شکست تیم ملی آمریکا برابر بلژیک در جام جهانی را پیروزی اخلاقی برای جهان می‌داند، چون این شکست پس از دخالت آشکار دونالد ترامپ در امور داوری رخ داده است.

۲. دخالت ترامپ در فیفا: ترامپ با لاف‌زدن از تماس‌های تلفنی خود با اینفانتینو (رئیس فیفا) و لغو کارت قرمز بالوگان، عملاً اعتراف کرده که با فشار سیاسی در یک نهاد ورزشی بین‌المللی مداخله کرده است.

۳. مفهوم «کلاهبرداری کاخ سفید»: نویسنده واژه‌ای ابداع می‌کند در تقابل با (رفتارهای کثیف و زرنگی در فوتبال) و آن را «وایت‌هاوسری» (تقلب و دخالت کاخ سفید) می‌نامد و می‌گوید این رفتار شایسته آمریکا نیست.

۴. واکنش نهادها: یوفا بیانیه‌ای محکم صادر کرده و این اقدام را عبور از خط قرمز خوانده. حتی سپ بلاتر (رئیس فاسد سابق فیفا) هم علیه اینفانتینو موضع گرفته و پارلمان اروپا خواستار تحقیقات اخلاقی شده است.

۵. نتیجه‌گیری نهایی: نویسنده می‌گوید اینفانتینو فعلاً در فیفا شکست‌ناپذیر است چون با پول و حمایت، رای اعضای غیر اروپایی را خریده، اما در نهایت روزی سقوط خواهد کرد. همچنین امیدوار است قهرمان نهایی جام، مانع از این شود که ترامپ و اینفانتینو افتخار قهرمانی را به اسم خود مصادره کنند.

 

جان کلام:

«دخالت سیاسی آشکار رئیس‌جمهور آمریکا در تصمیم‌گیری‌های داوری فیفا، نه‌تنها به شکست تیم خودش انجامید، بلکه یکپارچگی فوتبال جهانی را به سخره گرفت و باعث اتحاد جهانی علیه این بی‌اخلاقی شد، هرچند که فیفا تحت رهبری اینفانتینو، فعلاً در برابر این انتقادات مصون است.»

 

 
تحلیل از منظر «ضربه برگشتی به تکبر و دخالت‌های متکبرانه»

۱. تکبر و خودخواهی آمریکایی در برابر قواعد جهانی

ترامپ با این ادعا که «من در این کارها خوبم»، تکبری مثال‌زدنی از خود نشان می‌دهد که ریشه در باور «استثنایی‌گری آمریکایی» دارد. او نه‌تنها قوانین فیفا را نادیده می‌گیرد، بلکه با افتخار از مداخله خود سخن می‌گوید، انگار که ریاست‌جمهوری یک کشور به او حق داده تا بر نهادهای مستقل بین‌المللی مسلط شود. این خودخواهی، دقیقاً نقطه‌ای است که ضربه برگشتی را رقم می‌زند.


۲. ضربه برگشتی اول: شکست در زمین مسابقه

نویسنده به‌درستی اشاره می‌کند که تیم آمریکا با وجود لغو کارت قرمز، نه‌تنها باخت، بلکه با اختلاف ۴-۱ تحقیر شد. این بزرگترین ضربه برگشتی به تکبر ترامپ است: او فکر می‌کرد با چانه‌زنی سیاسی می‌تواند پیروزی را تضمین کند، اما این دخالت، انگیزه و غیرت تیم بلژیک و حتی بازیکنان خود آمریکا را دو چندان کرد و نتیجه معکوس داد. در واقع، بی‌عدالتی آشکار، روحیه تیم حریف را شعله‌ور ساخت و تیم آمریکا را از نظر روانی تحت فشار قرار داد.


۳. ضربه برگشتی دوم: تضعیف فیفا و رسوایی بین‌المللی

ادعای نویسنده درباره «تضعیف فیفا» دقیقاً به همین نقطه بازمی‌گردد. فیفا با لغو کارت قرمز تحت فشار سیاسی، مشروعیت خود را به عنوان یک نهاد بی‌طرف از دست داد. اما ضربه برگشتی این است که به‌جای تثبیت قدرت ترامپ، این اقدام باعث شد:

   * یوفا (قدرتمندترین کنفدراسیون فوتبال) رسماً فیفا را محکوم کند.
   * پارلمان اروپا خواهان تحقیقات اخلاقی شود.
   * حتی سپ بلاتر، که خود نماد فساد است، علیه اینفانتینو موضع بگیرد.
   * این یعنی تکبر ترامپ و اینفانتینو، نه‌تنها فیفا را تقویت نکرد، بلکه آن را در معرض خطرناک‌ترین حمله‌های اعتباری تاریخش قرار داد.

 

۴. ضربه برگشتی سوم: «تبعید» تیم ایران و تناقض آشکار

بافت کلی مقاله نشان می‌دهد که اگر فیفا زیر فشار آمریکا، تیمی مثل ایران را جابجا کند یا محروم نماید، این اقدام نیز در ادامه همین «زرنگی‌های کثیف و بی‌شرمانه» خواهد بود. اما ضربه برگشتی آن، دقیقاً همان چیزی است که در متن به آن اشاره شده: جهان علیه چنین زورگویی متحد می‌شود. همان‌طور که نویسنده می‌گوید، «آخرین باری که این همه مردم یک مقاومت بلژیکی را تشویق کردند، جنگ جهانی اول بود». این استعاره یعنی دخالت متکبرانه آمریکا، کشورها و ملت‌ها را در مقابل آن متحد می‌کند، درست مانند مقاومت در برابر یک متجاوز.


۵. شادی زائدالوصف جهان به شکست آمریکا

دلیل این شادی بی‌کران، فقط باخت فوتبالی نیست. این شادی، یک «رأی اعتماد منفی» به تمام مداخلات سیاسی، تحریم‌ها، و نگاه ازبالا‌ی آمریکا نسبت به سایر ملت‌هاست. وقتی ترامپ با صراحت می‌گوید «من برای تیمم تقلب کردم»، جهان این را نه یک اشتباه، بلکه نمونه‌ای از رویه همیشگی آمریکا در عرصه سیاست بین‌الملل می‌بیند. بنابراین شکست آمریکا در زمین فوتبال، به یک پیروزی نمادین برای همه کسانی تبدیل می‌شود که از سلطه‌گری آمریکا خسته شده‌اند. این شادی، «ضربه برگشتی» به تکبری است که فکر می‌کند با زور و پول می‌توان قوانین را تغییر داد، اما در واقع فقط باعث تحقیر خود و اتحاد دیگران می‌شود.


۶. جمع‌بندی تحلیلی

از منظر ضربه برگشتی:

   * تکبر ترامپ باعث شد فیفا به جایگاه یک نهاد بی‌طرف، به ابزار سیاسی تبدیل شود، اما نتیجه معکوس آن، افول اعتبار فیفا و اتحاد اروپا و پارلمان علیه آن بود.
   * خودخواهی در لغو کارت قرمز، به جای پیروزی، شکست سنگین ۴-۱ را برای آمریکا به ارمغان آورد.
   * شادی جهان، پاسخی طبیعی به سال‌ها دخالت‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا در امور کشورهاست که در این جا به شکل طنزآمیزی در یک رویداد ورزشی بروز پیدا کرده است.
   * در نهایت، نویسنده هشدار می‌دهد که اینفانتینو و ترامپ فعلاً پیروز میدان سیاست‌بازی در فیفا هستند، اما «همیشه یک نفر نفرت‌انگیزتر و گرسنه‌تر» در فیفا منتظر فرصت است که روزی آنها را نیز بلعیده و این چرخه تکبر و سقوط ادامه خواهد یافت.

 

 

 مارینا هاید

۱۶ تیر ۱۴۰۵

۷ ژوئیه ۲۰۲۶

تارنمای گاردین

برگردان نمای کلی و تحلیل سید علی اصغر شهدی

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118024کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ