درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۱۸۰۴۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰ : ۱۶ بازدید: ۱۰۱۳دیدگاه: ۰

نقدی بر صلح‌خواهی یک‌ سویه سیدمحمد خاتمی در میانه تجاوز به ایران

وقتی متجاوز فراموش می‌شود!

وقتی متجاوز فراموش می‌شود! اظهارات اخیر حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمحمد خاتمی درباره صلح، مذاکره، جنگ و ضرورت پرهیز از خشونت، بار دیگر بحثی قدیمی را در فضای سیاسی کشور زنده کرده است.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، اظهارات اخیر حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمحمد خاتمی درباره صلح، مذاکره، جنگ و ضرورت پرهیز از خشونت، بار دیگر بحثی قدیمی را در فضای سیاسی کشور زنده کرده است؛ بحثی که در سال‌های گذشته نیز بارها با صورت‌بندی‌هایی چون «صلح‌طلبی در برابر جنگ‌طلبی»، «عقلانیت در برابر افراط» و «مذاکره در برابر تقابل» مطرح شده است.
اصل صلح، گفت‌وگو و پرهیز از جنگ، بی‌تردید از ارزش‌های انسانی و اخلاقی است. هیچ ملت عاقل و هیچ دولت مسئولیت‌پذیری جنگ را برای جنگ نمی‌خواهد. جمهوری اسلامی ایران نیز از گفت‌وگو و مذاکره گریزان نبوده است. ایران مذاکره کرده، تفاهم کرده و بارها راه دیپلماسی را آزموده است.
اما مسئله امروز ایران، مسئله‌ای انتزاعی میان «جنگ» و «صلح» نیست. مسئله این است که چه کسی جنگ را آغاز کرده و چه کسی در برابر جنگ تحمیل‌شده از خود دفاع می‌کند؟
این پرسش را نمی‌توان با واژه‌های زیبا و کلی درباره صلح به حاشیه راند.
ایران مگر مذاکره نکرد؟
نخستین و اساسی‌ترین پرسش از ادبیات اخیر آقای خاتمی این است: ایران مگر مذاکره نکرد؟
آیا ایران از گفت‌وگو گریزان بود؟ آیا ایران حاضر به تفاهم نبود؟ آیا مسیر دیپلماسی را به‌طور کامل کنار گذاشت؟
واقعیت آن است که ایران در مقاطع مختلف، مسیر مذاکره را پیموده و برای رسیدن به تفاهم سیاسی تلاش کرده است. اما آنچه پس از تفاهم رخ داد، باید در مرکز هر تحلیل منصفانه‌ای قرار گیرد: طرف آمریکایی به تعهدات خود پایبند نماند، تفاهم را نقض کرد و بار دیگر فشار و تهدید را در دستور کار قرار داد.
در چنین شرایطی، منطقی نیست که پس از شکست دیپلماسی به دلیل عهدشکنی طرف مقابل، تمام توصیه‌ها دوباره متوجه ایران شود؛ گویی ایران تنها طرفی است که باید امتیاز بدهد، عقب‌نشینی کند، آتش‌بس بخواهد و برای بازگشت به صلح تلاش کند.
اگر مذاکره شکست خورده است، نخست باید ناقض تعهدات و طرفی که مسیر تفاهم را ترک کرده است مورد پرسش قرار گیرد.
این یک موضع جنگ‌طلبانه نیست؛ حداقلِ عدالت سیاسی و اخلاقی است.
صلح‌طلبی بدون محکومیت تجاوز، صلح‌طلبی ناقص است
نمی‌توان از صلح سخن گفت، اما تجاوز آشکار را محکوم نکرد.
نمی‌توان ملت مورد حمله را به خویشتن‌داری فراخواند، اما درباره آغازگر جنگ سکوت کرد.
نمی‌توان از ایران خواست به مذاکره و آتش‌بس بازگردد، اما از آمریکا نخواست که تجاوز را متوقف کند و به تعهدات خود بازگردد.
صلح‌طلبی واقعی، پیش از آنکه مدافع را نصیحت کند، باید متجاوز را مخاطب قرار دهد.
اگر کشوری مورد حمله قرار گرفته است، نخستین وظیفه اخلاقی و سیاسی جامعه، دفاع از حق آن کشور برای دفاع از خود است. ایران جنگ را آغاز نکرده است. اگر ایران در برابر حمله ایستادگی می‌کند، این ایستادگی به معنای جنگ‌طلبی نیست؛ دفاع از موجودیت، امنیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور است.
در اینجا یک اصل روشن وجود دارد:
جنگ‌افروزی با دفاع در برابر جنگ‌افروزی یکی نیست.
کسی که جنگ را آغاز می‌کند، مسئول جنگ است؛ نه ملتی که برای پایان دادن به تجاوز، ناگزیر از دفاع می‌شود.
چرا مردم از این ادبیات ناراحت‌اند؟
بخشی از افکار عمومی از این نوع بیانیه‌ها و مواضع ناراحت می‌شود، زیرا احساس می‌کند در آنها، متجاوز به حاشیه می‌رود و تمام فشار اخلاقی و سیاسی بر جامعه ایران وارد می‌شود.
مردم می‌پرسند:
چرا آمریکا که تفاهم را نقض کرد، مخاطب اصلی نیست؟
چرا کشوری که به ایران حمله کرده است، صریح و بی‌پرده محکوم نمی‌شود؟
چرا وقتی ایران از خود دفاع می‌کند، ناگهان تمام سخن از «خطر جنگ‌طلبی» و «ضرورت آتش‌بس» است؟
چرا مسئولیت جنگ در میان مجموعه‌ای از توصیه‌ها به نیروهای داخلی گم می‌شود؟
این پرسش‌ها، پرسش‌های طبیعی مردم ایران است.
البته باید میان «هم‌جهتی ناخواسته یک روایت با تبلیغات دشمن» و «قصد آگاهانه برای خدمت به دشمن» تفاوت گذاشت. نمی‌توان بدون دلیل درباره نیت افراد داوری کرد. اما در سیاست، تنها نیت اهمیت ندارد؛ پیامد سخن نیز اهمیت دارد.
اگر یک روایت، عملاً مسئولیت تجاوز را از متجاوز دور کند و مدافع را در جایگاه متهم بنشاند، باید درباره پیامدهای آن با صراحت هشدار داد.
دفاع از ایران، دفاع از جنگ نیست
یکی از خطرناک‌ترین خطاهای تحلیلی آن است که حمایت از توان دفاعی ایران، مقاومت در برابر تجاوز و ایستادگی نیروهای مسلح کشور، «جنگ‌طلبی» معرفی شود.
هیچ ملتی نمی‌تواند از خود دفاع کند و همزمان تضمین کند که دشمن از حمله منصرف خواهد شد.
توان دفاعی، برای آغاز جنگ نیست؛ برای جلوگیری از جنگ است.
بازدارندگی، یکی از مهم‌ترین ابزارهای صلح در جهان ناامن امروز است. دشمن زمانی از تجاوز منصرف می‌شود که بداند تجاوز هزینه دارد. اگر دشمن به این نتیجه برسد که کشور هدف، به‌جای دفاع، تحت فشار افکار عمومی و توصیه‌های داخلی از قدرت خود صرف‌نظر خواهد کرد، انگیزه تجاوز افزایش می‌یابد.
بنابراین، کسانی که از توان دفاعی کشور حمایت می‌کنند، الزاماً جنگ‌طلب نیستند. بسیاری از آنان، صلح‌طلب‌ترین نیروهای جامعه‌اند؛ اما می‌دانند که صلح بدون قدرت، ممکن است به مقدمه جنگ تبدیل شود.
صلحی که نتواند متجاوز را از تجاوز بازدارد، صلح پایدار نیست.

 

مذاکره ابزار است، نه قبله سیاسی

مذاکره ارزشمند است، اما مذاکره به‌خودی‌خود مقدس نیست.
مذاکره زمانی مفید است که در خدمت منافع ملی باشد و به توافقی متوازن، قابل اتکا و قابل اجرا منجر شود. اگر مذاکره به یک هدف مطلق تبدیل شود، ممکن است هر نتیجه‌ای به نام «پیروزی دیپلماسی» توجیه شود.
تجربه توافق‌های گذشته، به‌ویژه خروج یک‌جانبه آمریکا از توافق هسته‌ای، نشان داد که امضای یک توافق الزاماً به معنای پایبندی طرف مقابل نیست. اگر توافقی نقض شود و طرف ناقض هیچ هزینه‌ای نپردازد، مشکل فقط در کیفیت مذاکره نیست؛ مشکل در فقدان ضمانت مؤثر و توازن قدرت نیز هست.
از این رو، پرسش منتقدان مذاکره، پرسشی کاملاً مشروع است:
آیا مذاکره بدون پشتوانه قدرت می‌تواند امنیت ایجاد کند؟
آیا می‌توان به طرفی اعتماد کرد که تعهدات خود را بارها و بارها نقض کرده است؟
آیا تضعیف قدرت دفاعی کشور، احتمال جنگ را کاهش می‌دهد یا دشمن را برای حمله بعدی جسورتر می‌کند؟
این پرسش‌ها جنگ‌طلبانه نیستند. اینها پرسش‌های عقلانی و ملی‌اند.

 

در میانه تجاوز، جای قربانی و متجاوز را عوض نکنیم

جامعه سیاسی ایران می‌تواند درباره همه مسائل داخلی و خارجی بحث کند. می‌توان عملکرد دولت‌ها را نقد کرد. می‌توان درباره مذاکره و سیاست خارجی اختلاف نظر داشت. می‌توان حتی درباره نحوه دفاع و شیوه پایان دادن به جنگ بحث کرد.
اما یک مرز اخلاقی و ملی وجود دارد: نباید جای متجاوز و مدافع را عوض کرد.
اگر آمریکا جنگ را آغاز کرده است، باید آمریکا مخاطب اصلی مطالبه توقف تجاوز باشد.
اگر آمریکا تفاهم را نقض کرده است، باید آمریکا به بازگشت به تعهدات فراخوانده شود.
اگر ایران مورد حمله قرار گرفته است، باید از حق ایران برای دفاع از خود حمایت شود.
و اگر قرار است درباره صلح سخن گفته شود، باید از صلحی سخن گفت که متجاوز را متوقف کند؛ نه صلحی که از مدافع بخواهد مقاومت نکند.

 

نقد داخلی، آری؛ تضعیف جبهه ملی، نه

حمایت از ایران به معنای تعطیل کردن نقد داخلی نیست. هیچ شخصیت، دولت یا نهادی نباید از نقد مصون باشد.
اما زمان، مکان و شیوه نقد اهمیت دارد.
در میانه تجاوز خارجی، سخنی که به اصلاح عملکرد کشور کمک کند، ارزشمند است؛ اما سخنی که به تضعیف روحیه ملی، ایجاد تردید در مشروعیت دفاع و انتقال مسئولیت تجاوز از دشمن به جامعه ایران منجر شود، باید با دقت و مسئولیت بیشتری بیان شود.
در چنین شرایطی، ایران بیش از هر چیز به انسجام ملی نیاز دارد. اختلافات سیاسی می‌تواند پس از عبور از بحران نیز ادامه یابد؛ اما امنیت ملی و استقلال کشور، مسئله‌ای نیست که بتوان آن را به آینده موکول کرد.
جامعه سیاسی ایران امروز نیازمند آن است که بداند:
ایران آغازگر جنگ نیست. ایران از خود دفاع می‌کند.
این گزاره باید با صراحت در مرکز هر موضع‌گیری سیاسی و اجتماعی قرار گیرد.

 

سخن پایانی

صلح‌طلبی واقعی، با محکومیت تجاوز آغاز می‌شود.
مذاکره واقعی، از موضع عزت و قدرت انجام می‌گیرد.
آتش‌بس واقعی، زمانی معنا دارد که متجاوز به تجاوخود پایان دهد.
و دفاع از کشور، جنگ‌طلبی نیست.
جناب آقای خاتمی و همه شخصیت‌های سیاسی کشور، بی‌تردید حق دارند از صلح و مذاکره سخن بگویند؛ اما در شرایطی که ایران هدف تجاوز قرار گرفته است، انتظار افکار عمومی آن است که پیش از هر توصیه‌ای به ایران، تجاوز آشکار آمریکا را صریح، روشن و بدون ابهام محکوم کنند.
ملت ایران از صلح گریزان نیست. این ملت مذاکره را تجربه کرده است. تفاهم کرده است. راه گفت‌وگو را پیموده است. اما اگر طرف مقابل به تعهدات خود وفادار نمانده و سپس به تجاوز گری چندباره خود روی آورده است؛ نمی‌توان باخامی و یا خدای ناکرده از روی دل و سر سپردگی از ایران و ایرانی خواست که همچنان تنها طرف مسئول صلح باشد.
صلح، مسئولیت مشترک است؛ اما آغازگر جنگ، متجاوز است و  مسئولیت نخست را در این تجاوز غیراخلاقی و غیرانسانی بر عهده دارد.
بنابراین، در این لحظه حساس تاریخی به سید محمد خاتمی و همفکران ایشان به عنوان اصلاح طلبان راه گم کرده، باید با صراحت گفت:
ایران را نصیحت نکنید که چرا دفاع می‌کند؛ متجاوز را محکوم و وادار کنید که چرا تجاوز کرده است.
و در پایان جان‌کلام این که حضرات بیدار شوند واز غرب فاصله بگیرند و به دامان این ملت در صحنه باز گردند و این نکته را به خوبی نیز فهم نمایند که؛
در میانه جنگی که بر ایران تحمیل شده، صلح‌طلبی واقعی از محکومیت متجاوز آغاز می‌شود، نه از سرزنش مدافع.

 

 دکتر اسدالله افشار

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118042کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ