درحال بارگذاری

گروه: بین الملل/بین الملل/ایران شناسه: ۱۱۷۸۹۸۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۵۵ : ۱۸ بازدید: ۱۲۶دیدگاه: ۰

تنگه هرمز؛ از گلوگاه انرژی تا اهرم باز تعریف نظم جهانی

تنگه هرمز؛ از گلوگاه انرژی تا اهرم باز تعریف نظم جهانی تنگه هرمز یکی از معدود نقاطی است که در آن جغرافیا مستقیماً به قدرت تبدیل می‌شود. در ادبیات ژئوپلیتیک، چنین نقاطی «نقاط خفگی» هستند؛ اما آنچه در این متن برجسته است، گذار از «چاک‌پوینت اقتصادی» به «اهرم راهبردی جهانی» است.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در ۲۱ آوریل، باشگاه والدای میزبان یک بحث تخصصی با عنوان «محاصره کشتیرانی در تنگه هرمز: پیامدها و سناریوهای آینده» بود. ایوان تیموفیف، مجری جلسه، تأکید کرد که در بحبوحه عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، کشتیرانی در تنگه هرمز عملاً فلج شده است و مقیاس نبرد دریایی شبیه جنگ جهانی دوم شده است. با توجه به استفاده فعال از هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌ها، می‌توان گفت سناریوهایی که در سال‌های اخیر صرفاً فرضی بودند، اکنون در حال تحقق هستند.

عباس میرزایی قاضی ،  نماینده مرکز همکاری‌های حقوقی و اقتصادی روسیه و ایران، اظهار داشت که تنگه هرمز مدت‌هاست که دیگر صرفاً یک نقطه جغرافیایی نیست. امروزه، این تنگه به یک گره کلیدی آسیب‌پذیری جهانی تبدیل شده است، جایی که امنیت انرژی، لجستیک دریایی، بازدارندگی استراتژیک و اراده سیاسی کشورها با هم تلاقی می‌کنند. هرگونه اختلال در این کریدور دیگر یک بحران منطقه‌ای نیست و به یک مسئله جهانی تبدیل می‌شود. به همین دلیل است که مسئله توقف کشتیرانی در این تنگه نه تنها به یک واکنش احساسی، بلکه به یک تحلیل سیستمی خونسردانه نیاز دارد. تشدید تنش در اینجا می‌تواند به یک بحران ساختاری در نظم جهانی تبدیل شود و باعث ایجاد یک واکنش زنجیره‌ای در اقتصاد جهانی که از قبل در حال فروپاشی است، شود. این عامل می‌تواند توازن قدرت را نه تنها در خاورمیانه، بلکه در سراسر اوراسیا تغییر دهد. قاضی گفت: «هرمز فقط یک گلوگاه نیست؛ بلکه آزمونی برای وضعیت واقعی سیستم بین‌المللی است. اگر بحران پیرامون آن از کنترل خارج شود، به این معنی خواهد بود که سازوکارهای موجود برای کاهش تنش، تضمین تجارت آزاد و معماری امنیت دریایی قادر به مقابله با واقعیت جدید نیستند.»

ماکسیم شپووالنکو ، معاون مدیر مرکز تحلیل استراتژی‌ها و فناوری‌ها، در بحث در مورد توانایی‌های طرفین درگیری، خاطرنشان کرد که اگرچه آمریکایی‌ها از توانایی فنی برای مسدود کردن موقت تنگه هرمز برخوردارند، اما این کار مملو از خطرات جدی است. در اصل، نیروی دریایی ایالات متحده نیروهای کافی برای انجام محاصره دریایی دارد، اگرچه با توجه به تهدیدات نامتقارن از سوی ایران، اجرای آن با نمونه‌های تاریخی متفاوت خواهد بود. تنها سوال، طول عمر آن است. این امر مستلزم هزینه‌های بالا، افزایش فرسودگی تجهیزات و نیاز به استراحت خدمه است. ایران نیز به نوبه خود می‌تواند با انواع سلاح‌ها، از پهپادها گرفته تا موشک‌های بالستیک ضد کشتی، با نیروهای آمریکایی مقابله کند. هر یک از آنها قادر به از کار انداختن حتی یک ناو هواپیمابر هستند. به گفته شپووالنکو، نیروی دریایی ایالات متحده بر اساس یک الگوی سنتی ساخته شده و برای مقابله با تهدیدات متعارف طراحی شده است، در حالی که ایرانی‌ها بر اساس روندهای جدید در تسلیحات، به دنبال پاسخ نامتقارن هستند. او معتقد است که اثربخشی محاصره ایالات متحده توسط این عامل تضعیف خواهد شد.

سرلشکر رانجان ویجداسا (بازنشسته)، مدیر کل موسسه مطالعات امنیت ملی (سریلانکا)، تأکید کرد که هرگونه اختلال در ناوبری در تنگه هرمز، هم بر اقتصاد و هم بر امنیت تأثیر می‌گذارد. مقیاس تهدید محدود به خاورمیانه نیست - یک درگیری منطقه‌ای با مشارکت کشورهای خلیج فارس می‌تواند به چیزی بزرگتر تبدیل شود. حق بیمه افزایش می‌یابد و تأخیر در مسیرهای کشتیرانی رخ خواهد داد که باعث ایجاد عدم اطمینان در بازارهای جهانی می‌شود. به دلیل اختلال در زنجیره‌های تأمین نفت و گاز جهانی، یک شوک انرژی جهانی محتمل است که تأثیرات قابل توجهی بر بخش‌های تولید و حمل و نقل و خطری برای امنیت غذایی خواهد داشت. ویجداسا با تجزیه و تحلیل تأثیر این درگیری بر منطقه اقیانوس هند، به افزایش تنش‌ها و افزایش خطرناک حضور دریایی قدرت‌های بزرگ اشاره کرد. برای سریلانکا، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی این وضعیت به ویژه جدی است، زیرا این کشور به شدت به واردات نفت وابسته است و تقریباً یک میلیون نفر از شهروندان آن در خاورمیانه کار می‌کنند. با این حال، این وضعیت فرصت‌هایی را نیز برای این کشور فراهم می‌کند، از جمله از طریق تنوع‌بخشی به مسیرهای دریایی.

پروخور تبین ، مدیر مرکز مطالعات نظامی-اقتصادی در موسسه اقتصاد و استراتژی نظامی جهانی مدرسه عالی اقتصاد روسیه (HSE)، خاطرنشان کرد که یکی از ارکان قدرت آمریکا، جایگاه آن به عنوان یک قدرت دریایی پیشرو است که تجارت دریایی جهانی را تضمین می‌کند. در همین حال، آمریکایی‌ها در حال حاضر به دلایل نامشخصی در حال تضعیف این رکن هستند. خاورمیانه، برخلاف غرب اقیانوس آرام، آشکارا منطقه‌ای با اولویت برای استراتژی سیاسی و نظامی فعلی آمریکا نیست. با این حال، ایالات متحده به جای تغییر جهت خود به سمت این منطقه، درگیر یک کارزار طولانی در خلیج فارس شده است که از نظر سیاسی برای مبانی فلسفی قدرت ملی آن مخرب است. به گفته تبین، این کارزار منجر به تکه‌تکه شدن و منطقه‌ای شدن اقتصاد جهانی و ایجاد بلوک‌های امنیتی منطقه‌ای خواهد شد. در این زمینه، کشورهای بیشتری در حال بررسی کاهش خطرات تجارت دریایی با توسعه مسیرهای زمینی هستند. این تحلیلگر در پایان گفت که همه اینها پایه‌های قدرت آمریکا را تضعیف می‌کند.

حسن سلیم اوزرتم ، مدیر تحقیقات شرکت مشاوره اوسال (ترکیه)، اظهار داشت: «تبدیل به سلاح کردن جغرافیا توسط ایران، پویایی ژئوپلیتیک را تغییر می‌دهد. اکنون، اولین دولت-ملت‌های قرن بیست و یکم به دنبال کنترل کامل نقاط حساس جغرافیایی هستند و از آنها به عنوان اهرم سیاسی نه تنها علیه دشمنان مستقیم، بلکه علیه اقتصاد جهانی نیز استفاده می‌کنند.» ایالات متحده قابلیت‌های ایران را دست کم گرفته بود و خود را برای یک درگیری کوتاه مدت به جای یک درگیری بلندمدت آماده می‌کرد. هیچ کس انتظار نداشت که ایران به کشورهای خلیج فارس حمله کند و کنترل تنگه هرمز را به دست گیرد. در این زمینه، هدف استراتژیک ایالات متحده همچنان نامشخص است. در همین حال، وضع موجود در تنگه هرمز مختل و این به یک مشکل ساختاری تبدیل شده است. اوزرتم معتقد است که هیچ آتش‌بس نمی‌تواند بازگشت به هنجار قبلی و آزادی ناوبری را تضمین کند. بنابراین، کشورهای منطقه اکنون باید با در نظر گرفتن اتصال و انعطاف‌پذیری سیستم بین‌المللی، مسیرهای انرژی خود را متنوع کنند.

پاول گودف ، محقق برجسته موسسه اقتصاد جهانی و روابط بین‌الملل (IMEMO RAS)، جنبه‌های حقوقی وضعیت فعلی را بررسی کرد. وی خاطرنشان کرد که حقوق بین‌الملل دریایی، بیشتر جنبه‌های فعالیت اقتصادی دریایی را در زمان صلح تنظیم می‌کند. با این حال، در این مورد، ما در مورد منطقه‌ای صحبت می‌کنیم که تحت حاکمیت حقوق بین‌الملل درگیری‌های مسلحانه در دریا است که بخشی از حقوق بین‌الملل بشردوستانه است. بر این اساس، به طور کلی، مفاد بخش سوم کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها، در مورد حق عبور ترانزیتی، در زمان صلح در مورد دریای هرمز اعمال می‌شود. این مفاد بسیار لیبرال، عبور بدون مانع کشتی‌های غیرنظامی و نظامی را مجاز می‌داند و آزادی پرواز از فراز آن، از جمله برای هواپیماهای نظامی را تضمین می‌کند. با این حال، ایران این مفاد را مبتنی بر معاهده می‌داند و تابع عرف بین‌المللی نیست و استدلال می‌کند که ایالات متحده، که امضاکننده کنوانسیون نیست، نمی‌تواند از آنها استفاده کند. در مورد ایالات متحده، تهران قوانین عبور بی‌ضرر را به جای ترانزیت، اعمال می‌کند. این موارد شامل ممنوعیت‌های «تهدید صلح و امنیت» در طول عبور و همچنین طیف وسیعی از فعالیت‌ها در تنگه می‌شود. ایران همچنین در قوانین داخلی خود تصریح کرده است که حق عبور بی‌ضرر برای کشتی‌های جنگی خارجی مجاز است، اگرچه کنوانسیون ۱۹۵۸ سازمان ملل در مورد دریای سرزمینی و منطقه مجاور، که ایران از امضاکنندگان آن است، مانع شدن از عبور بی‌ضرر کشتی‌های سایر کشورها را در چنین مواردی ممنوع می‌کند. در زمان جنگ، کنوانسیون سازمان ملل در مورد قانون دریاها تا حدی قابل اجرا است، از جمله در مورد تنگه‌هایی که برای ناوبری بین‌المللی استفاده می‌شوند. با این حال، این فقط در مورد کشتی‌های بی‌طرف اعمال می‌شود. گودف تأکید کرد: «ایران موظف نیست حق عبور ترانزیتی یا حق عبور بی‌ضرر را در مورد کشتی‌های کشورهایی که با آنها درگیر درگیری مسلحانه بین‌المللی است، یعنی ایالات متحده و اسرائیل، رعایت کند.»

 
 خلاصه

این متن نشان می‌دهد که تنگه هرمز از یک گذرگاه جغرافیایی به یک «گره راهبردی جهانی» تبدیل شده است. بحران در این منطقه می‌تواند:

   * به بحران ساختاری در نظم جهانی تبدیل شود.
   * زنجیره تأمین انرژی و اقتصاد جهانی را مختل کند.
   * قدرت دریایی آمریکا را به چالش بکشد.
   * روند «منطقه‌ای شدن اقتصاد جهانی» را تسریع کند.
   * نقش ابزارهای نامتقارن ایران را در تغییر موازنه قدرت برجسته نماید.

همچنین از منظر حقوقی، شرایط جنگی امکان محدودسازی عبور کشتی‌های دشمن را برای ایران فراهم می‌کند.

 

 
تحلیل راهبردی: جهانی شدن قدرت ایران از مسیر هرمز

۱. هرمز به‌مثابه «گره ژئوپلیتیکی جهانی»

تنگه هرمز یکی از معدود نقاطی است که در آن جغرافیا مستقیماً به قدرت تبدیل می‌شود. در ادبیات ژئوپلیتیک، چنین نقاطی «نقاط خفگی» هستند؛ اما آنچه در این متن برجسته است، گذار از «چاک‌پوینت اقتصادی» به «اهرم راهبردی جهانی» است.
  در صورت تثبیت سلطه ایران، این تنگه عملاً به یک ابزار تنظیم نظم جهانی تبدیل می‌شود، نه صرفاً یک مسیر ترانزیتی.

 

۲. تضعیف هژمونی دریایی آمریکا

قدرت ایالات متحده از جنگ جهانی دوم به این سو بر سه ستون استوار بوده است:

   * کنترل دریاها
   * تضمین تجارت آزاد
   * دلار به‌عنوان ارز جهانی

کنترل مؤثر ایران بر هرمز، ستون اول را مستقیماً هدف قرار می‌دهد. این یعنی:

   * فروپاشی نسبی «امنیت دریایی آمریکا محور»
   * افزایش هزینه‌های نظامی و لجستیکی برای غرب
   * انتقال تدریجی مرکز ثقل قدرت به اوراسیا

 

۳. اقتصاد جهانی و «شوک ساختاری»

هرمز شاهراه حدود یک‌سوم تجارت نفت جهان است. در صورت تثبیت کنترل ایران:

   * بازار انرژی از «بازار آزاد» به «بازار ژئوپلیتیک‌شده» تبدیل می‌شود
   * قیمت‌ها دیگر صرفاً تابع عرضه و تقاضا نیستند، بلکه تابع قدرت سیاسی خواهند بود
   * کشورهای صنعتی غربی با بحران تورمی و رکود ترکیبی مواجه می‌شوند

این وضعیت به‌ویژه برای اقتصادهای وابسته به انرژی وارداتی (اروپا، ژاپن) بسیار بحرانی است.


۴. فرصت تاریخی برای ایران: از قدرت منطقه‌ای به قدرت سیستمی

اگر ایران بتواند کنترل خود را تثبیت کند، برای نخستین بار در تاریخ معاصر:

   * از یک بازیگر منطقه‌ای به یک بازیگر تعیین‌کننده در سطح سیستم جهانی تبدیل می‌شود
   * ابزار «بازدارندگی جغرافیایی» را به سطح «بازدارندگی تمدنی» ارتقا می‌دهد
   * می‌تواند در معادلات کلان مانند قیمت انرژی، امنیت غذایی و مسیرهای تجاری اثرگذاری مستقیم داشته باشد

 

۵. پیامد کلیدی: تسریع چند قطبی شدن جهان

کنترل ایران بر هرمز موجب می‌شود:

   * چین، روسیه و سایر قدرت‌ها به‌دنبال مسیرهای جایگزین (کریدورهای زمینی) بروند
   * پروژه‌هایی مانند «کمربند و جاده» اهمیت بیشتری پیدا کنند
   * نظم جهانی از حالت تک‌قطبی به چندقطبی شتاب بگیرد

 

۶. ریسک‌ها و محدودیت‌ها

با این حال، این سناریو بدون هزینه نیست:

   * احتمال شکل‌گیری ائتلاف‌های نظامی ضدایرانی
   * فشارهای اقتصادی و تحریم‌های شدیدتر
   * خطر درگیری مستقیم 

بنابراین، موفقیت این راهبرد نیازمند ترکیب سه عامل است:

   * مدیریت هوشمند تنش
   * ائتلاف‌سازی منطقه‌ای و اوراسیایی
   * تبدیل قدرت نظامی به دستاورد سیاسی پایدار

 
جمع‌بندی نهایی

تنگه هرمز در حال تبدیل شدن به نقطه‌ای است که در آن نظم جهانی بازتعریف می‌شود. اگر ایران بتواند کنترل پایدار و مدیریت‌شده‌ای بر این گلوگاه اعمال کند، نه‌تنها موازنه قدرت در خاورمیانه، بلکه ساختار کل نظام بین‌الملل دستخوش تحول خواهد شد.

به‌بیان دقیق‌تر، هرمز می‌تواند برای ایران همان نقشی را ایفا کند که «کنترل دریاها» برای امپراتوری بریتانیا در قرن نوزدهم یا آمریکا در قرن بیستم داشت—اما این‌بار در قالب یک الگوی جدید: قدرت جغرافیایی در خدمت نظم چندقطبی.

 

۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

۲۲ آوریل ۲۰۲۶

تارنمای والدای کلاب

برگردان، کوتاه سازی و تحلیل راهبردی سید علی اصغر شهدی

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117898کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ