اربعین میتواند انسانهایی را از ایران، عراق، لبنان، پاکستان، هند، افغانستان، کشورهای عربی، اروپا و دیگر نقاط جهان در یک تجربه مشترک کنار یکدیگر قرار دهد.
پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، سیزده مرداد امسال، وقتی میلیونها انسان از گوشهوکنار ایران، عراق و دهها سرزمین دیگر راهی کربلا میشوند، جهان بار دیگر با پدیدهای مواجه خواهد شد که توضیح آن با زبان معمول سیاست، امنیت و حتی مناسک مذهبی آسان نیست. اربعین را نمیتوان فقط در شمار آیینهای مذهبی قرار داد؛ همانگونه که نمیتوان عظمت آن را تنها با شمار زائران یا طول مسیرهای پیادهروی سنجید. اربعین، در ژرفترین معنای خود، یک «حرکت انسانی» است؛ حرکتی که ایمان را با اخلاق، معنویت را با همبستگی، رنج را با امید و خاطره تاریخی را با مسئولیت امروز پیوند میزند.
این معنا در شرایط کنونی ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند. در روزگاری که تهدید، جنگ روانی، فشار سیاسی و تلاش برای ایجاد هراس در جامعه به ابزارهای معمول قدرت تبدیل شدهاند، ملتها بیش از همیشه به سرمایههایی نیاز دارند که از درون آنان را استوار نگه دارد. قدرت یک کشور فقط در تجهیزات نظامی، اقتصادی و توان دفاعی خلاصه نمیشود؛ بخش مهمی از قدرت ملی در میزان امید، اعتماد، همبستگی و توان ایستادن مردم آن جامعه نهفته است.
اربعین از همین منظر، یک پدیده قابل تأمل است؛ زیرا به انسان میآموزد میتوان در سختی قدم برداشت، بدون آنکه امید را از دست داد؛ میتوان رنج را پذیرفت، بدون آنکه کرامت را واگذاشت؛ و میتوان در کنار دیگری ایستاد، بیآنکه از او چیزی خواست.
اربعین، راه رفتن برای رسیدن نیست؛ راه رفتن برای دگرگون شدن است.
میلیونها انسان در گرمای طاقتفرسا، با پای پیاده و با تحمل خستگی و دشواری، مسیری را طی میکنند که مقصدش برای آنان فقط یک مکان جغرافیایی نیست. کربلا در این حرکت، به یک «معنای مشترک» تبدیل میشود؛ معنایی که هر زائر آن را با زبان و تجربه خود میفهمد، اما در یک حقیقت بزرگ با دیگری شریک میشود: حقیقت آزادگی، وفاداری، فداکاری و ایستادن در برابر ظلم.
از اینجا اربعین از یک «راه» فراتر میرود.
شاید یکی از شگفتانگیزترین وجوه اربعین، همین حضور انسانهایی باشد که از ملیتها، زبانها، فرهنگها و مذاهب گوناگون به این حرکت میپیوندند. اربعین فقط اجتماع شیعیان یک کشور یا حتی شیعیان جهان نیست. در این منظومه انسانی، انسانهایی با پیشینههای متفاوت گرد هم میآیند؛ برخی با انگیزه اعتقادی عمیق، برخی از سرارادت به امام حسین(ع)، برخی به دلیل جاذبه اخلاقی و انسانی عاشورا و برخی برای تجربه یک پدیده استثنایی انسانی.
در این میان، مرز میان «ما» و «دیگری» تا حد زیادی رنگ میبازد.
آدمها در مسیر یکدیگر را با پاسپورت و قومیت و طبقه اجتماعی نمیسنجند؛ خستهای را میبینند که باید دستش را گرفت، تشنهای را که باید سیراب کرد و مسافری را که باید برایش جایی فراهم کرد.
این ویژگی چنان برجسته است که یونسکو در سال ۲۰۱۹، «خدمترسانی و مهماننوازی در زیارت اربعین» را به عنوان میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت کرد و آن را دارای نقشی در نزدیک کردن فرهنگها و ملیتها، تقویت گفتوگوی فرهنگی و احترام متقابل میان انسانهایی با تعلقات متفاوت دانست.
این ثبت جهانی، البته تمام حقیقت اربعین نیست؛ اما نشان میدهد که این پدیده را نمیتوان در مرزهای یک کشور یا یک جامعه مذهبی محصور کرد.
در اربعین، انسان میتواند پیش از آنکه «ایرانی»، «عراقی»، «پاکستانی»، «لبنانی»، «هندی»، «اروپایی» یا متعلق به هر سرزمین دیگری باشد، «انسان» باشد.
این همان نقطهای است که اربعین را از یک اجتماع مذهبی به یک تجربه تمدنی نزدیک میکند.
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری گرفتار مرزبندی، قطبیسازی، نفرت و سوءتفاهم میان ملتهاست. اربعین، در سوی دیگر، تصویری از امکان همزیستی ارائه میکند؛ میلیونها انسان متفاوت که میتوانند در یک مسیر مشترک، با احترام و محبت در کنار یکدیگر قرار گیرند.
این پیام کوچکی نیست.
در جهانی که قدرتهای بزرگ گاه برای تأمین منافع خود دیوار میکشند، تحریم میکنند، تهدید میکنند و ملتها را از یکدیگر دور میسازند، اربعین تصویری متفاوت از قدرت ارائه میدهد: قدرتی که به جای حذف دیگری، او را در کنار خود مینشاند.
برای ایران امروز، این معنا اهمیت دوچندان دارد.
جامعهای که با فشارهای اقتصادی، تهدیدهای خارجی، نگرانیهای امنیتی و جنگ روانی مواجه است، بیش از هر چیز نیازمند بازسازی سرمایه اجتماعی است. هیچ کشوری تنها با قدرت سخت نمیتواند برای مدت طولانی احساس امنیت و ثبات ایجاد کند. قدرت سخت هنگامی ماندگار میشود که پشتوانه آن، جامعهای برخوردار از اعتماد، امید و همبستگی باشد.
اربعین میتواند یکی از سرچشمههای این سرمایه باشد.
اما به یک شرط: آنچه در مسیر اربعین تجربه میکنیم، نباید در همان مسیر باقی بماند.
اگر زائر در راه کربلا یاد میگیرد به دیگری خدمت کند، باید این خدمت را با خود به خانه بازگرداند. اگر در موکب، سفرهای بدون پرسش از موقعیت و دارایی افراد گسترده میشود، باید این فرهنگ در جامعه نیز جاری شود. اگر در مسیر، انسان خسته و غریبه، عزیز و محترم شمرده میشود، چرا در شهر خودمان نباید برای سالمند، کارگر، فقیر، کودک، بیمار، مهاجر و حتی مخالف خود نیز چنین شأنی قائل باشیم؟
اربعین زمانی به یک سرمایه تمدنی تبدیل میشود که «اخلاق اربعینی» از مسیر کربلا به زندگی روزمره منتقل شود.
آنگاه اربعین فقط یک سفر نخواهد بود؛ یک مدرسه خواهد بود.
مدرسهای که در آن انسان، صبر، ایثار، خدمت، همدلی، کرامت و مسئولیت را نه در کتاب، بلکه در عمل تجربه میکند.
این همان نقطهای است که اربعین را از «راه» فراتر میبرد.
در شرایطی که تهدیدکنندگان ایران میکوشند با ایجاد هراس، جامعه را نسبت به آینده نگران کنند، پاسخ ما نباید صرفاً احساسی باشد. باید واقعبینانه، عقلانی و هوشمندانه خطر را دید و در عین حال اجازه نداد ترس، جای امید را بگیرد.
اربعین چنین درسی دارد: رنج را ببین، اما تسلیم رنج نشو؛ خطر را بشناس، اما زندگی را متوقف نکن؛ دشواری را بپذیر، اما امید را از دست نده.
این پیام امروز برای جامعه ایران بسیار ضروری است.
دشمن ممکن است زیرساختی را تهدید کند، اما اگر نتواند اعتماد مردم به یکدیگر، امید آنان به آینده و تعلق آنان به سرزمینشان را از میان ببرد، به مهمترین هدف جنگ روانی خود دست نیافته است.
اینجاست که اربعین میتواند به یک «قدرت نرم مردمی» تبدیل شود؛ قدرتی که نه از دستور سیاسی، بلکه از باور و مشارکت داوطلبانه مردم سرچشمه میگیرد.
این حرکت را نمیتوان صرفاً حکومتی نامید. دولتها میتوانند مرزها را مدیریت کنند، امنیت فراهم آورند و زیرساخت بسازند؛ اما نمیتوانند با بخشنامه، میلیونها انسان را به خدمت بیمنت وادار کنند. بخش مهمی از شکوه اربعین از دل مردم و سنتهای اجتماعی آنان میجوشد. یونسکو نیز برنقش داوطلبی، بسیج اجتماعی، خانوادهها، موکبها، گروههای پزشکی و خیرین در این تجربه تأکید کرده است.
از این منظر، اربعین یک «قدرت مردمی» است؛ و قدرت مردمی، هنگامی که با اخلاق و معنویت همراه شود، از ماندگارترین انواع قدرت است.
شاید به همین دلیل است که اربعین را باید نه فقط یک اجتماع بزرگ دینی، بلکه آزمایشگاهی زنده برای فهم امکان یک جامعه انسانیتر دانست.
در این آزمایشگاه، ملیتها کنار یکدیگر قرار میگیرند؛ فرهنگها با هم گفتوگو میکنند؛ غریبهها به یکدیگر خدمت میکنند و انسانها میآموزند که میتوان بدون منفعت شخصی نیز برای دیگری قدم برداشت.
این همان چیزی است که جهان امروز به شدت بدان نیازمند است.
اگر تمدن را فقط با فناوری و قدرت اقتصادی تعریف کنیم، بخش بزرگی از حقیقت تمدن را فراموش کردهایم. تمدن در نهایت به این پرسش بازمیگردد که انسانها چگونه با یکدیگر زندگی میکنند.
اربعین در این زمینه یک پرسش بزرگ پیش روی ما میگذارد:
آیا میتوان جامعهای ساخت که در آن انسان، پیش از آنکه وسیلهای برای رسیدن به منفعت باشد، خود صاحب کرامت باشد؟
پاسخ اربعین به این پرسش، در رفتار میلیونها انسان دیده میشود.
و از همینجاست که پیوند ایران و عراق نیز معنایی فراتر از مناسبات سیاسی پیدا میکند. اربعین در سالهای گذشته شبکهای گسترده از ارتباطات انسانی میان دو ملت ایجاد کرده است؛ شبکهای که در خانههای مردم، موکبها، مسیرهای پیادهروی، سفرههای مشترک و خاطرات زائران شکل گرفته است.
این سرمایه را باید قدر دانست.
ایران و عراق میتوانند در اربعین نه فقط همسایه، بلکه شریک یک تجربه بزرگ انسانی باشند؛ تجربهای که میتواند به کاهش سوءتفاهمها، تعمیق روابط فرهنگی و افزایش شناخت متقابل دو ملت کمک کند.
یکی از عمیقترین ابعاد اربعین، پیوند تاریخی و عاطفی ایران و عراق است.
مرز سیاسی میان دو کشور، نمیتواند همه مرزهای فرهنگی و تاریخی دو ملت را توضیح دهد. در اربعین، جغرافیای سیاسی برای مدتی در برابر جغرافیای معنوی عقب مینشیند. ایرانی به عراق میرود و عراقی از ایرانی پذیرایی میکند؛ یکی میهمان است و دیگری میزبان، اما در بسیاری از لحظات، تشخیص اینکه کدامیک میهمان و کدامیک میزبان است دشوار میشود.
اینجا دیگر «دو ملت» در برابر یکدیگر قرار ندارند؛ بلکه دو ملت در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
و این سرمایهای است که هیچ قرارداد سیاسی به تنهایی نمیتواند تولید کند.
در شرایطی که منطقه با بحرانهای امنیتی، رقابتهای ژئوپلیتیک و تلاش قدرتهای سلطه گر بزرگ برای بازتعریف مناسبات خاورمیانه روبهروست، پیوند اجتماعی ایران و عراق اهمیت راهبردی مضاعف پیدا میکند. اربعین این پیوند را نه در سطح دولتها، بلکه در عمق جامعهها شکل میدهد؛ در خانهها، موکبها، مسیرها، سفرهها و روابط انسانی.
این همان جایی است که «قدرت نرم» از حالت یک مفهوم دانشگاهی خارج و به تجربهای زنده تبدیل میشود.
و این همان جایی است که اربعین میتواند از «مناسبت» به «پیشران تمدن» تبدیل شود.
تمدن آینده، اگر قرار است انسانی باشد، به دیوارهای بلند نیاز ندارد؛ به پلهای بیشتر نیاز دارد. اربعین یکی از این پلهاست.
پل میان ملتها؛
پل میان فرهنگها؛
پل میان ایمان و اخلاق؛
پل میان گذشته و آینده؛
و مهمتر از همه، پل میان انسان و انسان.
امروز که جهان گرفتار خشونت، جنگ، نفرت و بیاعتمادی است، اربعین میتواند یک پیام جهانی داشته باشد: انسانها هنوز میتوانند حول ارزشهایی چون آزادگی، فداکاری، عدالت، کرامت و محبت گرد هم آیند.
این پیام، متعلق به یک ملت نیست؛ متعلق به انسان است.
اربعین برای شیعه، یادآور حسین(ع) است؛ اما حسین(ع) در حافظه تاریخی بشر، فقط یک نام مذهبی نیست. او نماد انتخاب دشوار انسان در برابر ظلم است؛ نماد اینکه گاهی حفظ حقیقت، هزینه دارد و گاهی باید برای کرامت، از آسایش گذشت.
از این منظر، اربعین میتواند مخاطبی فراتر از مرزهای اعتقادی خود داشته باشد؛ زیرا زبان کرامت و آزادگی، زبانی جهانی است.
و شاید راز ماندگاری اربعین همین باشد: هرکس میتواند از آن چیزی برای جان خود بیابد.
یکی ایمان میگیرد، دیگری امید؛ یکی معنای خدمت را میآموزد، دیگری معنای همدلی را؛ یکی به کربلا نزدیکتر میشود و دیگری به انسانیت.
پس اربعین را نباید در یک تعریف محدود محصور کرد.
اربعین، نه فقط راهی به کربلا، که راهی به درون انسان است.
راهی که اگر درست طی شود، باید انسان را پس از بازگشت، اخلاقیتر، صبورتر، مسئولتر، مهربانتر و آزادمنشتر کند.
اگر چنین شود، اربعین دیگر در بیستم صفر پایان نمییابد.
در خانه ادامه پیدا میکند؛
در جامعه ادامه پیدا میکند؛
در روابط ملتها ادامه پیدا میکند؛
و حتی میتواند در مناسبات جهان امروز نیز الهامآفرین باشد.
اربعین، فراتر از یک راه است؛ زیرا مقصدش فقط کربلا نیست.
مقصد نهایی آن، انسان است.
و چه زیباست در این روزگار سخت، از خداوند بخواهیم اربعین را فقط با قدمهایمان طی نکنیم؛ با دل و جانمان بفهمیم؛ از آن برای جامعه خود امید، برای روابط ملتها محبت و برای جهان، پیام کرامت و صلح به ارمغان آوریم.
کربلا یک جغرافیاست؛
اربعین اما یک راه است.
و این راه، اگر در جان انسان جاری شود، هیچ مرزی نمیتواند آن را متوقف کند.
در روزگاری که صدای تهدید از فراسوی مرزها بلندتر از همیشه به گوش میرسد، جامعه ایرانی بیش از هر زمان دیگری به چیزی فراتر از قدرت نظامی نیاز دارد؛ به قدرت ایستادن، به قدرت حفظ امید، به قدرت نترسیدن و پیش از همه، به قدرتی که بتواند انسان را در سختترین لحظهها از فروپاشی روحی و اخلاقی مصون بدارد.
امروز منطقه در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار گرفته است. تهدیدهای نظامی واشنگتن و تلآویو علیه ایران در روزهای اخیر بار دیگر تشدید شده و گزارشهای تازه از احتمال حمله به زیرساختهای حیاتی ایران حکایت دارد. در چنین شرایطی، سخن گفتن از اربعین صرفاً سخن گفتن از یک مناسک مذهبی نیست؛ سخن از یک سرمایه عظیم معنوی، اجتماعی و تمدنی است که در سختترین شرایط میتواند به جامعه قدرت بازسازی خویش را ببخشد.
اربعین را نباید فقط در شمار مناسبتهای تقویمی نشاند. اربعین یک «راه» است؛ راهی که انسان در آن با پای خویش، رنج را تجربه میکند تا معنای مقاومت را بفهمد؛ از خانه و آسایش خود فاصله میگیرد تا به حقیقتی نزدیکتر شود که در حافظه تاریخی شیعه با نام حسین بن علی(ع) گره خورده است.
در این راه، فاصله میان انسانها کوتاه میشود. ملیت، زبان، طبقه اجتماعی و موقعیت اقتصادی رنگ میبازد و آدمی پیش از آنکه خود را با عنوانی معرفی کند، «زائر» است؛ انسانی که آمده است تا در برابر حقیقتی بزرگ سر فرود آورد.
همینجاست که راز اربعین آشکار میشود.
گاهی تلاش میشود اربعین صرفاً به یک پروژه رسمی و حکومتی فروکاسته شود. چنین تقلیلی، چه از سر مخالفت و چه از سر موافقت، با واقعیت پیچیده این پدیده اجتماعی سازگار نیست.
دولتها میتوانند امنیت مرزها را تأمین کنند، مسیرها را سامان دهند، زیرساخت ایجاد کنند و برای تسهیل رفتوآمد زائران برنامهریزی کنند؛ و این وظایف نیز ضروری است. اما اصلِ انگیزه میلیونها انسان برای رفتن، بخش مهمی از مهماننوازی مردم و استمرار این سنت را نمیتوان صرفاً با فرمان اداری توضیح داد.
اربعین پیش از آنکه یک «برنامه» باشد، یک «باور» است؛ و پیش از آنکه سازماندهی شود، در جان انسانها شکل گرفته است.
حتی اگر حکومتها تغییر کنند، حتی اگر دولتها سیاستهای متفاوتی اتخاذ کنند، حتی اگر مناسبات سیاسی ایران و عراق دگرگون شود، تا زمانی که این عشق و باور در میان مردم زنده باشد، اصل اربعین نیز میتواند استمرار یابد.
این استقلال اجتماعی، یکی از مهمترین عناصر قدرت تمدنی آن است.
اگر اربعین فقط در مسیر نجف تا کربلا باقی بماند، بخش کوچکی از فلسفه آن را فهمیدهایم.
اربعین زمانی به هدف خود نزدیک میشود که «راه» از جاده به زندگی منتقل شود؛ یعنی صبر زائر در رفتار روزمره او، مهماننوازیاش در خانه، گذشتش در جامعه، عدالتخواهیاش در عرصه عمومی، صداقتش در کار و مسئولیتپذیریاش در برابر سرنوشت کشور دیده شود.
جامعهای که در اربعین شعار کرامت انسان میدهد، باید در زندگی روزمره نیز کرامت انسان را پاس بدارد.
جامعهای که از حسین(ع) سخن میگوید، باید با ظلم، تحقیر، دروغ، فساد، تبعیض و بیعدالتی نیز بیگانه باشد.
و جامعهای که از مقاومت سخن میگوید، باید بداند که مقاومت فقط در میدان نبرد تعریف نمیشود؛ مقاومت در برابر فساد اخلاقی، دروغ، ناامیدی، خودخواهی، بیمسئولیتی و فروپاشی اعتماد عمومی نیز بخشی از همان مقاومت است.
این شاید بزرگترین آزمون اربعین برای جامعه ما باشد.
اگر قدرتهای بزرگ صرفاً به جمعیت اربعین نگاه کنند، شاید عددها برایشان مهم باشد؛ اما مسئله اصلی عدد نیست.
آنچه اهمیت دارد، توان تبدیل یک خاطره تاریخی به یک هویت زنده و یک شبکه اجتماعی فراملی است.
اربعین میتواند انسانهایی را از ایران، عراق، لبنان، پاکستان، هند، افغانستان، کشورهای عربی، اروپا و دیگر نقاط جهان در یک تجربه مشترک کنار یکدیگر قرار دهد. این پیوند، اگر به گفتوگوی فرهنگی، همکاری اجتماعی، همدلی انسانی و شناخت متقابل تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که فراتر از یک مناسک مذهبی عمل کند.
دراین معنا، اربعین را میتوان یکی ازنمونههای کمنظیر«دیپلماسی مردمی» در جهان معاصر دانست؛ دیپلماسیای که سفیر آن مردماند، زبان آن مهماننوازی است و سند آن تجربه مشترک انسانها.
قدرتی از این جنس را نمیتوان با تحریم و تهدید از میان برد.
اربعین باید از خاطره به رفتار و از رفتار به فرهنگ تبدیل شود.
اربعین دیگر فقط یک اجتماع میلیونی نخواهد بود؛ بلکه به یک مدرسه بزرگ اخلاق، همبستگی و تمدنسازی تبدیل خواهد شد.
و شاید دعای امروز ما در برابر همه تهدیدها همین باشد:
خدایا، به ما توفیق ده که اربعین را فقط زیارت نکنیم؛ بفهمیم.
فقط در راه کربلا قدم نزنیم؛ راه کربلا را در زندگی ادامه دهیم.
فقط از حسین(ع) سخن نگوییم؛ کرامت، آزادگی، عدالت، شجاعت و ایثار او را در رفتار خود جاری کنیم.
در روزگاری که برخی میخواهند آینده ما را با ترس بنویسند، اربعین به ما میآموزد که آینده را باید با ایمان، عقلانیت، همبستگی و امید ساخت.
راه کربلا هنوز ادامه دارد؛ و چه زیباست اگر این راه، از کربلا تا قلب انسان و از قلب انسان تا ساختن ایرانی اخلاقیتر، متحدتر و سربلندتر امتداد یابد.

دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118064