عطوان به صراحت میگوید که میانجیهای عرب و پاکستانی «نمیتوانند ناگهان حرکت کنند مگر اینکه این حرکت توسط ارباب آمریکایی در واشنگتن دیکته شده باشد.» بنابراین، هر گونه پیشنهاد آتشبس، مستقیماً از سوی آمریکا طراحی و هدایت میشود.
* چرا میانجیهای عرب و پاکستانی درست زمانی وارد میشوند که آمریکا در حال فرو رفتن بیشتر در باتلاق جنگ با ایران است؟
* امضای ترامپ بر آتشبس، به اندازه نقض پیمانهایش در غزه بیارزش است
پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، چرا ما درباره این تهاجم شدید میانجیهای عرب و مسلمان به ایران هشدار میدهیم؟ دلیل واقعی امتناع اسرائیل از ازسرگیری حمله به تهران چیست؟ چرا به ترامپ میگوییم که از اسموتریچ خرد بیاموزد؟ و دستورات امام مجتبی چه چیزی است که ممکن است پایان جنگ را تسریع کند؟
زمانی که میانجیهای «عرب» و «مسلمان» پس از یک «خوابزمستانی» کوتاه، در حالی که منتظر نتایج نقض آتشبس و تفاهمنامه با ایران توسط آمریکا هستند، از مخفیگاههای خود بیرون میآیند، بدون اینکه هیچکدام جرأت محکوم کردن آن را داشته باشند، این در نگاه اول به این معناست که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شروع به احساس نیش شکست کرده و از دردهای فعلی و آینده آن رنج میبرد و به دنبال راههای خروج سریع برای کاهش تلفات است. این میانجیها، پاکستانیها و قطریها که مصر نیز به آنها پیوسته است، نمیتوانند ناگهان حرکت کنند مگر اینکه این حرکت توسط ارباب آمریکایی در واشنگتن پیشنهاد یا دیکته شده باشد.
بزرگترین کابوسی که در سه روز گذشته ترامپ را نگران کرده و او را به حرکت فوری برای دنبال کردن یک آتشبس پیشنهادی ده روزه واداشت، حملات موشکی و پهپادی پیشرفته ایران به پایگاههای آمریکا در اردن است که برای اولین بار از زمان آغاز جنگ پنج ماه پیش، تلفات انسانی در میان نیروهای آمریکایی را آشکار کرد. به طور رسمی اعلام شد که سه سرباز کشته و دهها نفر زخمی شدهاند.
نه مجلس نمایندگان آمریکا و نه سنا نمیتوانند رئیسجمهورهای آمریکا، به ویژه ترامپ را از کار برکنار کنند، اما تابوتهای سربازان کشتهشده آمریکایی میتوانند. این همان چیزی است که برای رئیسجمهور جانسون در جنگ ویتنام و جو بایدن در افغانستان رخ داد و تمام شاخصهای فعلی که از ایران و تنگه هرمز میآید نشان میدهد که رئیسجمهور ترامپ ممکن است سومین آنها باشد.
دومین شاخص، پس از حرکت سریع میانجیها که فرضیه قبلی را تأیید میکند، مبنی بر اینکه ترامپ احساس میکند شکستی کوبنده در جنگ با ایران قریبالوقوع است، واکنشهای اسرائیل، به ویژه آنهایی است که توسط نتانیاهو و وزیر دارایی او اسموتریچ صادر شده است، و امیدواریم که رئیسجمهور ترامپ و معاونش جِی.دی. ونس از آنها مطلع شوند.
اسموتریچ امروز گفت و ما عیناً نقل میکنیم: «تلآویو نمیخواهد در درگیری کنونی که نزدیک به دو هفته است بین واشنگتن و تهران رخ داده، دخالت کند. وضعیت فعلی به نفع ماست و ما نمیخواهیم خود را به سمت دخالت در آن سوق دهیم، اما برای هر سناریویی آمادهایم.»
بیانیه اسموتریچ که کمتر از ۲۴ ساعت پس از جلسه اضطراری نتانیاهو دیشب با وزیران جنگ و تعدادی از فرماندهان ارتش و امنیت صادر شد، نشاندهنده یک سیاست جدید اسرائیل است که عبارت است از دوری از جنگ و رها کردن آمریکا تا به تنهایی در آن غرق شود. این امر امتناع رسمی اسرائیل از حضور بیش از صد هواپیمای سوخترسان آمریکایی در فرودگاه لود (بن گوریون) را توضیح میدهد، حضوری که میتواند هدف حملات موشکی ایران باشد.
هدف قرار دادن اردن توسط سپاه پاسداران انقلابی ایران با بیش از ۵۰ موشک و پهپاد و موفقیت این موشکها در نفوذ به سامانههای دفاع هوایی آمریکا و رسیدن به اهداف، باعث وحشت اسرائیلیها و به ویژه نظامیان شده است. این موشکها که به سامانههای دفاع موشکی آمریکا که قرار است قویترین و مدرنترین در جهان باشند نفوذ میکنند، میتوانند به نمونههای اسرائیلی آنها نیز نفوذ کنند. باید در نظر گرفت که پایگاه آمریکایی ازرق یا پایگاههای مشابه آن در عقبه، هر دو تنها دهها کیلومتر با دیِمونا در نقب یا شهرهای دیگر مانند حیفا، تلآویو، اشکلون و صفد فاصله دارند.
اسرائیل به چند دلیل نمیخواهد در این جنگ دخالت کند که اولین آنها، درگیر کردن بیشتر ترامپ به تنهایی در آن، به عنوان پاسخی به امتناع او از تعیین تاریخ دیدار با نتانیاهو در کاخ سفید است، و دوم، ترس از پاسخ ایران به این مداخله اسرائیل با صدها موشک، چه از سوی ایران -مادر مهربان- با موشک و پهپاد، چه از سوی انصارالله در یمن که تنگه بابالمندب را بستهاند، یا از سوی رزمندگان حزبالله در لبنان که انگشتانشان روی ماشه موشکها و پهپاد هاست و منتظر دستور برای ورود به میدان و بمباران عمق کشور اشغالگر هستند، و شاید تمرکز این بار بر سیاست تلافیجویانه، یعنی بمباران آسمانخراشها در شهرهای «اسرائیلی» باشد.
ترامپ احساس میکند که مورد فریب و خیانت بزرگ دوستش نتانیاهو قرار گرفته است، کسی که او را گمراه کرد و با معرفی ایران به عنوان کشوری شکننده که در روزهای اول شروع جنگ فرو میپاشد و این جنگ یک «گردش کوتاه مدت در پارک» بدون تلفات و با دستیابی به تمام اهداف مورد نظر، که مهمترین آنها سرنگونی نظام اسلامی، نابودی تأسیسات هستهای ایران، توقیف ذخیره بزرگ اورانیوم غنیشده و همچنین صنعت بسیار پیشرفته موشکی و پهپادی ایران خواهد بود، او را در این جنگ ایرانی گرفتار کرد.
ما در عمق و وسعت به ترفند ایرانی که با ایستادگی و مدیریت بسیار کارآمد جنگ در پنج ماه گذشته و خنثیکردن تمام جاهطلبیهای آمریکا و اسرائیل برای سرنگونی نظام و کنترل تنگه هرمز ثابت شده است، تردید نداریم. با این حال، ما بر این باوریم که حق داریم نسبت به خطر این تهاجم کنونی میانجیهای عرب و مسلمان که متحدان آمریکا هستند، هشدار دهیم. این هشدار را بر دو مبنا قرار میدهیم: اول، هشدار امام مجتبی خامنهای، رهبر جدید، که آمریکا به تعهدات خود احترام نمیگذارد و امضای رئیسجمهورش بر توافقهای آتشبس هیچ ارزشی ندارد و صرفاً یک فریب است. دوم، آنچه در نوار غزه رخ داده و میافتد، با بازگشت شدید جنگ نسلکشی و محاصره تشنگی و گرسنگی علیه بیش از دو میلیون نفر در این نوار، علیرغم حمایت دولت آمریکا و شخص ترامپ از توافق آتشبس. همچنین نباید در این اشاره کوتاه، لبنان و نقض توافق آتشبس توسط ارتش اسرائیل بیش از ۸۸۰۰ بار و تشدید عملیات کشتار علیه برادران لبنانیمان که از مقاومت حمایت میکنند و به ویژه حزبالله را فراموش کنیم.
روزهای آینده حیاتی هستند و ممکن است آغاز شمارش معکوس برای بزرگترین شکست آمریکا در دریای سرخ و عرب و تنگه هرمز باشد. شاید آنچه رئیسجمهور مسعود پزشکیان درباره هدایت رهبری نظامیاش توسط امام سید مجتبی خامنهای برای پایان دادن فوری و هرچه سریعتر به وضعیت فعلی نه جنگ و نه صلح، قویترین و مهمترین ضمانت باشد... زمان خواهد گفت.
عبدالباری عطوان در این یادداشت، تحرکات دیپلماتیک اخیر میانجیهای عربی-اسلامی (پاکستان، قطر، مصر) برای برقراری آتشبس بین ایران و آمریکا را نه یک ابتکار صلحخواهانه، بلکه طرحی از سوی آمریکا برای جلوگیری از شکست قریبوقوع خود ارزیابی میکند. او معتقد است که حملات موفقیتآمیز ایران به پایگاههای آمریکا در اردن و تلفات انسانی، ترامپ را دچار وحشت کرده و او به دنبال یک «وقفه» دهروزه برای تجدید قواست. در همین حال، اسرائیل که نمیخواهد در این جنگ غرق شود، از ورود به درگیری خودداری کرده و ترامپ را تنها گذاشته است. عطوان هشدار میدهد که این آتشبسهای پیشنهادی فریبنده و بیارزش هستند (همانند نقضهای مکرر در غزه و لبنان) و تنها به آمریکا فرصت میدهند تا حمله جدیدی را علیه ایران طراحی کند. او تأکید میکند که رهبری جدید ایران (با اشاره به نقش امام مجتبی خامنهای) نسبت به این فریبها هشیار است و ممکن است دستور پایان دادن به وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را با یک اقدام قاطع صادر کند که به بزرگترین شکست آمریکا در منطقه منجر شود.
جان کلام متن این است که درخواستهای آتشبس از سوی میانجیهای عرب و پاکستانی، ابزاری برای نجات آمریکا از باتلاق ایران است، نه تلاشی برای پایان واقعی جنگ. ایران با نشان دادن قدرت موشکی خود، آمریکا را به میز مذاکره کشانده، اما این مذاکرات تنها «تنفس مصنوعی» به ترامپ میدهد تا با حمایت اسرائیل (که این بار کنار کشیده) حملهای نهایی ترتیب دهد. با این حال، هشیاری رهبری ایران و احتمال دستور «امام مجتبی» برای تغییر قاطعانه معادله، میتواند این نقشه را خنثی کرده و شکست تاریخی آمریکا را تسریع کند.
۱. عطوان به صراحت میگوید که میانجیهای عرب و پاکستانی «نمیتوانند ناگهان حرکت کنند مگر اینکه این حرکت توسط ارباب آمریکایی در واشنگتن دیکته شده باشد.» بنابراین، هر گونه پیشنهاد آتشبس، مستقیماً از سوی آمریکا طراحی و هدایت میشود.
۲. علت طرح آتشبس از سوی آمریکا (تنفس تازه): به گفته عطوان، دلیل اصلی این تحرکات، «شکست قریبالوقوع» آمریکا و «نیش شکست» است که ترامپ پس از تلفات جانی در اردن احساس کرده است. او به دنبال «راههای خروج سریع برای کاهش تلفات» است و درخواست آتشبس ده روزه دقیقاً برای همین «تنفس تازه» و «کاهش تلفات» طراحی شده است، نه برای اعتراف به برتری ایران. در واقع، این آتشبس به آمریکا فرصت میدهد تا مواضع خود را بازسازی کرده و حملات بعدی را با شدت بیشتر آغاز کند.
۳. شواهد برای عدم تثبیت دست برتر ایران: متن نشان میدهد که هدف آمریکا از این آتشبس، «به دست آوردن زمان» است تا بتواند بدون فشار حملات ایران، یک حمله فراگیر (با هدف «سرنگونی نظام اسلامی، نابودی تأسیسات هستهای و توقیف اورانیوم») را طراحی کند. از سوی دیگر، اسرائیل که محرک اصلی جنگ بود، اکنون عقبنشینی کرده تا «آمریکا به تنهایی در آن غرق شود» و پس از تضعیف ایران، وارد عمل شود. بنابراین، آتشبس به جای اینکه دست برتر ایران را تثبیت کند، یک مانور تاکتیکی برای تغییر موازنه به نفع آمریکا و متحدانش است.
۴. هشدار رهبری ایران: عطوان با استناد به هشدار «امام مجتبی خامنهای» (که او را به عنوان رهبر جدید معرفی میکند) مبنی بر اینکه «آمریکا به تعهدات خود احترام نمیگذارد و امضای رئیسجمهورش فریب است»، نشان میدهد که خود ایران نیز از این ترفند آگاه است. اشاره به نقضهای مکرر آتشبس در غزه و لبنان توسط آمریکا و اسرائیل نیز گواه بر این است که این توافقات قابل اعتماد نیستند و صرفاً «فریب» هستند تا طرف مقابل را در حالت انفعال نگه دارند.
۵. نتیجهگیری: بر اساس این متن، درخواست میانجیها نه تنها برای تثبیت دست برتر ایران نیست، بلکه دقیقاً برای خنثیسازی همان دست برتری طراحی شده است که ایران با حملات موشکی خود به دست آورده است. این یک «تنفس مصنوعی» به بیمارِ در حال مرگ (آمریکا) است تا شاید بتواند دوباره به پا خیزد و ضربه نهایی را وارد کند. اما عطوان هشدار میدهد که ایران با الهام از رهنمودهای رهبری جدید خود، ممکن است به جای پذیرش این فریب، با پایان دادن به وضعیت «نه جنگ و نه صلح»، ضربه پیشدستانهای بزند که این نقشه را نقش بر آب کند.
عبدالباری عطوان
۳۰ تیر ۱۴۰۵
۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶
برگردان، نمای کلی و تحلیل سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118040