در آینده، ایران میتواند انتظار داشته باشد همان بازیگران همیشگی که از حقوق گروههایی مانند اویغورهای چین دفاع میکنند، بتوانند توازن ایران را نیز برهم بزنند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در آینده، ایران میتواند انتظار داشته باشد همان بازیگران همیشگی که از حقوق گروههایی مانند اویغورهای چین دفاع میکنند، بتوانند توازن ایران را نیز برهم بزنند.
اگرچه ۱۶ سال از انتشار گزارش جنجالی مؤسسه بروکینگ با عنوان «کدام مسیر به سوی ایران: گزینههایی برای سیاست جدید آمریکا در قبال ایران» میگذرد و ۲۴ سال از اعتراف ژنرال «وزلی کلارک» مبنی بر برنامهریزی پنتاگون برای نابودی هفت کشور در پنج سال در مسیر رسیدن به نابودی ایران (پس از حملات ۱۱ سپتامبر) گذشته، اما ایران هنوز پابرجاست.
با این حال، تداوم موجودیت ایران و حتی زرادخانه دفاعی قدرتمندش تضمینی برای بقای ابدی آن نیست، چرا که اسرائیل و آمریکا – به همراه دستنشاندگان خلیجفارسی اشان – مصمم به نابودی ایران به عنوان بخشی از اهداف هژمونیک دیرینه خود هستند.
هرچند روسیه و تا حدی ضعیفتر، چین، حامی امنیت ایران هستند، اما هیچیک از این تضمینها قطعی نیست. البته این موضوع تفاوت چندانی در عمل ایجاد نمیکند، زیرا اسرائیل و آمریکا با معاهدات و توافقهای ساختگیشان، بر نابودی ایران متمرکزند. پرسش این است: آیا آنها پیروز خواهند شد یا ایران میتواند به طور نامحدود آنها را بازدارد؟
اما همین پرسش بر پیشفرض هشداردهندهای استوار است که به اسرائیل و آمریکا حق برتری در تشدید تنشها را میدهد و آن را از ایران سلب میکند – کشوری که همواره تأکید دارد از زمان حضرت موسی تاکنون در هیچ درگیری خارجی دخیل نبوده است!
گرچه ایرانیان ممکن است صلحطلبترین مردمانی باشند که پس از عیسی و بودا روی زمین گام زدهاند، اما این موضوع اهمیتی ندارد. آمریکاییها و متحدان اسرائیلیشان مصمم به نابودی ایران هستند و تمام. به عنوان مثال، اینجا سخنرانی یک زن عرب مسلمان را میشنویم که از سرنوشت غزه، همدستی کشورهای خلیجفارس و طمع «دونالد ترامپ» و همراهانش شکایت میکند. او اگر چه نکاتی مشابه مقاله اخیر من درباره حکومتهای خودکامه خلیجفارس مطرح میکند، اما راهحلی جز نوحهسرایی برای مردگان ارائه نمیدهد.
در مورد مردگان، به نبرد ۳ نوامبر ۱۸۶۷ «مونتانا» بازگردیم، زمانی که ارتش پاپ «جوزپه گاریبالدی» را شکست داد و پاپ «پیوس نهم» با اطمینان اعلام کرد که سربازانش هرگز اجازه نخواهند داد رم به دست بربرهای ساردینیایی بیفتد. اما این آخرین نبرد پیروزمندانه ارتش پاپ بود، زیرا جنگ فرانسه و پروس در ۱۸۷۰ ناپلئون سوم را مجبور به عقبنشینی از رم کرد و شهر ابدی را به دست پیراهنقرمزهای گاریبالدی سپرد.
اگرچه نبرد مونتانا ممکن است بسیار دور از دغدغههای فرماندهی عالی ایران به نظر برسد، اما سقوط جمهوری عربی سوریه، تضعیف حزبالله و کشتار مداوم در غزه نشان میدهد که حتی قویترین گاومیش نیز تنها تا حدی در برابر نیزهها مقاومت میکند. ماجرای پیجرهای حزبالله و خیانت «محمدهادی صالح» (جاسوس اسرائیل و خواننده مذهبی شیعه) تنها نمونههایی از هشدارهای پیش روی ایران هستند. در مورد غزه نیز چه میتوان گفت که پیش از این گفته نشده باشد؟
غزه به یک پیروزی آشکار برای اسرائیل تبدیل شده است، و این واقعیت که نیروهای اسرائیل تاکنون نتوانستهاند گروگانهای حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را پیدا کنند، نهتنها اهمیتی ندارد، بلکه به هیچوجه نشانهای از هوشمندی یا قدرت حماس نیست. غزه گواه روشنی بر سرنوشتی است که دشمنان آمریکا و اسرائیل میتوانند انتظار داشته باشند – نه متفاوت از آنچه سرخپوستان آمریکا یا فلسطینیان در نکبت ۱۹۴۸ متحمل شدند. غزه تنها این واقعیت تلخ را تأیید میکند که زورگویی، حقانیت میآورد و ایران باید خود را برای توفانی که در راه است آماده کند.
در آینده، ایران میتواند انتظار داشته باشد همان بازیگران همیشگی که از حقوق گروههایی مانند اویغورهای چین دفاع می کنند، بتوانند توازن ایران را نیز برهم بزنند. اگر ایرانیان «جنگ و صلح» تولستوی را خوانده باشند، میدانند که کمبودی از حیث افراد خیانتکاری مانند «مجاهدین خلق» (MEK) ندارد که حاضرند برای جلب حمایت ترامپ گلوها را ببرند – همانطور که آمریکاییها شرکای جنایتکار سوری و عراقی خود را بسیار خطرناکتر کردند.
در سطحی متافیزیکی، ایرانیان میتوانند به سربازان پاپ پیوس نهم ادای احترام کنند که برای ایمان، وفاداری و سنت جنگیدند، در حالی که این ارزشها در اروپا در حال نابودی بودند. اما وقتی از خود میپرسند این موضوع چه ارتباطی با ایران امروز دارد، باید نهتنها به سرنوشت آن زن عرب و ارتش قهرمان سوریه فکر کنند، بلکه به اشتباهات مهلکی که خود و متحدانشان مرتکب میشوند نیز توجه داشته باشند.
ما میدانیم که ایران زرادخانه دفاعی قدرتمندی دارد و سناریوی آخرالزمانی آن، نابودی اسرائیل است. اما دشمنان ایران نیز دهههاست از این موضوع آگاهند و برنامهریزی کردهاند. اگر قیمت نفت خام به ۵۰ دلار (هدف ترامپ) برسد، تأثیر آن بر ایران و تحرکات آذربایجان و پاکستان چه خواهد بود؟ بهتر است این سوال را از سیا بپرسید، نه از من، زیرا آنها شبانهروز چنین سناریوهایی را در برنامههای جنگی خود میگنجانند.
اگرچه من حداقل سه مقاله درباره استفاده ناتو از زنان ایرانی منتشر کردهام، اما ایران در دوراهی اعطای آزادی بیشتر یا کمتر به زنان گرفتار شده است – و هر مسیری را که انتخاب کند، محکومیت ناتو را در پی خواهد داشت. شاید توصیه من چندان کاربردی نباشد، اما بهتر از این است که به آنها بگوییم همانطور شکستناپذیرند که سربازان پاپ پیوس نهم پس از نبرد منتانا در سال ۱۸۶۷ تصور میکردند!
بقلم دکلان هیز
۹ خرداد ۱۴۰۴
۳۰ مه ۲۰۲۵
برگردان و تنظیم سیدعلی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/109093