درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۱۸۰۷۷۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱ : ۱۶ بازدید: ۲۴۸دیدگاه: ۰

جنگی که قرار بود کوتاه باشد، اما معادله را عوض کرد

هرمز؛ جایی که ورق به سود ایران برگشت

هرمز؛ جایی که ورق به سود ایران برگشت دست برتر ایران را نباید به معنای شکست نظامی آمریکا تعبیر کرد. چنین تعبیری ساده‌سازی مسئله است. دست برتر ایران در این است که تهران توانسته است هزینه‌های تصمیم آمریکا را افزایش دهد.

پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، جنگ‌ها همیشه آن‌گونه که آغازکنندگانشان طراحی می‌کنند پایان نمی‌یابند. گاه قدرتی که با محاسبه برتری تسلیحاتی وارد میدان می‌شود، در میانه راه درمی‌یابد که «توان آغاز جنگ» با «توان پایان دادن به جنگ» دو مقوله کاملاً متفاوت است. آنچه امروز در پیرامون جنگ آمریکا علیه ایران اهمیت دارد، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود: مسئله دیگر صرفاً میزان قدرت تخریبی آمریکا یا توان مقاومت ایران نیست؛ مسئله این است که کدام طرف می‌تواند شرایط پایان جنگ را تعیین کند.

جنگی که قرار بود در محاسبات اولیه واشنگتن کوتاه و محدود باشد، با استمرار خود به آزمونی برای اعتبار قدرت آمریکا تبدیل شده است. اکنون واشنگتن با مسئله‌ای روبه‌روست که از سطح میدان نظامی فراتر رفته و به سیاست داخلی، اقتصاد، انرژی، حقوق بین‌الملل، امنیت کشتیرانی و اعتبار راهبردی آمریکا سرایت کرده است. به همین دلیل، هر تصمیم تازه ترامپ دیگر فقط یک تصمیم نظامی نیست؛ تصمیمی است که می‌تواند بر قیمت انرژی، انتخابات، متحدان اروپایی و عربی، بازارهای جهانی و آینده نظم امنیتی غرب آسیا اثر بگذارد.

در نقطه مقابل، ایران توانسته است جنگ را از یک رویارویی صرفاً نظامی به یک معادله چندلایه راهبردی تبدیل کند؛ معادله‌ای که در آن جغرافیا، انرژی، تنگه هرمز، توان موشکی و پهپادی، عمق منطقه‌ای، ظرفیت تحمل فشار و مهم‌تر از همه، اراده سیاسی برای ادامه مقاومت در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

از این منظر، تنگه هرمز فقط یک آبراه نیست؛ اهرم ژئوپلیتیکی ایران در برابر یک ائتلاف نظامی بزرگ است. هرچه جنگ طولانی‌تر شده، ارزش این اهرم در محاسبات آمریکا افزایش یافته است.

 

ترامپ در برابر یک «دوراهی بد» قرار گرفته است

ترامپ اکنون با سه گزینه مواجه است و هر سه هزینه دارند: ادامه جنگ، تشدید جنگ یا حرکت به سوی مذاکره.

اگر جنگ را ادامه دهد، باید هزینه‌های اقتصادی و سیاسی آن را تا انتخابات میان‌دوره‌ای تحمل کند. اگر حملات را تشدید کند، ممکن است به جای تسلیم ایران، دامنه جنگ را گسترش دهد و پای بازیگران بیشتری را به میدان باز کند. و اگر به توافقی تن دهد که در عمل بخشی از واقعیت جدید ایجادشده در خلیج فارس را بپذیرد، با مشکل حیثیتی و سیاسی مواجه خواهد شد؛ زیرا چنین توافقی با ادعاهای اولیه واشنگتن درباره «تحمیل اراده آمریکا» سازگار نیست.

بنابراین مسئله ترامپ دیگر این نیست که آیا آمریکا از نظر نظامی قدرتمندتر از ایران است یا خیر. مسئله اصلی این است که آیا این برتری نظامی می‌تواند یک پیروزی سیاسی تولید کند؟

پاسخ تجربه ماه‌های جنگ تاکنون، دست‌کم به‌طور قانع‌کننده‌ای مثبت نیست.

این همان نقطه‌ای است که مفهوم «باتلاق» معنا پیدا می‌کند. باتلاق الزاماً به معنای شکست نظامی نیست؛ گاهی به معنای ورود به وضعیتی است که هر حرکت برای خروج، هزینه‌ای بیشتر از ماندن دارد.

ترامپ اگر عقب بنشیند، متهم به امتیازدهی می‌شود؛ اگر پیش برود، خطر جنگ فرسایشی و غیرقابل‌کنترل را افزایش می‌دهد؛ و اگر وضعیت موجود را حفظ کند، جنگی را ادامه می‌دهد که خود وعده داده بود بسیار زود پایان خواهد یافت.

این همان بن‌بست راهبردی است.

 

تنگه هرمز؛ نقطه‌ای که جغرافیا به قدرت تبدیل می‌شود

در این میان، تنگه هرمز به مهم‌ترین متغیر معادله تبدیل شده است.

ایران برای اعمال قدرت در هرمز الزاماً نیازمند آن نیست که تمام عبور و مرور دریایی را متوقف کند. اساس قدرت ایران در این نقطه، توانایی تأثیرگذاری بر امنیت، سرعت، هزینه و قابلیت پیش‌بینی عبور و مرور است.

همین تفاوت بسیار مهم است.

در منطق راهبردی، کشوری که می‌تواند امنیت یک مسیر حیاتی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد، الزاماً نیاز ندارد آن مسیر را برای همیشه مسدود کند. کافی است بتواند نشان دهد که عبور بدون در نظر گرفتن منافع و ملاحظات امنیتی او امکان‌پذیر نیست.

اینجاست که یک واقعیت ژئوپلیتیکی خود را تحمیل می‌کند: هرمز در کنار سواحل ایران قرار دارد و ایران نمی‌تواند نسبت به امنیت آن بی‌تفاوت باشد. بنابراین هر ترتیبی برای بازگشت کشتیرانی به وضعیت عادی، بدون در نظر گرفتن نقش ایران، از منظر عملی با دشواری جدی روبه‌رو خواهد بود.

آمریکا می‌تواند از منظر حقوقی و سیاسی بر «آبراه بین‌المللی» بودن هرمز تأکید کند؛ اما حقوق بین‌الملل نمی‌تواند واقعیت جغرافیایی و موازنه قدرت را حذف کند.

این دقیقاً همان جایی است که قدرت میدانی ایران به قدرت چانه‌زنی تبدیل می‌شود.

آمریکا؛ می‌خواهد هرمز باز باشد، اما نمی‌تواند هزینه باز نگه‌داشتن آن را به‌تنهایی بپردازد

آمریکا در ظاهر خواهان باز بودن هرمز است؛ اروپا نیز چنین می‌خواهد؛ کشورهای عربی خلیج فارس نیز به باز بودن آن نیاز حیاتی دارند.

اما یک پرسش اساسی وجود دارد:

چه کسی باید هزینه امنیت این مسیر را بپردازد؟

اگر پاسخ واشنگتن این باشد که آمریکا باید با حضور نظامی گسترده امنیت هرمز را تضمین کند، خود را در معرض جنگی طولانی‌تر قرار می‌دهد. اگر بخواهد ایران را از معادله حذف کند، با واقعیت جغرافیایی و امنیتی منطقه برخورد می‌کند. و اگر بخواهد با ایران به تفاهم برسد، عملاً پذیرفته است که تهران یکی از طرف‌های اصلی معادله امنیتی هرمز است.

بنابراین هر سه مسیر، به یک نقطه ختم می‌شوند:

ایران دیگر قابل حذف از معادله امنیت خلیج فارس نیست.

این شاید مهم‌ترین دستاورد راهبردی ایران در این بحران باشد.

 

مشکل آمریکا فقط جنگ نیست، «جنگ در داخل آمریکا» هم مشکل آمریکاست 

ترامپ در داخل با مسئله‌ای بسیار پیچیده‌تر از یک عملیات نظامی خارجی روبه‌روست.

افزایش هزینه‌های انرژی، فشار بر اقتصاد، نگرانی از طولانی شدن جنگ و حساسیت افکار عمومی آمریکا نسبت به ورود به یک جنگ بزرگ جدید، فضای سیاسی رئیس‌جمهور را محدود می‌کند.

جنگ خارجی هنگامی برای یک رئیس‌جمهور آمریکایی قابل تحمل است که بتواند آن را با یک پیروزی روشن، سریع و قابل عرضه به افکار عمومی به پایان برساند. اما جنگ طولانی، تعریف «پیروزی» را دشوار می‌کند.

از این منظر، انتخابات میان‌دوره‌ای برای ترامپ فقط یک رویداد انتخاباتی نیست؛ ضرب‌الاجل سیاسی جنگ است.

هر روز ادامه جنگ، فرصت بیشتری برای مخالفان داخلی فراهم می‌کند تا بپرسند:

اگر ایران شکست خورده است، چرا جنگ تمام نمی‌شود؟

اگر هدف آمریکا محقق شده است، چرا هنوز نیروها و منابع آمریکایی درگیرند؟

و اگر پیروزی نزدیک است، چرا هزینه انرژی و ناامنی منطقه‌ای افزایش یافته است؟

این پرسش‌ها می‌تواند روایت رسمی واشنگتن را فرسوده کند.

 

قدرت نظامی آمریکا و محدودیت آن

اشتباه است اگر قدرت نظامی آمریکا نادیده گرفته شود. آمریکا همچنان از برتری گسترده هوایی، دریایی، اطلاعاتی، ماهواره‌ای و لجستیکی برخوردار است.

اما مسئله جنگ با ایران، صرفاً مقایسه تعداد هواپیماها، ناوها یا موشک‌ها نیست.

ایران کشوری با وسعت جغرافیایی، عمق سرزمینی، جمعیت، زیرساخت‌های پراکنده، توان موشکی، ظرفیت‌های نامتقارن و موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فرد است. از این رو، نابود کردن بخشی از توان نظامی ایران با شکست دادن ایران تفاوت دارد.

واشنگتن ممکن است بتواند اهدافی را منهدم کند؛ اما پرسش تعیین‌کننده این است که آیا می‌تواند با حملات هوایی، اراده سیاسی ایران را نیز از میان ببرد؟

تجربه جنگ‌های دو دهه اخیرآمریکا در منطقه نشان داده است که برتری تکنولوژیک الزاماً به معنای توانایی تحمیل یک نظم سیاسی پایدار نیست.

ایران نیز دقیقاً روی همین شکاف راهبردی حساب می‌کند.

 

اروپا؛ قربانی خاموش جنگی که خودش آغاز نکرده است

اروپا در این بحران موقعیتی دوگانه دارد.

از یک سو، بسیاری از دولت‌های اروپایی با سیاست‌های امنیتی آمریکا پیوند دارند؛ از سوی دیگر، اقتصاد اروپا به انرژی، تجارت دریایی و ثبات خلیج فارس وابسته است.

هرچه جنگ طولانی‌تر شود، اروپا بیشتر با سه خطر روبه‌رو می‌شود:

نخست، افزایش هزینه انرژی؛

دوم، اختلال در زنجیره تأمین و تجارت؛

و سوم، موج تازه مهاجرت و بی‌ثباتی منطقه‌ای.

اروپا در ظاهر می‌تواند از سیاست واشنگتن حمایت کند، اما در عمل نمی‌تواند نسبت به پیامدهای اقتصادی آن بی‌تفاوت بماند.

به همین دلیل، هرچه جنگ طولانی‌تر شود، فاصله میان ملاحظات امنیتی اروپا و ملاحظات سیاسی واشنگتن می‌تواند بیشتر شود.

 

کشورهای عربی خلیج فارس؛ امنیت می‌خواهند، نه جنگ

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز در وضعیتی دشوار قرار گرفته‌اند.

آنها از یک سو به چتر امنیتی آمریکا وابسته‌اند و از سوی دیگر، نخستین کشورهایی هستند که از گسترش جنگ آسیب می‌بینند.

برای این کشورها، ثبات صادرات انرژی، امنیت بنادر، سرمایه‌گذاری خارجی و استمرار پروژه‌های توسعه‌ای اهمیت حیاتی دارد.

بنابراین هیچ‌یک از آنها علاقه‌مند به تبدیل خلیج فارس به میدان یک جنگ طولانی میان ایران و آمریکا نیستند.

این واقعیت، یک پیام مهم برای تهران دارد:

هرچه ایران بتواند میان «اعمال قدرت» و «مدیریت تنش» تعادل برقرار کند، دست برتر خود را بیشتر به سرمایه سیاسی تبدیل خواهد کرد.

قدرت واقعی فقط در توان ضربه زدن نیست؛ در توانایی تعیین شرایط بازگشت به ثبات نیز هست.

 

 از منظر حقوق بین‌الملل؛ هرمز را نباید با روایت سیاسی واشنگتن سنجید

در بحث حقوقی، باید میان چند موضوع تفکیک کرد: وضعیت حقوقی تنگه، حق عبور کشتی‌ها، امنیت دریانوردی، مسئولیت دولت‌ها و وضعیت ناشی از مخاصمه مسلحانه.

آمریکا نمی‌تواند صرفاً با استفاده از عبارت «آبراه بین‌المللی»، تمام مسائل مربوط به هرمز را یک‌طرفه تعیین کند.

از سوی دیگر، ایران نیز برای حفظ مشروعیت بین‌المللی خود باید میان حق حاکمیت، حقوق ناشی از وضعیت مخاصمه و ضرورت حفظ امنیت کشتیرانی غیرنظامی تفکیک قائل شود.

این نقطه بسیار مهم است؛ زیرا اگر ایران بتواند اقدامات خود را در چارچوب استدلال حقوقی منسجم، اصل تناسب، ضرورت و تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی توضیح دهد، فشار تبلیغاتی آمریکا برای معرفی ایران به‌عنوان تهدید علیه «آزادی کشتیرانی» کاهش خواهد یافت.

در مقابل، اگر آمریکا بخواهد با توسل به زور نظامی شرایط جدیدی را در هرمز تحمیل کند، خود با پرسش‌های جدی درباره مبنای حقوقی استفاده از زور مواجه خواهد شد.

بنابراین نبرد هرمز فقط در دریا نیست؛ در عرصه حقوق بین‌الملل و جنگ روایت‌ها نیز جریان دارد.

 

دست برتر ایران دقیقاً کجاست؟

دست برتر ایران را نباید به معنای شکست نظامی آمریکا تعبیر کرد. چنین تعبیری ساده‌سازی مسئله است.

دست برتر ایران در این است که تهران توانسته است هزینه‌های تصمیم آمریکا را افزایش دهد، گزینه‌های واشنگتن را محدود کند و مسئله‌ای را که آمریکا می‌خواست صرفاً نظامی باشد، به یک مسئله سیاسی، اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل کند.

ایران چند اهرم همزمان دارد:

   * جغرافیا: قرار گرفتن در مجاورت هرمز.
   * انرژی: تأثیرگذاری مستقیم بحران بر بازار جهانی انرژی.
   * توان بازدارندگی: امکان پاسخ دادن به فشار نظامی.
   * عمق راهبردی: ظرفیت اثرگذاری بحران بر محیط امنیتی غرب آسیا.
   * زمان: هرچه جنگ طولانی‌تر شود، هزینه سیاسی آن برای واشنگتن افزایش می‌یابد.
   * و سرانجام، مذاکره: ایران می‌تواند مذاکره را از موضع کشوری که صرفاً خواهان پایان جنگ است دنبال نکند، بلکه آن را به ابزاری برای تثبیت دستاوردهای امنیتی و سیاسی خود تبدیل کند.

این مجموعه اهرم‌هاست که موقعیت ایران را تقویت می‌کند.

 

آینده؛ مسئله دیگر «چه کسی قوی‌تر است؟» نیست

در ماه‌های نخست جنگ، پرسش اصلی این بود که آمریکا با قدرت نظامی خود چه خواهد کرد.

اکنون پرسش مهم‌تر شده است:

آمریکا چگونه می‌تواند از جنگ خارج شود، بدون آنکه خروجش به‌عنوان عقب‌نشینی و شکست تعبیر شود؟

این تغییر پرسش، خود نشان‌دهنده تغییر معادله است.

ترامپ اگر به سمت توافق برود، باید آن را به‌گونه‌ای صورت‌بندی کند که در داخل آمریکا «امتیاز به ایران» تلقی نشود. ایران نیز اگر وارد مذاکره شود، باید مراقب باشد که دستاوردهای راهبردی خود را در برابر وعده‌های مبهم از دست ندهد.

از این منظر، احتمالاً مسئله آینده نه «تسلیم یک طرف در برابر طرف دیگر»، بلکه پیدا کردن فرمولی برای مدیریت یک واقعیت جدید خواهد بود.

واقعیتی که در آن ایران نشان داده است حذف آن از معماری امنیتی خلیج فارس امکان‌پذیر نیست.

 

جمع‌بندی

۱. جنگ طولانی، محاسبات اولیه واشنگتن را با چالش مواجه کرده است.

۲. ترامپ میان ادامه جنگ، تشدید جنگ و مذاکره با گزینه‌های پرهزینه روبه‌روست.

۳. تنگه هرمز به مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی ایران تبدیل شده است.

۴. برتری نظامی آمریکا الزاماً به معنای توان تحمیل اراده سیاسی بر ایران نیست.

۵. طولانی شدن جنگ، هزینه سیاسی آن را برای ترامپ در آستانه انتخابات افزایش می‌دهد.

۶. اروپا بیش از گذشته نگران انرژی، تجارت و بی‌ثباتی منطقه‌ای است.

۷. کشورهای عربی خلیج فارس خواهان امنیت و ثبات‌اند و از جنگ طولانی زیان می‌بینند.

۸. مسئله هرمز علاوه بر بُعد نظامی، یک پرونده مهم حقوقی و دیپلماتیک است.

۹. دست برتر ایران در ترکیب جغرافیا، بازدارندگی، انرژی، زمان و قدرت چانه‌زنی نهفته است.

۱۰. اگر مذاکراتی شکل بگیرد، هدف اصلی ایران باید تبدیل دستاوردهای میدانی به دستاورد سیاسی، حقوقی و امنیتی پایدار باشد.

و شاید مهم‌ترین واقعیت این باشد:

آمریکا وارد جنگ شد تا ایران را وادار به پذیرش اراده خود کند؛ اما هرچه جنگ طولانی‌تر شده، مسئله اصلی برای واشنگتن به یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ بدون پرداخت هزینه سنگین تبدیل شده است. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که «قدرت نظامی» از «قدرت راهبردی» جدا می‌شود؛ و در این عرصه، ایران توانسته است معادله را به زیان محاسبات اولیه آمریکا تغییر دهد. 

 

 دکتر اسدالله افشار

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118077کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ