آقای وزیر مراقب باشید با دلسوزی بیجا قربانی این جماعت اندک وطن فروش نشوید و بر زخم و جراحات خانواده های معزز شهدای نمک نپاشید.
اشاره
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، سید عباس صالحی عصر روز سهشنبه هفتم بهمن ماه سال جاری با حضوردر جشنواره تئاترفجر، درجمع خبرنگاران نکاتی را درباره آخرین وضعیت پرونده قضاییه هنرمندان، قطعی اینترنت و بودجه تئاتر کشور عنوان کرد. او در پاسخ به پرسشی درباره پیگیری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از هنرمندانی که چندی پیش از سوی قوه قضاییه برایشان پرونده قضایی تشکیل شده است، گفت: گفتوگوهای قابلتوجهی با دبیرخانه مربوطه و قوه قضاییه انجام شده است. نگاه ما این است که هم شرایط ملی کشور در این بحران عظیمی که در آن قرار گرفتهایم، درک شود و هم جایگاه انتقاد، اعتراض و شأن هنرمندان رعایت شود. با گفتگوهایی که انجام شده، مسیری آرام و طبیعی در حال طی شدن است. صالحی در پاسخ به اینکه این پروندهها در شرایطی تشکیل شده که هنرمندان همواره در مقاطع حساس و به ویژه جنگ ۱۲ روزه همواره وفاداری و مهین دوستی و مردم دوستی خود را اثبات کردهاند، افزود: مسیر پروندهها از طریق گفتوگو در حال طی شدن است و به نظر میرسد این گفتوگوها در فضایی آرام و متقابل پیش میرود. (توضیحات وزیر ارشاد درباره پرونده قضایی تعدادی از هنرمندان. شرق: سه شنبه 7 بهمن ماه 1404- شماره ۵۳۱۵)
توضیحات وزیرمحترم فرهنگ وارشاداسلامی درباره پرونده قضایی تعدادی از سلبریتی ها در ظاهرآرام، مصلحتاندیش و«میانجیگرانه» است؛ اما اگرآن را دربسترتجربه تاریخی فتنهها، امنیت ملی، مسئولیت حقوقی دولت و کارنامه پرهزینه سلبریتیمحوری در ایران بخوانیم، با مجموعهای از ابهامات، کاستیها و حتی خطاهای راهبردی مواجه میشویم که نمیتوان از کنار آنها با تعارف عبور کرد. آنچه در ادامه میآید، تحلیلی چندلایه، حقوقی–سیاسی–امنیتی و بدون ملاحظهکاری است.
گفتوگو، در ذات خود امر مذمومی نیست؛ اما گفتوگو زمانی فضیلت است که جایگزین عدالت نشود و به ابزاری برای تعلیق مسئولیت، فرسایش قانون و ارسال پیام ضعف به بدنه جامعه تبدیل نگردد. تجربه چهار دهه جمهوری اسلامی نشان داده است که هر جا میان «امنیت ملی» و «مصلحتسنجیهای کوتاهمدت» تردید ایجاد شده، هزینهها چند برابر شدهاند.
اظهارات وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، اگرچه با نیت «آرامسازی» بیان شده، اما ناخواسته حامل این پیام است که: گروهی خاص (سلبریتیها) مشمول فرآیند متفاوتی از پاسخگوییاند؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که نقدهای جدی، انباشته و مردمی از آن آغاز میشود.
مسئله اصلی: تبعیض ساختاری در پاسخگویی
جامعه ایران سالهاست با پدیدهای مواجه است که میتوان آن را «مصونیت نرم سلبریتیها» نامید؛ نه مصونیت رسمی، بلکه ترکیبی از:
* ترس مدیران از جنجال رسانهای؛
* فشار افکار عمومی هیجانیشده؛
* ملاحظات اقتصادی و تبلیغاتی؛
* و خطای محاسباتی درباره «اثرگذاری اجتماعی».
در حالی که:
یک کارگر، معلم، دانشجو یا فعال عادی بابت یک توییت یا جمله، بازخواست میشود؛
اما سلبریتی با میلیونها دنبالکننده میتواند روایت امنیتی دشمن را بازنشر کند، فراخوان بدهد، تهمت بزند و بعد با «گفتوگو» پروندهاش به سکوت کشانده شود.
این تبعیض، نه فقط ناعادلانه، بلکه مولد فتنههای بعدی است.
در ادبیات حقوقی– امنیتی، امنیت ملی مفهومی کشدار و سلیقهای نیست. هر کنشی که:
* انسجام ملی را هدف بگیرد؛
* اعتماد عمومی به نهادهای حاکمیتی را تخریب کند؛
* روایت دشمن را در لحظه بحران بازتولید نماید؛
* یا جامعه را به دوگانههای خشونتزا بکشاند؛
میتواند ذیل عناوینی چون:
* معاونت در جرایم علیه امنیت داخلی؛
* تشویق به اغتشاش؛
* نشر اکاذیب مؤثر؛
* همصدایی با دشمن در شرایط جنگ ترکیبی؛ قابل پیگرد باشد.
دردو فتنه ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، برخی سلبریتیها:
* دقیقاً در همان بازههایی فعال شدند که ترامپ، نتانیاهو، رسانههای صهیونیستی و اتاقهای عملیات روانی فعال بودند؛
* پیامها، هشتگها و گزارههایی را تکرار کردند که منشأ آنها بیرون از مرزها بود؛
* و عملاً نقش پیادهنظام شناختی دشمن را ایفا کردند.
اینها «انتقاد» نیست؛ کنش امنیتی با اثر واقعی در کف خیابان است.
فتنههای ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ و آشوب های پنجشنبه و جمعه 18 و 19 دی ماه ۱۴۰۴، یک نقطه اشتراک جدی دارند: حضور ثابت و پیشبینیپذیر بخشی از چهرههای مشهور در کنار آشوبگران!
این تکرار، دیگر «احساسی شدن» یا «خطای فردی» نیست؛ بلکه نشاندهنده:
* فقدان سواد سیاسی؛
* وابستگی ذهنی به رسانههای غربی؛
* یا در مواردی، پیوند منافع شخصی و مالی با پروژههای ضدایرانی است.
وقتی یک فرد در تمام بحرانها در یک سمت ایستاده، دیگر نمیتوان او را «سلبریتی منتقد» نامید؛
او کنشگر سیاسیِ غیرمسئول است.
۴) نقد مستقیم به وزیر محترم ارشاد: مداخله یا مسئولیت؟
آقای وزیر!
وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی:
* پاسداری از فرهنگ، هویت، اخلاق و منافع ملی است؛
* نه تبدیل شدن به سپر دفاعی برای کسانی که:
- به امنیت ملی ضربه زدهاند؛
- افکار عمومی را تحریک کردهاند؛
- و در بزنگاه جنگ شناختی، کنار دشمن ایستادهاند.
سؤال صریح این است:
* اگر فردا، دوباره خون ریخته شد؛
* اگر دوباره اموال عمومی تخریب شد؛
* اگر دوباره مساجد، قرآن ها و کتاب ها را آتش زدند؛
* اگر دوباره به رهبرمعظم انقلاب و مقدسات توهین شد؛
آیا وزارت ارشاد پاسخگوست؟
یا باز هم پروندهها «در فضای آرام گفتوگو» حلوفصل میشوند؟
قوه قضاییه، در فتنههای پیشین بارها گذشت کرده است؛ نتیجه چه شد؟
جسارت بیشتر، تکرار جرم، و گستاخی علنیتر
مطالبه مردم روشن است:
قانون برای همه یکسان
محاکمه علنی برای جرایم عمومی و امنیتی؛
افشای مستندات، نه تسویهحسابهای پشتپرده.
محاکمه علنی:
* هم حق مردم است؛
* هم بازدارنده است؛
* و هم مرز «انتقاد» و «خیانت» را شفاف میکند.
به تعبیر رهبرحکیم انقلاب؛ «در فتنه، اگر با سران و پیادهنظام آن برخورد نشود، فتنه بازتولید میشود.»
۱. سلبریتیسالاریِ بدون مسئولیت، تهدید نرم امنیت ملی است.
۲. گفتوگو، جایگزین عدالت نمیشود.
۳. تکرار همراهی برخی چهرهها با فتنهها، اتفاقی نیست.
۴. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید مدافع قانون، منافع و امنیت ملی باشد، نه واسطهگر فشار رسانهای.
۵. قوه قضاییه اگر عقبنشینی کند، هزینهها به خیابان بازمیگردد.
و نهایتاً این که وزیردانشمند فرهنگ و ارشاد اسلامی بداند؛
امنیت ملی، فرهنگ عمومی و خون شهدا، قابل معامله با شهرت سلبریتی ها و فالوئرآنان نیست و نباید از وطن فروشی و همراهی ایشان با دشمنان غربی – عبری که ایران را پاره پاره، تکه تکه و تجزیه می خواهند، حمایت نمود و ایشان را از این منجلابی که گرفتار آمده اند برای چندمین بار بیرون کشید!
آقای وزیر مراقب باشید با دلسوزی بیجا قربانی این جماعت اندک وطن فروش نشوید و بر زخم و جراحات خانواده های معزز شهدای نمک نپاشید.

دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/116249