درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۰۸۳۷۲۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۱۱ : ۱۹ بازدید: ۵۷۴۶دیدگاه: ۰

رویکردها و دیدگاه‌های رايج در زمينه ابعاد امنيت

رویکردها و دیدگاه‌های رايج در زمينه ابعاد امنيت هدف اساسی این یادداشت، آشنایی با رویکردها ودیدگاه‌های گوناگونی است که درباره ابعاد امنیت وجود دارد. پرداختن تفصیلی به ابعاد امنیت وتحولاتی که امنیت ازاین حیث به خود دیده است.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، هدف اساسی این یادداشت، آشنایی با رویکردها ودیدگاه‌های گوناگونی است که درباره ابعاد امنیت وجود دارد. پرداختن تفصیلی به ابعاد امنیت وتحولاتی که امنیت ازاین حیث به خود دیده است، مجال فراخی را می طلبد به گونه ای که تاکنون نیزبرای ادای حق مطلب، مقاله ها وکتاب های مستقلی به رشته تحریر درآمده است. برهمین اساس آنچه که دراین گفتار، وجهه اهتمام واقع خواهد شد، جمع بندی مختصری از روایت تحول و توسعه ابعاد مفهوم امنیت ازآغاز تولد تا کنون است تا تأئيدي باشد برای آن چه كه تاكنون مطرح گرديده است.  به دلیل در هم تنیدگی افراد ازنحله ای مختلف فکری در نوع نگاه به موضوع ابعاد امنیت، ترجیح داده شده تا این نگرش ها  رویکردها بیش ازآن که به افراد و یا مکاتب فکری ارجاع داده شوند به نوع نگاه و ماحصل تأملات آنها توجه شود. به یک اعتبار می توان رویکردهای رایج درباره ابعاد امنیت ملی را درچهار دسته و گروه طبقه بندی کرد که درادامه به اختصار به هرکدام ازآنها پرداخته می شود:

 

رویکرد اول) مدل کلاسیک، سنتی، مبتنی بر واقع گرایی

دراین رویکرد که آن را مدل کلاسیک، سنتی، مبتنی بر واقع گرایی و ... می نامند و از پایان جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه 1960 بر ادبیات امنیتی غلبه داشت، تنها بُعد قابل توجه امنیت، بُعد نظامی آن بوده است. امنیت دراین رویکرد، مساوی با بقا و حفظ فیزیکی نظام سیاسی و حکومت تلقی شده و تهدید امنیتی یعنی خطراتی که از طرق ابزار نظامی متوجه جان، مال، سرزمین و حاکمیت کشورها بوده است. در این رویکرد امنیت در میان واژه های دیگر استقلال کمتری داشت و در  بهترین حالت دارای نقش الحاقی و جزیی در مدل قدرت در روابط بین الملل بود مبتنی براین رویکرد، تهدید اصلی امنیت ملی هرکشوری تهدید نظامی بود و تنها راه مقابله با آن نیز به کارگیری سخت افزارهای نظامی تلقی می شد.[1]

 

رویکرد دوم) طرح ایده امنیت مساوی است با توسعه

با آغازدهه 1960 و در کشاکش جنگ سرد، دنیا شاهد از هم پاشی و سقوط نظام هایی بود که به ظاهرو از لحاظ توان و قدرت نظامی، چنین آینده ای برای امنیت آنها پیش بینی نمی شد. در این دوره دو بُعد دیگرامنیت و البته در کنار بُعد نظامی، مطرح شدند: سیاست و اقتصاد. فساد و ناکارآمدی سیاسی و اقتصادی دو بُعد جدیدی بودند که توجه صاحب نظران را بخود جلب ساختند. طرح ایده امنیت مساوی است با توسعه، ازسوی کندی و مشاور امنیت ملی اش مک نامارا، دریچه جدیدی را در مباحث مربوط به ابعاد امنیت (ملی) گشود. ازاین پس،تهدیدات امنیتی نه فقط تهدیدات نظامی و آن هم ازنوع خارجی، بلکه درکنارآن، تهدیدات سیاسی و اقتصادی که عمدتا ازسوی نیروهای داخلی، مشروعیت و کارآمدی نظام ها را نشانه رفته بودند، مهم تلقی شدند. درکنارارزش حفظ تمامیت ارضی و بقای نظام سیاسی حاکم (بُعد نظامی)ارزش های دیگری نظیرایجاد شرایط لازم برای رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی(بُعد اقتصادی) و مردمسالاری و چرخش قدرت و حقوق و آزادی شهروندان(بُعد سیاسی) نیزدر قالب ارزش های ملی به توسعه دامنه ابعاد امنیت ملی انجامیدند.چنین برداشتی از ابعاد امنیت ملی درتعریفی که الیوت و ریجینالد از امنیت ملی می کنند به وضوح آشکاراست: کشوری دارای امنیت ملی است که دروضعیتی قرارداشته باشد که درآن به صورت نسبی یا کامل از تهدیدات احتمالی نظامی، سیاسی و یا اقتصادی دیگر کشورها به دور باشد.[2]

 

رويكرد سوم) نگاه عام به مفهوم امنيت

امنیت عبارت از نبود منازعات خشونت آمیز مسلحانه که نیروهای نظامی یک کشور را در برابر خود به چالش نکشاند و یا اینکه روند زندگی عادی مردم را مورد مخاطره قرار ندهد. به زبان ساده، امنیت عبارت از احساس آرامش مردم برای داشتن یک زندگی مسالمت آمیز بدور از هر نوع خطر.

به مفهوم خاص آن موضوع نظامی مورد بحث است اما به معنای عام آن هر نوع مخاطره که فرد را در موقعیت های مختلف روی موضوعات متنوع قرار دهد بطور بدیهی امنیت در آن دخیل می باشد که می توان از امنیت شغلی نام برد. دراصل، امنیت به عنوان یک سیستم مطرح است نظامی، اقتصادی، محیط زیستی و سیاسی. هرگاه صدمه ای در جزیی از این سیستم وارد شود تمام سیستم برهم می خورد. زمانی دولت ها از امنیت لازم برخوردار می شوند که وابستگی خود را نسبت به چهار موضوع فوق در برابر کشورهای دیگر دریافت نکند. هرگاه دولتی وابستگی خود را مطابق موارد ذکر شده در برابر دولت های دیگر آشکار سازد تا از این وابستگی رهایی پیدا نکند در امن نخواهد بود.

دهه 1980 ميلادي، دهه سرنوشت سازي در روابط بين الملل بود و از اين حيث مفهوم امنيت و ابعاد آن نيز از جمله مفاهيمي بود كه در ادبيات مطالعات استراتژيكي و امنيتي مورد توجه وسيع محققان اين رشته ها قرار گرفت. بوزان و همكارانش در مكتب كپنهاگ، ايوب، كولودزيج، اولمان، بوث، توماس، كلارك، و ... از جمله محققاني بودند كه سهمي اساسي در توسعه ابعاد امنيت داشتند.مطالعات محققان اخيربراين نكته اساسي تأكيد داشتند كه مفهوم امنيت نيايد صرفاٌ درحوزه نظامي محدود شود. بلكه بايد داراي معناي عام تري باشد كه نه تنها بتوان آن را درعرصه نظامي بكار بست بلكه درسایرحوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و زيست محيطي نيز قابليت كاربرد داشته باشد.[3]

بوزان دركتاب مردم، دولت ها و هراس[4] كه هم اكنون به عنوان يك مرجع كلاسيك در مجامع اكادميك محسوب مي شود، امنيت اجتماعات انساني را تحت تأثير عواملي در پنج بخش عمده قرار مي دهد:

  1- امنيت نظامي؛2 -  امنیت سیاسی؛ 3- امنيت اقتصادي؛ 4- امنيت اجتماعي ؛ 5- امنيت زيست محيطي.

نكته قابل توجه درديدگاه بوزان اين است كه اين پنج بخش جداي از يكديگرعمل نمي كنند و آنها بطور اجتناب ناپذيري به هم وابسته اند و به صورت هاي مختلفي با هم تداخل دارند.

همانگونه كه ملاحضه مي شود، در نگرش جديد كه تا حدود فراواني معلول پايان جنگ سرد و گسترش ارتباطات بين ملل ناشي ازتوسعه فن آوري هاي اطلاعاتي وارتباطي بود، دوبُعد به ابعاد امنيت ملي افزوده شد. امنيت اجتماعي وامنيت زيست محيطي.

منظور از امنيت اجتماعي ازديدگاه بوزان وهمكارانش عبارتست از: توانايي جامعه براي حفظ ويژگي اساسي خود در برابر شرايط متحول و تهديدات واقعي يا احتمالي است.

به طور خاص اين نوع امنيت درباره قابليت حفظ شرايط قابل پذيرش داخلي براي تكامل الگوهاي سنتي زبان، فرهنگ، مذهب و هويت ملي و رسوم است. در چهار چوب اين تعريف مشخص شدن زماني كه تهديدي عليه امنيت اجتماعي وجود دارد، دشوار است. امنيت اجتماعي درباره وضعيتي  است كه جوامع تهديدي در مؤلفه هاي هويتي خود احساس كنند.

به لحاظ زيست محيطي، فعاليت هاي انساني آثار فوق العاده چشمگيري در سطوح منطقه اي و جهاني داشت به گونه اي كه سرنوشت مشتركي را رقم مي زد و نياز براي اقدام مشترك را نيز ضروري مي ساخت. از جمله مي توان به اين موارد اشاره كرد: مسايل و مشكلات گرم شدن زمين، بالا آمدن سطح درياها، سوراخ شدن لايه اوزون، آلودگي جو زمين، فرسايش خاك، كاهش منابع طبيعي زمين و انقراض نسل حيوانات. توماس هامرديكسون و همكارانش نيز استدلال مي كنند كه كميابي منابع زيست محيطي تهديدي عليه امنيت است چرا كه مي تواند باعث افزايش خشونت شود.

در مجموع نويسندگان بسيارديگري نيزنه تنها بين مسايل زيست محيطي و امنيت برقرار مي كنند بلكه با اين كار مي خواهند نشان دهند كه بايد تعريف جديدي از مفهوم امنيت ارائه شود و در اين تعريف ابعاد ديگري كه متأثر از تغييرمرجعيت امنيت از دولت به پديده هاي ديگري مانند افراد، گروه ها مناطق زيستي وكل جهان است، ديده شود.[5]

اوج اين رويكرد درتنوع بخشي به ابعاد امنيت را مي توان دربيانيه ها و قطعنامه هاي صادره از سوي سازمان ملل وگزارش برنامه عمران ملل متحد دردهه 1990 داشت كه تحت عنوان امنيت انساني از آن ياد شده بود. در اين سند، امنيت انساني به صورت شرايطي تعريف مي شود كه مردم درآن از قيد وبندها و فشارهاي روحي و رواني كه مانع رشد انسان مي شود، آزاد و رها گردند. امنيت انساني عبارت است از اول،ايمني از تهديدات مزمن و ديرينه اي چون گرسنگي، بيماري و سركوب و دوم، در امان بودن از برهم خوردن ناگهاني و زيان آور الگوهاي روزمره زندگي، تأمين امنيت انساني مستلزم يك رويكرد هفت بُعدي است كه امنيت اقتصادي، غذايي، بهداشتي، زيست محيطي، شخصي، اجتماعي و سياسي را مورد توجه قرار مي دهد.

 

رويكرد چهارم) امنيت هستي شناختي

امنیت هستی‌شناختی یک وضعیت روانی پایدار است که از احساس تداوم در رابطه با وقایع زندگی فرد حاصل می‌شود. آنتونی گیدنز (۱۹۹۱) از امنیت هستی‌شناختی به عنوان احساس نظم و استمرار در رابطه با تجربیات فرد یاد می‌کند. او معتقد است که این امر به توانایی افراد در معنا بخشیدن به زندگی آنها بستگی دارد. معنا در تجربه احساسات مثبت و پایدار و با اجتناب از هرج و مرج و اضطراب یافت می‌شود. اگر رویدادی رخ دهد که با معنای زندگی فرد سازگار نباشد، این امنیت هستی شناختی آن فرد را تهدید می‌کند. امنیت هستی شناختی همچنین شامل داشتن دیدگاه مثبت نسبت به خود، جهان و آینده است.

مفهوم امنیت هستی‌شناختی در روابط بین‌الملل به کار رفته‌است. گفته شده‌است که کشورها علاوه بر دستیابی به امنیت جسمی (مانند محافظت از تمامیت ارضی دولت)، به دنبال حصول اطمینان از امنیت هستی‌شناختی خود (امنیت خود و خودپندار) هستند. برای اطمینان از امنیت هستی شناختی، دولت‌ها حتی ممکن است امنیت جسمی‌شان را به خطر بیندازند. امنیت هستی شناختی در سیاست جهانی را می‌توان به معنای پاسخ مناسب به سوالات اساسی درسطح آگاهی ناخودآگاه وعملی دانست(همه سیاست‌ها به نوعی نیازبه پاسخگویی دارند) مانند وجود، نهایت، روابط با دیگران و زندگی‌نامه خودکار آنها. بازیگران جمعی مانند دولت‌ها از نظر هستی شناختی ناامن می‌شوند وقتی شرایط بحرانی روال آنها را پاره می‌کند و سوالات اساسی را در گفتمان عمومی قرار می‌دهد.

امنيت هستي شناختي بُعد جديدي است كه در دهه اخير بر ابعاد امنيت افزوده شده است. اين بُعد از امنيت متأثر از چندين مكتب نظري و عملي نظير روانكاوي، نظريه روابط اشياء، نظريه مديريت عدم قطعیت و نظريه مديريت ترس و هراس و خصوصاٌ با اتكا به نظريه هاي آنتوني گيدنز و باتلرچهارچوب شده است.

اين ادعا كه امنيت هستي شناختي يك نياز اوليه و اصلي است با اين گذاره شروع مي شود كه بازيگران از عدم اطمينان و حتميت به عنوان يك تهديد هويتي در هراسند. نا امني هستي شناختي به وضعيت ناتواني عميقي اشاره دارد كه شخص نمي داند با چه خطرهايي مقابله كند و كداميك را ناديده انگارد... برعكس، امنيت هستي شناختي وضعيتي است كه و قتي به وجود مي آيد كه فرد به طور احتمالي راجع به روابط بين ابزار و هدف اطمینان دارد كه بر زندگي اجتماعي وي حاكم است.

 فرد برخوردار از امنيت هستي شناختي مي داند كه چگونه اقدام كند و در نتيجه چگونه خودش باشد... به همين اعتبار جوامع نيز براي تأمين هويت و تثبيت و تمايز آن از ثبات شناختي و معرفتي داشته باشند. يك عنصر اصلي جامعه، هويت و تثبيت و تمايز ان از ساير جوامع است.

يكي از راه هاي حفظ تمايز و تفاوت گروه ها، حفظ عادي سازي و روابط با ساير گروه هاست. چنين       عادت هاي روزمره بين گروهي و بين كشوري به انسجام و يكپارچگي هويت گروه ها كمك   مي كند... پس مي توان كشورها را به گونه اي تصور كرد كه تنها براي تأمين امنيت فيزيكي خود  تلاش نمي كنند بلكه براي حفظ هويت گروهي ملي تهييج و تحريك مي شوند. ابتنای نيازهاي گروهي به امنيت هستي شناختي بر نيازها و احتياجات فردي، حاكي از آن است كه نهادهاي دولت صرف برآيند تصميم گيرندگان نيست. هم چنين، دولت ها تصويرهايي از خود به نمايش مي گذارند كه اعضا بطور پيچيده اي به آنها وابستگي خواهند داشت.[6]

ازمجموع مباحث ياد شده مي توان اينگونه نتيجه گيري كرد كه اولاٌ، موضوع ابعاد امنيت همچون سايرموضوعات مرتبط با آن، درطول ده هاي گذشته شاهد تحول وتوسعه بوده است، ثانيا منطق توسعه ابعادي امنيت، به فرا گذشتن از نظامي و خارجي بودن تهديدات و دولت محور بودن امنيت گرايش داشته است و ثالثاٌ بنظرمي رسد كه از آنجا كه موضوع امنيت و امنيت ملي انسان و جوامع انساني است، درآينده نيز باید نظاره گر طرح ابعاد ديگري از امنيت باشيم.[7]

 

نکات قابل تأمل صاحب نظران دراین زمینه

1- امنیت، مفهومی به شدت ذهنی، نسبی و برساخته اجتماعی است. قدمت اندیشه درباره این مفهوم به آغاز حیات بشری و زیست اجتماعی او باز می گردد. در عین حال، مجادلات درباره امنیت از پایان جنگ جهانی دوم به بعد به مجامع آکادمیک راه پیدا کرد. با وجود گذشت بیش از شش دهه از مناظرات در باب این مفهوم، کماکان عدم اتفاق نظر در بین محققان در فهم چیستی آن، نظر مشترک تلاش های فکری مذکور می باشد.[8]

2- امنیت به عنوان مفهومی پیچیده وابهام برانگیزدرعلوم سیاسی شناخته میشود. رویکردهای روابط بین الملل نیز هر کدام تعریف و تفسیر خاصی از مباحث امنیتی ارائه میدهند. اما بدون شک آنچه باعث تحول در نظریه های راجع به امنیت گردید از یکسو پایان جنگ سرد بود و از سوی دیگر پیدایش موضوعات و مشکلاتی بود که رویکردهای سنتی نسبت به امنیت قادر به توضیح و تبیین این موضوعات نبودند. در این میان مطالعات امنیتی مکتب کپنهاک به عنوان تنها مکتب مطالعاتی در این حوزه، مهمترین و جامعترین کار علمی را در تعریف و تبیین مفهوم امنیت در رشته روابط بین الملل ارائه داده است.

3- باری بوزان بنیانگذار مکتب مطالعات امنیتی کپنهاک با انتقاد از آنچه آنرا برداشت ساده انگارانه از مفهوم امنیتی می نامد، اظهار می دارد که بر خلاف اعتقاد رئالیستها به کسب امنیت از طریق کسب قدرت و یا اعتقاد آرمانگرایان به تامین امنیت از طریق صلح، اکنون نیاز به ارائه یک دیدگاه میانه که هر دو مفهوم قدرت و صلح را در خود جای دهد به عنوان بهترین تعریف برای مفهوم امنیت ضروری می باشد.[9] وی ابعاد امنیت را در پنج بعد نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیست محیطی گسترش می دهد. مکتب کپنهاک را می توان واکنشی نسبت به دیدگاه رئالیستها و لیبرالیستها نسبت به امنیت دانست. در حالیکه رئالیستها در بحث امنیت محوریت را به قدرت نظامی می دادند، لیبرالها با خوش خیالی تامین امنیت را در دستیابی به صلح می دانستند. در واقع چهارچوب تنگ و محدود دامنه امنیت در دیگاه آنان در مکتب کپنهاک اصلاح گردیده است.

4- مکتب کپنهاک امنیت را در سطوح امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی، امنیتی منطقه ای و امنیت بین المللی تقسیم می نماید. اما اعلام می دارد که مرکز ثقل مطالعات امنیتی از دید این مکتب مطالعه امنیت ملی می باشد. [10]

5- امنیت و توسعه (پایدار) دو مفهوم درهم‌تنیده و همسو با همدیگر هستند که هر دو در راستای تثبیت شرایط بهتر زندگی انسان و ایجاد حس امنیت به کار می‌روند. امنیت ملی یکی از مهمترین مفاهیم علوم سیاسی است چراکه تاثیری عمیق بر حیات سیاسی یک ملت دارد و ازنظر بسیاری از فیلسوفان و صاحب‌نظران علوم سیاسی، فلسفه وجودی ایجاد دولت‌ها، حفظ امنیت شهروندان و عامل بقای یک کشور است.

حال ارتباط این کلمه با توسعه پایدار در چیست؟ توسعه پایدار یکی از اصیل‌ترین مفاهیم تعریف‌شده توسط بشر است که با هدف ایجاد توازن برای زندگی نسل‌های حال و آینده به وجود آمده است. توسعه پایدار در تلاش است تا با کاهش فقر، نابرابری، فاصله طبقاتی، ایجاد شرایط عادلانه در رسیدن کالاها و خدمات برای نسل حاضر و آینده امنیت بشر را تأمین کند و در این راستا سه رکن اساسی اقتصاد، اجتماع و محیط زیست را در نظر می‌گیرد.[11]

6- براساس تعاریف و برنامه‎های مرتبط با توسعه پایدار، تصمیم‌گیرندگان در مقوله توسعه باید مرتباً مراقب روابط، مکمل‌ها و مبادلات بین ارکان اصلی در مبحث توسعه پایدار یعنی جامعه، اقتصاد و محیط زیست باشند و اقدامات مسئولانه در سطح ملی، بین‌المللی، فردی و اجتماعی را ترویج کنند و منافع توسعه باید توسط بازیگران کلیدی این عرصه به ‌ویژه دولت‌ها، بخش خصوصی، سازمان‌های مردم‌نهاد و سازمان ملل در زمینه سیاست‌‌گذاری‌ها، آموزش و مقررات مدیریت منابع اجتماعی، اقتصادی وزیست‌محیطی انجام شود تا اطمینان حاصل شود که همه چیز بر محور توسعه پایدار می‌چرخد.[12]

7- امنیت، خواه فردی، ملی یا بینالمللی، در زمره مسایلی است که انسان با آن مواجه میباشد. امنیت به صورت وسیع، در مفهومی به کار گرفته شده که به صلح، آزادی، اعتماد، سلامتی و دیگر شرایطی اشاره میکند که فرد و یا گروهی از مردم، احساس آزادی از نگرانی، ترس، خطر یا تهدیدات ناشی از داخل یا خارج را داشته باشند. هر چند آن گونه که باری بوزان (Bozan) استدلال میکند، مفهوم امنیت فی نفسه در کاربرد عامی که در روابط بین الملل و دیگر رشته ها دارد و به نظر می رسد که به عنوان یک مفهوم سازمان یافته محوری از سوی سیاستمداران و محققان مورد پذیرش قرار گرفته باشد، با ادبیات شدیدا نامنسجمی روبروست. بوزان استدلال میکند که بخش وسیع و موفق مطالعات موجود در بخش تجری به مسایل و موضوعات امنیت ملی معاصر مربوط می گردد. بیشتر این آثار از گرایش مطالعات استراتژیک استخراج شده است. به همین دلیل، امنیت بر محوریت هنجاری تمرکز یافت. فصل مشترک سیاست های خارجی، اقتصادی و نظامی کشورها، در حوزه های متغیر یا مورد منازعه و ساختار عام روابطی که آنها به وجود می آورند، برای تحصیل امنیت ملی یا بین المللی، همه در اصطلاح «آرمانها» تجزیه و تحلیل شده اند. به هر حال تا ظهور نگرانی های اقتصادی و محیطی در خلال دهه ۱۹۷۰، مفهوم امنیت به ندرت به غیر از پالیسی (سیاست) منافع بازیگران خاصی اشاره می کرد و تا اواخر دهه ۱۹۸۰ در مباحث امنیت محوریت بُعد نظامی هنوز مورد تأکید بود.

 

دکتر اسدالله افشار

 

منابع:

1. بیلیس؛ جان و اسمیت، استیو. جهانی شدن سیاست: روابط بین الملل در عصر نوین. ترجمه ابوالقاسم راه چمنی و دیگران.تهران:موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصرتهران ،1383، جلد اول.

2. تریف؛ تری. مطالعات امنیتی نوین. ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی،1383.

3. عبداله خانی؛ علی. نظریه های امنیت.تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر،1383 .

4. لینکلیتر؛ اندرو. جامعه و همکاری در روابط بین الملل. ترجمه بهرام مستقیمی. تهران: وزارت امور خارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1385.

5. بوزان، باری. مردم، دولتها و هراس. ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی،1378.

6-افشار؛ اسدالله(1394). امنیت؛ اجتماع، امنیت اجتماعی، تهران: سفيرارد هال.

7- افتخاری، اصغر(۱۳۸۰)، «ساخت دولتی امنیت ملی»، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال چهارم، شماره سوم پاییز (۲۷۹-۲۵۷).

8- سایق، یزید (۱۳۷۷)؛ امنیت در کشورهای در حال توسعه، رویارویی با سده بیست و یکم،ترجمه مصطفی ایمانی و علیرضا طیب، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

9- جمشیدی، محمد حسین (۱۳۸۴)؛ اندیشه سیاسی امام خمینی(رحمه الله)؛ تهران: پژوهشکده امام خمینی (رحمه الله) و انقلاب اسلامی.

10- ماندل، رابرت (۱۳۷۷)؛ چهره متغیر امنیت ملی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

11- موتیمر، دیوید (۱۳۸۰)، «فراسوی استراتژی: اندیشه انتقادی و مطالعات امنیتی نوین»، ترجمه محمود عسگری، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال چهارم، شماره سوم، شماره مسلسل13

12- میتوز، جسیکا تاچمن (۱۳۸۰)، «محیط زیست و امنیت بین الملل»، در ارزیابی های انتقادی در زمینه امنیت بین الملل، گردآوری و ترجمه علیرضا طیب، تهران: نشر نی، صص ۹۳-۵۹.

13- میرا، ک.پ (۱۳۶۷)؛ «امنیت ملی در جهان سوم: نیاز به چهار چوبی جدید» فصلنامه سیاست خارجی، شماره سوم، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه.

 

پی‌نوشت:

[1] - افتخاری؛ اصغر . ساخت دولتي امنيت ملي، فصلنامه مطالعات راهبردي(1380)، سال چهارم، شماره سوم پاييز (279-257).

[2] - درویشی؛ فرهاد. تأملي نظري بر امنيت ملي: تهديدات و رهيافتها، تهران: دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه/ 1376.

[3] - شيهان؛ مايكل. امنيت بين الملل. ترجمه سيد جلال دهقاني فيروزآبادي. تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي/ 1388.

[4] - بوزان؛ باري.  مردم، دولت ها و هراس. مترجم ناشر. تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي/ 1378 .

[5] - تاچمن ميتوز؛ جسيكا. محيط زيست وامنيت بين الملل، در ارزيابي هاي انتقادي در زمينه امنيت بين الملل. گردآوري وترجمه عليرضا طيب. تهران: ني/ 93-59.

[6] - تريف؛  تري وديگران. مطالعات امنيت نوين. ترجمه عليرضا طيب و وحيد بزرگي. تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي / 1383.

[7] - درویشی؛ فرهاد( استادیاردانشگاه بین المللی امام خمینی). ابعادامنیت در اندیشه و آراء امام خمینی(ره).

[8] - تریف (Terry Terriff) و همکارانش معتقدند نبود تعریف واحد و پذیرفته شده برای امنیت و وجود رویکردهای نظری گوناگون برای بررسی آن، این پرسش را پیش می آورد که هر کس چگونه امنیت را تعریف می کند. به زعم مورگنتا، این پرسش پاسخ آسانی ندارد. هنگام ارائه تعریف، برخی چیزها را در دل تعریف می گنجانیم و چیزهای دیگری را کنار می گذاریم(امام خمینی، روح الله (۱۳۷۸)؛ شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ شانزدهم).  گذشت زمان، نه تنها به بحث ها درباره چیستی و ماهیت مفهوم امنیت پایان نداده است، بلکه برعکس، از دهه ۱۹۸۰ به بعد و با پایان جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق، مباحث مذکور به عنوان یکی از نقاط کانونی رشته روابط بین الملل و مطالعات استراتژیک، ابعاد وسیع تری یافته است.

[9] - بوزان؛ باری. مردم، دولتها و هراس. ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی،1378، صص16-15.

[10] - معمای امنیت: از دوبُعد قابل بررسی است که در ذیل به آن خواهیم پرداخت:

الف) معمای دفاع-امنیت: امنیت و دفاع در بسیاری از مواقع علیه هم عمل میکنند. اول هزینه های دفاع باعث کاهش توجه به سایر اهداف امنیت میشود. مثل هزینه رقابت تسلیحاتی شوروی که باعث کاهش توان اقتصادی آن شد. دوم وجود خود تخریبی است بدین معنا که افزایش توان تسلیحاتی و نظامی در عین حال که می تواند تامین کننده امنیت باشد خطر انفجارات ناشی از آن می تواند تهدید کننده آن نیز باشد. سوم مسئله بازدارندگی اتمی که نمونه بارز معمای دفاع- امنیت می باشد. بدینگونه از آنجاییکه قدرت سلاحهای تهاجمی بیش از سلاحههای تدافعی است تناقض جدی میان دفاع و امنیت بر اثر بازدارندگی اتمی ایجاد می شود. چهارم مسلح شدنبیش از حد می تواند به تهدید علیه رژیم بدل گردد یعنی افزایش قدرت نظامی ازیکسو می تواند امنیت رژیم را بالا ببرد اما از سوی دیگر می تواند منجر به خطر افتادن و تهدید امنیتی علیه آن گردد.

ب) معمای قدرت- امنیت: "کشمکش قدرت" و "کشمکش امنیت" در سطح واحد می تواند منجر به ایجاد معمای قدرت- امنیت گردد. کشمکش قدرت به فرصت طلب و یا ستیزه جو بودن بازیگران دلالت دارد. و کشمکش امنیت به بدبینی و عدم اعتماد میان بازیگران نسبت به هم دلالت دارد. به عقیده بوزان قدرت مبتنی بر بازی با حاصل جمع صفر میان بازیگران است یعنی افزایش امنیت یکی منوط به کاهش امنیت دیگری می باشد. انگیزه و اهداف بازیگران نیز باعث ایجاد معمای قدرت- امنیت می باشد یعنی حفظ وضع موجود یا تغییر وضع موجود باعث ایجاد کشمکش میان بازیگران خواهد شد.( عبداله خانی، علی. نظریه های امنیت.تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر،1383 ، ص 104)

[11] - محمدی؛ منصوره. امنیتی‌سازی و سقوط توسعه پایدار. سایت هم میهن: چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳.

[12] - همان.

دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/108372کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ