درحال بارگذاری

گروه: بین الملل/بین الملل/ایران شناسه: ۱۰۸۱۱۷۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۱۸ : ۱۴ بازدید: ۱۴۹دیدگاه: ۰

اختلال در پروژه ایمک: مقاومتی که برای پکن زمان می‌خرد

اختلال در پروژه ایمک: مقاومتی که برای پکن زمان می‌خرد جنگ غزه، تناقض عمیقی میان منافع راهبردی چین در غرب آسیا و اهداف رژیم صهیونیستی، تحت حمایت آمریکا، را آشکار کرده است.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، جنگ غزه، تناقض عمیقی میان منافع راهبردی چین در غرب آسیا و اهداف رژیم صهیونیستی، تحت حمایت آمریکا، را آشکار کرده است. در حالی که پکن در تلاش است از پروژه «یک کمربند، یک راه» خود محافظت کند، واشنگتن و تل‌آویو در حال باز طراحی نقشه اقتصادی منطقه به‌گونه‌ای هستند که نفوذ چین را از لحاظ سیاسی، اقتصادی و لجستیکی به حاشیه برانند.

در مرکز این کشمکش، «کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا» (ایمک) قرار دارد؛ پروژه‌ای که در اجلاس G20 سال ۲۰۲۳ در دهلی نو اعلام شد. این کریدور با مشارکت هند، عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی، امارات متحده عربی و کشورهای کلیدی اروپایی، قرار است مسیرهای تجاری سنتی چین را دور بزند و هند را از طریق غرب آسیا به اروپا متصل کند. بندر حیفا، متعلق به رژیم اشغالگر، یکی از ارکان این پروژه است.


غزه: دروازه‌ای به سوی رویارویی ژئوپلیتیکی

تلاش تل‌آویو برای تسلط کامل بر غزه – که تنها چند کیلومتر با مسیر کریدور فاصله دارد – صرفاً هدفی نظامی نیست، بلکه پیش‌شرطی برای تأمین امنیت این خط لوله تجاری همسو با غرب است. به گزارش نشریه دیپلمات جنگ علیه غزه «پیش از آغاز، پروژه ایمک را نابود کرده است»، و گزارش موسسه کارنگی نیز بیان می‌کند که پس از عملیات «طوفان الاقصی» و توقف عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل، آینده این کریدور در حالت تعلیق قرار گرفته است.

یک غزه رام‌شده می‌توانست برای اسرائیل اهرم اقتصادی، ادغام منطقه‌ای و نقشی ژئوپلیتیکی فراهم کند که جایگاه مرکزی چین در تجارت جهانی را تضعیف نماید. اما تا زمانی که مقاومت در غزه و جنوب لبنان ادامه دارد، این کریدور آسیب‌پذیر باقی می‌ماند و در نتیجه، به چین فرصت می‌دهد تا راه‌های راهبردی جایگزین خود را تقویت کند.

در این چارچوب، مقاومت فلسطینی و منطقه‌ای – ولو به‌صورت ناخواسته – به نفع چین عمل می‌کند، زیرا زیرساخت‌های اسرائیل را در معرض تهدید دائمی نگه می‌دارد و اجرای پروژه‌های ادغام‌شده تحت رهبری آمریکا را به تعویق می‌اندازد. بندر حیفا و سایر بنادر اسرائیل با ناامنی مستمر روبه‌رو هستند، موضوعی که سرمایه‌گذاران را دلسرد کرده و برنامه‌ریزی زیرساختی بلندمدت را دشوار می‌سازد.

بر خلاف واشنگتن و تل‌آویو، پکن از تأخیر چند قطبی در منطقه سود می‌برد – و تداوم مقاومت، توازن منطقه‌ای را به نفع چین متمایل می‌سازد.


منافع خاموش چین از مقاومت

گرچه چین به‌طور مستقیم در جنگ حضور ندارد، اما در هم شکستن مقاومت فلسطینی به تقویت شبکه‌های همسو با غرب می‌انجامد و میدان مانور پکن را محدود می‌کند. حفظ حالت بی‌ثباتی در غزه و لبنان، فرصت ارزشمندی برای چین فراهم می‌آورد تا دارایی‌های خود در چارچوب پروژه «یک کمربند، یک راه» را از طریق کریدورهای امن‌تر تقویت کند.

جبهه‌ای موازی نیز در دریای سرخ در حال شکل‌گیری است. فعالیت‌های نظامی آمریکا و اسرائیل در نزدیکی تنگه باب‌المندب نشان از تلاشی برای انحصار کنترل این گلوگاه راهبردی دارد. گرچه این عملیات‌ها به‌عنوان مقابله با «تهدیدهای کشتیرانی» معرفی می‌شوند، در حقیقت با هدف تحکیم سلطه غرب بر یک شریان حیاتی تجاری جهانی انجام می‌شوند.

چین، که در سال ۲۰۱۷ نخستین پایگاه دریایی خارجی خود را در جیبوتی برای محافظت از مسیرهای دریایی پروژه «یک کمربند، یک راه»ایجاد کرد، این نظامی‌سازی را چالشی مستقیم می‌بیند. به گزارش نشریه دیفنس پست هدف آمریکا «مقابله با نفوذ فزاینده چین در منطقه» است و به مانورهای دریایی مشترک چین، روسیه و ایران و نیز حمایت اطلاعاتی چین از کشتی‌های هم‌پیمان اشاره می‌شود.

در آوریل، آمریکا شرکت فناوری ماهواره‌ای چانگ گانگ چین را متهم کرد که تصاویری ماهواره‌ای در اختیار نیروهای هم‌پیمان انصارالله در یمن قرار داده تا به هدف‌گیری دارایی‌های دریایی آمریکا و متحدان کمک کند. این شرکت این ادعا را «افترا و سوءنیت» خواند، اما واشنگتن آن را شاهدی بر جنگ اطلاعاتی نیابتی چین از طریق شرکت‌های خصوصی دانسته است.

این چینش، به چین امکان می‌دهد در حالی که بهره‌مند می‌شود، انکارپذیری منطقی خود را حفظ کند. امتناع پکن از محکوم‌کردن حملات یمنی‌ها و اصرار بر پایان جنگ غزه به‌عنوان شرط ثبات منطقه‌ای، با راهبرد کلان آن مبنی بر پرهیز از رویارویی مستقیم و تضعیف کنترل آمریکا هم‌راستا است.

به گزارش مؤسسه امنیت ملی اسرائیل، چین «آماده تحمل خسارات اقتصادی ناشی از بحران دریای سرخ است»، به شرطی که مجبور به اتخاذ موضعی همسو با اهداف اسرائیل و آمریکا نشود.


ایران، تحریم‌ها و نقاط فشار انرژی

ایران، نزدیک‌ترین شریک چین در منطقه، نقشی به همان اندازه حیاتی دارد. نزدیک به ۵۰ درصد واردات نفت چین از غرب آسیا تأمین می‌شود و ایران سهم قابل‌توجهی از آن را با قیمت‌های ترجیحی فراهم می‌سازد – رابطه‌ای شکل‌گرفته از دل تحریم‌ها و ضرورت‌های راهبردی. برای پکن، این کریدور انرژی حیاتی است تا در برابر دست‌کاری بازار از سوی آمریکا مصون بماند و استقلال خود را در قیمت‌گذاری انرژی حفظ کند.

اما واشنگتن ایران را به محور استراتژی مهار خود بدل کرده است. از تخریب توافق هسته‌ای گرفته تا فشارهای نیابتی و خفگی اقتصادی، سیاست آمریکا درصدد است تهران را منزوی کند و شرکای آن – به‌ویژه چین – را به وابستگی‌های جدید وادار سازد. در اول مه، رئیس‌جمهور ترامپ از اعمال تحریم‌های ثانویه علیه هر نهادی که نفت یا فرآورده‌های پتروشیمی از ایران خریداری کند، خبر داد.

این تنش‌زایی با هدف آسیب به چین طراحی شده است. با تضعیف توان صادراتی تهران، واشنگتن گزینه‌های پکن را محدود کرده و آن را به اتکا بر کشورهای خلیج فارس – که با آمریکا هم‌ خط هستند – سوق می‌دهد. بدین ترتیب، هدف چین برای «غیربومی‌سازی» جریان‌های انرژی ناکام می‌ماند و چشم‌انداز آن برای حاکمیت اقتصادی به خطر می‌افتد.

در این راستا، نقش اسرائیل در بی‌ثبات‌سازی منطقه – از طریق دامن‌زدن به فرقه‌گرایی در سوریه تا عملیات‌های سایبری علیه زیرساخت‌های ایران – به خدمت اهداف آمریکا درمی‌آید و ایران را به گرهی غیرقابل اعتماد در شبکه «یک کمربند، یک راه» چین بدل می‌سازد.
جداسازی راهبردی یا برخورد مستقیم؟

پیامد گسترده‌تر این تحولات آن است که غرب آسیا دیگر صحنه‌ای حاشیه‌ای در رقابت چین و آمریکا نیست – بلکه خط مقدم این نبرد است. آمریکا از منطقه عقب‌نشینی نکرده تا به آسیا-پاسیفیک تمرکز کند، بلکه خود غرب آسیا را به ابزاری برای مهار جهانی چین تبدیل کرده است. پروژه‌هایی چون ایمک، گشت‌های دریایی در دریای سرخ، و تحریم‌های ضد ایرانی، همگی در امتداد این منطق راهبردی‌اند.

در این میان، چین همچنان در حال راه‌رفتن بر لبهٔ تیغ دیپلماسی است – حفظ بی‌طرفی، پرهیز از درگیری نظامی و اظهارات مبهم برای کاهش تنش. اما شکاف میان منافع اقتصادی و موضع‌گیری سیاسی آن روز به روز غیرقابل‌تحمل‌تر می‌شود. در شرایطی که اسرائیل، نظامی‌سازی روابط تجاری را به رقیبی علیه پروژه «یک کمربند، یک راه» تبدیل کرده است، چین ناگزیر است تصمیم بگیرد که آیا می‌تواند همچنان منفعل بماند یا باید از منافع خود با قاطعیت بیشتری دفاع کند.


تعادلی حساس که مقاومت آن را به‌نفع چین برهم می‌زند

با وجود فشارهای فزاینده، نیروهای مقاومت در سراسر غرب آسیا همچنان نقشی بزرگ‌تر از حد انتظار در شکل‌دهی به این میدان ژئوپلیتیکی ایفا می‌کنند. از غزه تا لبنان، از عراق تا یمن، توانایی آن‌ها در ناامن‌کردن زیرساخت‌های رقیب – اعم از فرودگاه‌ها، خطوط لوله یا مسیرهای دریایی – اصطکاکی ایجاد می‌کند که بدون دخالت مستقیم چین، به نفع پکن تمام می‌شود.

موشک‌های مافوق صوت صنعا، بقایای زرادخانه حزب‌الله، یا حملات احتمالی نیروهای مقاومت عراقی، همگی در ایجاد محیطی سهیم هستند که طرح‌های آمریکا را در ثبات‌سازی با چالش مواجه می‌کند. نکته مهم آن‌که این نیروها تاکنون از هدف قرار دادن منافع چین پرهیز کرده‌اند، امری که تصویر پکن را به‌عنوان شریک تجاری بی‌طرف – و نه یک هژمون نظامی – تقویت کرده است.

این توازن – که در آن مقاومت منطقه را به اندازه‌ای بی‌ثبات نگه می‌دارد تا پروژه‌های ادغام‌شده آمریکا به تأخیر بیفتند، ولی نه آن‌قدر که به سرمایه‌گذاری‌های چین آسیب بزنند – تاکنون به نفع پکن عمل کرده است. اما با تلاش اسرائیل برای تبدیل‌شدن به مرکز اقتصادی غرب و تلاش آمریکا برای قطع منابع انرژی جایگزین چین، حاشیه امن برای انفعال پکن بتدریج رو به نقصان می گذارد.

 

عباس الزین
  ۷ مه ۲۰۲۵

برگردان و تنظیم سید علی اصغر شهدی

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/108117کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ