موضوعی که امروز در برابر شورا قرار دارد، شخصیت دولت ونزوئلا نیست. موضوع این است که آیا هر دولت عضوی حق دارد با استفاده از زور، اجبار یا خفه کردن اقتصادی، آینده سیاسی ونزوئلا را تعیین کند یا بر امور آن کنترل اعمال نماید؟
آقای رئیس، اعضای محترم شورای امنیت،
پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، موضوعی که امروز در برابر شورا قرار دارد، شخصیت دولت ونزوئلا نیست.
موضوع این است که آیا هر دولت عضوی حق دارد با استفاده از زور، اجبار یا خفه کردن اقتصادی، آینده سیاسی ونزوئلا را تعیین کند یا بر امور آن کنترل اعمال نماید؟
این پرسش مستقیماً به ماده ۲، بند ۴ منشور سازمان ملل متحد مربوط میشود که تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری را ممنوع میکند.
شورا باید تصمیم بگیرد که آیا این ممنوعیت باید حفظ شود یا کنار گذاشته شود. کنار گذاشتن آن عواقب بسیار سنگین و جدی به دنبال خواهد داشت.
اجازه دهید کمی پیشینه ارائه کنم.
از سال ۱۹۴۷ تاکنون، سیاست خارجی ایالات متحده بارها از زور، عملیات مخفی و دستکاری سیاسی برای ایجاد تغییر رژیم در کشورهای دیگر استفاده کرده است. این موضوع بخشی از تاریخ مستند و ثبتشده است.
در کتاب «تغییر رژیم مخفیانه» نوشته لیندزی اور، تنها بین سالهای ۱۹۴۷ تا ۱۹۸۹، ۷۰ مورد تلاش ایالات متحده برای تغییر رژیم مستند شده است.
این رویهها با پایان جنگ سرد متوقف نشدند. از سال ۱۹۸۹ به بعد، عملیاتهای بزرگ تغییر رژیم ایالات متحده که بدون مجوز شورای امنیت انجام شدهاند شامل موارد زیر میشوند: عراق ۲۰۰۳، لیبی ۲۰۱۱، سوریه از ۲۰۱۱، هندوراس ۲۰۰۹، اوکراین ۲۰۱۴ و ونزوئلا از سال ۲۰۰۲ به بعد.
روشهای بهکارگرفتهشده کاملاً شناختهشده و مستند هستند: جنگ آشکار، عملیات اطلاعاتی مخفی، تحریک ناآرامی، حمایت از گروههای مسلح، دستکاری رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی، رشوه به مقامات نظامی و غیرنظامی، ترورهای هدفمند، عملیات پرچم دروغین و جنگ اقتصادی.
این اقدامات طبق منشور سازمان ملل غیرقانونی هستند و معمولاً به خشونت مداوم، درگیریهای مرگبار، بیثباتی سیاسی و رنج عمیق مردم غیرنظامی منجر میشوند.
سابقه اخیر ایالات متحده در قبال ونزوئلا نیز کاملاً روشن است:
در آوریل ۲۰۰۲، ایالات متحده از کودتای علیه دولت مطلع بود و آن را تأیید کرد.
در دهه ۲۰۱۰، آمریکا به گروههای جامعه مدنی که فعالانه در اعتراضات ضددولتی شرکت داشتند، کمک مالی کرد.
وقتی دولت اعتراضات را سرکوب کرد، ایالات متحده با موجی از تحریمها پاسخ داد.
در سال ۲۰۱۵، رئیسجمهور اوباما ونزوئلا را «تهدید غیرعادی و فوقالعاده» علیه امنیت ملی و سیاست خارجی آمریکا اعلام کرد.
در سال ۲۰۱۷، رئیسجمهور ترامپ در شام کاری با رهبران آمریکای لاتین، بهصراحت گزینه حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا برای سرنگونی دولت را مطرح کرد.
بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰، تحریمهای گسترده علیه شرکت دولتی نفت ونزوئلا (PDVSA) اعمال شد؛ تولید نفت ۷۵ درصد کاهش یافت و تولید ناخالص داخلی سرانه واقعی حدود ۶۲ درصد افت کرد.
مجمع عمومی سازمان ملل بارها با اکثریت قاطع با چنین اقدامات اجباری یکجانبه مخالفت کرده است.
طبق حقوق بینالملل، تنها شورای امنیت اختیار اعمال چنین اقداماتی را دارد.
در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۹، ایالات متحده بهطور یکجانبه آقای خوان گوایدو را بهعنوان رئیسجمهور موقت به رسمیت شناخت و چند روز بعد حدود ۷ میلیارد دلار داراییهای حاکمیتی ونزوئلا در خارج را مسدود کرد و کنترل بخشی از این داراییها را به فرد مورد نظر واگذار نمود.
این اقدامات بخشی از تلاش مداوم بیش از دو دههای آمریکا برای تغییر رژیم در ونزوئلا هستند.
در سال گذشته، ایالات متحده عملیات بمباران را در هفت کشور انجام داده که هیچکدام از سوی شورای امنیت سازمان ملل مجاز نشده و هیچکدام نیز در چارچوب دفاع مشروع طبق منشور نبودهاند. کشورهای هدف شامل ایران، عراق، نیجریه، سومالی، سوریه، یمن و اکنون ونزوئلا بودهاند.
در ماه گذشته نیز، رئیسجمهور ترامپ تهدیدهای مستقیم علیه شش کشور عضو سازمان ملل از جمله کلمبیا، دانمارک، ایران، مکزیک، نیجریه و البته ونزوئلا صادر کرده است.
اعضای شورا قرار نیست درباره نیکلاس مادورو قضاوت کنند.
قرار نیست ارزیابی کنند که آیا حمله اخیر آمریکا و قرنطینه دریایی مداوم به آزادی منجر میشود یا به تسلیم و سلطه.
اعضای شورا موظفاند از حقوق بینالملل و بهویژه منشور سازمان ملل دفاع کنند.
مکتب واقعگرایی در روابط بینالملل — که جان میرشایمر به بهترین شکل آن را تبیین کرده — وضعیت آنارشی بینالمللی را بهدرستی «تراژدی سیاست قدرتهای بزرگ» توصیف میکند.
واقعگرایی توصیفی از وضعیت موجود است، نه راهحلی برای صلح. نتیجهگیری خودش این است که آنارشی به تراژدی منجر میشود.
پس از جنگ جهانی اول، جامعه ملل ایجاد شد تا این تراژدی را با اجرای حقوق بینالملل پایان دهد؛ اما قدرتهای بزرگ در دهه ۱۹۳۰ از دفاع از حقوق بینالملل بازماندند و این امر به جنگ جهانی دوم منجر شد.
سازمان ملل متحد پس از آن فاجعه، دومین تلاش بزرگ بشریت برای قرار دادن حقوق بینالملل بالاتر از آنارشی بینالمللی بود.
به گفته منشور: سازمان ملل «برای نجات نسلهای آینده از بلای جنگ که دو بار در عمر ما مصیبتهای بیشماری برای بشریت به بار آورده» ایجاد شد.
اکنون در عصر هستهای هستیم؛ تکرار شکست ممکن نیست.
بشریت نابود خواهد شد و فرصتی برای بار سوم وجود نخواهد داشت.
* به ایالات متحده دستور دهد که تهدید به استفاده از نیروی نظامی علیه ونزوئلا را فوراً متوقف کند.
* باید به ایالات متحده دستور دهد که قرنطینه دریایی غیرقانونی خود را بردارد،
تمام اقدامات اجباری و یکجانبه بدون مجوز شورای امنیت را خاتمه دهد، و نیروهای نظامی خود را از منطقه خارج کند.
* در مقابل، دولت ونزوئلا نیز باید به منشور سازمان ملل و به اعلامیه جهانی حقوق بشر پایبند بماند و به تعهدات خود عمل کند.
پیشنهاد من این است که دبیرکل سازمان ملل در اسرع وقت یک فرستاده ویژه تعیین کند تا با همه طرفهای ذینفع وارد گفتگو شود و ظرف ۱۴ روز گزارش کاملی به شورای امنیت ارائه دهد.
همه کشورهای عضو باید به این اصل اساسی پایبند باشند که هیچ اقدام یکجانبهای خارج از چارچوب اختیارات شورای امنیت مجاز نیست.
آقایان و خانمها، اعضای محترم شورای امنیت،
ما در یک لحظه بسیار حساس تاریخی قرار داریم.
منشور سازمان ملل متحد یا ابزاری زنده برای حفظ صلح و حقوق بینالملل باقی خواهد ماند، یا به تدریج پژمرده شده و از بین خواهد رفت.
در عصر هستهای که ما در آن زندگی میکنیم، این فقط یک مسئله حقوقی انتزاعی نیست؛
این مسئله بقای بشریت است.
شورای امنیت امروز با یک انتخاب اساسی روبروست:
آیا ما به حکمرانی قانون در سطح بینالمللی پایبند میمانیم،
یا اجازه میدهیم که قانون جنگل و قدرت یکجانبه بار دیگر جهان را به سوی فاجعه بکشاند؟
انتخاب با شماست.
تاریخ و نسلهای آینده شما را قضاوت خواهند کرد.
۱۶ دی ۱۴۰۴
۶ ژانویه ۲۰۲۶
پیاده سازی ویدئوی سخنرانی جفری ساکس با کمک هوش مصنوعی گروک
تهیه و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/115987