یک سال پس از حملات 7 اکتبر حماس، درگیری های منطقه ای بدون چشم انداز پایان در حال وقوع است. دولت بایدن نه تنها سیاستهای جنگ طلبانه رژیم صیهونیستی را تأیید می کند که در آستانه کمک فعال به حمله نظامی این رژیم علیه ایران است. جیک سالیوان مشاور امنیت ملی میگوید که ایالات متحده مستقیماً با اسرائیل در رابطه با چنین حملهای کار میکند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، یک سال پس از حملات 7 اکتبر حماس، درگیری های منطقه ای بدون چشم انداز پایان در حال وقوع است.
دولت بایدن نه تنها سیاستهای جنگ طلبانه رژیم صیهونیستی را تأیید می کند که در آستانه کمک فعال به حمله نظامی این رژیم علیه ایران است. جیک سالیوان مشاور امنیت ملی میگوید که ایالات متحده مستقیماً با اسرائیل در رابطه با چنین حملهای کار میکند. جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا میگوید : «ایالات متحده به طور کامل، کاملاً و کاملاً از اسرائیل حمایت میکند.
حمله پیش بینی شده به هیچ وجه در خدمت منافع ایالات متحده نیست. این حمله الگوی گستردهتری از تشدید خشونت در خاورمیانه را تداوم میبخشد که به منافع ایالات متحده نیز خدمت نمیکند. موشکباران ایران که حمله پیش روی اسرائیل، ظاهرا به تلافی آن می باشد، در حقیقت خود انتقام حملات قبلی منجربه ترور فرماندهان نظامی حزب الله و ایران از اسرائیل بود. تلافی برای انتقام، نسخه ای برای چرخه بی پایان خشونت است.
ایالات متحده در حال تسهیل حمله به کشوری است که خواهان جنگ نیست و در مواجهه با تحریکات مکرر اسرائیل در تلاش برای اجتناب از آن به طرز چشمگیری خویشتنداری کرده است. بمباران مستمر اسرائیل علیه اهداف مرتبط با ایران در سوریه تنها زمانی واکنش نشان داد که به حمله به یک مجتمع دیپلماتیک در دمشق با کشته شدن مقامات ارشد ایرانی منجر شد. حتی در آن زمان، پاسخ ایران، در قالب پرتاب موشکها و پهپادهای قبلی در ماه فروردین (آوریل) به گونهای طراحی و عملیاتی شد که با کمترین آسیب به هدف های غیر نظامی صرفا گویای پیامی به دشمن در جهت توقف تجاوزهای نظامی و برقراری نوعی موازنه باشد.
هنگامی که اسرائیل در ماه تیر (ژوئیه) اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس را در مهمانخانه دولتی در تهران ترور کرد - حمله ای که اگر در یکی از پایتخت های آنها اتفاق می افتاد، واکنش سریع و قاطعانه ای را از سوی ایالات متحده یا اسرائیل به دنبال می داشت - ایران تا آنجائی که ممکن بود کاری انجام نداد. تا این که در 10 مهر ( اول اکتبر 2024 ) سرانجام تنها پس از یک حمله دیگر اسرائیل وارد عمل شد- این بار حمله به ساختمان های مسکونی در حومه بیروت که منجر به ترور یک افسر ارشد سپاه پاسداران ایران به همراه حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله شد. رهبران ایران به دور از انگیزه هر گونه جاه طلبی بزرگ از تسلط منطقه ای یا تمایل به بی ثبات کردن منطقه، بر این باور بودند که اگر جلوی حملات بی وقفه اسرائیلی ها علیه مواضع خود و متحدین را نگیرند و تجاوزها بی پاسخ بماند، نه تنها اعتماد مرم خود را از دست می دهند که متحدان منطقه ای خود را نیز مایوس و از خود دور می سازند. شلیکهای انتقامجویانه موشکی مانند آنچه در ماه آوریل انجام شد، باز هم کمترین خسارات یا تلفات غیر نظامی را به همراه داشت.
ایالات متحده با همکاری با اسرائیل در یک حمله جدید، به دولتی کمک می کند که مسئول بیشتر تشدید تنش ها و اکثریت قریب به اتفاق مرگ ها و ویرانی ها در خاورمیانه حداقل در یک سال گذشته بوده است. اگرچه حمله حماس به جنوب اسراییل در اکتبر گذشته معمولاً به عنوان نقطه شروع درگیری های بعدی در خاورمیانه تلقی می شود، اما این سوال که چه کسی به چه کسی پاسخ می دهد می تواند بسیار به دورتر از آن برود. به عنوان مثال، 1200 کشته در اثر حمله وحشتناک حماس (که بخش اعظم این تعداد به اعتراف منابع خود رژیم صیهونیستی مانند روزنامه هاآرتص بر اساس دستورالعمل تاریخی هانیبال جهت جلوگیری از به اسارت رفتن بیشتر مردم توسط هلی کوپترهای اسرائیلی به رگباری از گلوله و موشک بسته شدند، بطوریکی در روزهای بعد حتی عکس های اتومبیل درهم کوبیده و سوزانیده شده اشان در پارکینگ فستیوال موسیقی که به بیرون درز کرد حکایت از برخورد خشن ارتش اسرائیل با مردم و اموالشان بوده است که قطعا نمیتوانست حاصل آتش سلاح های سازمانی حماس که عمدتا کلاشینکف بودند صورت گرفته باشد- مترجم) کمتر از کشتار تعداد فلسطینی هایی بود که رژیم صیهونیستی در مناطق اشغالی کرانه باختری و نوار غزه طی هشت سال گذشته ( در حقیقت طی متحاوز از 75 سال گذشته –مترجم) انجام داده بود.
از زمان حمله حماس، عملیات ویرانگر اسرائیل در نوار غزه بسیار فراتر از هر چیزی است که بتوان از آن دفاع یا حتی به عنوان پاسخی به حماس تعبیر کرد و رنجی را که برای غیرنظامیان بیگناه به ارمغان آورده است بزرگتر از هر چیزی است که حماس یا هر گروه دیگر فلسطینی تا به حال این کار را انجام داده است. آمار رسمی تلفات کماکان از 41000 نفر فراتر می رود و تعداد واقعی کشته های فلسطینی احتمالاً بسیار بیشتر و احتمالاً شش رقمی است . بخش اعظم این نوار به ویرانه تبدیل و غیرقابل زندگی شده است.
پس از آن که حزبالله در اکتبر گذشته در حمایت از فلسطینیان غزه به اسرائیل شلیک کرد، داستان درگیری در امتداد مرز اسرائیل و لبنان عمدتاً یکی از حملات تشدید شونده اسرائیل بوده است. حملات رژیم در لبنان بسیار بیشتر از حملات حزب الله به اسرائیل بوده است، از نظر تعداد اما به ویژه از نظر اثرات فیزیکی، تقریباً هیچ تلفاتی در داخل اسرائیل به جز چند پرسنل نظامی در مرز وجود ندارد. تعداد تلفات به سرعت در حال افزایش در لبنان بر اثر حملات اسرائیل از مرز 2000 نفر گذشته است که حدود 10000 زخمی و حدود 1.2 میلیون نفر از خانه های خود آواره شده اند. مانند نوار غزه، غیرنظامیان بیشتر و شاید بیشتر این تلفات را تشکیل می دهند، از جمله در نتیجه حملات هوایی اسرائیل که ساختمان های مسکونی در محله های پرجمعیت را تخریب کرده است.
از آنجایی که حمله زمینی فزاینده اسرائیل به لبنان با بمباران هوایی همراه بوده است، اسرائیل به مردم تقریباً در کل یک سوم جنوبی لبنان گفته است که به سمت شمال تا تریپولی حرکت کنند. این حملات یادآور الگوی غزه است، که در آن به ساکنان گفته می شود که حرکت کنند، اما دوباره در مکان جدید خود نیز بمباران می شوند.
* اقدامات تهاجمی اسرائیل که به رویارویی با ایران منجر می شود - از جمله عملیات ترور هوایی و مخفیانه در لبنان، سوریه و قلب تهران - نیز هر یک تشدید شده است. به نظر می رسد که این عملیات حداقل تا حدی برای ترغیب ایران به ورود به یک جنگ گسترده تر، ترجیحاً جنگی که ایالات متحده نیز در آن حضور دارد، طراحی شده است.
هدف رسمی اعلام شده اسرائیل از حملات خود در لبنان، بازگشت به خانه 70000 ساکنین به طور موقت آواره شمال اسرائیل می باشد - که تعداد آنها کمتر از شش درصد لبنانی هایی است که تاکنون به دلیل حمله اسرائیل از خانه های خود رانده شده اند. این هدف واقعی است، اما تشدید جنگ در امتداد مرز شمالی اسرائیل تنها هدف را دور از دسترس قرار می دهد. عملیات رژیم صیهونیستی همچنین به وضوح برای فلج کردن حزب الله تا حد امکان طراحی شده است، اگرچه آنها خشمی را که در وهله اول منجر به تأسیس و رشد حزب الله شد، همچنان حفظ و تشدید می کنند.
اسرائیل قوی ترین قدرت نظامی (یکی از قدرت های نظامی...مترجم) در خاورمیانه در حال نمایش قدرت مسلحانه خود به تمامی جهات به جز دریای مدیترانه است، رژیمی است که در استفاده از زور مست گردیده است و با بی فکری یا بدون توجه به استفاده بیشتر از آن به هر استراتژی بلندمدت برای دستیابی به یک وضعیت نهایی، به غیر از زندگی در صلح و آرامش دست و پنجه نرم می کند. به نظر میرسد هر موفقیت تاکتیکی، از جمله به شهادت رساندن دشمن برجستهای مانند حسن نصرالله، این اشتها به خونریزی را عمیقتر میکند .
فراتر از این، انسان وارد ترکیبی از انگیزههایی میشود که مختص بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر و مشترك با دیگر سیاستگذاران اسرائیلی است. به طور گسترده، از جمله توسط مخالفان داخلی نتانیاهو، به رسمیت شناخته شده است که او سهم شخصی در ادامه و حتی تشدید جنگ های اسرائیل دارد. این تا حدی به دلیل اثر معمول تجمع دور پرچم است که مشکلات سیاسی یک رهبر زمان جنگ را کاهش می دهد. همچنین به طور خاص به این دلیل است که نتانیاهو برای حفظ آن ائتلاف به حمایت افراطیترین اعضای ائتلاف راستگرای حاکم خود وابسته است، در نتیجه نتانیاهو را در قدرت نگه میدارد و روزی را که باید به طور کامل با اتهامات فساد علیه خود مقابله کند به تعویق میاندازد.
حمله مسلحانه علیه ایران سیاست خصمانه اسرائیل نسبت به این کشور را گسترش خواهد داد. این سیاست در خدمت تشدید تنش در منطقه، مقصر دانستن هر اشتباهی در منطقه به گردن کشوری غیر از اسرائیل، جلوگیری از هرگونه تعامل با ایران توسط حامی اسرائیل یعنی ایالات متحده، و منحرف کردن توجه بین المللی از اقدامات خود اسرائیل است.
به نظر می رسد انحراف دارد کار خود را می کند. رویاروئی با ایران توجه بین المللی نسبت به عواقب این جنگ را منحرف می کند. توجه کمتری به حوادث لبنان و کشتار مستمر در نوار غزه می شود. حملات اسرائیل در چند روز گذشته به یک مدرسه دخترانه و یک یتیم خانه که صدها آواره از آن به عنوان سرپناه استفاده می کردند به فراموشی سپرده می شود.
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انگیزه دیگری را برای دولت اسرائیل برای تشدید جنگ منطقه ای فراهم می کند. نتانیاهو مطمئناً مایل است که شاهد یک دوره دوم برای دونالد ترامپ باشد، کسی که در دوران ریاست جمهوری قبلی خود تقریباً هر چیزی را که اسرائیل می خواست به اسرائیل داد . این رابطه بخشی از یک اتحاد سیاسی گستردهتر بین حزب جمهوریخواه و حزب لیکود نتانیاهو است. از دیدگاه نتانیاهو این سیاست باید تا جایی پیش برود که یک آشفتگی تشدیدکننده در خاورمیانه مشکلاتی را برای دولت بایدن ایجاد و در نتیجه به شانس کامالا هریس، معاون رئیسجمهور در انتخابات صدمه بزند.
نتانیاهو به احتمال زیاد از این امتیاز و سایر ثمرات تشدید درگیری با ایران تا حدی که ایالات متحده مستقیماً در آن درگیری دخالت کند، بهره مند می شود. چنین دخالتی نه تنها باعث آشفتگی پرهزینه سیاسی برای دولت بایدن میشود، بلکه به نتانیاهو این امکان را میدهد تا به طور معتبر ادعا کند که ایالات متحده را در فعالیتهای مرگبار دولتش کاملاً در کنار خود دارد.
هیچ یک از این اهداف اسرائیل به نفع ایالات متحده نیست. برخی از اهداف، مانند ممانعت از هرگونه دیپلماسی ایالات متحده که ایران را درگیر منازعه می کند، مستقیماً و آشکارا با منافع ایالات متحده در تضاد است.
جنگ منطقهای اسرائیل - و به طور خاص حمله با حمایت ایالات متحده به ایران - از چندین راه دیگر به منافع ایالات متحده آسیب میرساند.
ارتباط نزدیکتر با عملیاتهای مرگبار اسرائیل، احتمال انتقامجویی از جمله انتقامجوییهای تروریستی را افزایش میدهد. همچنین انزوای ایالات متحده در سیاست بین المللی را بدتر می کند.
حمایت یا مشارکت در حمله اسرائیل به ایران ادعاهای ایالات متحده مبنی بر طرفداری از صلح و رعایت نظم بین المللی مبتنی بر قوانین را بیشتر تضعیف می کند. این به معنای حمله به کشوری است که در این رویارویی به نفع اجتناب از جنگ خویشتن داری کرده و قاطعانه از آتش بس در هر یک از جبهه های جنگ حمایت می کند. این به معنای کمک به حملات بیشتر توسط کشوری است که مرگ و ویرانی بسیار بیشتری را به بار آورده است و بیش از هر منطقه دیگری برای تشدید خشونت دست بکار بوده است.
حمله به ایران بازار نفت را متلاطم میکند و باعث نابسامانیهای اقتصادی میشود که ضررش بیشتر از همه به ایالات متحده میرسد، به ویژه اگر چنین حملهای تأسیسات نفتی ایران را هدف قرار دهد .
حمله هر گونه فرصتی را برای دیپلماسی ثمربخش با مشارکت ایران در موضوعاتی مانند امنیت در منطقه خلیج فارس از بین می برد.
حمله احتمالی حکومت ایران را وا می دارد تا دست به انتخاب تولید سلاح هسته ای بزند . هیچ چیز برای تقویت استدلال کسانی که در تهران مایل به برداشتن این گام هستند بهتر از حملات رژیم صیهونیستی نیست که نشان می دهد ایران هنوز به بازدارندگی کافی نرسیده و باید در دستورالعمل ممنوعیت تولید سلاح هسته ای تجدید نظر کند.
اسرائیل قبلاً ایالات متحده را تا حد زیادی به شیوه های مرگبار خود در خاورمیانه گرفتار کرده است و این به دام افتادن با تهدید به حمله جدید علیه ایران عمیق تر می شود. این به دام افتادن با مدیریت نادرست روابط آمریکا و اسرائیل واشنگتن را در رسیدن به اهدافش دور می سازد. رویکرد پرزیدنت بایدن برای نزدیک نگه داشتن نتانیاهو به امید تأثیرگذاری بر سیاست های او شکست خورده است. در غیاب هرگونه تمایلی برای استفاده از اهرمی که کمک های مادی ایالات متحده به اسرائیل نشان می دهد، هم آغوشی با خرس و ابراز حمایت تنها به نتانیاهو اطمینان داده است که او می تواند بدون پیگرد قانونی به جنگ های خود ادامه دهد و بدون از دست دادن این کمک ها، درخواست های آمریکا برای خویشتنداری را نادیده بگیرد.
برسمیت شناختن نسبی این گزارشها حداقل توسط وزارت دفاع مبنی بر اینکه سیاست جسارت دادن به رژیم صیهونیستی با هدف تشدید تنشها نتیجه معکوس داشته است مایه خوشحالی است. از تلقی منفی نسبت به جسور کردن اسرائیل تنها می توان امیدوار بود که این تمایل به طور گسترده در محافل سیاست گذاری ایالات متحده گسترش یابد.
بقلم پل آر پیلار
16 مهر 1403
7 اکتبر 2024
تارنمای ریسپانسیبل استیت کرافت
برگردان، کوتاه سازی و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/99586