درحال بارگذاری

گروه: فرهنگ / حوزه قرآن و فعالیت های دینی/ایران شناسه: ۱۱۸۰۸۰۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۴۷ : ۱۱ بازدید: ۳۵۷۳دیدگاه: ۰

28 و 29 صفر؛ سه سوگ، سه دوره تاریخی و یک پرسش ماندگار درباره حقیقت و قدرت

جامعه امروز و یک پرسش دشوار

جامعه امروز و یک پرسش دشوار ۲۸ و 29صفر به ما می‌گوید جامعه‌ای که حقیقت را نشناسد، ممکن است قدرت را با حق اشتباه بگیرد؛ جامعه‌ای که هزینه دفاع از حق را نپردازد، ممکن است شاهد مظلومیت حق باشد؛ و جامعه‌ای که از تاریخ نیاموزد، ناگزیر است بخشی از تاریخ را دوباره تجربه کند.

در سوگِ نبی جهان سیه می پــوشد

در سینه، دل از داغِ حسن می جوشد

از ماتم هشتمین امام معصوم

هر شیعه زِ درد، جام غم می‌نوشد

 

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، پیش از آغاز بحث برخود فرض و واجب می دانم سالروز رحلت پیامبر مهربانی و رحمت، نگین و خاتم نبوت، حضرت محمد مصطفی (ص) و همچنین شهادت دومین نور ولایت  امام حسن مجتبى (ع)، و آفتاب هشتم امامت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) را به مسلمانان شیفته اهل بیت عصمت و طهارت؛ تسلیت و تعزیت می گویم. 

 

مقدمه / سه واقعه؛ یک تحلیل تاریخی

۲۸ و 29صفر را نمی‌توان تنها در قاب یک مناسبت سوگوارانه دید. دراین دو روز، اگر از سطح تقویم و آیین عبور کنیم، ما را در برابر یکی از عمیق‌ترین پرسش‌های تاریخ اسلام قرار می‌دهد: چرا جامعه‌ای که پیامبرش را دیده و سخنان او درباره عدالت، کرامت، حق و مسئولیت را شنیده بود، پس از رحلت او در فاصله‌ای نه چندان طولانی، به جایی رسید که خاندان پیامبر یکی پس از دیگری با بی‌مهری، محدودیت، فشار و شهادت مواجه شدند؟

رحلت پیامبر اکرم(ص)، شهادت امام حسن مجتبی(ع) و شهادت امام رضا(ع)، از نظر زمانی یک واقعه واحد نیستند. میان این رخدادها دهه‌ها فاصله است و هر یک در شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی متفاوتی اتفاق افتاده‌اند. بنابراین، اگر بخواهیم از این سه واقعه یک تحلیل تاریخی استخراج کنیم، نباید در دام ساده‌سازی بیفتیم.

اما در پس این فاصله‌های تاریخی، یک مسئله مشترک قابل مشاهده است: فاصله گرفتن قدرت سیاسی از حقیقت دینی و تبدیل شدن حکومت از وسیله‌ای برای خدمت به جامعه به ابزاری برای تثبیت قدرت.

پیامبر(ص) جامعه‌ای را بنا کرد که در آن ارزش انسان به قبیله، ثروت و قدرت وابسته نبود. اما پس از رحلت ایشان، مسئله اصلی تنها این نبود که چه کسی حکومت کند؛ مسئله عمیق‌تر این بود که چه کسی حق دارد مسیر جامعه اسلامی را تعریف کند و مرجعیت دینی، اخلاقی و سیاسی امت را در دست گیرد.

در چنین بستری، زندگی امام حسن(ع) و امام رضا(ع) را باید نه صرفاً به‌عنوان زندگی دو شخصیت مقدس، بلکه به‌عنوان دو تجربه بزرگ از مواجهه «امامت و حقیقت» با «قدرت سیاسی» مطالعه کرد.

این نگاه، ۲۸ و 29صفر را از یک روز صرفاً سوگوارانه به یک مدرسه تاریخی تبدیل می‌کند؛ مدرسه‌ای که در آن می‌توان فهمید چگونه جامعه‌ها ممکن است از آرمان‌های نخستین خود فاصله بگیرند، چگونه تبلیغات می‌تواند حقیقت را در حاشیه قرار دهد و چگونه صاحبان قدرت می‌توانند با استفاده از ابزارهای سیاسی و فرهنگی، حافظان واقعی یک مکتب را منزوی کنند.

اینک با توجه به مقدمه ای که بیان شد برخی از موضوعات و مباحث مرتبط با یادداشت پیش رو را مورد تحلیل قرار خواهم داد. باشد با اندک فهم نگارنده که عمری در این مسیر حرکت کرده و قلم زده است؛ این گفتار مقبول طبع خوانندگان محترم واقع شود.

 

۱)  سه واقعه، سه زمان؛ نه یک حادثه واحد

نخست باید یک تصحیح تاریخی را جدی گرفت.

رحلت پیامبر اکرم(ص) در سال ۱۱ هجری، شهادت امام حسن مجتبی(ع) در سال ۵۰ هجری و شهادت امام رضا(ع) در سال ۲۰۳ هجری رخ داده است. بنابراین، میان رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام حسن(ع) حدود چهار دهه و میان شهادت امام حسن(ع) و شهادت امام رضا(ع) بیش از یک قرن و نیم فاصله وجود دارد.

پس نمی‌توان شرایط سیاسی زمان پیامبر(ص) را با عصر امام حسن(ع) یا فضای سیاسی دوران امام رضا(ع) یکی دانست.

با این حال، تاریخ تنها با فاصله زمانی معنا پیدا نمی‌کند؛ با استمرار مسائل نیز معنا پیدا می‌کند.

در این سه مقطع، جامعه اسلامی با یک مسئله بنیادی روبه‌رو بود: چگونه می‌توان میان «دین»، «قدرت»، «عدالت» و «حقیقت» توازن برقرار کرد؟

پیامبر(ص) این مسئله را با ساختن جامعه‌ای اخلاق‌محور پاسخ داده بود؛ اما پس از رحلت ایشان، رقابت‌های سیاسی، منازعات قدرت، تغییر ساختار اجتماعی و شکل‌گیری حکومت‌های موروثی، مسیر جامعه اسلامی را وارد مرحله‌ای تازه کرد.

از این منظر، فاصله میان این سه واقعه، نه مانع تحلیل است و نه دلیل بی‌ارتباطی آنها؛ بلکه فرصتی است برای دیدن روند تاریخی تغییر یک جامعه.

 

۲) پیامبر رحمت؛ آغاز یک انقلاب در انسان و جامعه

پیامبر اکرم(ص) تنها یک نظام اعتقادی جدید عرضه نکرد؛ بلکه تعریف تازه‌ای از انسان ارائه داد.

در جامعه‌ای که منزلت اجتماعی تا حد زیادی بر پایه نسب، قبیله، ثروت و قدرت استوار بود، قرآن و سیره نبوی معیارهای دیگری را مطرح کردند: ایمان، تقوا، عدالت، مسئولیت، برادری و کرامت انسانی.

پیامبر(ص) در واقع پیش از آنکه بخواهد ساختار سیاسی جامعه را تغییر دهد، انسان را تغییر داد.

این نکته برای فهم حوادث پس از رحلت ایشان بسیار مهم است.

هر تحول اجتماعی اگر نتواند انسانِ درون قدرت را اصلاح کند، دیر یا زود ممکن است همان ساختارهای پیشین را با نام‌های تازه بازتولید کند.

پیامبر(ص) قدرت را برای قدرت نمی‌خواست. حکومت در نگاه او باید در خدمت عدالت و هدایت جامعه باشد. از همین رو، میراث پیامبر را نمی‌توان فقط در مجموعه‌ای از احکام و مناسک خلاصه کرد؛ میراث او یک نظام اخلاقی برای تنظیم رابطه انسان با خدا، انسان با انسان و قدرت با جامعه بود.

 

۳) پس از پیامبر؛ آغاز آزمون بزرگ امت

رحلت پیامبر(ص) پایان یک رسالت نبود؛ آغاز آزمون امت بود.

پیامبر از دنیا رفت، اما جامعه‌ای که ساخته بود باقی ماند؛ جامعه‌ای که هنوز در حال عبور از مناسبات قبیله‌ای به یک نظم دینی ـ اجتماعی جدید بود.

در چنین شرایطی، طبیعی بود که مسئله جانشینی، مرجعیت و آینده سیاسی امت به یکی از مهم‌ترین مسائل تبدیل شود.

از منظر شیعه، اینجا نقطه آغاز یک انحراف بزرگ تاریخی است: فاصله گرفتن جامعه از مسیری که برای تداوم هدایت الهی در قالب امامت ترسیم شده بود.

اما نکته مهم‌تر آن است که غصب حق، تنها با گرفتن یک موقعیت سیاسی پایان نمی‌یابد؛ بلکه هنگامی کامل می‌شود که جامعه به تدریج نسبت به آن حق بی‌حس شود.

قدرت هنگامی موفق می‌شود که تنها مخالف خود را شکست نمی‌دهد، بلکه حافظه جامعه را نیز مدیریت می‌کند.

این مسئله یکی از بزرگ‌ترین درس‌های تاریخ اهل‌بیت(ع) است.

 

۴) امام حسن مجتبی(ع)؛ قربانی سیاستی که حقیقت را تاب نمی‌آورد

اینکه از زهر جفا جای به بستر دارد

طشتی از خون دل خویش برابر دارد

چشم‌هایش به در و منتظر آمدنیست

زیر لب زمزمه مادر مادر دارد

امام حسن(ع) در شرایطی به امامت رسید که جامعه اسلامی دیگر جامعه نخستین عصر پیامبر(ص) نبود.

فتوحات گسترده، افزایش ثروت، شکل‌گیری طبقات اجتماعی جدید، رقابت‌های سیاسی، بازگشت برخی مناسبات قبیله‌ای و تغییر مناسبات قدرت، جامعه را با مسائل تازه‌ای روبه‌رو کرده بود.

امام حسن(ع) در چنین فضایی با معاویه مواجه شد؛ قدرتی که از امکانات گسترده سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی برخوردار بود.

اشتباه است اگر صلح امام حسن(ع) را نشانه عقب‌نشینی یا ضعف بدانیم.

صلح، در شرایطی که وفاداری بخش‌هایی از جامعه سست شده بود و استمرار جنگ می‌توانست اساس جامعه اسلامی را در معرض نابودی قرار دهد، یک تصمیم سیاسی ـ تاریخی برای حفظ اصل اسلام و افشای ماهیت قدرت اموی بود.

امام حسن(ع) در حقیقت میان «حفظ ظاهر قدرت» و «حفظ حقیقت دین» دومی را انتخاب کرد.

اما این انتخاب هزینه داشت.

تاریخ نشان داد که قدرت سیاسی می‌تواند حتی رفتار مسالمت‌آمیز یک امام را نیز به نفع خود مصادره کند و تلاش کند او را از حافظه سیاسی جامعه حذف یا تحریف نماید.

اینجاست که مظلومیت امام حسن(ع) تنها در شهادت ایشان خلاصه نمی‌شود؛ بخشی از مظلومیت او در تحریف فلسفه رفتار سیاسی اوست.

امام حسن(ع) برای حفظ اسلام از قدرت سیاسی گذشت؛ اما جامعه‌ای که باید از او درس سیاست دینی می‌آموخت، در نهایت نتوانست حق او را آن‌گونه که شایسته بود پاس بدارد.

 

 

۵) امام حسن(ع) و یک حقیقت فراموش‌شده؛ گاهی پیروزی در حفظ حقیقت است

در فرهنگ سیاسی امروز، پیروزی غالباً با تصاحب قدرت، پیروزی نظامی یا شکست رقیب سنجیده می‌شود.

اما امام حسن(ع) معیار دیگری ارائه کرد.

او نشان داد که گاهی بزرگ‌ترین پیروزی، جلوگیری از نابودی حقیقت است.

اگر امام حسن(ع) صرفاً برای حفظ موقعیت سیاسی وارد جنگی فرسایشی می‌شد، ممکن بود تاریخ او را یک فرمانده شکست‌خورده معرفی کند.

اما با انتخاب صلح، اجازه داد تناقض میان ادعای حکومت و واقعیت عملکرد آن آشکار شود.

این همان سیاست عمیقی است که از تحلیل زندگی امام حسن(ع) می‌توان آموخت:

همیشه هر جنگی نشانه شجاعت نیست و هر صلحی نشانه ترس نیست.

شجاعت واقعی، تشخیص مصلحت حقیقت در میان هیاهوی قدرت است.

 

۶) امام رضا(ع)؛ هنگامی که قدرت، دانش را نیز تهدید می‌بیند

خراسان می‎دهد بوی مدینه

خراسان کوه غم دارد به سینه

خراسان را سراسر غم گرفته

در و دیوار آن ماتم گرفته

بیش از یک قرن و نیم بعد، امام رضا(ع) در جهانی متفاوت زندگی می‌کرد.

جامعه اسلامی گسترده‌تر شده بود. علوم و اندیشه‌های گوناگون وارد جهان اسلام شده بودند و مناظرات اعتقادی و فلسفی رونق یافته بود.

عباسیان دیگر با جامعه ساده نخستین دهه‌های اسلام روبه‌رو نبودند؛ با تمدنی گسترده، دانشمندانی متعدد و پرسش‌های فکری پیچیده مواجه بودند.

در این فضای جدید، مبارزه تنها در میدان نظامی اتفاق نمی‌افتاد؛ میدان اصلی، میدان اندیشه بود.

امام رضا(ع) در این میدان حضور یافت.

مناظرات علمی، پاسخ به پرسش‌های اعتقادی، تبیین جایگاه توحید، نبوت، امامت و اخلاق و گفت‌وگو با پیروان ادیان و مکاتب مختلف، بخشی از میراث علمی آن حضرت است.

اما حکومت عباسی نیز از این ظرفیت بی‌خبر نبود.

دعوت امام رضا(ع) به خراسان و قرار دادن ایشان در جایگاهی نزدیک به ساختار قدرت، صرفاً یک اقدام ساده سیاسی نبود. مأمون می‌خواست از جایگاه علمی و اجتماعی امام در جهت مشروعیت‌بخشی به حکومت خود بهره بگیرد.

اما نتیجه برخلاف انتظار قدرت بود.

هرچه امام رضا(ع) بیشتر در عرصه عمومی ظاهر شد، توانایی علمی و معنوی او بیشتر آشکار شد.

قدرت می‌خواست امام را در ساختار خود تعریف کند؛ اما امام، ساختار قدرت را در برابر حقیقت به پرسش کشید.

و همین‌جا یکی از ظریف‌ترین درس‌های تاریخ شکل می‌گیرد:

قدرت گاهی تصور می‌کند با نزدیک کردن شخصیت‌های مستقل به خود، آنها را کنترل خواهد کرد؛ اما ممکن است همین نزدیکی، فرصت دیده شدن حقیقت را فراهم کند.

 

۷. چرا حق امامان پاس داشته نشد؟

این پرسش را نمی‌توان با یک پاسخ ساده توضیح داد.

نخست، فاصله گرفتن تدریجی جامعه از معیارهای اصیل نبوی.

دوم، قدرت یافتن ساختارهای حکومتی‌ای که حفظ قدرت را بر حفظ حقیقت مقدم می‌کردند.

سوم، استفاده از تبلیغات و روایت‌سازی برای مشروعیت‌بخشی به قدرت.

چهارم، ضعف بخشی از جامعه در تشخیص حق از مصلحت‌های زودگذر.

پنجم، ترس؛ زیرا بسیاری از مردم حق را می‌شناختند اما هزینه ایستادن در کنار حق را نمی‌پذیرفتند.

و ششم، تبدیل شدن دین به امری عمدتاً آیینی، در حالی که دین اصیل، مسئولیت اجتماعی و اخلاقی نیز بر دوش انسان می‌گذارد.

این شاید یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌های تاریخ باشد:

گاهی مردم، حق را نمی‌کشند؛ فقط از دفاع از آن دست می‌کشند.

و همین سکوت می‌تواند به اندازه ظلمِ ظالم، در استمرار انحراف مؤثر باشد.

 

۸) مظلومیت اهل‌بیت(ع)؛ فقط یک مسئله تاریخی نیست

اگر مظلومیت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) را فقط در قالب حوادث گذشته ببینیم، از مهم‌ترین پیام آن غافل شده‌ایم.

مظلومیت هنگامی دوباره تولید می‌شود که جامعه‌ای اجازه دهد:

 -  قدرت جای حقیقت بنشیند؛

-  تبلیغات جای واقعیت را بگیرد؛

-  مصلحت‌جویی جای عدالت را بگیرد؛

- ترس جای مسئولیت را بگیرد؛

-  شخصیت‌پرستی جای معیار را بگیرد؛

-  و مناسک جای اخلاق را بگیرد.

در این صورت، ممکن است جامعه‌ای ظاهراً دیندار باشد، اما از روح دین فاصله گرفته باشد.

این همان خطری است که تاریخ اهل‌بیت(ع) به ما هشدار می‌دهد.

 

۹) از سنت به مدرنیته؛ مسئله امروز ما چیست؟

جامعه مدرن امروز با مسئله‌ای متفاوت اما از جهاتی مشابه روبه‌روست.

ما از جهان سنتی فاصله گرفته‌ایم، اما هنوز در بسیاری از عرصه‌ها نتوانسته‌ایم جایگزینی اخلاقی و عقلانی برای برخی سازوکارهای سنتی پیدا کنیم.

در این گذار، دو خطا ممکن است رخ دهد:

یکی سنت‌زدگی؛ یعنی حفظ شکل‌های گذشته بدون فهم فلسفه و روح آنها.

دیگری مدرن‌زدگی؛ یعنی تصور اینکه هرچه جدید است الزاماً درست و هرچه سنتی است الزاماً کهنه و ناکارآمد است.

راه درست، نه ماندن در گذشته است و نه بریدن از گذشته؛ بلکه بازخوانی میراث برای ساختن آینده است.

اگر امام حسن(ع) را فقط با عنوان «کریم اهل‌بیت» و امام رضا(ع) را فقط با عنوان «امام رئوف» بشناسیم، بخش بزرگی از پیام تاریخی آنان را از دست داده‌ایم.

امام حسن(ع) به ما سیاستِ تشخیص مصلحت حقیقت می‌آموزد.

امام رضا(ع) به ما سیاستِ گفت‌وگو، دانش، استدلال و مواجهه عقلانی با جهان فکری متفاوت را می‌آموزد.

و پیامبر(ص) به ما می‌آموزد که هیچ جامعه‌ای بدون اخلاق، عدالت و کرامت انسانی نمی‌تواند تمدن پایدار بسازد.

 

۱۰) جامعه امروز و یک پرسش دشوار

امروز باید از خود بپرسیم:

اگر امام حسن(ع) در جامعه ما حضور داشت، از ما چه می‌خواست؟

اگر امام رضا(ع) در برابر پرسش‌های علمی و فرهنگی عصر ما قرار می‌گرفت، آیا با پرسشگران برخورد می‌کرد یا با آنان گفت‌وگو می‌کرد؟

 

و اگر پیامبر اکرم(ص) جامعه امروز ما را می‌دید، آیا میان رفتار ما و آرمان‌های توحید، عدالت، اخلاق و کرامت انسانی تناسبی می‌یافت؟

این پرسش‌ها، از صدها سخنرانی درباره ۲۸ و 29صفر مهم‌ترند.

زیرا بزرگداشت شخصیت‌های تاریخی هنگامی ارزشمند است که تاریخ را از گذشته به اکنون منتقل کند.

اگر پیامبر(ص) را دوست داریم، باید رحمت را در رفتارمان نشان دهیم.

اگر امام حسن(ع) را گرامی می‌داریم، باید کرامت، بردباری و عقلانیت را تمرین کنیم.

اگر امام رضا(ع) را دوست داریم، باید علم، گفت‌وگو، استدلال و تحمل پرسش را پاس بداریم.

و اگر از مظلومیت اهل‌بیت(ع) سخن می‌گوییم، باید مراقب باشیم که خود در برابر مظلومیت انسان‌های زمانه‌مان بی‌تفاوت نباشیم.

 

۱۱) ۲۸و 29 صفر؛ از سوگواری تا مسئولیت

۲۸و 29 صفر اگر فقط روز اشک باشد، نیمی از حقیقت آن را دیده‌ایم.

اشک، حافظ عاطفه تاریخی است؛ اما شناخت، حافظ حقیقت تاریخی است.

جامعه‌ای که فقط می‌گرید اما تاریخ را نمی‌خواند، ممکن است دوباره همان خطاها را تکرار کند.

جامعه‌ای که تاریخ را می‌خواند اما از آن عبرت نمی‌گیرد نیز گرفتار همان مشکل است.

بنابراین، ۲۸ و 29صفر باید فرصتی باشد برای بازسازی یک عهد:

عهد با پیامبری که انسان را به کرامت رساند؛

عهد با امام حسنی که برای حفظ حقیقت از قدرت ظاهری گذشت؛

و عهد با امام رضایی که در میدان دانش و گفت‌وگو، از حقیقت امامت دفاع کرد.

سه شخصیت، سه دوره، سه میدان مبارزه؛ اما یک پیام:

حقیقت اگر با اخلاق، عقلانیت، شجاعت و مسئولیت اجتماعی همراه نشود، در برابر قدرت آسیب‌پذیر خواهد شد.

 

تجدید عهد و پیمان با آینده

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام، تنها بدادم میرسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟

۲۸ و 29صفر در ظاهر، پایان و شهادت است؛ اما در حقیقت، روز پرسش از ادامه راه است.

پیامبر(ص) رفت، اما رسالتش باقی ماند.

امام حسن(ع) به شهادت رسید، اما منطق صلح عزتمندانه و حفظ حقیقت باقی ماند.

امام رضا(ع) به شهادت رسید، اما مدرسه علم، گفت‌وگو، کرامت و امامت خاموش نشد.

آنچه باید در این روز سوگوار آن باشیم، تنها فقدان سه شخصیت بزرگ نیست؛ بلکه باید از این پرسش نیز بیمناک باشیم که آیا ما میراث آنان را به اندازه‌ای که آنان برای حفظ آن فداکاری کردند، جدی گرفته‌ایم؟

تاریخ اهل‌بیت(ع) برای موزه نیست؛ برای زندگی است.

۲۸ و 29صفر به ما می‌گوید جامعه‌ای که حقیقت را نشناسد، ممکن است قدرت را با حق اشتباه بگیرد؛ جامعه‌ای که هزینه دفاع از حق را نپردازد، ممکن است شاهد مظلومیت حق باشد؛ و جامعه‌ای که از تاریخ نیاموزد، ناگزیر است بخشی از تاریخ را دوباره تجربه کند.

از همین رو، بزرگداشت پیامبر(ص)، امام حسن(ع) و امام رضا(ع)، فقط ادای احترام به گذشته نیست؛ تجدید پیمان با آینده است.

آینده‌ای که در آن دین، اخلاق را؛ قدرت، عدالت را؛ علم، حقیقت را؛ و جامعه، کرامت انسان را پاس بدارد.

و شاید رساترین پیام ۲۸ و 29صفر همین باشد:

رسالت پیامبر(ص) با رحلت او پایان نیافت؛ در رفتار ما ادامه پیدا می‌کند.

امامت با شهادت امامان خاموش نشد؛ در آگاهی ما ادامه می‌یابد.

و حقیقت، تا زمانی زنده است که انسانی برای شناختن و پاسداری از آن برخیزد.

 

 دکتر اسدالله افشار

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118080کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ