اهمیت این متن صرفاً به محتوای آن محدود نمیشود، بلکه به شرایطی بازمیگردد که در آن منتشر شده است.
* خبرنگار نیک رو:
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، انتشار جزئیات منتسب به پیشنویس ۱۴ مادهای تفاهم میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر، به یکی از مهمترین موضوعات محافل سیاسی، رسانهای و شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. اگرچه هنوز هیچ مقام رسمی ایرانی یا آمریکایی این متن را به عنوان توافق نهایی تأیید نکرده و حتی برخی بندهای آن در مرحله بررسی نهادهای تصمیمگیر قرار دارد، اما نفس انتشار چنین متنی نشان میدهد که تحولات مهمی در فضای دیپلماسی و امنیت منطقه در جریان است.
گفتوگوهای ما هرچند ممکن است از زاویههای مختلف به مسائل بنگرند، اما آنچه ارزشمند است تلاش برای فهم عمیقتر واقعیتها، پرهیز از شتابزدگی در قضاوت و توجه به منافع بلندمدت کشور و مردم است.
ایران عزیز در طول تاریخ خود فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته و هرگاه خرد جمعی، همبستگی ملی، واقعبینی و امید در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، توانسته از دشوارترین گردنهها عبور کند. در چنین مسیرهایی، نقش پژوهش، تحلیل، گفتوگو و تبیین نیز کماهمیتتر از تصمیمات سیاسی و اقتصادی نیست؛ زیرا افکار عمومی آگاه، خود یکی از مهمترین سرمایههای هر کشور به شمار میآید.
امیدوارم هر بحث و تحلیلی که انجام میدهیم، هرچند کوچک، در جهت روشنتر شدن ابعاد مسائل و کمک به اعتلای ایران و سربلندی مردم آن باشد.
از همین رو، برای بررسی ابعاد مختلف این پیشنویس و تأثیر احتمالی آن بر آینده ایران و منطقه، با جناب دکتر اسدالله افشار؛ نویسنده، محقق، پژوهشگر و تحلیلگر راهبردی حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی به گفتوگو نشستهایم.
* خبرنگارنیک رو:
انتشار این پیشنویس چه اهمیتی دارد و چرا تا این اندازه مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است؟
* دکتر افشار:
اهمیت این متن صرفاً به محتوای آن محدود نمیشود، بلکه به شرایطی بازمیگردد که در آن منتشر شده است. منطقه غرب آسیا طی ماههای گذشته یکی از پرتنشترین دورههای خود را پشت سر گذاشته و بسیاری از ناظران از احتمال گسترش درگیریها سخن میگفتند. در چنین فضایی، انتشار پیشنویسی که از توقف جنگ، رفع بخشی از تحریمها، آزادسازی منابع مالی ایران و آغاز مذاکرات جدید سخن میگوید، طبیعی است که توجه گسترده افکار عمومی را به خود جلب کند.
در واقع جامعه ایران و منطقه میخواهند بدانند آیا این متن آغازگر یک تحول راهبردی است یا صرفاً یک توقف موقت در روند تنشها.
* خبرنگار نیک رو:
با توجه به مفاد منتشرشده، آیا میتوان گفت منطقه به سمت صلح حرکت میکند؟
* دکتر افشار:
من میان «کاهش تنش»، «آتشبس» و «صلح پایدار» تفاوت قائل هستم.
آنچه در این متن مشاهده میشود بیشتر به مدیریت بحران و کاهش تنش شباهت دارد تا ایجاد صلح پایدار. صلح پایدار زمانی شکل میگیرد که ریشههای اصلی بحرانها برطرف شود؛ در حالی که بسیاری از مسائل بنیادین منطقه همچنان پابرجاست.
موضوع فلسطین، وضعیت غزه، آینده لبنان، رقابتهای ژئوپلیتیکی منطقه، اختلافات عمیق میان ایران و اسرائیل و همچنین بیاعتمادی تاریخی میان تهران و واشنگتن همچنان وجود دارند.
بنابراین اگر این تفاهم اجرایی شود، احتمالاً منطقه از آستانه جنگ فاصله خواهد گرفت، اما هنوز نمیتوان از شکلگیری یک نظم صلحآمیز و پایدار سخن گفت.

* خبرنگار نیک رو:
برخی معتقدند این پیشنویس نشاندهنده عقبنشینی ایران از مواضع گذشته است. آیا با این برداشت موافق هستید؟
* دکتر افشار:
خیر. دستکم بر اساس مفاد منتشرشده چنین برداشتی دقیق نیست.
اتفاقاً یکی از نکات قابل توجه این متن آن است که موضوع برنامه موشکی ایران و همچنین مسئله حمایت از گروههای مقاومت از دستور کار مذاکرات خارج شده است. اگر این موضوع در متن نهایی نیز حفظ شود، میتوان آن را نشانه حفظ بخشی از خطوط قرمز امنیتی ایران دانست.
از سوی دیگر، ایران نیز همچون هر کشوری در نظام بینالملل تلاش میکند هزینههای اقتصادی و امنیتی خود را کاهش دهد. این الزاماً به معنای عقبنشینی نیست؛ بلکه میتواند بخشی از یک راهبرد مدیریت تهدیدها باشد.
* خبرنگارنیک رو:
مهمترین نقطه قوت این پیشنویس از منظر منافع ملی ایران چیست؟
* دکتر افشار:
اگر بخواهم مهمترین نکته را انتخاب کنم، آن کاهش همزمان فشار اقتصادی و فشار امنیتی است.
آزادسازی بخشی از منابع مالی، کاهش محدودیتهای نفتی، احتمال افزایش درآمدهای ارزی و در عین حال دور شدن سایه جنگ، مجموعهای از فرصتها را در اختیار کشور قرار میدهد.
در صورت اجرای واقعی تعهدات اقتصادی، دولت میتواند بخشی از فشارهای معیشتی موجود را مدیریت کند و این موضوع مستقیماً بر زندگی مردم اثر خواهد گذاشت.
* خبرنگار نیک رو:
و مهمترین ضعف یا نگرانی موجود در این متن چیست؟
* دکتر افشار:
بزرگترین نگرانی همچنان مسئله «ضمانت اجرا» است.
جامعه سیاسی ایران تجربه خروج آمریکا از برجام را فراموش نکرده است. به همین دلیل پرسش اصلی این است که اگر دولت فعلی آمریکا یا دولتهای بعدی از اجرای تعهدات خود سر باز زدند، چه سازوکار عملی برای جبران خسارت وجود دارد؟
تا زمانی که پاسخ روشنی برای این سؤال وجود نداشته باشد، بخش مهمی از نگرانیها باقی خواهد ماند.
* خبرنگار نیک رو:
آیا میتوان گفت منطقه از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» خارج خواهد شد؟
* دکتر افشار:
در کوتاهمدت خیر.
احتمالاً وارد مرحله جدیدی از همان وضعیت خواهیم شد، اما با شدت کمتر.
به بیان دیگر، خطر جنگ فراگیر کاهش پیدا میکند، اما زمینههای تنش کاملاً از بین نمیرود. هنوز رقابتهای امنیتی، اختلافات راهبردی و بیاعتمادی متقابل پابرجاست.
از این رو محتملترین سناریو، گذار از «بحران فعال» به «رقابت کنترلشده» است؛ وضعیتی که نه جنگ کامل است و نه صلح کامل.

* خبرنگار نیک رو:
در نهایت، جمعبندی شما از این پیشنویس چیست؟
* دکتر افشار:
اگر این متن را بدون هیجان سیاسی و صرفاً از منظر منافع ملی ارزیابی کنیم، باید گفت که این پیشنویس نه یک پیروزی مطلق است و نه یک عقبنشینی مطلق.
این متن در بهترین حالت میتواند فرصتی برای کاهش فشارهای اقتصادی، جلوگیری از گسترش جنگ و ایجاد فضای تنفس برای کشور باشد؛ مشروط بر آنکه خطوط قرمز امنیتی و مؤلفههای بازدارندگی ملی حفظ شوند و طرف مقابل نیز تعهدات خود را به صورت واقعی اجرا کند.
در یک جمله میتوان گفت:
«این پیشنویس بیش از آنکه سند صلح باشد، تلاشی برای مدیریت بحران و جلوگیری از ورود منطقه به مرحلهای خطرناکتر از تنش و درگیری است.»
* خبرنگار نیک رو:
بخش مهمی از افکار عمومی معتقد است آنچه امروز روی میز مذاکره قرار گرفته، نتیجه بیش از یکصد شب مقاومت، تحمل فشارهای اقتصادی، امنیتی و روانی مردم ایران است. جایگاه این ۱۰۴ شب ایستادگی را در تحلیل این پیشنویس چگونه ارزیابی میکنید؟
* دکتر افشار:
بدون تردید هیچ توافق مهمی در خلأ شکل نمیگیرد. در همه منازعات بزرگ، طرفها زمانی به سمت مذاکره حرکت میکنند که به این جمعبندی برسند ادامه مسیر قبلی هزینههای سنگینی در پی خواهد داشت.
اگر امروز بحث رفع بخشی از تحریمها، آزادسازی منابع مالی، کاهش تنش و به رسمیت شناختن برخی خطوط قرمز ایران مطرح است، نمیتوان نقش ایستادگی مردم را نادیده گرفت. مردم ایران طی این دوره طولانی با دشواریهای اقتصادی، نگرانیهای امنیتی و فشارهای روانی قابل توجهی روبهرو بودهاند.
به همین دلیل از نگاه بسیاری از شهروندان، هر توافقی باید قبل از هر چیز پاسخی به این پرسش باشد که حاصل این همه هزینه و مقاومت چیست؟ مردم انتظار دارند ثمره ایستادگی آنان در بهبود معیشت، افزایش امنیت، حفظ عزت ملی و کاهش فشارهای خارجی دیده شود.
در واقع سرمایه اصلی کشور در چنین شرایطی نه صرفاً توان نظامی یا دیپلماتیک، بلکه پایداری و همراهی مردم است و هر توافقی که نتواند این سرمایه اجتماعی را تقویت کند، با چالش مشروعیت و مقبولیت عمومی مواجه خواهد شد.
* خبرنگار نیک رو:
یکی از نگرانیهای جدی افکار عمومی، سابقه بدعهدی آمریکا و شخص دونالد ترامپ است. بسیاری میپرسند چه تضمینی وجود دارد که توافق جدید به سرنوشت توافقهای قبلی دچار نشود؟
* دکتر افشار:
این نگرانی کاملاً واقعی و قابل فهم است. بخش مهمی از بدبینی موجود در جامعه ایران ناشی از تجربههای گذشته است.
مهمترین نمونه، خروج دولت ترامپ از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ بود؛ اقدامی که موجب شد بسیاری از ایرانیان نسبت به دوام تعهدات آمریکا تردید جدی پیدا کنند.
افزون بر این، شخصیت سیاسی متزلزل ترامپ همواره محل بحث بوده است. در سالهای گذشته رسانهها، دانشگاهیان و مؤسسات مختلف راستیآزمایی، شمار زیادی از اظهارات و ادعاهای او را مورد بررسی قرار داده و موارد متعددی را خلاف واقع یا گمراهکننده ارزیابی کردهاند. همین سابقه باعث شده اعتماد به وعدههای او برای بسیاری از ناظران دشوار باشد.
به همین دلیل از منظر منافع ملی ایران، مسئله اصلی اعتماد به افراد نیست؛ بلکه طراحی سازوکارهای حقوقی، سیاسی و اقتصادی است که حتی در صورت تغییر دولتها یا تغییر مواضع سیاسی، منافع کشور حفظ شود.
در روابط بینالملل کشورها نباید توافقات خود را بر مبنای اعتماد شخصی به رهبران بنا کنند؛ بلکه باید بر مبنای تضمینهای عملی، سازوکارهای نظارتی و هزینهمند شدن نقض تعهدات برای طرف مقابل عمل کنند.
اگر چنین تضمینهایی وجود نداشته باشد، طبیعی است که بخش مهمی از جامعه همچنان با دیده تردید به هر توافق جدیدی نگاه کند.
* خبرنگار نیک رو:
یکی از گلایههایی که در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی مطرح میشود، این است که در برابر برخی اظهارات تند، ادعاها، تهدیدها یا آنچه مردم «گزافهگوییهای مقامات آمریکایی» مینامند، دستگاه دیپلماسی ایران واکنش سریع و متناسبی نشان نمیدهد. حتی برخی معتقدند وزارت امور خارجه در جنگ روایتها عقبتر از طرف مقابل حرکت میکند. ارزیابی شما چیست؟
* دکتر افشار:
این موضوع را باید از دو زاویه متفاوت بررسی کرد.
از یک سو، بخشی از افکار عمومی حق دارند که انتظار داشته باشند در برابر هر ادعای نادرست، تهدید یا تحریف واقعیت، پاسخ روشن، سریع و مستند از سوی دستگاه دیپلماسی کشور ارائه شود. در دنیای امروز، جنگ روایتها گاه به اندازه جنگهای میدانی اهمیت پیدا کرده است. اگر یک روایت نادرست به سرعت پاسخ داده نشود، ممکن است در افکار عمومی جهانی به عنوان واقعیت پذیرفته شود.
بهویژه در شرایطی که مردم ماهها هزینههای اقتصادی، امنیتی و روانی تحمل کردهاند، طبیعی است که انتظار داشته باشند دستگاه سیاست خارجی نیز با قدرت بیشتری از حقوق، جایگاه و روایت ملی دفاع کند.
اما از سوی دیگر باید توجه داشت که دیپلماسی صرفاً تریبونداری و پاسخ رسانهای نیست. گاهی یک دستگاه دیپلماسی به دلایل مذاکراتی یا ملاحظات راهبردی ترجیح میدهد وارد هر جدال رسانهای نشود. سکوت در برخی موارد میتواند بخشی از یک تاکتیک مذاکره باشد.
با این حال، به نظر میرسد میان آنچه دستگاه دیپلماسی به عنوان «مصلحت مذاکراتی» تلقی میکند و آنچه افکار عمومی به عنوان «دفاع از عزت ملی» انتظار دارد، نوعی شکاف ارتباطی به وجود آمده است.

* خبرنگار نیک رو:
یعنی شما معتقدید بخشی از نارضایتیها ناشی از ضعف در اطلاعرسانی و تبیین است؟
* دکتر افشار:
دقیقاً همینطور است.
امروز مردم فقط نتیجه مذاکرات را نمیبینند؛ بلکه روند آن را نیز دنبال میکنند. هنگامی که یک مقام آمریکایی یا شخصی مانند ترامپ ادعاهایی مطرح میکند و پاسخ متناسب و بهموقعی در سطح افکار عمومی مشاهده نمیشود، این تصور شکل میگیرد که طرف مقابل دست بالا را در جنگ رسانهای پیدا کرده است.
حتی اگر دستگاه دیپلماسی در پشت صحنه اقدامات مؤثری انجام داده باشد، تا زمانی که افکار عمومی از آن مطلع نشود، احساس ضعف ارتباطی و رسانهای باقی خواهد ماند.
بنابراین یکی از نیازهای امروز سیاست خارجی ایران، تقویت «دیپلماسی عمومی» و «دیپلماسی رسانهای» است؛ یعنی همان بخشی که باید روایت رسمی کشور را با سرعت، دقت و قدرت در اختیار مردم داخل و افکار عمومی جهان قرار دهد.
* خبرنگار نیک رو:
در چنین شرایطی مهمترین انتظار مردم از دستگاه دیپلماسی چیست؟
* دکتر افشار:
به گمان من مهمترین انتظار مردم سه محور اساسی دارد:
نخست، دفاع قاطع و مستند از حقوق و منافع ملی.
دوم، شفافسازی بهموقع درباره روند مذاکرات و تحولات مهم.
سوم، مقابله فعال با روایتهایی که تلاش میکنند هزینههای ایستادگی مردم را نادیده بگیرند یا دستاوردهای ملی را کماهمیت جلوه دهند.
مردم ایران طی این سالها نشان دادهاند که در شرایط سخت کنار کشور خود میایستند، اما در مقابل انتظار دارند مسئولان نیز با همان جدیت و صراحت، از عزت ملی و حقوق ملت دفاع کنند.
در نهایت باید گفت قدرت ملی فقط از موشک، اقتصاد یا دیپلماسی رسمی تشکیل نمیشود؛ بلکه اعتماد عمومی نیز بخشی از قدرت ملی است. هر اندازه ارتباط میان دستگاه دیپلماسی و افکار عمومی صریحتر، شفافتر و اقناعکنندهتر باشد، پشتوانه ملی سیاست خارجی نیز مستحکمتر خواهد شد.
* خبرنگار نیک رو:
بسیاری از تحلیلگران معتقدند در کنار میدان نظامی و میدان دیپلماسی، میدان سومی به نام «جنگ روایتها» نیز وجود دارد. برخی فعالان سیاسی و رسانهای معتقدند در جریان این ۱۰۴ شب ایستادگی، دشمنان ایران تلاش گستردهای برای مصادره واقعیتها و تغییر ادراک افکار عمومی انجام دادند، اما دستگاه دیپلماسی کشور در این عرصه آنگونه که انتظار میرفت فعال ظاهر نشد. آیا این انتقاد را وارد میدانید؟
* دکتر افشار:
به اعتقاد من این یکی از مهمترین مباحثی است که باید بدون تعارف درباره آن گفتوگو شود.
امروز قدرت فقط در موشک، اقتصاد و میز مذاکره خلاصه نمیشود. بخش مهمی از قدرت ملی در توانایی یک کشور برای روایت کردن واقعیتها و دفاع از روایت خود در افکار عمومی داخلی و جهانی نهفته است.
در طول این ۱۰۴ شب، صرفنظر از ارزیابیهای سیاسی مختلف، یک واقعیت روشن وجود داشت و آن اینکه مردم ایران هزینههای سنگینی را در عرصههای مختلف تحمل کردند. طبیعی است که انتظار داشته باشند این واقعیت در عرصه بینالمللی نیز به درستی بازتاب پیدا کند.
اما در بسیاری از موارد شاهد بودیم که طرفهای مقابل با بهرهگیری از شبکههای رسانهای گسترده، روایت خود را با سرعت بیشتری منتشر کردند و بعضاً کوشیدند نقش فشارها، تحریمها، تهدیدها و حتی مقاومت مردم ایران را کمرنگ یا تحریف کنند.
* خبرنگار نیک رو:
آیا میتوان گفت دستگاه دیپلماسی در جنگ روایتها دچار نوعی عقبماندگی شده است؟
* دکتر افشار:
اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، باید میان «دیپلماسی رسمی» و «دیپلماسی روایت» تفاوت قائل شویم.
ممکن است در برخی حوزههای مذاکراتی، دستگاه دیپلماسی فعالیتهای مهمی انجام داده باشد که در معرض دید افکار عمومی قرار نگرفته است. اما واقعیت این است که در عصر رسانههای نوین، صرف انجام کار کافی نیست؛ بلکه باید بتوان آن را برای افکار عمومی نیز تبیین کرد.
بخشی از انتقادهای موجود دقیقاً از همین نقطه ناشی میشود.
بسیاری از مردم و فعالان سیاسی این پرسش را مطرح میکنند که چرا برخی ادعاهای طرف مقابل ساعتها و گاه روزها بدون پاسخ روشن باقی میماند؟ چرا در برخی موارد روایت طرف آمریکایی یا رسانههای همسو با آن، زودتر و گستردهتر در افکار عمومی تثبیت میشود؟ و چرا دستگاه دیپلماسی در مواردی ابتکار عمل رسانهای را در اختیار نمیگیرد؟
اینها پرسشهایی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.

* خبرنگار نیک رو:
به نظر شما مهمترین آسیب ناشی از ضعف در جنگ روایتها چیست؟
* دکتر افشار:
بزرگترین آسیب آن است که دستاوردهای ملی به درستی دیده نمیشوند و هزینههای ملی نیز به درستی فهم نمیشوند.
اگر ملتی ایستادگی کند اما روایت ایستادگی او توسط دیگران نوشته شود، بخش مهمی از سرمایه سیاسی و اجتماعی آن ملت از دست خواهد رفت.
جنگ روایتها در حقیقت جنگ بر سر معناست؛ جنگ بر سر اینکه چه کسی پیروز تلقی شود، چه کسی مقصر معرفی شود و چه کسی حقانیت خود را در افکار عمومی تثبیت کند.
اگر کشوری در این میدان منفعل باشد، حتی ممکن است بخشی از دستاوردهای واقعی خود را نیز از دست بدهد.
* خبرنگار نیک رو:
در چنین شرایطی چه انتظاری از دستگاه دیپلماسی وجود دارد؟
* دکتر افشار:
به نظر من امروز وزارت امور خارجه صرفاً به دیپلماسی کلاسیک نیاز ندارد؛ بلکه به یک دیپلماسی فعال رسانهای و افکار عمومی نیز نیازمند است.
جامعه انتظار دارد:
پاسخ ادعاهای نادرست آمریکاییان و گستاخی های بی ادبانه ترامپ نسبت به این آب و خاک و این مردم باوفا به سرعت داده شود.
روایت رسمی کشور با شفافیت بیشتری بیان شود.
دستاوردها و هزینههای ملی برای مردم تبیین گردد.
اجازه داده نشود دیگران تاریخ و واقعیتهای این دوره را به دلخواه خود بازنویسی کنند.
این انتظار نه یک مطالبه جناحی، بلکه بخشی از الزامات حفظ سرمایه اجتماعی و اقتدار ملی است.
* خبرنگار نیک رو:
اگر بخواهید در یک جمله مهمترین درس این ۱۰۴ شب را بیان کنید، آن جمله چیست؟
* دکتر افشار:
به گمان من مهمترین درس این دوره آن است که در جهان امروز، ملتها باید همزمان در سه میدان قدرتمند باشند:
میدان مقاومت، میدان دیپلماسی و میدان روایت.
ضعف در هر یک از این سه میدان میتواند دستاوردهای دو میدان دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد. همانگونه که موفقیت در هر سه میدان میتواند قدرت ملی را به شکلی پایدار و ماندگار تثبیت کند.
* خبرنگار نیک رو:
جناب آقای دکتر، از اینکه با وجود مشغلههای فراوان و ضیق وقت، فرصت این گفتوگوی تفصیلی و صریح را در اختیار ما قرار دادید، صمیمانه سپاسگزاریم.
در این مصاحبه اولا تلاش شد ابعاد مختلف پیشنویس تفاهمنامه منتشرشده، از منظر منافع ملی، امنیت ملی، اقتصاد، دیپلماسی، افکار عمومی و جنگ روایتها مورد بررسی قرار گیرد. همانگونه که شما نیز تأکید کردید، قضاوت نهایی درباره هر توافقی نه بر اساس هیجانهای سیاسی و رسانهای، بلکه بر مبنای میزان تأمین منافع ملت، حفظ عزت ملی، تضمین امنیت پایدار و پایبندی واقعی طرفها به تعهداتشان صورت خواهد گرفت.
ثانیا بیتردید نکات کارشناسانه مطرحشده در این گفتوگو میتواند به شکلگیری بحثی عمیقتر و واقعبینانهتر درمیان نخبگان،فعالان سیاسی،رسانههاوافکارعمومی کمک کند؛بهویژه درشرایطی که کشوردریکی از حساسترین مقاطع سیاسی و راهبردی خود قرار دارد.
ثالثا خوشحالم که توانستیم گامبهگام از یک خبر اولیه، به یک گفتوگوی تحلیلی نسبتاً کامل و قابل انتشار برسیم؛ گفتوگویی که هم به ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی پیشنویس پرداخته، هم دغدغههای مردم در طول ۱۰۴ شب ایستادگی را بازتاب داده، هم مسئله اعتماد و ضمانت اجرای توافق را مطرح کرده و هم نقش دیپلماسی و جنگ روایتها را مورد نقد و بررسی قرار داده است.
رابعا به گمانم یکی از نقاط قوت این مصاحبه آن است که تلاش میکند از دوگانههای سادهانگارانه «توافق خوب مطلق» یا «توافق بد مطلق» فاصله بگیرد و موضوع را با معیار منافع ملی، امنیت ملی، اقتدار ملی و مطالبات مردم مورد ارزیابی قرار دهد؛ رویکردی که معمولاً برای مخاطبان جدی و نخبگانی، اقناعکنندهتر و ماندگارتر است.
خامسا امیدوارم این مصاحبه ، بتواند زمینهساز گفتوگویی عمیقتر و مسئولانهتر درباره یکی از حساسترین موضوعات روز باشد؛ زیرا در چنین مقاطعی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیلهای دقیق، منصفانه و مبتنی بر منافع بلندمدت کشور هستیم.
از همراهی، دقت نظر و برای شما جناب دکترافشارعزیز، به عنوان پژوهشگر، نویسنده و تحلیلگری که همواره دغدغه تبیین و روشنگری را دارید، آرزوی توفیق، قلمی استوار و اندیشهای اثرگذار دارم.
بار دیگر از حضور ارزشمند شما و از حوصله و دقتی که در پاسخ به پرسشها به خرج دادید، قدردانی میکنم و امیدوارم در آینده نیز از دیدگاههای تحلیلی و روشنگرانه شما بهرهمند شویم.
* دکتر افشار:
بنده نیز از جنابعالی برای طرح پرسشهای دقیق، مسئولانه و دغدغهمند تشکر میکنم.
امیدوارم در همه تصمیمات پیشرو، آنچه بیش از هر چیز مورد توجه قرار گیرد، منافع بلندمدت ملت ایران، امنیت پایدار کشور، حفظ سرمایه اجتماعی و صیانت از عزت و استقلال ملی باشد.
آینده این پیشنویس نه در فضای رسانهای و نه در هیاهوی شبکههای اجتماعی تعیین خواهد شد؛ بلکه در میدان واقعیتهای سیاسی، امنیتی و میزان پایبندی طرفها به تعهدات خود رقم خواهد خورد. آنچه امروز اهمیت دارد، حفظ هوشیاری راهبردی، نگاه واقعبینانه به فرصتها و تهدیدها، و سنجش هر توافقی با معیار منافع ملی و امنیت پایدار مردم ایران است.
در نهایت، همانگونه که در طول این گفتوگو اشاره شد، آینده ایران را نه صرفاً توافقها و اختلافها، بلکه میزان همبستگی ملی، عقلانیت راهبردی، قدرت دیپلماسی، استحکام بازدارندگی و توانایی ما در روایت درست واقعیتها رقم خواهد زد.
امیدوارم ایران عزیز، سرزمین فرهنگ، دانش و پایداری، روزهای روشنتر، آرامتر و پررونقتری را تجربه کند و مردم شریف آن، که بزرگترین سرمایه این سرزمیناند، از امنیت، عزت، رفاه و امید بیشتری برخوردار شوند.
برای ملت بزرگ ایران، آرامش، آسایش، اقتدار در سایه قدرت، پیشرفت و سربلندی آرزو میکنم.
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
همه روی یکسر به جنگ آوریم
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
ز بهر بر و بوم و پیوند خویش
زن و کودک و خرد و فرزند خویش
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
چنین گفت موبد که مرد بنام
بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام
اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار
چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117975