درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۱۸۰۲۹۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲ : ۱۲ بازدید: ۱۳۳۷۳دیدگاه: ۰

تحلیل تطبیقی پیام ۱۸ تیر ۱۴۰۵ رهبر معظم انقلاب اسلامی با اصول حقوق بین‌الملل معاصر

فرا خوان جهانی برای مطالبه اجرای عدالت

فرا خوان جهانی برای مطالبه اجرای عدالت پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۱۸ تیر ۱۴۰۵، صرفاً یک پیام مناسبتی در سوگ شهیدان نیست، بلکه متنی چندلایه با ابعاد اعتقادی، سیاسی، اخلاقی، تمدنی و حقوقی است.

مقدمه

پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، در میان پیام‌های سیاسی و راهبردی، برخی متون تنها به یک رخداد تاریخی واکنش نشان نمی‌دهند، بلکه افق تازه‌ای برای فهم عدالت، مسئولیت و نظم بین‌المللی ترسیم می‌کنند. پیام پنجشنبه 18 تیر ماه 1405رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت تقدیر و تشکر از امت مبعوث شده درتشییع و تدفین «آقای شهید ایران» را می‌توان از این منظر ارزیابی کرد. این پیام، علاوه بر ابعاد اعتقادی، سیاسی و اجتماعی، واجد ظرفیت قابل توجهی برای تحلیل در چارچوب حقوق بین‌الملل، فلسفه حقوق و نظریه مسئولیت بین‌المللی است.

آنچه این پیام را از بسیاری از بیانیه‌های سیاسی متمایز می‌کند، آن است که مطالبه اجرای عدالت را به مرزهای جغرافیایی، قومی یا مذهبی محدود نمی‌سازد. در فرازی از پیام، مخاطب این مسئولیت نه صرفاً مسلمانان و نه فقط ملت ایران، بلکه «آزادگان سراسر دنیا» معرفی می‌شوند. این تعبیر، پیام را از سطح یک مطالبه ملی فراتر برده و آن را به یک فراخوان اخلاقی با ابعاد جهانی تبدیل می‌کند؛ فراخوانی که بر این اندیشه استوار است که در برابر جنایات بزرگ، سکوت هیچ انسان آزاده‌ای پذیرفتنی نیست و دفاع ازعدالت،مسئولیتی مشترک برای وجدان‌های بیدار جهان به شمار می‌آید.

از منظر حقوق بین‌الملل نیزاین فراز شایسته تأمل است. یکی از اصول پذیرفته‌شده حقوق بین‌الملل معاصر، مبارزه با بی‌کیفرمانی مرتکبان جنایات بین‌المللی و تأکید بر مسئولیت پاسخگویی آنان است. هرچند ادبیات سیاسی و دینی ممکن است از واژگانی چون «انتقام» بهره گیرد، اما در تحلیل دانشگاهی می‌توان این مفهوم را در پرتو اصولی همچون «اجرای عدالت»، «پاسخگویی مرتکبان»، «مسئولیت بین‌المللی» و «منع بی‌کیفرمانی» بررسی کرد. از این منظر، پیام نه صرفاً دعوت به واکنش، بلکه تأکیدی بر استمرار مطالبه عدالت در برابر جنایت و نفی فراموشی تاریخی است.

بر همین اساس، این یادداشت می‌کوشد با نگاهی میان‌رشته‌ای، ابعاد سیاسی، حقوقی و بین‌المللی این پیام را واکاوی کند و نشان دهد که چگونه مفاهیمی مانند شهادت، عدالت، مسئولیت و «آزادگان جهان» در کنار یکدیگر، گفتمانی را شکل می‌دهند که فراتر از مرزهای ملی، مخاطب خود را وجدان عمومی بشریت قرار می‌دهد.

 

گفتار نخست: جهانی شدن مسئولیت عدالت؛ از مطالبه ملی تا مسئولیت بین‌المللی

یکی از برجسته‌ترین ابعاد پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی، بازتعریف قلمرو مسئولیت در قبال جنایت است. در ادبیات متعارف سیاسی، مطالبه اجرای عدالت برای قربانیان جنگ یا ترور، عمدتاً به دولت متبوع قربانیان، خانواده شهدا یا ملت آسیب‌دیده نسبت داده می‌شود؛ اما در این پیام، افق مسئولیت از این دایره فراتر رفته و با عبارت «آزادگان سراسر دنیا» به یک مسئولیت اخلاقی و انسانی با ابعاد جهانی تبدیل شده است.

این رویکرد، بر این اندیشه استوار است که جنایت، صرفاً تعرض به یک فرد یا یک ملت نیست، بلکه تعرض به ارزش‌های بنیادین بشریت است. از این منظر، هر انسان آزاده‌ای که به کرامت انسان، عدالت و مقابله با ظلم باور دارد، خود را در برابر چنین جنایاتی مسئول می‌بیند. بدین ترتیب، عدالت از یک مطالبه صرفاً ملی، به یک مطالبه جهانی ارتقا می‌یابد.

از منظر حقوق بین‌الملل نیز این دیدگاه قابل بررسی است. حقوق بین‌الملل معاصر، به‌ویژه پس از جنگ جهانی دوم، بر این اصل استوار شده است که برخی جنایات، به دلیل شدت و آثارشان، تنها به قربانیان مستقیم یا دولت متضرر مربوط نمی‌شوند، بلکه وجدان جامعه بین‌المللی را نیز متأثر می‌کنند. به همین دلیل، مفاهیمی همچون مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها، مسئولیت کیفری فردی، منع بی‌کیفرمانی و ضرورت پاسخگویی مرتکبان، جایگاهی محوری در حقوق بین‌الملل یافته‌اند.

در این چارچوب، پیام رهبر انقلاب را می‌توان تلاشی برای پیوند دادن عدالت‌خواهی ملی با مسئولیت اخلاقی جهانی دانست. مقصود آن نیست که هر فرد یا گروهی خارج از چارچوب حقوق، خود به اجرای عدالت اقدام کند؛ بلکه تأکید اصلی برآن است که جنایت نباید به فراموشی سپرده شود و مطالبه پاسخگویی عاملان آن، محدود به مرزهای جغرافیایی یا وابستگی‌های دینی نباشد.

در واقع، عبارت «آزادگان سراسر دنیا» بیش از آنکه یک مفهوم سیاسی صرف باشد، یک مفهوم تمدنی است. این تعبیر، مرزبندی میان ملت‌ها را کنار گذاشته و انسان‌ها را بر اساس تعهد آنان به عدالت، کرامت انسانی و مقابله با ظلم دسته‌بندی می‌کند. از این منظر، معیار همبستگی نه ملیت، نژاد، زبان یا مذهب، بلکه پایبندی به ارزش‌های انسانی و عدالت‌خواهی است.

این نگاه، با یکی از تحولات مهم حقوق بین‌الملل معاصر نیز همخوانی دارد؛ تحولی که براساس آن، حمایت از کرامت انسان و مبارزه با جنایات شدید، صرفاً وظیفه یک دولت نیست، بلکه دغدغه‌ای برای جامعه بین‌المللی به شمار می‌آید. هرچند درباره شیوه تحقق این مسئولیت، درحقوق و سیاست دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد، اما اصل ضرورت پاسخگویی و مقابله با بی‌کیفرمانی، امروزه از مباحث اساسی حقوق بین‌الملل است.

ازاین منظر، پیام ۱۸ تیر ۱۴۰۵ را می‌توان تلاشی برای جهانی‌سازی گفتمان عدالت دانست؛ گفتمانی که می‌کوشد مسئولیت اخلاقی ومطالبه پاسخگویی راازسطح یک ملت فراتربرده وآن را به مسئولیتی مشترک برای وجدان‌های بیدار و آزادگان جهان تبدیل کند.

 

گفتار دوم: تمایزمیان «انتقام» و «اجرای عدالت»؛ تحلیلی در پرتو فقه اسلامی و حقوق بین‌الملل

یکی از واژگان کلیدی پیام رهبرمعظم انقلاب اسلامی، «انتقام» است؛ واژه‌ای که درادبیات سیاسی، دینی و حقوقی، برداشت‌های متفاوتی ازآن وجود دارد.ازاین‌رو، برای تحلیل علمی این پیام، باید میان «انتقام» به مفهوم احساسی و شخصی آن، و «اجرای عدالت» به معنای حقوقی و اخلاقی آن تفکیک قائل شد.

در برداشت عرفی، انتقام معمولاً به واکنشی شخصی و برخاسته از احساس خشم یا کینه تعبیر می‌شود؛ واکنشی که ممکن است خارج از چارچوب قانون و بدون رعایت اصول دادرسی انجام گیرد. اما در اندیشه اسلامی، به‌ویژه در حوزه عدالت کیفری، چنین برداشتی با مفاهیمی چون قصاص، عدالت، منع تعدی و رعایت تناسب در مجازات تفاوت بنیادین دارد. قرآن کریم، در کنار مشروعیت قصاص، همواره بر عدالت، پرهیز از تجاوز و رعایت حدود الهی تأکید می‌کند و هرگونه خروج از این چارچوب را مردود می‌شمارد.

 

از سوی دیگر،حقوق بین‌الملل معاصرنیزبراین اصل استوار است که مرتکبان جنایات بین‌المللی نباید از پاسخگویی بگریزند.به همین دلیل،مفاهیمی همچون مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها،مسئولیت کیفری اشخاص، منع بی‌کیفرمانی و ضرورت تعقیب عاملان جنایات،جایگاهی اساسی درنظام حقوق بین‌الملل یافته‌اند. دراین چارچوب، هدف،انتقام شخصی نیست؛ بلکه تحقق عدالت، حمایت از قربانیان، پیشگیری ازتکرارجنایت و پاسداری از نظم حقوقی بین‌المللی است.

با این نگاه، می‌توان واژه «انتقام» در پیام را در بستر گفتمان سیاسی و دینی آن فهم کرد؛ گفتمانی که بر فراموش نشدن خون قربانیان و ضرورت پاسخگویی عاملان جنایت تأکید دارد. درتحلیل دانشگاهی، این مفهوم را می‌توان با ادبیات حقوقیِ «اجرای عدالت»، «پاسخگویی کیفری»، «مسئولیت بین‌المللی» و «مبارزه با بی‌کیفرمانی» تبیین کرد، بی‌آنکه میان این دو حوزه خلط مفهومی ایجاد شود.

نکته مهم دیگر آن است که در این پیام، اجرای عدالت به حضور یا عدم حضور اشخاص خاص وابسته نشده است. عبارت «ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقق خواهد شد» نشان می‌دهد که از منظر گوینده، عدالت یک اراده فردی یا مقطعی نیست، بلکه به مثابه یک اصل پایدار و یک مطالبه تاریخی معرفی می‌شود. این رویکرد، مفهوم عدالت را از سطح اشخاص فراتر برده و آن را به یک مسئولیت مستمر و نهادمند پیوند می‌زند.

از منظرفلسفه حقوق نیز، جامعه‌ای که جنایت را فراموش کند و نسبت به پاسخگویی عاملان آن بی‌تفاوت باشد، زمینه تکرار خشونت را فراهم می‌کند. برعکس، مطالبه مستمر عدالت، ضمن پاسداشت حقوق قربانیان، نقش مهمی در بازدارندگی، حفظ نظم عمومی و تقویت اعتماد به نظام حقوقی دارد. از همین رو، مبارزه با بی‌کیفرمانی امروز یکی از اصول پذیرفته‌شده در ادبیات حقوق بین‌الملل و عدالت کیفری بین‌المللی به شمار می‌رود.

بر این اساس، پیام ۱۸ تیر ۱۴۰۵ را می‌توان دعوتی به استمرار مطالبه عدالت و نفی فراموشی تاریخی دانست؛ پیامی که می‌کوشد عدالت را نه به عنوان واکنشی احساسی، بلکه به عنوان یک مسئولیت اخلاقی، حقوقی و تاریخی در برابر جنایت تبیین کند. در این چارچوب، مفهوم «انتقام» در متن پیام، بیش از آنکه بیانگر کینه‌جویی شخصی باشد، بیانگر اراده برای پایان دادن به بی‌کیفرمانی و تأکید بر پاسخگویی عاملان جنایت است.

 

گفتار سوم: نظریه «مسئولیت مشترک آزادگان جهان»؛ بازخوانی یک گفتمان نوین در عدالت بین‌المللی

شاید بدیع‌ترین فراز پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی، جمله‌ای باشد که می‌فرمایند:«...بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.»

این عبارت، صرفاً یک تعبیر ادبی یا احساسی نیست؛ بلکه از منظر فلسفه حقوق، اندیشه سیاسی و حقوق بین‌الملل، قابلیت آن را دارد که به‌عنوان مبنای یک نظریه قابل تأمل درباره «مسئولیت مشترک آزادگان جهان در برابر جنایت» مورد مطالعه قرار گیرد.

در ادبیات کلاسیک روابط بین‌الملل، مسئولیت مقابله با تجاوز، جنایت یا نقض حقوق بین‌الملل عمدتاً بر عهده دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای قضایی قرار دارد. اما تجربه دهه‌های اخیر نشان داده است که در بسیاری از بحران‌های بزرگ، این نهادها به دلایل سیاسی، ساختاری یا ملاحظات قدرت، همواره قادر به تحقق عدالت نبوده‌اند. در چنین شرایطی، افکار عمومی جهانی، نخبگان، اندیشمندان، رسانه‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و وجدان بیدار ملت‌ها نیز در زنده نگه داشتن مطالبه عدالت نقش ایفا کرده‌اند.

در این چارچوب، تعبیر «آزادگان جهان» از یک هویت دینی یا ملی فراتر می‌رود و به یک هویت ارزشی تبدیل می‌شود. ملاک عضویت در این جامعه، نه تابعیت، نه نژاد، نه زبان و نه مذهب، بلکه پایبندی به عدالت، کرامت انسانی، آزادی و مقابله با ظلم است. بدین‌ترتیب، «آزادگی» به یک معیار اخلاقی و تمدنی برای مشارکت در دفاع از عدالت تبدیل می‌شود.

از این منظر، مأموریت مورد اشاره در پیام را می‌توان پیش از هر چیز، «مأموریت حفظ حافظه عدالت» دانست؛ یعنی جلوگیری از فراموش شدن جنایت، استمرار مطالبه پاسخگویی، حمایت از حقوق قربانیان، روشنگری افکار عمومی و تقویت فرهنگ مسئولیت‌پذیری جهانی. این مسئولیت، لزوماً به معنای اقدام مستقیم یا خارج از چارچوب‌های حقوقی نیست، بلکه می‌تواند در قالب پژوهش، مستندسازی، اطلاع‌رسانی، فعالیت‌های حقوقی، فرهنگی، رسانه‌ای و دیپلماتیک تحقق یابد.

از منظر حقوق بین‌الملل، این برداشت با این اندیشه همسو است که مقابله با بی‌کیفرمانی، تنها وظیفه دولت‌ها نیست، بلکه جامعه بین‌المللی، نهادهای مدنی و افکار عمومی نیز در مطالبه پاسخگویی نقش مهمی دارند. هرچند حدود و شیوه‌های این نقش‌آفرینی محل بحث و تابع قواعد حقوقی است، اما اصل مشارکت وجدان عمومی در دفاع از عدالت، یکی از ویژگی‌های تحولات حقوق بین‌الملل معاصر به شمار می‌رود.

بر همین اساس، می‌توان گفت پیام ۱۸ تیر ۱۴۰۵، مفهوم «آزادگان جهان» را به عنوان یک ظرفیت اخلاقی و تمدنی برای دفاع از عدالت مطرح می‌کند؛ ظرفیتی که هدف آن، جهانی‌سازی مسئولیت اخلاقی در برابر جنایت و نفی بی‌تفاوتی در قبال نقض کرامت انسان است. در این نگاه، عدالت نه مطالبه انحصاری یک ملت، بلکه مسئولیتی مشترک برای همه انسان‌هایی است که خود را در برابر حقیقت، کرامت انسانی و مبارزه با ظلم مسئول می‌دانند.

از این رهگذر، پیام مزبور صرفاً یک متن سیاسی باقی نمی‌ماند، بلکه می‌تواند به‌عنوان تلاشی برای طرح یک گفتمان نوین درباره «جهانی بودن مسئولیت عدالت» مورد تحلیل قرار گیرد؛ گفتمانی که بر این اصل تأکید دارد که هر جا جنایتی علیه انسان و کرامت او رخ دهد، مسئولیت اخلاقیِ دفاع از عدالت نیز مرز نمی‌شناسد و وجدان‌های بیدار، فارغ از ملیت و مذهب، در برابر آن احساس تعهد می‌کنند.

 

گفتار چهارم: مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها و اشخاص؛ از جنایت تا پاسخگویی

یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که پس از هر جنگ، تجاوز یا اقدام تروریستی مطرح می‌شود، این است که مسئولیت حقوقی این جنایات بر عهده چه کسانی است و جامعه بین‌المللی چگونه باید با عاملان آن برخورد کند؟ پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۱۸ تیر ۱۴۰۵، هرچند یک متن حقوقی نیست، اما از منظر حقوق بین‌الملل، حاوی مفاهیمی است که می‌توان آنها را در چارچوب نظریه مسئولیت بین‌المللی تحلیل کرد.

در حقوق بین‌الملل معاصر، اصل بنیادین آن است که هیچ دولت یا شخصی در صورت ارتکاب نقض‌های جدی قواعد بین‌المللی، نباید از پاسخگویی مصون بماند. این اصل، که در ادبیات حقوقی با عنوان «منع بی‌کیفرمانی» شناخته می‌شود، یکی از ارکان نظم حقوقی بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم است و بر این اندیشه استوار است که عدالت، لازمه صلح پایدار و تضمین‌کننده امنیت جمعی است.

از همین منظر، تأکید پیام بر اینکه «فهرستی از صدر تا ذیل آنان موجود است»، صرف‌نظر از ابعاد سیاسی آن، این معنا را نیز القا می‌کند که مسئولیت، امری شخصی و قابل انتساب است و نباید در ابهام یا فراموشی تاریخی محو شود. در حقوق بین‌الملل نیز، شناسایی عاملان، مستندسازی وقایع، حفظ ادله و تعیین سلسله‌مراتب مسئولیت، از نخستین مراحل تحقق عدالت به شمار می‌رود.

افزون بر این، حقوق بین‌الملل میان مسئولیت دولت و مسئولیت اشخاص تفاوت قائل است. دولت‌ها ممکن است در قبال نقض تعهدات بین‌المللی خود مسئول شناخته شوند، در حالی که اشخاص نیز، در صورت ارتکاب برخی جنایات بین‌المللی و بر اساس قواعد و سازوکارهای حقوقی مربوط، ممکن است مسئولیت کیفری فردی داشته باشند. این تفکیک، از مهم‌ترین دستاوردهای تحول حقوق بین‌الملل کیفری در سده بیستم و بیست‌ویکم است.

از منظر این پیام، عدالت هنگامی معنا پیدا می‌کند که مسئولیت از حالت کلی و مبهم خارج شده و به عاملان مشخص و پاسخگو معطوف شود. بدین‌ترتیب، تأکید بر پاسخگویی را می‌توان همسو با این اندیشه حقوقی دانست که صلح پایدار، بدون حقیقت‌یابی، پاسخگویی و مقابله با بی‌کیفرمانی، استحکام لازم را نخواهد داشت.

در عین حال، تحلیل حقوقی این پیام مستلزم تفکیک میان «مطالبه عدالت» و «شیوه تحقق عدالت» است. حقوق بین‌الملل برای رسیدگی به مسئولیت‌ها، قواعد، تشریفات و سازوکارهای خاص خود را پیش‌بینی کرده است. ازاین‌رو، هرگونه بررسی دانشگاهی باید ضمن تبیین مطالبه پاسخگویی، بر ضرورت حرکت در چارچوب اصول و قواعد حقوق بین‌الملل نیز تأکید کند.

از این منظر، پیام ۱۸ تیر ۱۴۰۵ را می‌توان دعوتی به تداوم مطالبه عدالت و پاسخگویی دانست؛ پیامی که با نفی فراموشی جنایت، بر این اصل پای می‌فشارد که هیچ نظم حقوقی پایداری بدون مسئولیت، حقیقت و عدالت شکل نخواهد گرفت. همین ویژگی، این پیام را از یک متن صرفاً سیاسی فراتر برده و آن را به متنی قابل مطالعه در حوزه نظریه مسئولیت بین‌المللی تبدیل می‌کند.

 

گفتارپنجم:جهانی‌سازی عدالت دراندیشه سیاسی جمهوری اسلامی

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای نظری پیام ۱۸ تیر ۱۴۰۵، توسعه دایره مخاطبان عدالت از مرزهای جغرافیایی، سیاسی و حتی مذهبی به عرصه‌ای فراگیر و انسانی است. در این پیام، عدالت نه مطالبه‌ای محدود به خانواده شهیدان، ملت ایران یا امت اسلامی، بلکه رسالتی معرفی می‌شود که همه «آزادگان جهان» در قبال آن مسئولیت دارند. همین تحول مفهومی، پیام را از سطح یک بیانیه سیاسی فراتر برده و به متنی با ظرفیت نظری در حوزه اندیشه سیاسی، فلسفه حقوق و حقوق بین‌الملل تبدیل می‌کند.

در این چارچوب، «آزادگی» یک هویت تمدنی است، نه یک عنوان قومی، نژادی یا مذهبی. آزادگان، انسان‌هایی هستند که در برابر ظلم سکوت نمی‌کنند، کرامت انسان را ارزش مشترک بشریت می‌دانند و عدالت را مرز مشترک همه وجدان‌های بیدار تلقی می‌کنند. ازاین‌رو، معیار همبستگی در این گفتمان، نه جغرافیا، بلکه تعهد به حقیقت، عدالت و مسئولیت‌پذیری انسانی است.

 

از منظر حقوق بین‌الملل نیز، این نگاه قابل تأمل است. هرچند اجرای مسئولیت حقوقی دولت‌ها و اشخاص تابع قواعد و سازوکارهای شناخته‌شده حقوق بین‌الملل است، اما شکل‌گیری و استمرار مطالبه عدالت، همواره به نقش افکار عمومی، نهادهای مدنی، اندیشمندان، رسانه‌ها و وجدان جهانی نیز وابسته بوده است. تجربه تاریخی نشان داده است که بسیاری از پرونده‌های مهم نقض حقوق بشر و جنایات بین‌المللی، نخست در حافظه ملت‌ها و وجدان عمومی زنده مانده و سپس به مطالبه‌ای حقوقی و سیاسی تبدیل شده‌اند.

از این منظر، تعبیر «آزادگان جهان» را می‌توان دعوتی به مشارکت در «فرهنگ جهانی عدالت‌خواهی» دانست؛ فرهنگی که رسالت آن، زنده نگه داشتن حقیقت، دفاع از کرامت انسان، مقابله با فراموشی جنایت و مطالبه پاسخگویی عاملان است. این مشارکت، در چهارچوب حقوق بین‌الملل، می‌تواند در قالب پژوهش، مستندسازی، فعالیت‌های حقوقی، دیپلماسی عمومی،اطلاع‌رسانی مسئولانه،حمایت ازقربانیان و تقویت سازوکارهای پاسخگویی تحقق یابد.

در این قرائت، عدالت مفهومی ایستا و محدود به یک پرونده یا یک ملت نیست، بلکه ارزشی جهان‌شمول است که هرگونه تعرض به آن، وجدان انسانی را مخاطب قرار می‌دهد. بدین ترتیب، پیام ۱۸ تیر ۱۴۰۵ رهبر معظم انقلاب می‌کوشد میان هویت دینی، مسئولیت ملی و وجدان جهانی پیوند برقرار کند و نشان دهد که دفاع از عدالت، هنگامی به نهایت اثرگذاری خود می‌رسد که به مسئولیتی مشترک برای انسان‌های آزاده تبدیل شود.

 

مهم‌ترین نوآوری نظری در پیام ۱۸ تیر ۱۴۰۵ رهبر معظم انقلاب اسلامی

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۱۸ تیر ۱۴۰۵، صرفاً یک پیام مناسبتی در سوگ شهیدان نیست، بلکه متنی چندلایه با ابعاد اعتقادی، سیاسی، اخلاقی، تمدنی و حقوقی است. این پیام، با تأکید بر حفظ راه شهیدان، استمرار مطالبه عدالت و نفی فراموشی جنایت، می‌کوشد میان حافظه تاریخی یک ملت و مسئولیت اخلاقی جامعه جهانی پیوند برقرار کند.

از منظر حقوق بین‌الملل، مهم‌ترین ویژگی این پیام آن است که مطالبه پاسخگویی را محدود به مرزهای ملی یا مذهبی نمی‌داند، بلکه با طرح مفهوم «آزادگان جهان»، مسئولیت اخلاقی مقابله با بی‌کیفرمانی را به عرصه‌ای جهانی گسترش می‌دهد. دراین چارچوب، عدالت نه ابزارانتقام‌جویی، بلکه بنیان نظم حقوقی، صلح پایدار و پاسداشت کرامت انسان تلقی می‌شود.

از منظر اندیشه سیاسی نیز، این پیام تصویری از عدالت ارائه می‌دهد که بر سه پایه استوار است: حقیقت، مسئولیت و پاسخگویی. حقیقت، برای جلوگیری از تحریف تاریخ؛ مسئولیت، برای آنکه هیچ جنایتی بی‌پاسخ نماند؛ و پاسخگویی، برای آنکه عدالت از یک آرمان اخلاقی به یک مطالبه مستمر حقوقی و اجتماعی تبدیل شود.

بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که مهم‌ترین نوآوری نظری این پیام، ارائه الگویی از «جهانی‌سازی مسئولیت عدالت» است؛ الگویی که می‌کوشد عدالت را از انحصار دولت‌ها، ملت‌ها و مرزهای جغرافیایی خارج کرده و آن را به مسئولیتی مشترک برای همه انسان‌های آزاده ارتقا دهد. در این نگاه، دفاع از کرامت انسان و مبارزه با بی‌کیفرمانی، نه صرفاً یک وظیفه سیاسی، بلکه رسالتی انسانی و تمدنی است که هر وجدان بیدار، فارغ از ملیت، نژاد و مذهب، می‌تواند خود را در برابر آن مسئول بداند.

 

 دکتر اسدالله افشار

 

منابع:

1- ضیایی‌بیگدلی، محمدرضا. حقوق بین‌الملل عمومی. چاپ چهل‌وششم. تهران: انتشارات گنج دانش، ۱۴۰۳.

2- زمانی، سیدقاسم. حقوق بین‌الملل عمومی. چاپ دوم. تهران: انتشارات میزان، ۱۴۰۰.

3- ممتاز، جمشید. مجموعه مقالات حقوق بین‌الملل. تهران: انتشارات شهر دانش.

 

-Crawford, James. Brownlie's Principles of Public International Law. 9th ed. Oxford: Oxford University Press, 2019.

-Shaw, Malcolm N. International Law. 9th ed. Cambridge: Cambridge University Press, 2021.

-Cassese, Antonio. International Law. 2nd ed. Oxford: Oxford University Press, 2005.

-Dinstein, Yoram. War, Aggression and Self-Defence. 7th ed. Cambridge: Cambridge University Press, 2022.

 

اسناد بین‌المللی

-United Nations. Charter of the United Nations. San Francisco, 26 June 1945. Entered into force 24 October 1945.

-United Nations. Rome Statute of the International Criminal Court. Rome, 17 July 1998. Entered into force 1 July 2002.

-International Law Commission. Draft Articles on Responsibility of States for Internationally Wrongful Acts, with Commentaries. New York: United Nations, 2001.

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118029کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ