پیدایش بازدارندگی جدید نظامی ایران، دیگر مبتنی بر «معادلهی قدرت سخت محض» یا «بازدارندگی هستهای» نیست، بلکه تلفیقی از بازدارندگی فرسایشی (با مهمات ارزان و انبوه)، بازدارندگی شبکهای (با استفاده از نیابتیها)، بازدارندگی مبتنی بر تابآوری اقتصادی-نظامی و بازدارندگی روانی است.
* ترامپ از تشدید بزرگ درگیری علیه ایران خودداری کرد؛ مشاوران نگرانیهایی را مطرح کردند
* یکی از نگرانیها این است که گسترش درگیریها میتواند ذخیره مهمات پدافند هوایی در خاورمیانه را به طرز خطرناکی کاهش دهد.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، رئیسجمهور ترامپ، حداقل برای حال حاضر، برنامههای خود برای تشدید شدید حملات نظامی آمریکا علیه ایران را کنار گذاشته است. نگرانی اصلی این است که تشدید جنگ، ذخیرهی از پیش کاهشیافتهی موشکهای پدافندی پاتریوت و سایر مهمات پدافند هوایی پنتاگون در خاورمیانه را به طرز خطرناکی کاهش دهد.
به گفته مقامات دولت، تهدید کاهش ذخیرهی موشکهای رهگیر، یکی از چندین ملاحظهای است که بازگشت به عملیات رزمی بزرگ را به اقدامی بسیار پرریسک تبدیل کرده است. ترامپ و دستیاران ارشد او همچنین از چشمانداز گسترش جنگ در خاورمیانه، دور شدن متحدان کلیدی خلیجفارس که در برابر حملات ایران آسیبپذیرند، بحران اقتصادی جهانی و تشدید بحرانهای انرژی و پناهجویان نگران هستند.
این تحول تازه در مدیریت ترامپ بر درگیری با ایران، پس از جلسهای روز جمعه با مشاوران ارشد و اعضای کابینه اش رخ داد. بحثهای محرمانه بر کاهش موجودی موشکهای پاتریوت و دیگر سامانههای پدافندی پنتاگون متمرکز بوده است. سه سرباز آمریکایی در اردن زمانی کشته شدند که یک موشک بالستیک از سد پدافند هوایی آمریکا عبور کرد.
ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، به طور خصوصی هشدار داده که از سرگیری عملیات رزمی بزرگ علیه ایران شدنی است، اما ذخیرهی موشکهای رهگیر در دسترس فرماندهی مرکزی (سنتکام) را به شدت کاهش میدهد. سخنگوی ژنرال کین از اظهارنظر دربارهی توصیههای او خودداری کرد.
استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، گفت که رئیسجمهور همواره بر ترجیح راهحل دیپلماتیک تأکید داشته، اما همه گزینهها را برای مقابله با فعالیتهای تروریستی ایران در تنگه هرمز یا علیه متحدان حفظ میکند. او افزود که پس از تحمل تحریمهای فلجکننده و حملات مکرر، برای ایران عاقلانه است که به سمت توافق مذاکرهای حرکت کند؛ در غیر این صورت، میدانند چه اتفاقی خواهد افتاد.
ترامپ با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که چگونه در جنگی که نزدیک به پنج ماه با ایران داشته، پیش رود و به ویژه چطور تنگه هرمز را بازگشایی کند، زیرا با از سرگیری درگیری در دو هفته اخیر، قیمت بنزین دوباره بالا رفته است. دیپلماسی شکست خورده و حملات گسترده اخیر آمریکا به نظر نمیرسد ایران را از نظر نظامی بازداشته باشد.
به گفته دو فرد مطلع، شمار کمی از مشاوران ارشد ترامپ طرح تشدید تنش را عاقلانه میدانستند. یک مقام ارشد آمریکایی تردید داشت که از سرگیری عملیات رزمی بزرگ، ایران را به پای میز مذاکره بازگرداند. به گفته او، حملات اثر معکوس دارند و باعث انسجام داخلی ایران میشوند و به رهبران ایران اجازه میدهند بر تهدید خارجی متمرکز شوند.
درگیری بین آمریکا و ایران روز شنبه برای اولین بار در دو هفته اخیر فروکش کرد، اما تنشها با شعلهور شدن درگیری بین نیروهای تحت حمایت عربستان و حوثیهای همسو با ایران در یمن بالا باقی ماند. پس از ۱۳ شب حمله مداوم به ایران، نیروهای آمریکایی روز شنبه حملات شبانهای اعلام نکردند.
ترامپ پیش از جلسهی جمعه نشان داده بود که ارتش در صورت دستور، آمادهی حملات سنگینتر است، اما درِ راهحل دیپلماتیک را نیز باز گذاشته است. او به خبرنگاران گفت که «قفلها را کشیدهایم و آمادهایم» اما ممکن است نقطه عطفی رخ دهد یا ندهد.
این جلسه در شرایطی برگزار شد که ترامپ با نقطهی عطفی در رویکرد خود به ایران مواجه است، پس از فروپاشی یک آتشبس شکننده و تفاهمنامهای که قرار بود آمریکا و ایران را به پای میز مذاکره برای یک توافق بلندمدت هستهای بازگرداند.
چندین مقام پنتاگون و فرماندهان نظامی آمریکا گفته بودند که ترامپ به سمت تأیید فاز اولیهی یک کارزار بمباران چندمرحلهای متمایل شده است. این کارزار شامل رادارهای ساحلی، پرتابگرهای موشک ضدکشتی و ناوگان قایقهای تهاجمی کوچک ایران و سایر اهدافی میشد که پنتاگون میگوید در حملات به کشتیهای تجاری نقش داشتهاند.
پنتاگون در روزهای اخیر نیروها، تسلیحات و تدارکات بیشتری را به خاورمیانه فرستاده بود. حملات به پلهای راهآهن، تأسیسات انرژی و سایتهای هستهای ایران از جمله کوه پیکاکس نیز بررسی میشد. ترامپ در مصاحبهای گفت که «حملۀ عظیمی» را در نظر دارد که بزرگتر از همیشه است.
اما تا اواخر جمعه، ترامپ ظاهراً طرح بمباران بزرگتر را به طور موقت کنار گذاشت و به نظر میرسد حداقل تا حدی تحت تأثیر ارزیابی مشاوران نظامی از کاهش ذخایر مهمات برای دفاع از نیروهای آمریکایی در اردن، کویت، بحرین و امارات متحده عربی قرار گرفته است، پایگاههایی که در دو هفته اخیر زیر آتش سنگین ایران بودهاند. یک حمله بزرگ به احتمال زیاد تلافی سنگینتری را در پی داشت و فشار بیشتری بر پدافند هوایی آمریکا وارد میکرد.
در اواخر آوریل، نیویورک تایمز گزارش داده بود که پنتاگون بیش از ۱۲۰۰ موشک پاتریوت (هر کدام بیش از ۴ میلیون دلار) در جنگ استفاده کرده که موجودیها را نگرانکننده پایین آورده است. وضعیت از آن زمان بدتر شده است.
در عوض، بسیاری از مشاوران ترامپ، از جمله دامادش جرد کوشنر، بر یک راهحل جایگزین با ریسک کمتر تأکید دارند: ادامه مذاکرات و فشار اقتصادی بر ایران در بازهای طولانیتر. مشخص نیست چه مذاکراتی در جریان است و آیا میتواند بر شکافهای داخلی ایران در مورد توافق غلبه کند.
تحلیلگران میگویند محاصرهی دریایی اخیراً بازگردانده شده، نتایج مختلفی داشته است. ایران پس از امضای تفاهمنامه در اواسط ژوئن توانست برخی محمولههای نفتی (عمدتاً به چین) را از سر بگیرد. وزیر خزانهداری گفت چین خرید نفت خام خود را حدود ۴۰ درصد در ماههای اخیر کاهش داده که درآمد نفتی ایران را به شدت کم کرده است. روز جمعه نیز وزارت خزانهداری تحریمهایی علیه شبکه تجاری بابک زنجانی، سرمایه گذار ایرانی تحت تحریم، اعمال کرد.
* موضوع اصلی: درگیری نظامی آمریکا و ایران و تصمیمگیری در مورد تشدید آن.
* تصمیم ترامپ: او فعلاً طرح تشدید گسترده حملات را به دلیل نگرانیهای متعدد کنار گذاشته است.
* نگرانی اصلی (کمبود مهمات): پنتاگون بشدت نگران کاهش ذخیره موشکهای پدافندی پاتریوت در منطقه است. یک حمله بزرگ، تلافی سنگین ایران را در پی خواهد داشت و این ذخایر حیاتی را به خطر میاندازد. این نگرانی پس از کشته شدن سه سرباز آمریکایی در اردن بر اثر عبور موشک ایرانی از پدافند، جدیتر شده است.
* نگرانیهای دیگر: گسترش جنگ، دور شدن متحدان عرب، بحران اقتصادی و انرژی، و عدم موفقیت حملات اخیر در بازدارندگی ایران.
* موضع نظامی: ژنرال کین (رئیس ستاد مشترک) هشدار داده که عملیات بزرگ شدنی است اما ذخایر سنتکام را به خطر میاندازد.
* موضع سیاسی: کاخ سفید بر ترجیح راهحل دیپلماتیک تأکید دارد، اما تهدید به گزینههای دیگر را حفظ کرده است. مشاورانی مثل جرد کوشنر بر ادامه فشار اقتصادی و مذاکره تأکید دارند.
* وضعیت عملیاتی: تشدید حملات به زیرساختها (پلها، تأسیسات انرژی و هستهای) در دست بررسی بوده، اما به دلیل ریسکهای بالا فعلاً متوقف شده است.
* جان کلام: ترامپ به دلیل محدودیتهای نظامی (کمبود پاتریوت) و ریسکهای راهبردی، از تشدید بزرگ جنگ علیه ایران عقبنشینی کرده و به طور موقت به مسیر ترکیبی دیپلماسی و فشار اقتصادی روی آورده است، هرچند پنجره گزینه نظامی را کاملاً نبسته است.
از منظر نظریه بازدارندگی و واقعیتهای میدانی، این گزارش نشاندهندهی یک تغییر پارادایم در معادلهی نظامی-راهبردی منطقه است. در اینجا «پیدایش بازدارندگی جدید» ایران را میتوان در چند لایه تحلیل کرد:
مهمترین نکته، گزارهی کمبود موشکهای پاتریوت آمریکا است. ایران در این سناریو موفق شده با یک استراتژی «جنگ فرسایشی با مهمات گرانقیمت» (که با پرتاب انبوه موشکها و پهپادها) عملاً بازدارندگی ایجاد کند. نقطهی کلیدی این است که هر موشک ایرانی دهها برابر ارزانتر از یک موشک پاتریوت (۴ میلیون دلار) تمام میشود. ایران با تحمیل جنگ ارزانقیمت و مستمر، هزینههای دفاعی آمریکا و متحدانش را به سطحی رسانده که از لحاظ لجستیکی و بودجهای پایدار نیست. این یک بازدارندگی «اقتصادی-لجستیکی» است که پیشتر در تئوریهای نظامی کمتر به آن پرداخته شده بود. آمریکا به جای بازدارندگی، خود در تلهی فرسایش مهمات گرانقیمت گرفتار شده است.
گزارش صریحاً میگوید که حملات گستردهی ۱۳ شبه اخیر نتوانسته ایران را از نظر نظامی بازدارد. این یعنی ایران نه تنها از پاسخ دادن هراسی ندارد، بلکه با حفظ انسجام داخلی و افزایش فشار بر پایگاههای آمریکایی (اردن، کویت، بحرین، امارات)، هزینههای حمله را برای مهاجم بیش از منافع آن کرده است. این نوع بازدارندگی، بر پایهی «ارادهی مقاومت» و «قابلیت پاسخدهی متقارن و نامتقارن» شکل گرفته که در نظریههای بازدارندگی کلاسیک (مبتنی بر بازدارندگی هستهای یا برتری نظامی محض) نمیگنجد و بیشتر به بازدارندگی «مبتنی بر تابآوری و تلافیجویی گسترده» شباهت دارد.
نگرانی آمریکا از «دور شدن متحدان خلیجفارس» و «افزایش حملات حوثیها در یمن» نشان میدهد که ایران توانسته یک جبههی بازدارندگی چندلایه (محور مقاومت) ایجاد کند. این یعنی هر گونه حمله به ایران، نه تنها با پاسخ مستقیم موشکی، بلکه با فعالسازی ظرفیتهای نیابتی در سراسر منطقه (تنگه هرمز، یمن، عراق و سوریه) همراه خواهد بود که امنیت انرژی جهانی و ثبات متحدان آمریکا را به خطر میاندازد. این همان بازدارندگی «منطقهای-شبکهای» است که هزینههای حمله را فراتر از میدان نبرد مستقیم گسترش میدهد.
از سوی دیگر، تحریمهای نفتی و کاهش ۴۰ درصدی خرید چین، نشان میدهد که بازدارندگی ایران در حوزهی اقتصادی هنوز کامل نشده و فشار اقتصادی میتواند به عنوان ابزار متقابل علیه ایران عمل کند. اما نکتهی ظریف این است که آمریکا به دلیل محدودیتهای نظامی، ناچاراً به سمت همین فشار اقتصادی و مذاکره بازگشته است؛ یعنی سلاح اقتصادی آمریکا نیز به تنهایی قادر به شکستن بازدارندگی نظامی ایران نیست و دو طرف در یک «بازدارندگی دوگانه» (نظامی از سوی ایران، اقتصادی از سوی آمریکا) گرفتار شدهاند.
جملهی کلیدی گزارش این است که حملات آمریکا «اثر معکوس» دارد و باعث انسجام ایران میشود. این یعنی ایران با موفقیت در تداوم جنگ و عدم شکست، در سطح داخلی و منطقهای به یک «قدرت بازدارندهی شکستناپذیر» تبدیل شده که حتی پس از کشته شدن سربازان آمریکایی، طرف مقابل از گسترش جنگ منصرف میشود. شکست بازدارندگی روانی آمریکا (که میخواست با تهدید نظامی ایران را به مذاکره وادارد) و موفقیت بازدارندگی روانی ایران (که نشان داده تشدید تنش به نفع آمریکا نیست)، خود یک دستاورد راهبردی برای ایران محسوب میشود.
پیدایش بازدارندگی جدید نظامی ایران، دیگر مبتنی بر «معادلهی قدرت سخت محض» یا «بازدارندگی هستهای» نیست، بلکه تلفیقی از بازدارندگی فرسایشی (با مهمات ارزان و انبوه)، بازدارندگی شبکهای (با استفاده از نیابتیها)، بازدارندگی مبتنی بر تابآوری اقتصادی-نظامی و بازدارندگی روانی است که توانسته در یک رویارویی مستقیم با ابرقدرت نظامی جهان، تصمیمسازان آمریکا را به عقبنشینی از تشدید جنگ وادارد. آمریکا در یک معمای راهبردی گرفتار شده است: یا حملهی بزرگ با خطر اتمام مهمات پدافندی و تلفات سنگین، یا عقبنشینی و پذیرش یک بازدارندگی جدید که برخلاف میل آن، توسط ایران طراحی و تحمیل شده است. این دقیقاً همان نقطهای است که میتوان آن را «تغییر در معادلهی بازدارندگی منطقهای به نفع ایران» تعبیر کرد.
نویسندگان: اریک اشمیت و جاناتان سوان
۴ مرداد ۱۴۰۵
۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶
برگردان، نمای کلی و تحلیل سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118048