پس از ناکامی «فشار سخت» (جنگ و تحریم)، اکنون امید به «فشار نرمِ ناشی از بحرانهای داخلی» معطوف شده است؛ یعنی مشکلات اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید و نارضایتی عمومی به عنوان زمینههایی دیده میشوند که ممکن است به تحولات سیاسی بینجامند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، امروز نشریه فارین افیرز ارگان رسمی «شورای روابط خارجی» آمریکا مقاله ای را بقلم نادر هاشمی مدیر مرکز الولید برای تفاهم مسلمانان و مسیحیان و دانشیار خاورمیانه و سیاست اسلامی در دانشگاه جورج تاون، با عنوان: «مسیر پنهان تغییر رژیم در ایران؛ پایان جنگ چگونه میتواند چشمانداز دموکراسی را تقویت کند؟» و آدرس: https://www.foreignaffairs.com/iran/hidden-path-regime-change-iran منتشر نموده است.
نویسنده معتقد است صرفنظر از فراز و فرودهای جنگ، احتمال سقوط جمهوری اسلامی از طریق فشار نظامی یا تحریمهای اقتصادی بسیار اندک است. ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نیز نشان میدهد حملات نظامی نتوانسته ایران را به عقبنشینی یا تغییر رفتار وادار کند. بنابراین پرسش اصلی این است که پایان جنگ چه تأثیری بر آینده سیاست داخلی ایران خواهد گذاشت؟
به باور نویسنده و یا در حقیقت باور فارین افیرز، جنگ و تحریمهای فلجکننده برخلاف تصور برخی سیاستمداران غربی، نهتنها دموکراسی ایجاد نکرده بلکه پایه حکومت استبدادی را تقویت و جامعه مدنی را تضعیف کرده است. هنگامی که مردم زیر فشار معیشتی، فقر و ناامنی قرار دارند، امکان شکلگیری جنبشهای سیاسی کاهش مییابد و اولویت جامعه از مطالبه اصلاحات به بقا تغییر میکند.
از نگاه کور این نویسنده جمهوری اسلامی همچنان با بحران مشروعیت روبهرو است و اعتراضهای گسترده ماه ژانویه (دی ۱۴۰۴) نشان داد نارضایتی اجتماعی عمیق است. جنگ تنها برای مدتی این نارضایتی را در سایه احساسات ملی قرار داد؛ اما اگر جنگ پایان یابد و فشار خارجی کاهش پیدا کند، مسئولیت مشکلات اقتصادی و مدیریتی بیش از گذشته متوجه حکومت خواهد شد و مطالبات پاسخگویی، شفافیت و اصلاحات دوباره سر بر خواهد آورد.
نویسنده در یک تناقض و سردرگمی آشکار استدلال میکند که بمباران خارجی نتیجه معکوس داشته است. حکومت پس از ترور رهبران ارشد خود فرو نریخت، بلکه انسجام بیشتری پیدا کرد و حتی موجی از همبستگی ملی در برابر حملات خارجی شکل گرفت. از اینرو نظریه تغییر رژیم از طریق جنگ را شکستخورده میداند.
این نشریه سپس به عوامل داخلی دموکراتیزاسیون اشاره میکند و میگوید ایران بسیاری از پیششرطهای لازم را داراست؛ از جمله سطح بالای سواد، شهرنشینی، وجود طبقه متوسط، سابقه تاریخی مطالبات قانونخواهی، هویت ملی نسبتاً منسجم و ساختار اداری کارآمد. به اعتقاد نویسنده مورد اطمینان شورای روابط خارجی آمریکا، تجربه برجام نیز نشان داد که کاهش تنش خارجی، فضای فعالیت جامعه مدنی را افزایش میدهد؛ اما خروج دولت ترامپ از توافق هستهای، بازگشت تحریمها و سپس جنگ، جریانهای اصلاحطلب را تضعیف و جناحهای تندرو را تقویت کرد.
در پایان،این نویسنده نتیجه میگیرد که آینده تغییرات سیاسی در ایران نه از مسیر جنگ و تحریم، بلکه از مسیر آزادی ها و افزایش مطالبهگری اجتماعی خواهد گذشت. او پیشبینی میکند که با فروکش کردن فضای جنگ، مطالبات مربوط به پاسخگویی، شفافیت و نمایندگی سیاسی دوباره به صحنه باز خواهد گشت.
پیام اصلی مقاله این است که اگر جنگ کنار برود، فشار مطالبات اقتصادی و اجتماعی دوباره متوجه حاکمیت خواهد شد و نارضایتیهای انباشتهشده میتواند زمینهساز تحولات سیاسی آینده باشد؛ البته از مسیر مداخله خارجی بویژه که هم اکنون نتانیاهو سفر دیگری را به واشنگتن برای هماهنگی این مداخله آغاز کرده است.
و اما هشدار نسبت به ادامه گرانسازیها و احتمال تکرار اعتراضات دی ۱۴۰۴
فارین افیرز هرچند از زاویهای خاص این مقاله به آینده سیاست ایران مینگرد، یک نکته مهم را برجسته میکند: نارضایتی اقتصادی را عامل مهمی در پویاییهای سیاسی داخلی میداند. مقاله تصریح میکند که اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ ریشه در مشکلات اقتصادی و بحران مشروعیت داشته و این مطالبات، پس از کاهش فضای جنگی، میتوانند دوباره مطرح شوند.
اگر این چارچوب تحلیلی را بپذیریم، میتوان گفت ادامه سیاستهایی که موجب افزایش فشار معیشتی، تورم یا کاهش قدرت خرید شوند، ممکن است نارضایتی اجتماعی را تشدید کنند. با این حال، از منظر تحلیلی نمیتوان با قطعیت پیشبینی کرد که این امر الزاماً به تکرار رخدادهایی مشابه اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ منجر خواهد شد؛ زیرا شکلگیری اعتراضات گسترده معمولاً حاصل ترکیب عوامل متعددی مانند شرایط اقتصادی، اعتماد عمومی، نحوه سیاستگذاری، فضای سیاسی و رویدادهای پیشبینینشده است.
عنوان مقاله «مسیر پنهان تغییر رژیم در ایران» از همان ابتدا نشان میدهد که نویسنده فارین افیرز صرفاً در پی تحلیل وضعیت اقتصادی یا ارائه نسخهای برای کاهش تورم و تنشهای اجتماعی نیست، بلکه دغدغه اصلی او بررسی سازوکارهایی است که از نگاه وی میتوانند به تغییر نظام سیاسی در ایران منتهی شوند. بنابراین، اقتصاد در این مقاله نه به عنوان یک هدف، بلکه به عنوان یک ابزار سیاسی مورد توجه قرار گرفته است.
در این چارچوب، نویسنده دو گزاره را همزمان مطرح میکند:
نخست، جنگ، حمله نظامی و تحریمهای شدید نتوانستهاند به تغییر رژیم منجر شوند و حتی در مقاطعی موجب انسجام بیشتر حاکمیت شدهاند.
دوم، پس از پایان جنگ، اگر نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی دوباره فعال شوند، امکان شکلگیری فشارهای داخلی برای تغییرات سیاسی افزایش خواهد یافت.
بر این اساس، میتوان استدلال نویسنده را چنین بازخوانی کرد که پس از ناکامی «فشار سخت» (جنگ و تحریم)، اکنون امید به «فشار نرمِ ناشی از بحرانهای داخلی» معطوف شده است؛ یعنی مشکلات اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید و نارضایتی عمومی به عنوان زمینههایی دیده میشوند که ممکن است به تحولات سیاسی بینجامند.
از این منظر، اشاره نویسنده به اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ صرفاً یک مرور تاریخی نیست، بلکه بخشی از استدلال اوست که نشان دهد نارضایتی اقتصادی میتواند به مطالبه سیاسی تبدیل شود. بنابراین، این رخداد در مقاله به عنوان یک «نمونه» از ظرفیت بسیج اجتماعی برای تغییر رژیم مورد استفاده قرار گرفته است.
برهمین مبنا، اگر سیاستهای داخلی بویژه اقتصادی منسوب به بازار آزاد تیم نئولیبرال کابینه آقای پزشکیان مانند حذف ارز ترجیحی قبل از شورش دیماه سال گذشته و گران سازی بنزین پیش درآمد شورش های احتمالی آینده به گونهای برنامه ریزی شود که فشار معیشتی، تورم و کاهش رفاه را تشدید کند، از منظر تحلیلی میتوان گفت چنین شرایطی ممکن است همان بسترهای نارضایتی را تقویت کند که نویسنده آنها را برای افزایش فشار سیاسی مهم میداند. البته اینکه چنین شرایطی الزاماً به رخدادهایی مشابه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ بینجامد، قابل پیشبینی قطعی نیست و به عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی وابسته است.
در مجموع، میتوان مقاله را نه صرفاً یک تحلیل دانشگاهی، بلکه تلاشی برای ترسیم سناریویی دانست که نویسنده و ارگان انتشاراتی حکومت سایه در آمریکا که مقاله وی را منتشر نموده است، همچنان پس از ناکامی گزینههای نظامی، به پویاییهای داخلی برای تغییر رژیم در ایران دلبسته اند. در این چارچوب، هر سیاست دولت نئولیبرال که موجب تشدید فشارهای معیشتی، افزایش تورم و کاهش قدرت خرید شود، میتواند ــ دستکم بر اساس منطق استدلال مقاله ــ ظرفیت نارضایتی اجتماعی را افزایش دهد و از دید نویسنده، زمینه مساعد تری برای تحقق هدفی که عنوان مقاله بیان میکند، یعنی «مسیر پنهان تغییر رژیم در ایران»، فراهم سازد.
بقلم سید علی اصغر شهدی
۶ مرداد ۱۴۰۵
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118052