ایران باید به خاطر بیاعتنایی به تهدیدها و ارعاب واشنگتن و تعهد بیچونوچرای آن به اصل استقلال حاکمیتی، مورد تحسین قرار گیرد. آنها شأن خود را در طول ۴۵ سال خصومت و دشمنی بیوقفه حفظ کردهاند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، ایران باید به خاطر بیاعتنایی به تهدیدها و ارعاب واشنگتن و تعهد بیچونوچرای آن به اصل استقلال حاکمیتی، مورد تحسین قرار گیرد. آنها شأن خود را در طول ۴۵ سال خصومت و دشمنی بیوقفه حفظ کردهاند.
«اگر آنها به توافق نرسند، بمبارانی رخ خواهد داد. بمبارانی که هرگز نظیرش را ندیدهاند.» پرزیدنت دونالد ترامپ، مصاحبه با انبیسی نیوز، ۳۰ مارس ۲۰۲۵
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تهدید کرده است که در صورت انجام فعالیتهایی که طبق مفاد تعهدات ایران در پیمانهای هستهای تأیید شده باشند، به این کشور حمله هوایی خواهد کرد. این موضوعی نیست که جای بحث داشته باشد. معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) به صراحت به همه طرفها، از جمله ایران، «حق غیرقابلانکار» توسعه، تحقیق، تولید و استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز را اعطا میکند. این «حق غیرقابلانکار» شامل غنیسازی اورانیوم نیز میشود.
ترامپ یا نمیفهمد «معاهده» چیست، یا فکر میکند مفاد آن نباید در مورد ایران اعمال شود. برای روشنسازی، معاهده یک توافق رسمی و الزامآور بین کشورهای مستقل است که تحت حقوق بینالملل تنظیم میشود و تعهدات متقابل، حقوق یا قوانینی در مورد مسائلی مانند تجارت، امنیت، عدم گسترش هستهای یا حفاظت از محیط زیست ایجاد میکند. معاهده اختیاری نیست و نمیتوان آن را با دستور اجرایی لغو کرد. کشورهایی که معاهدات را تصویب میکنند، موظفند به مفاد آن با حسن نیت پایبند باشند. رهبران سیاسی به عنوان نمایندگان دولت، انتظار میرود که این تعهدات را رعایت کنند.
این مسائل بسیار واضح هستند، به همین دلیل درک تهدیدات ترامپ علیه کشوری که به وضوح «در چارچوب تعهدات خود تحت NPT» عمل میکند، دشوار است. اینها سخنان ترامپ در روز جمعه در هواپیمای نیروی هوایی است:
«آنها غنیسازی نخواهند کرد. اگر غنیسازی کنند، مجبور خواهیم بود راه دیگری را در پیش بگیریم... (حمله هوایی) و من واقعاً نمیخواهم راه دیگری را انتخاب کنم، اما چارهای نخواهیم داشت. غنیسازی در کار نخواهد بود.»
ترامپ هیچ اختیار قانونی برای تعیین اینکه ایران میتواند اورانیوم غنیسازی کند یا خیر، ندارد. این تصمیم به او مربوط نیست. حتی دستیار هوش مصنوعی گروک— با جهتگیری آشکار طرفدار اسرائیل — این را میفهمد. نگاه کنید:
«دونالد ترامپ، چه به عنوان یک شهروند عادی و چه به عنوان رئیسجمهور آمریکا، تحت حقوق بینالملل اختیار قانونی ندارد که از ایران بخواهد غنیسازی اورانیوم را متوقف کند. ایران به عنوان یک کشور مستقل و امضاکننده معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، تحت ماده ۴ این معاهده حق توسعه انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز، از جمله غنیسازی اورانیوم را دارد، مشروط بر اینکه به تعهدات نظارتی خود تحت ماده ۳ و توافق جامع نظارتی (CSA) با آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) پایبند باشد. هیچ کشور منفردی، از جمله ایالات متحده، تحت حقوق بینالملل اختیار قانونی یکجانبهای برای منع ایران از اعمال این حق ندارد. هرگونه درخواست از ترامپ یک اقدام سیاسی یا دیپلماتیک خواهد بود، نه یک دستور قانونی الزامآور، مگر اینکه توسط قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل پشتیبانی شود، که مستلزم توافق سایر اعضای دائم (مانند روسیه، چین) است.»
تریتا پارسی توضیح میدهد که ترامپ چگونه سیاست ایران جان بولتون را اتخاذ کرده است
علاوه بر این، هیچ مقررهای در حقوق بینالملل یا منشور سازمان ملل وجود ندارد که به یک کشور اجازه دهد بر اساس برداشت ذهنی خود از آنچه «ممکن است تهدید محسوب شود یا نشود»، به کشور دیگر حمله کند. این جنون است و کاملاً در تضاد با تلاشهای سازمان ملل برای تضمین صلح و امنیت از طریق اقدامات جمعی و چندجانبهگرایی است. علاوه بر این، هیچ پرونده قانونی معتبری علیه ایران وجود ندارد، زیرا ایران قوانین را نقض نمیکند. آنچه رسانههای جریان اصلی از گفتن آن به عموم خودداری میکنند، این است که ایران هیچ سلاح هستهای و هیچ برنامه تسلیحات هستهای ندارد. و — بر اساس IAEA — ایران از سال ۲۰۰۳ «در چارچوب تعهدات» بوده و هرگز مواد هستهای را به برنامه تسلیحات منحرف نکرده است. به عبارت دیگر، هیچ پرونده قانونی علیه ایران وجود ندارد. هیچی.
پس هدف ترامپ از این سخنان آتشین چیست؟ چرا او کشوری صلحطلب را که به وضوح «از قوانین پیروی میکند» تهدید میکند؟
آیا اشاره کردیم که کمپین ترامپ بیش از ۱۰۰ میلیون دلار از سوی اهداکنندگان ثروتمند صهیونیست دریافت کرده است که آرزوی محوری آنها سرنگونی دولت تهران و ادغام سرزمینی ایران در اسرائیل بزرگتر است؟
آیا این میتواند عاملی باشد؟ آیا این میتواند توضیح دهد که چرا ترامپ ۵ جلسه جداگانه با مذاکرهکنندگان ایرانی برگزار کرد بدون آنکه حتی یک بار به موضوع «غنیسازی» اشاره کند، اما سپس — غافلگیری، غافلگیری — یک تغییر جهت ۱۸۰ درجهای انجام داد و پس از آن «غنیسازی صفر» را به عنوان خواسته بنیادینی که از آن حمایت بیچونوچرا کرده است، مطرح کرد؟
چگونه این تغییر جهت ناگهانی را توضیح میدهید؟ آیا ترامپ در حال پیگیری یک برنامه اسرائیلی است یا «اول آمریکا» را اجرا میکند؟
و چرا ترامپ چنین موضع ضعیف و غیرقابل دفاعی گرفته است، در حالی که میداند غنیسازی تنها بندی در NPT است که ایران هرگز در مورد آن کوتاه نخواهد آمد؟
پاسخ واضح این است که ترامپ نمیخواهد به توافق برسد؛ او نمیخواهد این موضوع را به صورت مسالمتآمیز حل کند. به همین دلیل است که او روی تنها موضوعی که هیچ انعطافی در آن وجود ندارد تمرکز کرده، با این حساب (به درستی) که غنیسازی میتواند بهانهای برای جنگ باشد. و هدف، جنگ با ایران است.
(خوانندگانی که تحولات مربوط به ایران را دنبال کردهاند ممکن است به خاطر داشته باشند که خواسته اولیه ترامپ این بود که «ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد». (ایران با این خواسته موافقت کرده است.) اما اکنون او به طور مخفیانه عبارت را به «هیچ غنیسازیای» تغییر داده است، گویی این دو یکی هستند. طبیعتاً، رسانههای طرفدار اسرائیل توجهی به این حیله رئیسجمهور نکردهاند، زیرا میترسند این بازی فریبنده او را آشکار کند. اما واقعیت این است که ترامپ از مذاکرات استفاده کرد تا وانمود کند که واقعاً خواهان صلح است، و سپس با پیشرفت «مذاکرات» به سرعت دروازهها را جابهجا کرد. نتیجه نهایی: رسیدن به یک توافق صلحآمیز هرگز هدف ترامپ نبوده است.)
این بخشی از یک مقاله در تایمز اسرائیل (۸ ژوئن ۲۰۲۵) است:
«ایران در سال ۲۰۰۳ تعدادی آزمایش انفجار درونی را انجام داده و پنهان کرده است که برای توسعه سلاح هستهای کلیدی هستند. این موضوع در تحلیل گزارش ۳۱ مه آژانس بینالمللی انرژی اتمی از برنامه هستهای جمهوری اسلامی آشکار شده است.»
بر اساس موسسه علوم و امنیت بینالمللی مستقر در واشنگتن دیسی، که گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) را تحلیل و نکات کلیدی آن را منتشر کرده است، فعالیتهای انجام شده توسط ایران در راستای آمادهسازی برای یک «آزمایش سرد» در توسعه بمب هستهای بوده است، که شامل «ساخت یک دستگاه هستهای کامل با هسته جایگزین از اورانیوم طبیعی یا تخلیه شده به جای اورانیوم با درجه تسلیحاتی» میشود. — تایمز اسرائیل
این نشان میدهد که تیم ترامپ (و متحدان اسرائیلی آنها) چقدر مشتاق هستند تا فعالیتهای کاملاً قانونی ایران را زیر سوال ببرند. آنها در واقع جزئیات تحقیقاتی را که در سال ۲۰۰۳ انجام شده است (دورهای که ایران به «جنبههایی از برنامه تسلیحات هستهای» اعتراف کرده است) را واکاوی کردهاند. توجه کنید که گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی اشاره نمیکند که امروز هیچ فعالیت غیرقانونی در جریان است، یا هیچ نشانهای وجود دارد که ایران یک برنامه فعال تسلیحات هستهای دارد، یا حتی اینکه آنها مواد هستهای را به محل دیگری منحرف میکنند. نه. آنچه به آن اشاره میشود مربوط به بیش از دو دهه پیش است. این یک شوخی است.
و همین قانون در مورد اورانیومی که به ۶۰٪ غنیسازی شده است نیز صدق میکند، که ایرانیان بارها در گذشته به آن اعتراف کردهاند. آنها چیزی را پنهان نمیکنند؛ آنها به دنبال کاهش تحریمها هستند، همین. معلوم میشود که آنها تحمل خفهگی اقتصادی را ندارند. آیا تعجب میکنید؟
ایران غنیسازی اورانیوم در سطوح بالاتر را زمانی آغاز کرد که ترامپ از یک معاهده قبلی (برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام) خارج شد، که توسط اوباما به توافق رسیده بود و جامعترین و سختگیرانهترین توافق هستهای در تاریخ بود. هنگامی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد، ایران غنیسازی در سطح ۶۰٪ را آغاز کرد، با این فکر که میتواند از آن به عنوان اهرمی در مذاکرات آینده استفاده کند. متأسفانه اینطور نشد، عمدتاً به این دلیل که اسرائیل میخواهد سیاست «حداکثر فشار» ادامه یابد تا زمانی که آنها آماده حمله هوایی به اهداف در ایران شوند. بنابراین، تحریمها باقی ماندهاند.
به هر حال، تحت مفاد پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای NPT، ایران مجاز است اورانیوم را تا ۶۰٪ غنیسازی کند، زیرا این معاهده به صراحت سطح حداکثر غنیسازی را برای کشورهای غیردارنده سلاح هستهای تعیین نکرده است. این یک واقعیت است، اما واقعیتی است که در ۱۰۰٪ پوشش رسانههای جریان اصلی در مورد این موضوع حذف شده است. چرا؟
ایران به انرژی هستهای نیاز دارد
بسیاری از مردم فکر میکنند کشوری با منابع نفتی گسترده مانند ایران نیازی به انرژی هستهای ندارد، اما این درست نیست. بخش عمدهای از تولید برق ایران در نیروگاه هستهای بوشهر، تأسیسات اصلی انرژی هستهای ایران، انجام میشود که از اورانیوم کمغنیشده برای تولید مقدار قابل توجهی برق و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی استفاده میکند.
ایران همچنین از فناوری هستهای برای تولید رادیوایزوتوپها برای تشخیص و درمان پزشکی استفاده میکند، که به طور گسترده در تشخیص سرطان و تصویربرداری استفاده میشود. ایران ادعا میکند که برنامه هستهای آن از خدمات بهداشتی با ارائه ایزوتوپها برای بیش از ۱ میلیون بیمار در سال حمایت میکند.
ایران همچنین از انرژی هستهای در کاربردهای صنعتی، کشاورزی، مدیریت منابع آب، تحقیقات علمی، درمان سرطان، فناوری و تولید رادیوایزوتوپ استفاده میکند. واقعیت این است که هیچ کشوری به پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای نمیپیوندد اگر از «استفاده صلحآمیز» از انرژی هستهای محروم شود. چرا باید چنین کند؟
در نهایت...
آمریکاییها باید بدانند که هیچچیزی که در رسانههای غربی درباره ایران میخوانند قابل اعتماد نیست؛ همه آنها با همان نفرت و تعصب ضدایرانی مسموم شدهاند. از انقلاب ۱۹۷۹ تا امروز، سیاست آمریکا نسبت به ایران زنجیرهای بیوقفه از پرخاشگری، خشونت و اهریمننمایی بوده است. واشنگتن هرگز با ایران با احترامی که شایسته آن است رفتار نکرده است و در آینده نیز چنین نخواهد کرد. دلیل اساسی این است که — در سطحی بنیادین — تمام طبقه سیاسی آمریکا از ایران به دلیل اعمال حاکمیت مستقل بر منابع گسترده خود و عدم تسلیم در برابر اربابان متکبر واشنگتن، متنفر است. این مسئله واقعی است؛ ایران به دیکتههای عمو سام تسلیم نشده است، به همین دلیل باید با خفهگی اقتصادی، «حداکثر فشار» و در نهایت جنگ مجازات شود. اینگونه آمریکا با کشورهایی که برای استقلال تلاش می کنند با مشت آهنین برخورد می کند.
وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، در یک مراسم اخیر برای آیتالله خمینی، رویکرد ایران را اینگونه خلاصه کرد:
«اساس اصلی سیاست خارجی ایران مبتنی بر اصل رد سلطه خارجی است. ممنوعیت غنیسازی توسط ترامپ خودش سلطه است، و این برای مردم ایران غیرقابلقبول است.»
به حق، ایران هرگز در برابر زورگوییها و جنگافروزیهای بیپایان واشنگتن «کوتاه نیامده است». آنها به اصول خود پایبند بودهاند و از حق خود به عنوان یک کشور آزاد برای انتخاب مدل توسعهای، سیستم سیاسی و آینده جمعی خود بدون زورگویی یا اجبار دفاع کردهاند.
ایران باید به خاطر بیاعتنایی به تهدیدها و ارعاب واشنگتن و تعهد بیچونوچرای آن به اصل استقلال حاکمیتی، مورد تحسین قرار گیرد. آنها شأن خود را در طول ۴۵ سال خصومت و دشمنی بیوقفه حفظ کردهاند.
بقلم مایک ویتنی
۱۹ خرداد ۱۴۰۴
۹ ژوئن ۲۰۲۵
برگردان و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/109332