درحال بارگذاری

گروه: بین الملل / حوزه تحلیل بین الملل/ایران شناسه: ۱۱۷۹۵۶۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۵۷ : ۲۰ بازدید: ۲۲۷۷۴دیدگاه: ۰

لبنان؛ در قلب پیچیده‌ترین منازعات ژئوپلیتیکی غرب آسیا

لبنان؛ در قلب پیچیده‌ترین منازعات ژئوپلیتیکی غرب آسیا آنچه امروز در منطقه و جهان می‌گذرد، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیل‌های دقیق، مستند و منصفانه است؛ زیرا در هیاهوی جنگ‌ها، رقابت قدرت‌ها و نبرد روایت‌ها، نخستین قربانی معمولاً حقیقت و پس از آن انسان‌های بی‌پناه هستند.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، اگر بخواهیم استمرار تجاوزات اسرائیل به لبنان، ادعای آتش‌بس در حالی که عملیات نظامی ادامه دارد، نقش آمریکا در حمایت از این روند، و ناتوانی یا بی‌عملی نهادهای بین‌المللی در اجرای قواعد حقوق بین‌الملل و این موضوع پیچیده را در یک چارچوب تحلیلی و بین‌المللی بررسی کنیم، باید از سطح اخبار روزمره فراتر رفت و به ساختارهای قدرت، حقوق بین‌الملل، امنیت منطقه‌ای و پیامدهای انسانی آن پرداخت.

 

لبنان؛ قربانیِ جنگی فراتر از مرزهای خود

لبنان امروز صرفاً با یک درگیری مرزی مواجه نیست؛ بلکه در قلب یکی از پیچیده‌ترین منازعات ژئوپلیتیکی غرب آسیا قرار گرفته است. حملات مکرر به مناطق جنوبی لبنان، تخریب زیرساخت‌های حیاتی، تهدید مستمر غیرنظامیان و گسترش دامنه عملیات نظامی، نشان می‌دهد که امنیت و حاکمیت ملی لبنان همچنان در معرض چالش‌های جدی قرار دارد.

در چنین شرایطی، نخستین قربانی جنگ، مردم عادی هستند؛ مردمی که نه در تصمیم‌گیری‌های نظامی نقش دارند و نه در معادلات قدرت منطقه‌ای، اما بیشترین هزینه را می‌پردازند. ویرانی خانه‌ها، مهاجرت اجباری خانواده‌ها، آسیب به مراکز درمانی، آموزشی و خدماتی و گسترش ناامنی روانی، خسارت‌هایی است که آثار آن تا سال‌ها باقی می‌ماند.

 

تناقض آتش‌بس و تداوم عملیات نظامی

در حقوق بین‌الملل، آتش‌بس صرفاً یک اعلام سیاسی نیست؛ بلکه تعهدی عملی برای توقف اقدامات خصمانه است. هرگاه عملیات نظامی، حملات هوایی، ترورهای هدفمند یا اشغال مناطق جدید ادامه یابد، طبیعی است که اعتبار و کارآمدی هرگونه توافق آتش‌بس زیر سؤال رود.

یکی از چالش‌های اصلی بحران‌های معاصر این است که برخی بازیگران، از آتش‌بس به‌عنوان ابزاری تاکتیکی برای بازسازی توان نظامی یا بهبود موقعیت سیاسی خود استفاده می‌کنند، نه به‌عنوان گامی واقعی برای پایان دادن به درگیری. در چنین فضایی، اعتماد میان طرف‌ها کاهش یافته و مسیر دیپلماسی دشوارتر می‌شود.

 

سازمان ملل؛ میان آرمان و واقعیت

مهم‌ترین پرسشی که افکار عمومی منطقه مطرح می‌کند این است که نقش سازمان ملل و شورای امنیت در برابر این رخدادها چیست؟

از منظر نظری، و به‌ویژه مسئول حفظ صلح و امنیت بین‌المللی هستند. اما واقعیت‌های سیاسی نشان داده است که کارآمدی این نهادها اغلب تحت تأثیر موازنه قدرت میان اعضای دائم قرار می‌گیرد.

وجود حق وتو سبب شده است که در بسیاری از بحران‌ها، از جمله مسائل مربوط به فلسطین و لبنان، تصمیمات الزام‌آور با موانع جدی روبه‌رو شوند. به همین دلیل، بخش قابل توجهی از افکار عمومی جهان عرب و بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ساختار فعلی نظام بین‌الملل در حمایت از ملت‌های آسیب‌دیده دچار نارسایی‌های جدی است.

 

پیامدهای انسانی؛ زخمی که سال‌ها باقی می‌ماند

خسارت‌های جنگ صرفاً به ساختمان‌های ویران‌شده محدود نیست. آثار واقعی جنگ در لایه‌های عمیق‌تر جامعه نمایان می‌شود:

   * افزایش فقر و بیکاری؛
   * تخریب سرمایه اجتماعی؛
   * گسترش مهاجرت نخبگان؛
   * آسیب‌های گسترده روانی به کودکان و زنان؛
   * کاهش ظرفیت دولت برای ارائه خدمات عمومی؛
   * افزایش شکاف‌های سیاسی و اجتماعی.

تجربه لبنان در دهه‌های گذشته نشان داده است که بازسازی زیرساخت‌ها، شاید در چند سال ممکن باشد، اما بازسازی اعتماد اجتماعی و امنیت روانی نسل‌ها به مراتب دشوارتر است.

 

مسئولیت جامعه جهانی

بر اساس اصول حقوق بشردوستانه بین‌المللی، حفاظت از غیرنظامیان باید در اولویت قرار گیرد. هرگونه اقدام نظامی که موجب آسیب گسترده به زیرساخت‌های غیرنظامی یا زندگی شهروندان شود، باید مورد بررسی مستقل حقوقی قرار گیرد.

جامعه جهانی اگر خواهان ثبات پایدار در منطقه است، نمی‌تواند صرفاً به صدور بیانیه‌های سیاسی اکتفا کند. فشار دیپلماتیک برای توقف درگیری‌ها، حمایت از روندهای سیاسی، کمک به بازسازی مناطق آسیب‌دیده و تضمین اجرای قواعد حقوق بین‌الملل، بخشی از مسئولیت‌های نهادهای بین‌المللی است.

 

نقش ایران در حمایت از ثبات منطقه

تهران؛ در تحولات لبنان یکی از بازیگران تأثیرگذار منطقه‌ای محسوب می‌شود. از نگاه تهران، امنیت لبنان بخشی از امنیت منطقه‌ای غرب آسیاست و هرگونه بی‌ثباتی در این کشور می‌تواند دامنه بحران را گسترش دهد.

در عین حال، مهم‌ترین نقش هر بازیگر منطقه‌ای در شرایط کنونی می‌تواند تلاش برای جلوگیری از گسترش جنگ، حمایت از راهکارهای سیاسی، کمک‌های انسانی و پشتیبانی از سازوکارهایی باشد که از رنج غیرنظامیان می‌کاهد. هرچه دامنه درگیری‌ها محدودتر شود، امکان بازگشت به مسیر دیپلماسی و ثبات بیشتر خواهد بود.

 

خطر بزرگ‌تر؛ گسترش جنگ به سراسر منطقه

نگران‌کننده‌ترین سناریو آن است که درگیری‌های لبنان به یک رویارویی فراگیر منطقه‌ای تبدیل شود. در چنین وضعیتی، نه تنها لبنان، بلکه کل منطقه با پیامدهای امنیتی، اقتصادی و انسانی گسترده روبه‌رو خواهد شد.

افزایش ناامنی در مسیرهای تجاری، تشدید بحران انرژی، گسترش موج آوارگان، افزایش هزینه‌های نظامی دولت‌ها و عمیق‌تر شدن شکاف‌های سیاسی از جمله پیامدهای احتمالی چنین روندی است.

 

مسئله لبنان؛ آزمونی برای اعتبار نظام بین‌الملل  

مسئله لبنان صرفاً یک مناقشه مرزی نیست؛ آزمونی برای اعتبار نظام بین‌الملل، کارآمدی نهادهای حافظ صلح و میزان پایبندی قدرت‌های جهانی به اصول اعلام‌شده حقوق بشر و حقوق بین‌الملل است. هر روزی که آتش جنگ ادامه می‌یابد، نه تنها خانه‌ای ویران می‌شود، بلکه بخشی از امید مردم به عدالت جهانی نیز آسیب می‌بیند.

دفاع از مردم لبنان، پیش از آنکه یک موضع سیاسی باشد، دفاع از اصل کرامت انسانی، حق حیات غیرنظامیان، احترام به حاکمیت کشورها و ضرورت پایان دادن به چرخه خشونت است. تاریخ نشان داده است که هیچ صلح پایداری از دل ویرانه‌های بی‌پایان و رنج ملت‌ها زاده نمی‌شود؛ صلح پایدار زمانی شکل می‌گیرد که عدالت، امنیت و حقوق ملت‌ها به صورت برابر مورد احترام قرار گیرد.

 

پرسشی مهم

چرا باتوجه به آتش بس یکطرفه میان آمریکا و ایران که آتش بس نباید خواند و تنها توقف جنگ باید تعبیر شود همچنان از سوی آمریکا و صهیونیست نقض می شود. و امروز به تعبیر برخی صاحب نظران؛ لبنان قربانی این توقف ببجا در جنگ است. در این خصوص چه باید کرد. و ایران چرا دست روی دست گذاشته است؟

این پرسش در واقع دو لایه دارد: نخست، آیا آنچه رخ داده واقعاً «آتش‌بس» است؟ و دوم، اگر نقض‌ها ادامه دارد، چرا واکنش متناسب دیده نمی‌شود؟

از منظر سیاسی و حقوقی، میان «آتش‌بس» و «توقف موقت درگیری» تفاوت مهمی وجود دارد. آتش‌بس معمولاً دارای چارچوب، ضامن، سازوکار نظارت و تعهدات مشخص برای همه طرف‌هاست. اما در بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای، آنچه رخ می‌دهد بیشتر یک توقف مقطعی عملیات مستقیم است، در حالی که اشکال دیگر فشار، از عملیات اطلاعاتی و امنیتی گرفته تا حملات محدود، تحریم‌ها و فشارهای سیاسی ادامه می‌یابد.

 

چرا تنش‌ها ادامه پیدا می‌کند؟

نخست آنکه از نگاه برخی تحلیلگران، آمریکا و اسرائیل میان «جنگ فراگیر» و «فشار مستمر» تفاوت قائل هستند. ممکن است از ورود به یک جنگ منطقه‌ای بزرگ پرهیز کنند، اما همزمان تلاش کنند اهرم‌های فشار خود را حفظ نمایند.

دوم آنکه لبنان به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت راهبردی در منطقه تبدیل شده است. از نگاه اسرائیل، تضعیف توان نظامی و سیاسی یک هدف امنیتی بلندمدت محسوب می‌شود. بنابراین حتی در شرایط کاهش تنش با ایران، ممکن است عملیات در جبهه لبنان ادامه یابد.

سوم آنکه برخی بازیگران بین‌المللی تصور می‌کنند که هزینه اقدامات محدود بسیار کمتر از هزینه جنگ گسترده است؛ به همین دلیل راهبرد «فشار زیر آستانه جنگ» را دنبال می‌کنند.

 

آیا لبنان قربانی این وضعیت شده است؟

بخش مهمی از تحلیلگران منطقه‌ای معتقدند لبنان امروز در خط مقدم پرداخت هزینه این تقابل قرار گرفته است. اقتصاد شکننده، بحران سیاسی داخلی، ضعف ساختارهای دولتی و استمرار ناامنی، موجب شده است که هرگونه تشدید درگیری؛ تأثیر مستقیمی بر زندگی مردم لبنان داشته باشد.

در چنین شرایطی، حتی اگر جنگی فراگیر رخ ندهد، استمرار ناامنی می‌تواند به همان اندازه برای جامعه لبنان فرساینده و زیان‌بار باشد.

 

چرا ایران واکنش سخت‌تری نشان نمی‌دهد؟

پاسخ این سؤال محل اختلاف جدی میان تحلیلگران است.

یک دیدگاه معتقد است که ایران در حال خویشتنداری راهبردی است؛ یعنی تلاش می‌کند از کشیده شدن منطقه به یک جنگ بزرگ جلوگیری کند و همزمان از ابزارهای دیپلماتیک، سیاسی و بازدارندگی غیرمستقیم بهره ببرد.

دیدگاه دیگر بر این باور است که خویشتنداری بیش از حد ممکن است از سوی طرف مقابل به‌عنوان ضعف تعبیر شود و به افزایش فشارها منجر گردد.

اما باید توجه داشت که تصمیم‌گیران هر کشوری معمولاً مجموعه‌ای از عوامل را در نظر می‌گیرند:

   * وضعیت اقتصادی داخلی؛
   * احتمال گسترش جنگ به کل منطقه؛
   * هزینه‌های انسانی یک درگیری جدید؛
   * مواضع قدرت‌های جهانی؛
   * توان بازدارندگی موجود؛
   * منافع بلندمدت ملی.

به همین دلیل، آنچه در ظاهر«دست روی دست گذاشتن» به نظر می‌رسد، ممکن است از نگاه تصمیم‌گیران نوعی مدیریت ریسک وپرهیزازورودبه سناریوهای پرهزینه‌ترباشد؛ هرچند منتقدان این رویکرد معتقدند که بازدارندگی بدون پاسخ متناسب، به تدریج تضعیف می‌شود.

 

چه باید کرد؟

اگر از منظر حقوق بین‌الملل و منافع ملت‌های منطقه به موضوع نگاه کنیم، چند محور اهمیت دارد:

   * افزایش فشار دیپلماتیک از سوی کشورهای منطقه برای توقف حملات به لبنان؛
   * فعال‌تر شدن نهادهای بین‌المللی و مستندسازی خسارات انسانی و زیرساختی؛
   * حمایت گسترده انسانی و اقتصادی از مردم لبنان؛
   * تلاش برای ایجاد سازوکارهای نظارتی واقعی بر هرگونه توافق کاهش تنش؛
   * جلوگیری از تبدیل لبنان به میدان دائمی تسویه‌حساب قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای.

نکته اساسی این است که تاریخ منطقه نشان داده است نه جنگ بی‌پایان راه‌حل است و نه بی‌عملی. چالش اصلی، یافتن توازنی میان بازدارندگی مؤثر و جلوگیری از گسترش جنگی است که هزینه آن را در نهایت مردم عادی ایران، لبنان، فلسطین و دیگر کشورهای منطقه می‌پردازند. لبنان امروز بیش از هر چیز نیازمند امنیت، بازسازی و ثبات است؛ زیرا ادامه فرسایش کنونی، حتی بدون وقوع یک جنگ تمام‌عیار، می‌تواند خسارت‌هایی بر جای بگذارد که جبران آن سال‌ها زمان ببرد.

 

آنچه امروز در منطقه و جهان می‌گذرد، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیل‌های دقیق، مستند و منصفانه است؛ زیرا در هیاهوی جنگ‌ها، رقابت قدرت‌ها و نبرد روایت‌ها، نخستین قربانی معمولاً حقیقت و پس از آن انسان‌های بی‌پناه هستند.

 

 دکتر اسدالله افشار

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117956کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ