صلحی که به تغییر رفتار جمهوری اسلامی و فروپاشی محور مقاومت منجر شود، ممکن است از نگاه بخشی از ساختار قدرت ایران بهای بسیار سنگینی داشته باشد و پرسش اصلی این است که آیا این صلح یک فرصت واقعی است یا مقدمه یک تله ژئوپلیتیکی؟
پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، با توجه به اینکه روسیه و چین نظارهگر هستند و محور مقاومت در خطر، امضای پر تنش پزشکیان به این نکته اشاره دارد: «امیدواریم کار درست را انجام داده باشیم.»
در تمام اتفاقاتی که در حال وقوع است، نکات عجیبی وجود دارد. نظم جدید خاورمیانه بالقوه میتواند موفق باشد، اما هنوز پرسشهای بیپاسخ فراوانی وجود دارد.
تحلیل پویاییهای داخلی دولتهای آمریکا و ایران، برخی سایههای نگرانکننده را آشکار میسازد.
آمریکا عملاً اجازه داده است ایران تقریباً به همه خواستههای خود و آن هم بر اساس شرایط مورد نظرش دست یابد، تا جایی که برخی این توافق را پیروزی ایران و شکست آمریکا توصیف میکنند. در یک توافق صلح، حتی اگر در قالب یادداشت تفاهم باشد، صحبت از برنده و بازنده چندان مناسب نیست، زیرا صلح ارزشمندترین دستاورد برای ملتهاست و اگر هر دو طرف به آن برسند، این مردم هستند که پیروز میشوند.
با کنار گذاشتن جنبههای فنی، این پرسش مطرح است که چرا به جای یک توافق پایدار، تنها یک یادداشت تفاهم حاصل شده است؟ پاسخ محتمل از نگاه نویسنده این است که این یادداشت میتواند یک تله باشد. دولت آمریکا میخواهد ببیند آیا در داخل ایران کسی طعمه را خواهد گرفت یا نه. منظور از این «کسی» فرماندهان سپاه پاسداران هستند.
از دید آمریکا، همانگونه که رئیسجمهور این کشور بارها گفته است، مشکل اصلی نه مردم ایران و نه دولت ایران، بلکه سپاه پاسداران است؛ زیرا از قدرت زیادی برخوردار است، محور مقاومت را مدیریت میکند و از نگاه تحلیلگران آمریکایی، یک سازمان تروریستی محسوب میشود.
اگر چنین سناریویی درست باشد، آمریکا در انتظار آن است که سپاه از مسیر صلح خارج شود، تنگه هرمز را ببندد یا مفاد یادداشت را نقض کند. در آن صورت، آمریکا میتواند وارد یک رویارویی نظامی گسترده شود و ایران با خطر جنگ داخلی و حملات بیشتر اسرائیل روبهرو گردد. نتیجه چنین وضعیتی فاجعهبار خواهد بود.
در این میان روسیه و چین نیز ناظر هستند. هر دو از دولت پزشکیان و راهحل مسالمتآمیز حمایت کردهاند. شکلگیری یک نظم متوازن در خاورمیانه برای پکن و مسکو مطلوب است. اما بروز بیثباتی در داخل ایران، اعتماد به روند صلح را از بین خواهد برد و عملاً دست آمریکا را باز خواهد گذاشت.
مشخص نیست وضعیت واقعی در داخل ایران چگونه است. اختلافاتی میان سپاه و نیروهای متعارف مطرح شده است. اما آنچه نقل شده، چهره نگران مسعود پزشکیان هنگام امضای یادداشت و جمله او بوده است: «امیدواریم برای ایران تصمیم درستی گرفته باشیم.»
اگر چنین سناریویی رخ دهد، آمریکا که هماکنون در منطقه حضور دارد، میتواند علیه ایران مداخله کند و همزمان مانع اقدامات نسنجیده اسرائیل شود.
بسیاری از ناظران هنوز با الگوهای گذشته به تحولات نگاه میکنند، اما ژئوپلیتیک واقعی بر اساس تکرار مکانیکی گذشته عمل نمیکند. گفتوگوی ساختاری میان دو دشمن راهبردی، پیامدهایی فراتر از دو کشور دارد و بر خاورمیانه، اروپا، آسیا و اقتصاد جهانی اثر میگذارد.
قدرتهای اروپایی، بهویژه فرانسه، خواهان سهمی از پروژههای بازسازی هستند. امارات پس از انتقاد ترامپ با چالشهای جدید منطقهای روبهرو شده است. اسرائیل نیز با مخالفت با روند صلح، خطر ارتکاب یکی از بزرگترین اشتباهات راهبردی خود را به جان خریده است.
آنچه از موضع آمریکا آشکار است، مخالفت واشنگتن با تداوم محور مقاومت در شکل کنونی آن است؛ موضوعی که سپاه پاسداران تاکنون آن را غیرقابل پذیرش دانسته است.
به باور نویسنده، محور مقاومت نقشی اساسی در مقابله با نفوذ غرب و حفظ ایران، لبنان، فلسطین، یمن، عراق، افغانستان و حتی سوریه داشته است. از این رو، درخواست انحلال آن به معنای جدا کردن نیمی از قلب انقلاب ایران است.
اما آیا چنین تغییری برای رهبری ایران قابل پذیرش است؟ آیا این توافق صلح ارزش چنین دگرگونی بنیادینی را دارد؟
این پرسش همچنان بیپاسخ باقی مانده است.
• نویسنده احتمال میدهد یادداشت تفاهم صلح میان ایران و آمریکا صرفاً یک مرحله آزمایشی و حتی یک دام سیاسی ـ امنیتی باشد.
• فرض اصلی مقاله این است که آمریکا به دنبال آزمودن واکنش سپاه پاسداران و ایجاد شکاف میان نهادهای قدرت در ایران است.
• از نگاه نویسنده، اگر ایران یا محور مقاومت واکنش تندی نشان دهند، واشنگتن میتواند زمینه مشروعیتبخشی به اقدام نظامی گستردهتر را فراهم کند.
• روسیه و چین خواهان تثبیت نظم جدید منطقهای هستند و از تشدید بحران استقبال نمیکنند.
• مهمترین موضوع مورد اختلاف، آینده محور مقاومت است؛ زیرا آمریکا خواهان تضعیف یا تغییر آن است، در حالی که بخشی از ساختار قدرت ایران آن را جزء هویت راهبردی جمهوری اسلامی میداند.
«صلحی که به تغییر رفتار جمهوری اسلامی و فروپاشی محور مقاومت منجر شود، ممکن است از نگاه بخشی از ساختار قدرت ایران بهای بسیار سنگینی داشته باشد و پرسش اصلی این است که آیا این صلح یک فرصت واقعی است یا مقدمه یک تله ژئوپلیتیکی؟»
لورنزو ماریا پاچینی
۱ تیر ۱۴۰۵
۲۲ ژوئن ۲۰۲۶
برگردان، نمای کلی و جان کلام سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117997