بازگشت ترامپ به کاخ سفید با از سرگیری مذاکرات هستهای با ایران همراه شده، امری که برخلاف مواضع قبلی او در خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ می باشد.
رئوس مقاله:
۱. بازگشت شگفتانگیز ترامپ به میز مذاکرات
* بازگشت ترامپ به کاخ سفید با از سرگیری مذاکرات هستهای با ایران همراه شده، امری که برخلاف مواضع قبلی او در خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ می باشد.
* با وجود دشمنی دیرینه، دو طرف (ایران و آمریکا) انگیزههایی برای توافق دارند: آمریکا بهدنبال ثبات راهبردی و ترامپ بهدنبال اثبات مهارتش در معاملهگری؛ ایران نیز خواهان کاهش تحریمها و توقف تنشهاست.
۲. موانع بنیادین
* مسائل مزمن مانند برنامه غنیسازی ایران، حمایت ایران از گروههای نیابتی، و بیاعتمادی متقابل، مانعی جدی برای توافقاند.
* ایران نگران تکرار خروج آمریکا از توافق است، در حالی که واشنگتن نگران پنهانکاری و پیشرفتهای هستهای ایران است.
۳. احیای عناصر مؤثر برجام
* مهمترین عنصر قابل بازیابی از برجام، شفافیت و بازرسی شدید توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
* آمریکا باید بر اجرای کامل «پروتکل الحاقی» و نظارت بر تأسیسات اعلامنشده و فعالیتهای مرتبط با تسلیحات هستهای پافشاری کند.
۴. ضرورت محدودیت در غنیسازی
* برنامه غنیسازی ایران، بهویژه با سانتریفیوژهای پیشرفته، تهدیدی برای نظارت بینالمللی است.
* ایران باید یا بهطور کامل برنامه غنیسازی را متوقف کند (که احتمال آن کم است)، یا دستکم به محدودیتهای شدیدی تن دهد.
* پیشنهادهایی مثل مشارکت در برنامه غنیسازی منطقهای یا صادرات اورانیوم برای غنیسازی، ممکن است عملیتر باشند.
۵. تبادل امتیازات: تحریمها در برابر محدودیتها
* ایران خواهان رفع تحریمهایی فراتر از آنچه در برجام مقرر شده بود می باشد.
* آمریکا میتواند لغو تدریجی تحریمها را به سطح و دوام محدودیتهای ایران گره بزند، ولی باید مراقب بازسازی محور مقاومت ایران و احتمال استفاده از درآمدهای آزادشده در فعالیتهای منطقهای باشد.
۶. خطرات توافق و فواید احتمالی آن
* هر توافقی مستلزم مصالحههایی سخت است و برخی خطرات را به همراه دارد.
* با این حال، توافقی با شفافیت بالا، محدودسازی غنیسازی و نظارت بر تسلیحات میتواند به کاهش خطر بحران، بازیابی برخی دستاوردهای برجام، و حتی ایجاد زمینهای برای ثبات منطقهای منجر شود.
۷. توصیه پایانی: فرصت طلایی
* نفیو هشدار میدهد که نزدیکشدن ایران به مرز تولید سلاح هستهای، لحظه تصمیمگیری را نزدیک کرده است.
* اگرچه آمریکا باید آماده اقدام نظامی باشد، اما گزینه دیپلماسی همچنان اولویت دارد.
* ترامپ، با توجه به تسلط بر حزب جمهوریخواه، شانس منحصربهفردی برای دستیابی به توافقی بهتر از برجام دارد. به گفته نفیو: "فرصتی طلایی وجود دارد—و باید از آن استفاده کرد."
۵ خرداد ۱۴۰۴
۲۶ مه ۲۰۲۵
برگردان، کوتاه سازی، جمعبندی و تحلیل سید علی اصغر شهدی
ب - تحلیل
بقلم سید علی اصغر شهدی
این تحلیل، برخلاف نگاه یکجانبه و تهدید محور ریچارد نفیو، معمار تحریمهای شدید علیه ایران، مستلزم درک عمیقتری از تحولات داخلی، ظرفیتهای راهبردی جمهوری اسلامی، و توازن واقعی قدرت در منطقه است. نفیو در مقالهاش با عنوان "آیا توافق خوب با ایران ممکن است؟" از موضعی مشروط و تهدیدآمیز سخن میگوید، گویی ایران کشوری منزوی، در حال سقوط، و فاقد ابزارهای قدرت نرم و سخت در برابر آمریکا است. این دیدگاه از اساس با واقعیات میدانی و ساختار امنیتی-سیاسی منطقه همخوان نیست و لذا میتوان جمعبندی مقاله را در محورهای زیر ترسیم کرد:
۱. تضاد در ادعای مذاکره و تهدید به ترک گفتگو
نفیو در حالی بر لزوم انجام «توافقی خوب» با ایران تأکید میکند که همزمان هشدار میدهد اگر ایران به استانداردهای مورد نظر آمریکا تن ندهد، باید میز مذاکره ترک شود. این رویکرد نه تنها خلاف روح مذاکره است، بلکه نشاندهنده همان ذهنیت استعماری و تحقیرآمیزی است که طی چهل سال اخیر هر بار با پاسخ سخت یا هوشمندانه ایران مواجه شده است. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی ایران کشوری نیست که از موضع ضعف و باجدهی به پای میز مذاکره آمده باشد.
۲. ایرانِ امروز، ایرانِ ۲۰۱۵ نیست
در تحلیل نفیو این نکته مغفول مانده که ایران پس از خروج ترامپ از برجام، تغییراتی عمیق و برگشتناپذیر در راهبردهای هستهای، منطقهای و امنیتی خود داده است. پیشرفت در چرخه غنیسازی، گسترش دانش بومی در حوزه سانتریفیوژهای پیشرفته، کاهش وابستگی اقتصادی به غرب، و توسعه روابط با شرق (چین، روسیه، کشورهای عضو بریکس و شانگهای) جایگاه ایران را از یک کشور نیازمند توافق، به یک بازیگر تعیینکننده در معادلات منطقهای و جهانی ارتقا داده است.
۳. وابستگی راهبردی آمریکا به ثبات ایران
نفیو بیتوجه به توازن واقعی قوا، تصور میکند که ایالات متحده در موقعیتی است که میتواند با یک تهدید یا بازگشت به تحریمهای حداکثری، ایران را وادار به عقبنشینی کند. در حالی که آمریکا در موقعیتی قرار ندارد که بتواند در برابر تبعات جنگ با ایران یا حتی شکست در مذاکرات، تاب بیاورد. دلایل این امر متعدد است:
* الف) سرمایهگذاری آمریکا و غرب بر روی اصلاح طلبان ایرانی بهعنوان آلترناتیو مشروع داخلی
آمریکا و متحدانش طی دهههای گذشته، برخلاف تبلیغات رسانهای خود که بر چهرههایی چون سلطنتطلبان یا سازمان مجاهدین خلق (منافقین) تأکید دارد، در واقع بیشترین سرمایهگذاری راهبردی خود را بر جریان اصلاحطلب داخلی ایران متمرکز کردهاند. این جریان که از پایگاه اجتماعی نسبی و جایگاهی رسمی در ساختار سیاسی برخوردار است، تنها نیرویی است که در عین قرار داشتن درون سیستم، به عنوان یک آلترناتیو مشروع برای مهار سیاستهای انقلابیتر جمهوری اسلامی عمل کرده است. تغییر رویکرد ایران به سمت مذاکره با غرب و اعلام آمادگی برای توافق، بهویژه در مقاطع کلیدی مانند دوران دولت خاتمی یا روحانی و هم اکنون دکتر پزشکیان در گرو حضور همین جریان بوده است.
بدون حضور اصلاحطلبان، سیاست خارجی ایران نهتنها بهسرعت به سمت تقابل با غرب سوق پیدا خواهد کرد، بلکه احتمال پیشروی به سوی تولید رسمی سلاح هستهای نیز به شکل جدی مطرح خواهد شد. به همین دلیل، هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران منجر به رادیکالیزه شدن فضای داخلی، حذف این جریان از ساخت قدرت، و از میان رفتن تنها آلترناتیو مقبول آمریکا در ایران خواهد شد. این امر ضربهای جبرانناپذیر به راهبرد نفوذ نرم ایالات متحده در ایران وارد میکند.
* ب) حضور نظامیان آمریکا در اطراف ایران:
صدها پایگاه و هزاران سرباز آمریکایی در عراق، افغانستان، خلیج فارس و کشورهای عربی در تیررس موشکهای نقطهزن و پهپادهای تهاجمی ایران قرار دارند. هرگونه درگیری با ایران، به سرعت به یک نبرد تمامعیار منطقهای منجر خواهد شد.
* ج) آسیبپذیری متحدان عرب آمریکا:
امارات، عربستان، بحرین و دیگر شیخنشینها در جنوب ایران، نهتنها فاقد ظرفیت دفاعی کافی هستند، بلکه ساختارهای حیاتی اشان به امنیت منطقه بستگی دارد. در این رابطه می توان به هشدار وزیر امور خارجه قطر اشاره کرد که گفت در صورت بمباران تاسیسات اتمی بوشهر و آلوده شدن آب های خلیج فارس، مردم کشورهای عرب برای زنده ماندن تنها ۳ روز ذخیره آب تصفیه شده برای آشامیدن دارند. از این رو ایران بهراحتی میتواند این کشورها را به کانون بحران بدل کند.
۴. پایان فریبکاری مذاکره از موضع تهدید
نفیو و جریان سیاستورزی واشنگتن باید بدانند که دیگر نمیتوانند با وعدههای ناپایدار، امتیاز بگیرند و بدون تضمین، توافقات را نقض کنند. خروج آمریکا از برجام، بهویژه توسط شخص ترامپ، برای همیشه اعتماد ایران به توافقات شکننده با غرب را از بین بردهاست. اکنون ایران به هر توافقی، نه بهمثابه ابزار تعامل، بلکه از منظر راهبردی و با تضمینهای عملی مینگرد.
۵. مذاکره با ایران، نه از موضع تهدید بلکه با احترام به یک قدرت منطقهای
آنگونه که امام خمینی (ره) درباره قطع رابطه با آمریکا گفته بود، اگر کارتر در عمرش تنها یک خدمت به مظلومین کرده باشد، همان قطع رابطه بود. اکنون نیز آمریکا اگر بهدنبال حفظ منافع است، باید با ایران نه بهعنوان یک کشور تحت سلطه یا در آستانه فروپاشی، بلکه بهعنوان یک قدرت منطقهای برخورد کند. ایران امروز تنها با توافقی موافقت خواهد کرد که:
* دارای ضمانت اجرایی باشد؛
* از منظر امنیت ملی خدشهای به منافع بلندمدت وارد نکند؛
* بدون فشار و تهدید، بر اساس احترام متقابل تنظیم شده باشد.
جمعبندی نهایی:
مقاله نفیو، برخلاف ظاهر دیپلماتیک آن، تلاشی برای استمرار سیاست چماق و هویج در پوشش «توافق بهتر» است. اما ایرانِ امروز، با تجربه چهار دههای از فریبها، وعدههای توخالی و تحریمهای ناجوانمردانه، دیگر در زمین طراحیشده واشنگتن بازی نخواهد کرد. اگر آمریکا خواهان توافقی پایدار و واقعگرایانه است، باید از زبان تهدید دست بردارد، خسارات گذشته را بپذیرد، و با ایران همانطور که هست – یعنی بهعنوان یک قدرت منطقهای مقتدر – وارد گفتگو شود.
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/108797