درحال بارگذاری

گروه: بین الملل/بین الملل/ایران شناسه: ۱۰۱۴۶۵۱۵ آذر ۱۴۰۳ - ۱۱ : ۰۷ بازدید: ۱۷۹دیدگاه: ۰

جنگ های طولانی، برتری غرب و اسرائیل را دستخوش تغییر نموده است

جنگ های طولانی، برتری غرب و اسرائیل را دستخوش تغییر نموده است جنگ طولانی برای تاکید بر برتری مجدد غرب و اسرائیل در حال تغییر شکل است. در یک جبهه، محاسبات در رابطه با روسیه و جنگ اوکراین تغییر کرده است. و در خاورمیانه، مکان و شکل جنگ به شکلی مشخص در حال تغییر است.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، خاورمیانه دیگر «محافظه کار» نیست. در عوض، آبستن یک "بیداری" بسیار متفاوت می باشد.

جنگ طولانی برای تاکید بر برتری مجدد غرب و اسرائیل در حال تغییر شکل است. در یک جبهه، محاسبات در رابطه با روسیه و جنگ اوکراین تغییر کرده است. و در خاورمیانه، مکان و شکل جنگ به شکلی مشخص در حال تغییر است.

 

دکترین مشهور شوروی جورج کنان مدتهاست که خط اصلی سیاست ایالات متحده را تشکیل داده است که ابتدا به سمت اتحاد جماهیر شوروی و بعداً به سمت روسیه هدایت می شد. تز کنان از سال 1946 این بود که ایالات متحده باید صبورانه و قاطعانه برای خنثی کردن تهدید شوروی و تقویت و تشدید شکاف های داخلی در سیستم شوروی کار کند تا زمانی که تضادهای آن باعث فروپاشی از درون شود.

 

اخیراً، شورای آتلانتیک از دکترین کنان استفاده کرده است تا پیشنهاد کند که طرح کلی او باید به عنوان مبنای سیاست ایالات متحده در قبال ایران باشد. تهدیدی که ایران برای ایالات متحده ایجاد می کند ، شبیه تهدیدی است که اتحاد جماهیر شوروی پس از جنگ جهانی دوم با آن مواجه شد. در این راستا، سیاستی که جورج کنان برای برخورد با اتحاد جماهیر شوروی ترسیم کرد، برای ایران نیز کاربرد دارد .

 

در طول سال‌ها، این دکترین بر اساس این باور کهن الگو که آمریکا قوی است و روسیه ضعیف است، در شبکه‌ای کامل از برداشت های امنیتی قرار گرفت. روسیه باید «این را بداند»، و بنابراین، استدلال شد که هیچ منطقی برای استراتژیست‌های روسی وجود ندارد که تصور کنند گزینه دیگری جز تسلیم شدن در برابر تداوم قدرت نظامی ترکیبی ناتو در مقابل روسیه «ضعیف» دارند. گفته شد که اگر استراتژیست های روسی نابخردانه در به چالش کشیدن غرب استقامت کنند، این تضاد ذاتی به سادگی باعث شکست روسیه می شود.

 

نئومحافظه‌کاران آمریکایی و اطلاعات غربی به هیچ دیدگاه دیگری گوش نداده‌اند، زیرا آنها با فرمول کنان متقاعد شده‌اند (و هنوز هم تا حد زیادی هستند). الیت سیاست خارجی آمریکا به سادگی نمی توانست این احتمال را بپذیرد که چنین تز اصلی اشتباه است. کل این رویکرد بیشتر منعکس کننده یک فرهنگ عمیق بود تا هر تحلیل عقلانی – حتی زمانی که حقایق قابل مشاهده روی زمین آنها را به واقعیتی متفاوت نشان می داد.

 

بنابراین، آمریکا از طریق تحویل تدریجی سیستم های تسلیحاتی اضافی به اوکراین، فشار را بر روسیه از طریق استقرار موشک های میان برد با قابلیت حمل اتمی هر چه نزدیکتر به مرزهای روسیه انباشته کرده است. تحولی که با شلیک اتاکمز ATACMS به "روسیه قدیمی". شکلی آشکار به خود گرفت.

هدف این بوده است که روسیه را در شرایطی تحت فشار قرار دهد که در آن احساس کند باید امتیازاتی به اوکراین بدهد، مانند پذیرش توقف درگیری، و ملزم به مذاکره در برابر «کارت‌های» چانه‌زنی اوکراینی که برای ارائه راه‌حلی قابل قبول برای آمریکا ابداع شده است. حرکتی که روسیه را به گوشه "رینگ هسته ای". براند

 

استراتژی آمریکا در نهایت بر این اعتقاد استوار است که ایالات متحده می تواند در جنگ هسته ای با روسیه شرکت کند - و پیروز شود. روسیه می‌داند که اگر هسته‌ای شود، جهان را از دست خواهد داد. یا، تحت فشار ناتو، مجبور به اعطای امتیازات قابل توجهی به اوکراین خواهد شد که در این صورت مردم خشمگین روسیه، پوتین را از قدرت خارج خواهند نمود. از دیدگاه ایالات متحده، این یک نتیجه «برد-برد» است.

با این حال، به طور غیرمنتظره ای، سلاح جدیدی در صحنه ظاهر شد که دقیقاً پرزیدنت پوتین را از انتخاب «همه یا هیچ» یعنی واگذاری دست -بازی به اوکراین رها ساخت. در عوض، جنگ را می توان با توسل به حقایق روی زمین حل کرد. در اینجا «تله» جورج کنان عملا منفجر شد.

 

موشک اورشنیک (که برای حمله به مجتمع یوژماش در دنیتروپتروفسک استفاده شد) سلاحی را در اختیار روسیه قرار می‌دهد که هرگز شاهد آن نبوده‌ایم: یک سامانه موشکی میان برد که به طور موثر تهدید هسته‌ای غرب را کیش-مات می‌کند.

 

روسیه اکنون می‌تواند تشدید تنش‌های غربی را با تهدید قابل‌اعتبار عمل متقابل که هم بسیار مخرب و در عین حال متعارف است را مدیریت کند. این شگفتی و سورپرایز روسیه، پارادایم را وارونه می کند. اگر ناتو تنش را بیشتر کند، خطر حمله اورشنیک به عنوان تلافی، چه در اوکراین و چه به هدفی در اروپا را به جان خواهد خرید و غرب را بر سر دو راهی قرار می دهد که در آینده چه کاری انجام بدهد.

پوتین هشدار داده است: "اگر دوباره به روسیه حمله کنید، ما با حمله متقابل اورشنیک به تاسیسات نظامی در کشور دیگری پاسخ خواهیم داد." ما هشدار می دهیم تا غیرنظامیان بتوانند تخلیه شوند. هیچ کاری نمی توانید برای جلوگیری از این امر انجام دهید. شما یک سیستم ضد موشکی ندارید که بتواند حمله ای با 10 ماخ را متوقف کند.

 

میزها وارونه می‌شوند

البته، دلایل دیگری فراتر از تمایل کادر امنیتی دائمی برای تشویق ترامپ به ادامه جنگ در اوکراین وجود دارد تا او را به جنگی که او قول داده بود فوراً پایان دهد، آلوده کند.

به‌ویژه بریتانیا و سایرین در اروپا می‌خواهند جنگ ادامه پیدا کند، زیرا آنها در تله مالی از دارایی‌های حدود بمبلغ 20 میلیارد دلار اوراق قرضه اوکراینی خود گرفتار آمده اند که در «وضعیت نکول» قرار دارد. اروپا به سادگی نمی تواند هزینه های یک نکول کامل را تحمل کند. اگر دولت ترامپ از حمایت مالی اوکراین کناره گیری کند، اروپا نیز نمی تواند این بار را بر دوش بکشد. بنابراین، آنها با ساختار بین سازمانی ایالات متحده تبانی می کنند تا ادامه جنگ در برابر تغییر سیاست ترامپ را به اثبات برسانند: اروپا برای انگیزه های مالی، و دولت سایه- دیپ استیت- در آمریکا به دلیل اینکه میخواهد ترامپ را به درد سر انداخته برنامه داخلی او را مختل کند.

 

جناح جنگ طلب یک پارادوکس آینه ای (اسرائیل قوی و ایران ضعیف) را منعکس می کند.  نکته اصلی نه تنها زیربنای فرهنگی آن است، بلکه این است که کل دستگاه اسرائیل و آمریکا طرف این روایت هستند که ایران کشوری ضعیف و از نظر فنی عقب مانده است.

مهم ترین جنبه شکست چند ساله غرب در رابطه با عواملی مانند مهارت درک استراتژی ها و تشخیص تغییرات در توانایی ها، دیدگاه ها و درک طرف های دیگر است.

 

به نظر می رسد روسیه برخی از مشکلات فنی پیرامون موشک هائی که با سرعت مافوق صوت پرواز می کنند را حل کرده است. استفاده از مواد کامپوزیتی جدید این امکان را فراهم کرده است که کروز بتواند یک پرواز هدایت شده در مسافت طولانی را عملاً در شرایط تشکیل پلاسما انجام دهد. مانند یک شهاب سنگ به سمت هدف خود پرواز می کند. مثل یک توپ آتشین دمای سطح آن به 1600-2000 درجه سانتیگراد می رسد.

 

و به نظر می رسد ایران مشکلات مربوط به یک دشمن که از تسلط هوایی برخوردار است را حل کرده است. ایران یک ابزار بازدارندگی ایجاد کرده است که از تکامل پهپادهای هجومی ارزان قیمتی که با موشک‌های بالستیک که کلاهک‌های مافوق صوت دقیق حمل می‌کنند، ساخته است. این هواپیماهای بدون سرنشین 1000 دلاری و موشک‌های دقیق و ارزان قیمت را در مقابل بدنه‌های خلبانی بسیار گران قیمت قرار می‌دهد - وارونگی جنگی که بیست سال از ساخت آن می‌گذرد.

 

با این حال، جنگ اسرائیل از جهات دیگری در حال دگردیسی است. جنگ در غزه و لبنان نیروی انسانی اسرائیل را تحت فشار قرار داده است . ارتش اسرائیل تلفات سنگینی را متحمل شده است . نیروهایش خسته شده اند. و نیروهای ذخیره تعهد خود را نسبت به جنگ های اسرائیل از دست می دهند و در انجام وظیفه خود کوتاهی می کنند.

اسرائیل به محدودیت‌های ظرفیت خود برای گذاشتن چکمه‌ها بر روی زمین رسیده است (مثلاً در صدد فراخواندن دانش‌آموزان ارتدوکس حریدی یشیوا به خدمت سربازی اجباری است - اقدامی که می‌تواند ائتلاف را از بین ببرد).

 

به طور خلاصه، سطح نیروهای ارتش اسرائیل به کمتر از تعهدات نظامی دستور داده شده کنونی رسیده است. اقتصاد در حال فروپاشی است و اختلافات داخلی هر لحظه بزرگ و بزرگ تر می شود. این امر به ویژه به دلیل نابرابری اسرائیلی‌های سکولار است که می‌میرند، در حالی که خاخام ها از خدمت سربازی معاف می‌مانند - سرنوشتی که برای برخی محفوظ است اما برای برخی دیگر نه.

این تنش نقش مهمی در تصمیم نتانیاهو برای موافقت با آتش بس در لبنان داشت. دشمنی فزاینده در مورد معافیت ارتدوکس حریدی خطر سقوط ائتلاف را به همراه دارد.

 

اکنون - به بیان استعاری - دو اسرائیل وجود دارد: پادشاهی یهودا در مقابل دولت اسرائیل. با توجه به چنین تضادهای عمیقی، بسیاری از اسرائیلی‌ها اکنون جنگ با ایران را به‌عنوان یک روان پاکسازی یا عقده گشائی می‌بینند که مردم از هم گسیخته را دوباره به هم پیوند می‌دهد و - در صورت پیروزی - به تمام جنگ‌های اسرائیل پایان می‌دهد.

در خارج، جنگ گسترش می‌یابد و شکل‌ها تغییر می‌کند: لبنان در حال حاضر روی شعله کم قرار گرفته است، اما ترکیه با استفاده از جهادگران آموزش‌دیده در ترکیه و آمریکا، یک عملیات نظامی بزرگ (که طبق گزارش‌ها حدود 15000 نیرو دارد) را در حمله به حلب آغاز کرده است . اطلاعات ترکیه بدون شک اهداف متمایز خود را دارد، درحالیکه ایالات متحده و اسرائیل علاقه خاصی به ایجاد اختلال در مسیرهای ارسال سلاح به حزب الله لبنان را دارند.

 

یورش عجولانه اسرائیل به غیر جنگجویان، زنان و کودکان - و پاکسازی قومی آشکار جمعیت فلسطین - منطقه (و جنوب جهانی) را در حال جوشش و رادیکال شدن قرار داده است. اسراییل با اقدامات خود در حال بر هم زدن اخلاق و باورهای قدیمی است. این منطقه دیگر "محافظه کار" نیست. در عوض، آبستن یک "بیداری" بسیار متفاوت می باشد.

 

آلستر کروک

2 دسامبر 2024

برگردان، کوتاه سازی و تنظیم سیدعلی اصغر شهدی

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/101465کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ