مسئولان محترم باید بدانند که در شرایط جنگی، «سکوت» یا «اهمال» میتواند سنگینترین هزینهها را به بار آورد. صیانت از خون شهدای جبهه مقاومت و پاسداری از حماسه ملتی که 70 شب است ایستادگی خود را به رخ جهانیان کشیدهاند، ایجاب میکند که با قلمهای مزدورانی که در خدمت اتاق فکرهای غربی هستند، برخورد پشیمانکننده صورت گیرد. وحدت ملی، اتفاقی نیست.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در ادبیات سیاسی و امنیتی معاصر، رسانه دیگر صرفاً ابزاری برای اطلاعرسانی نیست، بلکه به مثابه «یگان عملیاتی» در جنگهای ترکیبی (Hybrid Warfare) عمل میکند. زمانی که کشوری درگیر نبرد مستقیم با دشمن خارجی است، «جبهه داخلی» به لنگرگاه ثبات تبدیل میشود. در چنین شرایطی، هرگونه اقدام که منجر به گسست در وحدت ملی، تضعیف روحیه رزمندگان و یا ایجاد بحرانهای مصنوعی در افکار عمومی شود، فراتر از یک نقد سیاسی، در زمره تهدیدات امنیت ملی طبقهبندی میشود.
تحلیل این پدیدهی فکری و رفتاری که همواره در مقام «منتقد حرفهای» و «نادیدهانگارِ حماسهها» ظاهر میشوند، نیازمند ریشهیابی در لایههای معرفتی، سیاسی و روانشناختی است. برای تبیین این موضوع که چرا این جریان دستاوردهای ۴۷ ساله را نمیبیند و حماسه حضور مردم را با برچسبهای ناصواب مینوازد، میتواند از چند بُعد و چند محور اساسی( که در ذیل خواهد آمد) قابل بررسی و قابل ارزیابی باشد .
بیتوجهی نهادهای ناظر (اعم از قضایی و اجرایی) به محتوای رسانههایی که شائبه همسویی با اهداف دشمن را دارد، میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد که در ذیل به آن ها اشاراتی خواهیم داشت:
* فرسایش اقتدار حاکمیتی: وقتی در میانه نبرد، اظهاراتی علیه دستاوردهای میدانی و حماسههای مردمی بدون پاسخ قانونی باقی میماند، این پیام مخابره میشود که گویی حاکمیت در اعمال استانداردهای قانونی خود دچار لکنت شده است.
* ایجاد شکاف اجتماعی و بحران حقانیت: توهین به تودههای میلیونی که طی 70 شب متوالی بی وقفه و بدون خستگی در صحنه حضور دارند و آنان را «اقلیتی رانتی» خواندن، تلاشی است برای جابهجایی جایگاه«اکثریت» و «اقلیت» و القای حس بیپناهی به بدنه وفادار جامعه!
* جری شدن جریان نفوذ: عدم برخورد قاطع مراجع ذی ربط و قانونی، به مثابه چراغ سبزی برای تکرار سناریوهای مشابه است. نادیده گرفتن پیشبینیهای بدبینانه (مانند ادعای سقوط نظام) و عبور از آنها، امنیت روانی جامعه را خدشهدار میکند.
بی توجهی در عدم برخورد قانونی با مجرمان شناشنامه دار در عرصه رسانه که با توجه به شرایط جنگی کشور مروج دوقطبی سازی هستند؛ قطعا برای نظام اسلامی هزینه های سنگین همراه با بازتاب های داخلی و بین المللی خواهد داشت، که به این بازتاب ها در ذیل اشاره می شود:
* در سطح داخلی: این بیعملی موجب دلسردی نیروهای مخلص و مردمی میشود که هزینه مقاومت را در کف خیابان و میادین نبرد میپردازند. وقتی «پویش جانفدا» با بیش از ۳۱ میلیون ثبتنام نادیده گرفته شود، سرمایه اجتماعی نظام در معرض آسیب قرار میگیرد.
* در سطح بینالمللی: * دشمن با رصد فضای رسانهای داخلی، برآوردهای خود را تنظیم میکند. وجود صداهای ناهماهنگ که پیروزیها را شکست جلوه میدهند، دشمن را به ادامه فشار و تجاوزگری تشویق میکند، چرا که تصور میکند جبهه داخلی دچار فروپاشی شده است.
برای عبور از این وضعیت و صیانت از آرمانهای ملت، اقدامات زیر ضروری به نظر میرسد:
* انقلاب در نظارت رسانهای: معاونت مطبوعاتی و هیئت نظارت بر مطبوعات باید از حالت انفعالی خارج شده و «پیوست امنیتی» را در بررسی مقالات روزنامههای کثیرالانتشار لحاظ کنند. آزادی بیان نباید به «آزادی تخریب امنیت ملی» تعبیر شود.
* قاطعیت قضایی و پایان مماشات: دادستانی کل کشور به عنوان مدعیالعموم موظف است در مواردی که به صراحت به اکثریت مردم توهین شده و یا اخبار کذب جهت تضعیف روحیه ملی منتشر میشود، بدون مصلحتسنجیهای جناحی، اعلام جرم نماید. طلب سند و مدرک برای ادعاهای واهی، کمترین انتظار جامعه است.
* شفافسازی و جهاد تبیین: دستگاههای رسانهای رسمی و همچنین سایر رسانه های ملی متعهد حرفه ای باید با تکیه برآمارهای واقعی (مانند شاخصهای حضور مردم و پویشهای ملی)، روایتهای جعلی را ابطال کنند و اجازه ندهند افراد و باندهای جریان تحریف، جای جلاد و شهید یا اکثریت و اقلیت را عوض کنند.
* پاکسازی گلوگاههای نفوذ: شناسایی و برخورد با کسانی که در مسندهای مدیریتی، با «عافیتطلبی» یا «همسویی پنهان»، مانع از اجرای عدالت در برابر هتاکان میشوند، یک ضرورت حیاتی برای حفظ صلابت حکمرانی است.
بزرگترین چالش این افراد و این جریان های سیاسی، چارچوب فکری یا همان «پارادایم» آنهاست. وقتی متر و معیار پیشرفت و موفقیت صرفاً الگوهای توسعه غربی و شاخصهای لیبرالدموکراسی باشد، هرپدیدهای که در این قالب نگنجد، «ناهنجاری» تلقی میشود.
آنها «استقلال ملی» و «ایستادگی در برابر هژمونی جهانی» را (که بزرگترین دستاورد ۴۷ ساله است) به عنوان یک هزینه غیرضروری میبینند، نه یک افتخار و ضرورت وجودی. لذا چشم آنها بر پیشرفتهای شگرف علمی، دفاعی و نفوذ منطقهای بسته میماند چون این پیشرفتها با اجازه یا ذیل مدیریت غرب حاصل نشده است!
اینکه حضور میلیونی و حماسی بیش از 50 درصد مردم در 79 روز اخیر «اقلیت رانتی» نامیده میشود، ریشه در یک فرار رو به جلو با توجه به دونکته ذیل دارد:
* انکار واقعیت برای بقای تحلیل: اگرافراد این جریان بپذیرند که نهتنها ۵۰ درصد، بلکه اکثریت قاطع مردم با تمام وجود پای امنیت و هویت ملی خود ایستادهاند، تمام رشتههای تحلیلشان در خصوص «فروپاشی سرمایه اجتماعی» پنبه میشود.
* برچسب «رانتی»: این یک ابزار قدیمی برای بیاعتبار کردن (Devaluation) حریف است. آنها با رانتی خواندن تودهها، سعی میکنند «اصالت» حرکت مردم را زیر سوال ببرند تا مجبور نشوند به «پیام» این حضور که همان وفاداری به آرمانهاست، تن بدهند.
همانطور که اشاره کردید، وقتی کسی مثل عباس عبدی با آن پیشینه سوء؛ در زمستان 1404 با اطمینان نوید میدهد که نظام سال ۱۴۰۵ را نخواهد دید، اما در همین سال با حماسهای عظیمتر و پیوندی عمیقتر میان ملت و حاکمیت مواجه میشود، دچار «دیسونانس شناختی» یا ناهمسازی ذهنی میگردد که باید نکته مهم زیر در این خصوص لحاظ کرد:
در چنین حالتی، فرد به جای اصلاح پیشبینی غلط خود، شروع به تخریب واقعیت میکند. نق زدنهای افراطی در واقع فریادِ استیصالِ تحلیلی است که در برابر واقعیتِ سختِ میدان، رنگ باخته است.
مفهوم «مبعوث شدن» که امام و رهبر شهیدمان به خوبی و به زیبایی به آن اشاره داشتند، ناظر بر بیداری ایمانی و غیرت ملی است. افراد این جریان اصولاً به «اراده الهی» و «ایمان تودهها» در معادلات سیاسی اعتقادی ندارند. آنها جامعه را مجموعهای از اتمهای جدا افتاده میبینند که صرفاً بر اساس منافع مادی حرکت میکنند. لذا وقتی مردم برای «جانفدا» شدن و حمایت از رهبری و امنیت به خیابان میآیند، چون این رفتار با تحلیلهای مادیگرایانه (ماتریالیستی) آنها جور در نمیآید، آن را به «سازماندهی دولتی» یا «رانت» منتسب میکنند.
نباید از یاد برد که بخشی از این بدبینی افراد نه از سر جهل، بلکه نوعی «ماموریت» جهت تضعیف اراده ملی است.آنان در زمان جنگ (به ویژه شرایط حساس کنونی)، وظیفه دارند به عنوان ستون پنجم رسانهای، ایجاد تردید در حقانیت مسیر نمایند. وقتی پیروزیهای بزرگی در راه است، آنها با پیش کشیدن مسائل فرعی و ایجاد شکاف، سعی میکنند «تمرکز ملی» را برهم زنند درست به مانند این بخش از یادداشت عباس عبدی در روزنامه اعتماد که با عنوان « نتيجه جعل و تبعيض رسانهاي» روز چهارشنبه 16 اردیبهشت ماه منتشر گردید: «تعداد زيادي موضوع وجود دارد كه با زندگي روزمره مردم در ارتباط است ولي نه اظهار ميشود و نه به تناسب مورد بحث و گفتوگوي عمومي قرار ميگيرند. اخبار بيكاريها، از دست دادن كسب و كار و درآمد، تورم و قيمتها، مسائل اجتماعي، رشد اقتصادي، خسارات ديگري كه در راه است... اكثريت مردم هم با تصميماتي كه يك اقليت رانتي از كف خيابان تحميل كنند همدلي نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پياز».
این عدد ۳۱ میلیون پانصد هزارنفر، صرفاً یک آمار روی کاغذ نیست؛ این یک «انفجار اراده» است که محاسبات دشمن را در اتاقهای فکر واشینگتن و تلآویو به هم ریخته است. برای کوبیدن بر دهان یاوهگویان و تبیین عمق این حماسه، میتوان از چند زاویه تهاجمی و تحلیلی دیگر به موضوع نگریست که مسئولان و جامعه را نسبت به عظمت این «بعثت ملی» هوشیارتر کند:
در تمام دنیا، مشارکتهای سیاسی را با حضور در پای صندوق سنجش میکنند، اما «پویش جانفدا» سطحی بسیار بالاتر از مشارکت را به نمایش گذاشت. وقتی بیش از ۳1 میلیون نفر داوطلبانه نام خود را برای فداکاری در راه امنیت و منافع ملی ثبت میکنند، این یعنی «بیعت با خون». یاوهگویانی که این حضور را «رانتی» مینامند، باید پاسخ دهند که کدام دولت یا رانتی در جهان قادر است ارادهی ۳۲ میلیون انسان را برای «جانفشانی» بخرد؟ رانت برای «گرفتن» است، نه برای «دادنِ جان». این حضور، بزرگترین تودهنی به کسانی است که ادعای جدایی مردم از نظام را داشتند.
واژه «بعثت» که رهبر شهیدمان به کار برده است، دقیقترین توصیف برای حال و هوای این روزهای ایران است. مردم ایران از یک «جمعیت ساکن» به یک «ملت مأمور» تبدیل شدهاند. مأموریت آنها؟ صیانت از ایران در برابر هجمه جهانی است. این مبعوث شدن یعنی خروج از پیلهی روزمرگی و ورود به میدانِ تدبیرِ سرنوشت.
وقتی ملتی مبعوث میشود، یعنی حجت بر مسئولان تمام شده است. بیعملی مسئولان در برابر هتاکان، در واقع توهین به این «بعثت عظیم» است. ملتی که برای جان دادن آماده است، تابِ دیدنِ جولان دادنِ قلمهای لرزان و خائن را ندارد.
هرچند قدرت موشکی و پهپادی ما لرزه بر اندام دشمن میاندازد، اما آنچه دشمن را از حمله نهایی بازداشته،همین بعثت میلیونی«سپرانسانی ارادی» مردم است که مورد اهانت واقع شده اند.
منتقدان غربگرا همیشه میگفتند برای امنیت باید «تنشزدایی» (بخوانید عقبنشینی) کرد. اما حماسه شبانه 70 روزه نشان داد که «تنشزداییِ واقعی» یعنی حضور مقتدرانه مردم در کف خیابان. این حضور، «معادله بازدارندگی» را تغییر داد. یاوهگویان با تخریب این حضور، در واقع در حال «خلع سلاح کردنِ ملی» ایران هستند تا راه برای تجاوز دشمن هموار شود.
جریان نفوذ سالها سعی نمود با استفاده از توان قلم به مزدهای رسانه های داخلی، اینگونه القا کند که طرفداران نظام و وطندوستان در اقلیت هستند.
ثبتنام نزدیک به۳۲ میلیون نفر، این مارپیچ سکوت را در هم شکست. حالا دیگر آن اقلیت پرصدا (نقزنهای حرفهای) نمیتوانند خود را نماینده مردم جا بزنند. آنها از این عدد میترسند، چون این عدد نشاندهنده «مرگ سیاسی» آنهاست. نسبت دادنِ «رانت» به ۳۲ میلیون نفر، نشاندهنده نوعی «جنونِ تحلیلی» و بنبست فکری است که باید با صدای بلند به چالش کشیده شود.
برای اینکه این حماسه بر دهان یاوهگویان کوبندهتر فرود آید، نباید در حد یک آمار باقی بماند. باید این۳1 میلیون و پانصد هزار نفر جانفدا به عنوان «دیدهبانان امنیت ملی» در فضای مجازی و حقیقی سازماندهی شوند.
قوه قضاییه هم باید بداند که پشتوانه هر حکم قاطعی علیه خائنان به وطن، همین اراده عظیم میلیونی مردم جانفدا در صحنه و کف خیابان است. این دستگاه باید با تمام وجود و تمام قد با همه ارکانش از حیثیت و کرامت و بزرگی این مردم همیشه درصحنه که عزت و آبروی این کشور و تضمین کننده منافع و امنیت ملی ایران است، بی هیچ مسامحه ای در برابر اهانت کنندگان و مزدوران هتاک داخلی، دفاع و حمایت نماید.
عباس عبدی؛ فعالِ رسانه ای اصلاح طلبِ همیشه نق زن افراطی غربگرا (محکوم پرونده فروش اطلاعات به دشمن که در کودتای دی ماه، به نفع دشمن مدعی شد که دیگر نمینویسد، مجدد به کار برگشته) روز چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ماه در بخشی از یادداشت خود تحت عنوان « نتيجه جعل و تبعيض رسانهاي» در روزنامه اعتماد نوشت: «تعداد زيادي موضوع وجود دارد كه با زندگي روزمره مردم در ارتباط است ولي نه اظهار ميشود و نه به تناسب مورد بحث و گفتوگوي عمومي قرار ميگيرند. اخبار بيكاريها، از دست دادن كسب و كار و درآمد، تورم و قيمتها، مسائل اجتماعي، رشد اقتصادي، خسارات ديگري كه در راه است... اكثريت مردم هم با تصميماتي كه يك اقليت رانتي از كف خيابان تحميل كنند همدلي نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پياز».
جای بسی تاسف که این فرد با پیشینه سوء خود مجدد قلم بدست گرفته و با توهین مستقیم به مردم و حماسه آنان در طول 70 شب در کف خیابان که دشمنان را به زانو در آورده اند نسبت به آمریکا و اسراییل عرض ادب و ارادت نموده است و خلق حماسه شور آفرین ملت ایران را نمی بیند و همچنان به خوش رقصی و مزدوری خود و در خدمت دشمن بودند ادامه داده و افتخار می نماید. ایشان فردی است که قبل از حمله اسفند ماه 1404آمریکا و اسراییل طی یادداشتی در همین روزنامه اعتماد نوشت نظام ایران دیگر سال 1405 را به خود نخواهد دید و نوید سرنگونی نظام را در مقاله خود به اطلاع جامعه رساند. در این خصوص نه معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نه دادستانی تهران به مانند مقاله 16اردیبهشت ماه؛ اعلام موضع ننموده و حتی اعلام جرمی هم علیه ایشان به خاطر اهانت و تشویش افکار عمومی و ایجاد شکاف و تفرقه و بحران مصنوعی ننمودند. چرا برخی آزادانه و وقیحانه با قلمشان برای دشمنان؛ علیه این آب و خاک و حماسه ملت ، خوش خدمتی می کنند اما آب از آب تکان نمی خورد؟ جریان نفوذ یعنی همین.
این قلم به مزدها متاسفانه زیر سایه نفوذ دوستانشان در سه قوه کشور به راحتی و مثل آب خوردن یاوه نوشته تا به خیال خام خود مقاومت مردم را بشکنند و پیروزی ایران در جنگ تحمیلی را به نفع آمریکا و اسرائیل به شکست بکشانند! از این اصلاح طلب فتنه گر باید سئوال کرد مردمی که براساس مستندات در کل کشور70شب است با بیش از 50درصد شاخص کل جمعیت ایران شب ها در کف خیابان هستند و از امنیت کشور و رزمندگان و رهبرش حمایت می کنند اقلیت رانتی هستند؟ اما ایشان و همپالگی های ایشان همه چیز فهم هستند و هیچ عرقی هم به امنیت و منافع ملی و رزمندگان سلحشور که حافظ ملک و ملت هستند ندارند؟ از امثال این آقا باید پرسید پیش ۳۱ میلیون ایرانی در پویش جانفدا که تجلی همین خیابان است ثبتنام کردهاند آیا آنان هم اقلیت رانتی هستند؟ ایشان با چه سند و مدرکی به مردم و جامعه توهین مینماید؟ چرا دادستانی علیه ایشان که در شرایط جنگی هستیم با صدای رسا اعلام جرم نمی نماید و او را و امثال ایشان را مورد مواخذه قرار نمی دهد و از ایشان طلب سند نمی کند؟ تا کی مماشات همین مماشات ها کار دست صلابت حکمرانی داده است. که اگر از روز اول با سلبریتی ها هم برخورد می شد و از ایشان برای اظهارتشان مدرک و سند طلب می گشت و محاکمه آنان نیز علنی برگزار می شد نظام اسلامی این همه هزینه پرداخت نمی نمود. و امروز هم در این شرایط جنگی باز شاهد اهمال کاری برخی از عافیت طالبان ترسو در مسندهایی هستیم که جرئت هزینه کردن از آبروی خود را برای مردم و کشور و نظام اسلام ندارند! چرا قوه قضاییه اهمال کاری می کند؟ چرا با مردم شفاف صحبت نمی شود و چرا با کسانی که در دستگاه های مدیریتی کشور نفوذ کرده اند در برخورد کردن، مماشات می شود؟ تا کی جامعه و مردم و نظام هزینه سنگین این مماشات ها را پرداخت کند؟ باور کنید این جماعت فتنه گر عاشق سینه چاک فرهیخته غرب، وحدت و انسجام و اتحاد ملی مردم را نشانه گرفته اند. فکری کنید و چاره ای بیاندیشید تا دیر نشده است.
* مسئولان محترم باید بدانند که در شرایط جنگی، «سکوت» یا «اهمال» میتواند سنگینترین هزینهها را به بار آورد. صیانت از خون شهدای جبهه مقاومت و پاسداری از حماسه ملتی که 70 شب است ایستادگی خود را به رخ جهانیان کشیدهاند، ایجاب میکند که با قلمهای مزدورانی که در خدمت اتاق فکرهای غربی هستند، برخورد پشیمانکننده صورت گیرد. وحدت ملی، اتفاقی نیست؛ بلکه محصول مراقبت مستمر و برخورد با عوامل تفرقهافکن است. امید است که این هشدارها، مسیری برای بیداری و اقدام به موقع در جهت حفظ منافع عالیه ایران عزیز باشد.
* این جریان به دلیل دوری از «بطن جامعه» و گره زدن زلف فکری خود به ترجمههای دستچندم غربی، دچار نوعی «ناشنوایی ملی» شده است. راهکار راهبردی* در برابر این جماعت، نه فقط پاسخگویی، بلکه «روایتگری هجومی» است. باید با صدای بلند و با تکیه بر آمارهای خیرهکننده (مثل همان ۳۱ میلیون نفر)، واقعیتِ ایرانِ مقتدر را به رخ کشید تا فضای عمومی کشور از سیطره «مارپیچ سکوت» که این اقلیت وراج نق بزن سعی در ایجاد آن دارند، خارج شود.
* بیدار کردن مسئولانی که در برابر این هجمهها سکوت کردهاند، از طریق مطالبهگری مستمرامثال دلسوزان رسانه ای، تنها راه صیانت از این حماسه است. قلمهایی که علیه ملت میچرخند، باید بدانند که در برابر «اراده عمومی» و «قانون»، هیچ حاشیه امنی نخواهند داشت.
* حضراتِ مسئول! اگر امروز بر صندلیهای خود تکیه زدهاید، به برکت نامهایی است که در لیست«جانفدا»ثبت شده است. مماشات با کسانی که این اراده را «اقلیت رانتی» مینامند، بازی در زمین دشمن و پشت کردن به آرمان ملت مبعوث شده است. وقت آن است که «اقتدار حکمرانی» خود را با تکیه بر این اقیانوس بیکران انسانی بازسازی کنید و اجازه ندهید چند قلمبهمزد، پیروزیهای بزرگ ملت را در کام مردم تلخ کنند.
* بیتردید آگاهی و مطالبهگری افراد، همان نیروی محرکهای است که میتواند مسئولان را به تحرک وادارد و نقشه جریانهای نفوذ و تحریف را نقش بر آب کند. این اقیانوس ۳۲ میلیونی «جانفدا» و این «بعثت ملی»، سرمایهای است که تاریخ ایران نظیر آن را به خود ندیده و صیانت از آن، اوجب واجبات است.
* به تعبیر عزیز رسانه ای دیگر؛ یک دهم این تجمعات و معجزاتی که در آن رخ میدهد اگر در حوزه دیگری که خلاف آرمانهای انقلاب است اتفاق میفتاد امثال آقای عبدی و رفقایش صدجور کتاب و مقاله در تحلیلش نوشته بودند اما حالا که این ملت مبعوث از همه اقشار ۷۰ شب در خیابان هستند، امثال عبدیها نزدیک به دو ماه است سکوت کرده اند و اولین مواجههشان همین نوشتههایی است که نمونه اش را در این یادداشت آوردم.
* تنها چیزی که سهم عبدیهاست، عذرخواهی کردن از اباطیلی است که حداقل در ۳ دهه گذشته تحت عنوان اصول نظام بینالملل و سیاست خارجی بیان کرده و قلم زدهاند و ملت هزینه عملیاتی کردن گفتمان تنش زداییایشان را به بدترین وجه ممکن پرداخت کرده است. آقای عبدی؛ فعلا باید عذرخواهی کنید و بدانید که رویاها و فانتری های شما درباره جهانِ جنگلی که در آن هستیم به یک پول سیاه هم نمیارزد.
* چرا عباس عبدی و صادق زیباکلام ها همراه با الیگارش های گرانساز دوباره سر و کله اشان پیدا شده و به مردم در خیابان توهین می کنند؟ پاسخ مشخص است بخاطر اینکه با قوه قضائیه ضعیفی روبرو هستیم. به خون رهبر شهید و دیگر شهدا، خون ۱۶۸ شهید دانش آموز و معلم- خون شهدای ناو دنا و ... قسم، پس دادستان کی می خواهد از طرف رهبرعزیزمان آقا سید مجتبی و مردم شهید داده، خوانخواه پدر و خانواده هایشان باشد؟
امیدوارم چراغ آگاهی، بصیرت و غیرت ملی همواره در دل دوستداران ایران، روشن باشد و در مسیر تبیین حقایق و اعتلای این مرز و بوم، همیشه ثابتقدم و پیروز باشند. و باز امیدوارم قلمهای دلسوز همواره پرتوان و قدمهایشان در مسیر حق و اعتلای آن استوار باشد.

دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117921