قاره اروپا در مقطعی ایستاده است که بحرانهای آن را نمیتوان صرفاً با شاخصهای اقتصادی، جنگ اوکراین یا تنشهای انرژی توضیح داد. آنچه امروز اروپا را در معرض «روزهای سخت» قرار داده، یک بحران عمیق حکمرانی و نمایندگی سیاسی است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، قاره اروپا در مقطعی ایستاده است که بحرانهای آن را نمیتوان صرفاً با شاخصهای اقتصادی، جنگ اوکراین یا تنشهای انرژی توضیح داد. آنچه امروز اروپا را در معرض «روزهای سخت» قرار داده، یک بحران عمیق حکمرانی و نمایندگی سیاسی است؛ بحرانی که از شکاف فزاینده میان خواست ملتها و رفتار دولتها نشأت میگیرد.
این شکاف، بهویژه در نسبت اروپا با ایالات متحده و تبعیت ساختاری از سیاستهای واشنگتن، به یکی از مهمترین مؤلفههای فرسایش مشروعیت سیاسی در اتحادیه اروپا تبدیل شده است.
بررسی تحولات افکار عمومی در کشورهای اروپایی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از شهروندان، بهویژه پس از تجربه دولت ترامپ، نسبت به سیاست خارجی آمریکا، مداخلهگری نظامی و تحمیل الگوهای امنیتی دچار بیاعتمادی عمیق شدهاند.
این بیاعتمادی، نه از سر احساسات زودگذر، بلکه حاصل تجربههای عینی است:
* فشار برای افزایش بودجههای نظامی در چارچوب ناتو؛
* تحمیل تحریمهای اقتصادی پرهزینه بر اروپا؛
* کشاندن اروپا به منازعاتی که اولویت امنیتی آن قاره نیست.
در مقابل، نخبگان سیاسی اروپا غالباً در مسیری حرکت کردهاند که بیش از آنکه برآمده از محاسبات بومی باشد، تابع نظم امنیتی آمریکامحور است.
آنچه امروز در اروپا مشاهده میشود، مصداق کلاسیک شکاف دولت–ملت است؛ وضعیتی که در آن دولتها دیگر بازتابدهنده اراده عمومی نیستند، بلکه به بازیگرانی تبدیل میشوند که در چارچوب تعهدات فراملی و فشارهای خارجی تصمیم میگیرند.
در این چارچوب:
* ملتها خواهان استقلال راهبردی هستند؛
* دولتها در عمل به وابستگی راهبردی تن میدهند.
این شکاف، بهطور مستقیم مشروعیت دولتها، احزاب سنتی و حتی نهادهای اتحادیه اروپا را تضعیف کرده است.
اروپا علیرغم ادعاهای مکرر درباره «خودمختاری دفاعی»، همچنان:
* به ساختار ناتو وابسته است؛
* سیاست امنیتی خود را با تهدیدسازیهای واشنگتن تنظیم میکند؛
* هزینههای سنگین نظامی را برخلاف مطالبات اجتماعی میپذیرد.
نتیجه این وضعیت، نارضایتی اجتماعی و احساس قربانیشدن منافع ملی است.
تحریمهای اعمالشده علیه روسیه یا دیگر بازیگران، اگرچه با شعار «دفاع از نظم جهانی» توجیه میشوند، اما:
* هزینه اصلی آن را صنایع، مصرفکنندگان و طبقات متوسط اروپایی پرداخت میکنند؛
* وابستگی انرژی و افزایش تورم را تشدید کردهاند؛
* استقلال اقتصادی اروپا را تضعیف نمودهاند.
این در حالی است که اقتصاد آمریکا در بسیاری از این موارد، آسیب کمتری دیده یا حتی منتفع شده است.
اتحادیه اروپا بهتدریج:
* نقش یک بازیگر مستقل در سیاست جهانی را از دست داده؛
* در بحرانهای بزرگ، فاقد ابتکار دیپلماتیک مستقل بوده است؛
* بیش از آنکه «کنشگر» باشد، «پیرو» بوده است.
این امر با تاریخ و هویت ادعایی اروپا بهعنوان قطب چندجانبهگرایی در تضاد است.
بررسی تفاوت دیدگاهها در کشورهایی مانند ایتالیا، فرانسه، بریتانیا، اسپانیا و دانمارک نشان میدهد که:
* شدت نارضایتی یکسان نیست؛
* زمینههای تاریخی و سیاسی متفاوتاند؛
* اما اصل مسئله مشترک است: فاصله گرفتن ساختار قدرت از افکار عمومی.
حتی در کشورهایی که نخبگان سیاسی همسویی بیشتری با واشنگتن دارند، این همسویی الزاماً به رضایت اجتماعی منجر نشده است.
ادامه این روند میتواند به نتایج زیر بینجامد:
* افزایش پوپولیسم و رادیکالیسم سیاسی؛
* تضعیف همبستگی دروناتحادیهای؛
* بازگشت تدریجی به ملیگراییهای واگرا؛
* کاهش اعتماد عمومی به نهادهای اروپایی.
* این وضعیت الزاماً به «فروپاشی ناگهانی» اتحادیه اروپا منجر نمیشود، اما فرسایش درونی و از دست رفتن انسجام راهبردی را تسریع خواهد کرد.
مسئله امروز اروپا، فقدان ارزش یا هویت نیست؛ بلکه ناتوانی در ترجمه خواست ملتها به سیاست عملی است. تا زمانی که دولتهای اروپایی میان رضایت واشنگتن و رضایت شهروندان خود، اولی را برگزینند، شکاف دولت–ملت عمیقتر خواهد شد.
آینده اروپا نه در تقابل با آمریکا، بلکه در بازتعریف رابطهای متوازن، مستقل و عقلانی با آن رقم خواهد خورد؛ رابطهای که در آن، منافع ملتهای اروپایی در مرکز تصمیمسازی قرار گیرد، نه در حاشیه آن.

References
1-Cox, Robert W. (1987). Production, Power, and World Order: Social Forces in the Making of History. New York: Columbia University Press.
2- Gilpin, Robert. (1981). War and Change in World Politics. Cambridge: Cambridge University Press.
3- Gramsci, Antonio. (1971). Selections from the Prison Notebooks. New York: International Publishers.
4-Keohane, Robert O. (1984). After Hegemony: Cooperation and Discord in the World Political Economy. Princeton: Princeton University Press.
5- Wallerstein, Immanuel. (2004). World-Systems Analysis: An Introduction. Durham: Duke University Press.
6- Bacevich, Andrew J. (2010). Washington Rules: America’s Path to Permanent War. New York: Metropolitan Books.
7- Gnesotto, Nicole (Ed.) (2011). European Security and Defence Policy: The First Ten Years. Paris: EU Institute for Security Studies.
8- Howorth, Jolyon. (2014). Security and Defence Policy in the European Union. London: Palgrave Macmillan.
9-Mearsheimer, John J. (2018). The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities. New Haven: Yale University Press.
10- Posen, Barry R. (2006). European Union Security and Defense Policy: Response to Unipolarity? Security Studies, Vol. 15, No. 2.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/115616