حمله تلخ و گزنده روسیه به اوکراین این نکته مهم را برای جهانیان آشکار و عریان نمود که غرب با آگاهی از عزم روسیه برای حمله به اوکراین، تمایلی به بازدارندگی روسیه نداشته است و حتی میتوان با بررسی رفتاری آمریکا و متحدانش در ناتو به این نتیجه رسید آنها روسیه را ناخواسته به سوی جنگ با اوکراین سوق داد.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، حمله تلخ و گزنده روسیه به اوکراین این نکته مهم را برای جهانیان آشکار و عریان نمود که غرب با آگاهی از عزم روسیه برای حمله به اوکراین، تمایلی به بازدارندگی روسیه نداشته است و حتی میتوان با بررسی رفتاری آمریکا و متحدانش در ناتو به این نتیجه رسید آنها روسیه را ناخواسته به سوی جنگ با اوکراین سوق داده تا بتوانند بخشی از سیاستهای خاورمیانهای خود را با توجه به شرایط کنونی این منطقه سر و سامان بخشند و از زیر بار فشار افکار جهانی به خاطر عملکرد استعماری و کارنامه ضد حقوق بشری خود در عراق، سوریه، فلسطین، افغانستان، بحرین، لبنان، لیبی، یمن و... خارج شوند که البته غرب و متحدانش در این زمینه هم دچار اشتباه راهبردی شده و امروز باید تاوان آن را با تحمل هزینههای سنگینش بی کم و کاست پرداخت کنند.
کشاندن روسیه به جنگ با اوکراین آن هم اوکراین خلع سلاح شده توسط غرب و ناتو حکایت از طراحی توطئه دقیقی دارد که امروز و با آغاز جنگ هویدا گشته است و متاسفانه پوتین نیز در مسیر طراحی شده آنان قرار گرفته و در زمین غرب و ناتو وارد بازی خطرناکی گردید که این نکته از سرمقاله روزنامه رویترز که به آن پرداخته است کاملا مشهود میباشد. رویترز سرمقالهای با عنوان «پوتین جنگی را آغاز کرد که غرب میدید اما ناتوان از توقف آن بود» را منتشر کرد که به حرکت ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه به سمت جنگ میپردازد. در هرحال قربانی این بازی خطرناک که غرب و ناتو با روسیه شروع کردهاند به طور قطع کشور بیدفاع اوکراینی است که رییس جمهور بی خردش با اعتماد به غرب این کشور و مردمش را دچار بحران نموده و در آستانه اتفاقات بزرگ ناشی از جنگ قرار داده است.
هر کشوری به غرب تکیه کرد و به وعدههای دروغین و فریبکارانهاش دل خوش نمود به عاقبتی به مانند اوکراین دچار گشته و تاریخ نیم قرن اخیر و خاصه 3 دهه گذشته حکایتگر ادعا نگارنده در این زمینه است. آمریکا در هیچ صحنه و عرصه بینالمللی قابل اعتماد نیست و کشورهای دنیا با توجه به سوء سابقه و پیشینه این کشور استعماری و استکباری نباید ساده لوحانه وعدههای آنان را بپذیرند و باور داشته باشند. نمونه عینی غیرقابل اعتماد بودن آمریکا ماجرای خروج این کشور از برجام است که یک توافقی بینالمللی بوده و بیاعتنا به همه مفاد توافقنامه مزبور از آن خارج گشته و اکنون با ندامت اما با غرور و بدون پرداخت تاوان و هزینهای خواستار بازگشت بوده اما به سد محکم ایران برخورده است و تا تسلیم مطالبات ایران قوی و مقتدر نشود بازگشتش امکان پذیر نخواهد بود و ایران سرنوشت امور کشورش را به برجام و مذاکرات وین و بازگشت آمریکا گره نزده است و همین موضوع آمریکا و قدرتهای جهانی را مات و مبهوت نموده و در حیرت فرو برده است. ایران اوکراین نیست که درمانده باشد امروز آمریکا در معادلات جهانی گروگان ایران است و برای رهایی باید هزینه کند و تاوان خروج و بازگشتش را سنگین به ایران بپردازد.
از بحث اوکراین دور نشویم و به این ماجرای باید عمقی پرداخته شود چرا که آمریکا و ناتو میتوانستند مانع از تجاوز روسیه به اوکراین شوند اما مانع نشدند و تنها در ابتدا اکتفا به حمایتهای سیاسی از اوکراین شده و بعد با توجه به انتقادهای تند و شدید و رسوا کننده رییس جمهور اوکراین حمایت مالی و گاهی تسلیحاتی نمودند و از اعزام نیرو به این جنگ نیز سرباز زده تا خود را تطهیر از ورود به جنگ نمایند غافل از آن که خالق این جنگ و آتش بیار معرکه خود آنان بودهاند و باید در پیشگاه مردم اوکراین پاسخگوی این همه تخریب و کشتار انسانی و نابودی زیر ساختهای این کشور ویران زده باشند.
تنها هنر غرب و ناتو در حمایت از کشور اوکراین؛ اعمال تحریمها علیه روسیه بوده است که بلاشک با زیر فشار قرار دادن روسیه از این رهگذر روسیه دست و پا بسته نبوده و متقابلا به دلیل وابستگی اروپا به سوخت و گاز روسیه، این تحریمها به زیان اروپا و برایش گران تمام میشود. گابریل گاوین در مجله اسپکتاتور طی یادداشتی با عنوان «غرب در برابر جنایات جنگی روسیه ناتوان است» نوشته اگرچه معتقد است تحریمها علیه روسیه، به روبل آسیب میزند و صنایعی مانند هوافضا و بانکداری را از بازارهای جهانی جدا میکند، اما این سوال را مطرح میکند که با توجه به افزایش فشار برای اقدام درمورد جنایات جنگی روسیه، وقتی که «از قانونگذاران خواسته میشود فراتر از این عمل کنند، چقدر میتوانند جلوتر بروند؟ بهعنوان مثال، آلمان از ترس رکود اقتصادی در برابر تقاضاها برای ممنوعیت واردات گاز روسیه مقاومت میکند.» او حتی یک گام فراتر از این میگذارد تا تلویحا بگوید اروپا و آمریکا با توجه به توانمندی هستهای روسیه، مایل به شکست او نیستند. [1] خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل!
باید به حال مردم و کشور بحران زده جنگی اوکراین شدیدا تاسف خورد که امنیت، ثبات و منافع ملیاش بازیچه دست قدرتهای جهانی قرار گرفته و با خباثت مزورانه غرب وکشورهای اروپایی حاضر در ناتو در پشت پرده قربانی مطامع آنان شده و این بازی را از پیش باخته است. به طور قطع این جنگ اتفاقی نبوده و مسلما نقطه عطفی نه تنها در جهت متوازن کردن قدرت در میان قدرتهای سیاسی و اقتصادی جهان خواهد داشت بلکه روابط چندجانبه آنان را دچار دستخوش تغییرات غیر قابل باوری خواهد نمود تا هرکس به میزان قدرت تعریف شدهاش بتواند سلطه و اقتدار نظامی، سیاسی، اقتصادی، صنعتی و فرهنگی خودش را به کشورهای جهان دیکته و تحمیل نماید. در هر صورت همان گونه که بیان شد جنگ روسیه و تجاوز این کشور به کشور اوکراین میتواند به تقویت و احتمال تغییر در روابط میان قدرتها منجر شود و نقطه عطفی را در همه امور و همه زمینهها برای ایشان رقم زند. باید اذعان داشت متاسفانه کشور اوکراین قربانی این نقطه عطف گردید تا قدرتها با کمترین هزینه اهداف از پیش تعیین شده خود را محقق سازند. اما آن چه در این خصوص لازمست و باید بیان شود آن است که اگرچه قدرتهای سیاسی و اقتصادی و صنعتی جهان در این زمینه نقش عمدهای را خواهند داشت اما از نقش کشورهای دنیا و مردم این کشورها نباید غافل شد و این کشورها میتوانند با برنامه ریزی و سیاستهای راهبردی، تسلیم محض در این عرصه نباشند و به هنگام لزوم نیز تأثیرگذار عمل نمایند.
به نظر میرسد با پایان یافتن جنگ روسیه علیه اوکراین باید شاید نظم نوین جدیدی در جهان باشیم که طلوع آن در شرق باشد و افول و غروبش در غرب اگرچه تحقق آن به این زودیها محقق نخواهد شد اما آغاز آن کلید خورده است و در آینده نه چندان دور شاهد سرعت و شتاب آن خواهیم بود.
در نظم نوین جدید؛ از جنگ و تجاوز نباید خبری باشد، از تحمیل تحریمهای حداکثری و هوشمند و ضد حقوق بشری باید اجتناب شود، به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها احترام گذاشته شود و مورد تعدی و تجاوز قرار نگیرند، کمکهای بشردوستانه و گفت و گوهای تمدن محور مبنا حل اختلافات باشد و روابط میان کشورها براساس حقوق بینالملل حول محور منافع مشترک و صلح و تعاملات سیاسی و اقتصادی مد نظر قرار گیرد. اگر در نظم نوین جدید جهانی آن چه در سطور پیشین بیان شد در نظر باشد دنیا دیگر شاهد جنگ و تجاوز و چپاول و نقض عهد و خروج از پیمانهای بینالمللی نخواهد بود و هیچ گاه هیچ کشوری در پشت پرده مورد معامله قدرتها قرار نخواهد گرفت.

پینوشت:
[1] - طالبی؛ سید مهدی. اروپا بازنده جنگ اوکراین. فرهیختگان: چهارشنبه 17 فروردین ماه 1401- شماره 3564.
دکتر اسدالله افشار