در مقاله اخیر فارین پالیسی با موضوع برنامهای هستهای ایران، به قلم خانم رزماری آ. کلانیک؛ این گونه استدلال شده است که بهترین مسیر پیش روی ایالات متحده در رابطه با برنامه هستهای ایران، حفظ وضعیت فعلی است و ایشان اذعان دارد که تأخیر هستهای ایران یک واقعیت دیرینه است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در مقاله اخیر فارین پالیسی با موضوع برنامهای هستهای ایران، به قلم خانم رزماری آ. کلانیک؛ این گونه استدلال شده است که بهترین مسیر پیش روی ایالات متحده در رابطه با برنامه هستهای ایران، حفظ وضعیت فعلی است و ایشان اذعان دارد که تأخیر هستهای ایران یک واقعیت دیرینه است.
نگارنده مقاله از دولت آمریکا در خواست نموده است در این خصوص با عقلانیت برخورد کند که در جای خود قابل تحسین است. با این حال، آ. کلانیک، چندین عامل زمینهای مهم را در رابطه با برنامه هسته ای ایران در مذاکرات غیر مستقیم با آمریکا نادیده گرفته است که در این یادداشت پیش رو به آن می پردازیم.
اول آنکه چشمانداز سیاسی ترامپ و دولتش؛ پیرامون برنامه هستهای ایران، همچنان متزلزل و دچار تناقضات عدیده است، و همین امر موجب اختلافات عمیق در حزب جمهوریخواه شده است و تندروهای این حزب خواستار مداخله نظامی علیه ایران هستند. علاوه بر این، در مقاله خانم رزماری، موضع تهاجمی اسرائیل، انتقام جویی پیشبینی شده تهران، و مخالفت حزب دمکرات با سیاست خارجی دولت فعلی در تحلیل مورد بررسی قرار نگرفته و یا دست کم گرفته شده است.
تل آویو: بزرگترین مانع صلح در غرب آسیا
اسرائیل مدتهاست که خود را بهعنوان مخالف سرسخت برنامه هستهای صلحآمیز ایران معرفی میکند و استدلال میکند که هرگونه توافقی به جز برچیدن «سبک لیبی» غیرقابل قبول است. مقامات نظامی اسرائیل آشکارا برای حملات پیشگیرانه به سایت های هسته ای ایران، مانورهای نیروی هوایی شبیه سازی حملات به تأسیسات زیرزمینی ایران مانند نطنز و فردو، آماده شده اند.
با این حال، یک حمله تمام عیار احتمالاً به حمایت لجستیکی ایالات متحده، به ویژه برای سوختگیری هواپیماها و هماهنگی دفاع موشکی نیاز دارد. گذشته از اقدام نظامی مستقیم، اسرائیل سابقه عملیات مخفیانه علیه برنامه هسته ای ایران را نیز دارد. از حملات سایبری (مانند ویروس استاکسنت) تا ترور دانشمندان هستهای، عملیات اطلاعاتی اسرائیل تلاش کرده است پیشرفتهای ایران را کندکند. تلآویو سابقه تلاشهای عمدی برای منحرف کردن مذاکرات در حال انجام بین ایران و ایالات متحده را در سابقه شرارت های خود دارد و پیشفرض این مقاله مبنی بر کنترل کامل ایالات متحده بر اقدامات اسرائیل نادرست است.
تهران به صراحت اعلام کرده است که هرگونه حمله اسرائیل به تأسیسات هستهای این کشور، واکنشی فوری ومتناسب را در پی خواهد داشت تا جایی که رژیم جعلی غاصب فاشیستی تروریستی نسل کش صهیونی را سرجای خودش بنشاند. اقدامات احتمالی تهران عبارتند از:
1- حملات متقابل نظامی: ایران پایگاههای نظامی اسرائیل، زیرساختهای حیاتی رژیم صهیونی و پایگاه های مهم ایالات متحده در منطقه را بدون هیچ گونه تعللی، مورد تهاجم مرگبار حملات موشکی خود قرار خواهد داد.
2- بسیج محور مقاومت: متحدان ایران در منطقه، مانند حزبالله و انصارالله، میتوانند در حملات هماهنگ شرکت کنند و درگیری چند جبههای را علیه اسرائیل باز کنند.
3- تسریع توسعه هستهای: حمله اسرائیل میتواند ایران را وادار به کنارگذاشتن محدودیت و آغاز غنیسازی اورانیوم بیش از 60 درصد کند، احتمالاً از آستانه تولید تسلیحات هستهای عبور کند.
خطر جنگ تمام عیار همچنان بالاست و ایران هشدار داده است که «تا آخرین قطره خون» از حاکمیت خود دفاع خواهد کرد.حمله پیشگیرانه اسرائیل اساساً تعادل استراتژیک غرب آسیا را تغییر می دهد. کشورهای حوزه خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات نگران هستند که درگیری مستقیم ممکن است سرایت کند و بر بازارهای نفت تأثیر بگذارد و حملات تلافی جویانه را در سراسر منطقه آغاز کند.
دموکراتهای آمریکا با ترامپ همسو نمیشوند
بسیاری از دموکراتها با تأکید بر احیای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) بهعنوان مؤثرترین ابزار برای رسیدگی به برنامه هستهای ایران، از رویکرد دیپلماتیک جدید حمایت میکنند. آنها استدلال می کنند که خروج ترامپ در سال 2018 نه تنها پیشرفت دیپلماتیک را تضعیف کرد، بلکه متحدان کلیدی ایالات متحده، به ویژه کشورهای اروپایی را که در موفقیت توافق سرمایه گذاری کردند، از آمریکا جدا کرد. دموکرات ها همچنین معتقدند که سیاست خارجی بی برنامه ترامپ مذاکرات با ایران را دشوارتر کرده است. دولت او بین تهدیدهای نظامی و اقدامات دیپلماتیک؛ سرگردان، مبهم و در نوسان بود که برای تهران و متحدان ایالات متحده عدم اطمینان و عدم اعتماد ایجاد نمود.
برای مقابله با سیاست های ترامپ، دموکرات ها می توانند به دنبال محدود کردن بودجه اقدامات تهاجمی علیه ایران باشند. از لحاظ تاریخی، قانونگذاران لوایحی را با هدف محدود کردن اختیارات ریاست جمهوری در مورد اقدامات نظامی، تقویت نظارت کنگره در امور خارجی ارائه کرده اند. رهبران دموکرات همچنین ممکن است از بیانیههای عمومی و کمپینهای رسانهای برای به چالش کشیدن استراتژی ترامپ در قبال ایران استفاده کنند و آن را بیثباتکننده و ضدسازنده قلمداد کنند. آنها می توانند با متحدان اروپایی برای مقابله با اقدامات یکجانبه همکاری کنند.
علاوه براین، کمیتههای کنگره میتوانند سیاست های ترامپ درقبال ایران را بررسی کنند و اثربخشی و پیامدهای گستردهترآن را بررسی نمایند. جلسات استماع احتمالی ممکن است برتحریم ها، برنامه ریزی نظامی و شکست های دیپلماتیک ترامپ متمرکز شود.
اختلاف در حزب جمهوری خواه ترامپ
فراتر از موضع حزب دموکرات، یک جناح مهم در حزب جمهوری خواه همچنان از مداخله نظامی به عنوان راه حلی مناسب برای برنامه هسته ای ایران دفاع می کند. درحالی که برخی از تحلیلگران، از جمله کلانیک، پیشنهاد می کنند که نفوذ ترامپ بر حزبش همچنان غالب است، به نظر می رسد در این ادعا مبالغه شده است. بسیاری از قانونگذاران جمهوریخواه استدلال میکنند که سیاست فشار حداکثری ترامپ - با محوریت تحریمهای شدید اقتصادی - مؤثرتر از مذاکرات دیپلماتیک در مهار پیشرفت هستهای ایران بوده است.
به جای پیگیری امتیازات دیپلماتیک، تعداد قابل توجهی از جمهوریخواهان از محدودیتهای اقتصادی پایدار برای اعمال فشار بر تهران حمایت میکنند. برخی از چهرههای حزب فراتر رفتهاند و صراحتاً اقدام نظامی را به عنوان یک اقدام ضروری تأییدکردهاند.این موضع بادرخواستهای گستردهتر جمهوریخواهان برای بازگشت به فشارحداکثری مطابقت دارد و برخی از قانونگذاران حتی حملات پیشگیرانه به سایتهای هستهای ایران را در صورت ناکافی بودن اقدامات اقتصادی در نظر میگیرند.
اختلاف بین تندروهای جمهوری خواه که از مداخله نظامی حمایت می کنند و دموکرات ها که برای تعامل دیپلماتیک فشار می آورند، بر عدم اطمینان اساسی در مورد سیاست ایالات متحده در قبال تهران تأکید می کند. در همین حال، موضع تهاجمی اسرائیل و هشدارهای قاطع ایران در مورد انتقامجویی خطرات را افزایش میدهد و هرگونه اشتباه محاسباتی را به نقطه عطف احتمالی برای درگیریهای منطقهای تبدیل میکند.
فراخوان خانم رزماری برای حفظ وضعیت موجود، پیچیدگی های در حال تحول این وضعیت را نادیده می گیرد. بدون یک استراتژی منسجم و واقع بینانه، واشنگتن با خطر تداوم چرخه تشدید تنش، با پیامدهای گسترده برای امنیت منطقه ای و ثبات جهانی مواجه است.[1]
اما جان کلام اینکه، ترامپ وتیم مذاکره کننده اش پس از 5 دورمذاکره غیرمستقیم دربحث موضوع هسته ای با ایران، از حقایق و واقعیت های جهانی فاصله دارند و از ایران خواسته های غیرعقلایی و غیرمشروع دارند که دقیقا با قوانین آژانس بینالمللی انرژی اتمی و قوانین حقوق بین المللی مغایرت دارد. ترامپ و متحدان او از اسرائیل گرفته تا برخی کشورهای اروپایی و عربی بدانند:
1- ایران اهل مذاکره و تعامل است و اهل باج دادن نیست.
2- ایران، طرف طلبکار در ماجرای عهدشکنی برجامی آمریکاست.
3- ایران خواهان لغومؤثرتحریمها می باشد و با شانتاژهای سیاسی رافائل گروسی؛ مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سه کشوراروپایی( انگلیس، فرانسه و آلمان)که در زمین آمریکا و صهیونیزم بین الملل بازی می کنند، تسلیم نخواهد شد و دست از غنی سازی خود بر نخواهد داشت و زیربار تشکیل کنسرسیوم با کشورهای دیگر هم نخواهد رفت.[2]
4- برخی تحلیل گران معتقدند؛ تأكيد علني بر غنيسازي صفر، بخشي ازجنگ رواني است كه ميكوشد ايران را به عنوان طرف ناسازگار معرفي كند و حمايت بينالمللي را به نفع آمريكا جلب كند. اصول ديپلماسي و فنون مذاكره حكم ميكند ايران به خنثيسازي اين ترفندها و بازگرداندن مذاكرات به مسيرسازنده گام بردارد.[3]
5- رهبرمعظم انقلاب اسلامی صبح روزچهارشنبه 31 اردیبهشت ماه سال جاری دردیدار«خانوادههای شهید رئیسی و دیگر شهیدان خدمت» و خانوادههای شهدای مسئول در دهههای اخیر؛ با تذکر به طرف آمریکاییِ مذاکرات غیرمستقیم درباره پرهیزازیاوهگویی تأکیدکردند:«این حرف آمریکاییها که به ایران اجازه غنیسازی نمیدهیم، غلط زیادی است و در کشور کسی منتظر اجازه این و آن نیست و جمهوری اسلامی همان سیاست و روش خود را پیگیر خواهد شد.»[4] با توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب، حق غنیسازی برای ایران نه یک شعار، بلکه واقعیتی تثبیتشده است و رهبر معظم انقلاب با صراحت و شجاعت این واقعیت را در برابر چشمان جهانیان قرار دادند.
6- رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه ایران کشور تحتالحمایه نیست، مرجع تصمیمگیری در برنامه هستهای را تنها «ساختارحکمرانی ملی» معرفی نمودند. این پیام، پاسخی است به زیادهخواهیهای بینالمللی در قالب قطعنامههای غیرالزامآور، گزارشهای مغرضانه سیاسی غیرفنی و حرفه ای مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی( که ارادتش به صیهونیزم بین الملل و سرسپرده بودنش به آمریکا کاملا آشکار است) و تهدیدهای لفظی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی. بنابراین جمهوری اسلامی با اقتدار و با رعایت اصول و موازین قوانین بین المللی، و با توجه به رویکرد مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب، مسیرخود را نه بر پایه ترس از تحریم، بلکه برمبنای عقلانیت راهبردی داخلی دنبال کرده و دنبال خواهد نمود.

پینوشت:
1- Khatibi. Mohammad. Trump war/peace rhetoric on Iran’s nuclear program: More complicated than you’d expect. Translator and author: Asadollah Afshar. Tehrantimes/ Monday: June 9, 2025 - 22:43
[2] - پیشنهادهایی مانند توقف غنیسازی 3/67 برای ۳ سال و سپس امکان از سرگیری آن، وعدهای فریبنده و خسارتبار است، چنان که این موضوع حد فاصل سالهای ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ و سپس در برجام تجربه شده است. شایان ذکر است در حال حاضر چندین کشور جهان که نه به سلاح هستهای دسترسی دارند و نه برنامه ساخت بمب اتمی دارند، به شکل گسترده و در مواردی بسیار پیشرفته، برای مصارفی مانند تأمین سوخت نیروگاههایشان، اورانیوم را غنی میکنند. حتی برخی کشورها مانند آلمان و هلند، بخشی از اورانیوم غنیشدهشان را صادر میکنند و از این راه درآمد نیز دارند. در واقع پافشاری بر اینکه ایران نباید اورانیوم را غنی کند، نهتنها ارتباطی به قوانین بینالمللی در این زمینه ندارد، بلکه برخلاف یکی از مواد «پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای» یا «انپیتی» نیز هست. در ماده سوم از بند سوم این پیمان آمده است که اقدامات ضروری برای جلوگیری از ساخت سلاح هستهای، نباید «مانع توسعه اقتصادی و رشد فناوری» امضاکنندگان این پیمان در حوزه مصارف صلحآمیز شود. در این پیمان همچنین تأکید شده که در اجرای آن نباید بین کشورها «هیچگونه تبعیضی» برقرار باشد.
[3] - آهنگر؛ علی. ايران و امريكا: پايان ديپلماسي؟!. اعتماد: چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه 1404- شماره 6049.
[4] - ابتکار: چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه 1404- کد خبر: 46640 .
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/109335