امنيت ملى حالتى است كه ملتى فارغ ازتهديدِ ازدست دادن همه يا بخشى از جمعيت، دارايى يا خاك خود به سربرد و در امنيت بين المللى قدرت ها در حالت تعادل وحفظ وضع موجودند و از دستيازى به قلمرو ديگران خوددارى مىكنند و در جهت حفظ صلح بينالمللى كوشش هاى هماهنگى دارند .
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، امنيت مصدرجعلى از ريشه «ا - م - ن» به معناى درامان بودن، ايمنى و آسودگى(1) و از بين رفتن هراس ونگرانى است.(2) كاربرد وصفى آن در مواردى مانند «البَلَدِ الاَمينِ» (3) و«قَريَه كانَت ءامِنَةً»(4) به معناى مطمئن،آرام و آسوده خاطر است.(5)
در اصطلاح سياسى و حقوقى به حالت فراغت از هرگونه تهديد يا حمله و نيز به آمادگى براى رويارويى با هر تهديد و حمله، امنيت گفته مىشود و به صورت امنيت فردى، اجتماعى، ملى و بين المللى كاربرد يافته است. امنيت فردى حالتى است كه درآن، فرد فارغ ازترس آسيب رسيدن به جان يا مال يا آبروى خود يا از دست دادن آن زندگى كند.
امنيت اجتماعى نيزحالت فراغت همگانى ازتهديدى است كه كردار غير قانونى دولت يا دستگاهى يا گروهى يا فردى درتمامى يا بخشى ازجامعه پديد آورد.
امنيت ملى حالتى است كه ملتى فارغ ازتهديدِ ازدست دادن همه يا بخشى از جمعيت، دارايى يا خاك خود به سربرد و در امنيت بين المللى قدرت ها در حالت تعادل وحفظ وضع موجودند و از دستيازى به قلمرو ديگران خوددارى مىكنند و در جهت حفظ صلح بينالمللى كوشش هاى هماهنگى دارند وسازمانهاى بين المللى ضامن آن به شمار مىآيند.(6) نسبى بودن فقدان تهديد به عنوان مهمترين عنصر امنيت، ازاين مفهومْ مقولهاى نسبى و داراى شدت و ضعف ساخته است.
امنيت، ضد ترس يا نقيض آن است، که ازدغدغه هاي فردي و اجتماعي انسان است. از اين رو از يکي از مهم ترين نيازهاي هميشگي انسان است. ترس از گذشته که از آن به حزن و اندوه ياد مي شود و يا ترس از آينده که از آن به خوف ياد مي گردد، آسيب هاي جدي روحي و رواني بر انسان وارد مي سازد، به گونه اي که آسايش رواني را ازآدمي سلب کرده و هر گونه عمل مثبت را با دشواري مواجه مي کند. به نظر مي رسد که واژه امنيت دوکاربرد مهم و اساسي در فرهنگ وادبيات دارد: گاه مراد ازامنيت آن چيزي است که درحوزه فردي وروان شناختي فردي ازآن سخن به ميان مي آيد وگاه مراد امنيت اجتماعي و مباحثي است که درحوزه روان شناختي اجتماعي ازآن بحث مي شود. بنا براين هما نگونه كه درسطورفوق بيان شد؛ معناي لغوي امنيت درفرهنگ هاي لغات عبارتنداز: در امان بودن، آرامش وآسودگي، حفاظت در مقابل خطر (امنيت عيني و مادي) احساس آزادي از ترس واحساس ايمني(امنيت ذهني و رواني) ورهايي ازترديد و اعتماد به دريافت هاي شخصي مي باشد.(7) «امنيت را مي توان شرايط عدم خطريا تهديد نسبت به توانايي ها و برخورداري هاي شخصي تعريف كرد. » (8)
مفهوم و تعريف امنيت
جستجوي «امنيت» به مفهوم كلي آزادي و رهائي از ترس و خطر و احساس ايمني از هرگونه تهديد، يكي از نيازهاي اوليه و اساسي انسانها ازآغاز زندگي اجتماعي بوده است. ايده «امنيت انساني» كه درآن آحاد جامعه بشري، حريم خويش را از هرگونه تعرض و تهديدي،آزاد، رها وايمن حس كنند؛ آرمان والائي است كه انسانها همواره درانتظار نيل به آن هستند، به طوري كه ازمنظر امام علي (ع) امنيت به مثابه گوارا ترين نعمت، مايه رفاه زندگي و يكي از اهداف ذاتي و ماموريتهاي اساسي حكومت اسلامي ميباشد. از ديرباز، مفهوم امنيت به معناي اعم و از جنگ جهاني دوم به اين طرف، مفهوم امنيت ملي به معناي اخص، به عنوان يكي از مفاهيم اساسي و بنيادي مورد بحث وكنكاش انديشمندان اجتماعي ومحققان علوم اجتماعي وسياسي و به مثابه ابزار سياسي دردست نخبگان سياسي و نظامي دولتها قرارداشته است. هرچند مفهوم امنيت مانند سايرمفاهيم اساسي و رايج در علـوم انساني نظيرصلح، عدالت وآزادي در معرض تفسيرها و تعبيرهاي گوناگون بوده است، مع الوصف در مقايسه با مفاهيم ديگر، داراي ادبياتي فقيرو عقب افتاده و مفهومي نحيف و لاغر است و فاقد معناي روشن، واضح و مورد اجماع همگان ميباشد. به طوري كه بوزان امنيت را مفهومي توسعه نيافته ميداند كه «دچار طاعون ابهام است».
هاگ مك دونالد كوشيد ابهام مفهوم امنيت را رفع كند، ولي در نهايت با شكست و ناكامي روبرو شد واعلام كردكه امنيت «مفهومي نارسا است».
آرنولد ولفرز در مقاله خود كه به قول«بوزان» شايد مشهورترين اثرمكتوب در زمينه مفهوم امنيت باشد، امنيت را به مثابه «نماد مبهم» تلقي ميكند.
تأملي ديگربر تبیین وایضاح مفهوم امنیت
دراین قسمت خواهیم کوشید تا نشان دهیم که دستیابی به یک تعریف جامع ومانع از مفهوم امنیت، علیرغم تلاشها ومجاهدت های علمی فراوان صورت گرفته،تا چه اندازه دشوار است واینکه این مفهوم واجد خصایص و صفاتی است که محققان را برای دستیابی به یک تعریف مشترک با دشواریهای جدی مواجه می سازد.
امنیت مفهومی به شدت ذهنی، نسبی وبرساخته اجتماعی است. قدمت اندیشه درباره این مفهوم به آغاز حیات بشری و زیست اجتماعی او باز می گردد اما مجادلات درباره امنیت از پایان جنگ جهانی دوم به بعد به مجامع آکادمیک راه پیدا کرد.
با وجود گذشت بیش ازشش دهه از مناظرات در باره این مفهوم، کماکان عدم اتفاق نظر در بین محققان در فهم چیستی آن، نقطه نظر مشترک تلاشهای فکری مذکوراست. به طوری که تریف و همکارانش معتقدند: نبود تعریف واحد و پذیرفته شده ای برای امنیت و وجود رویکرد های نظری گوناگون برای بررسی آن، این پرسش را پیش می آورد که هر کس چگونه امنیت را تعریف می کند.
به زعم مورگنتا این پرسش پاسخ آسانی ندارد. هنگام ارائه تعریف، برخی چیزها را دردل تعریف می گنجانیم وچیزهای دیگری را کنار می گذاریم.
همانگونه که اشاره شد، گذشت زمان نه تنها به بحث ها درباره چیستی وماهیت مفهوم امنیت پایان نداد بلکه برعکس از دهه 1980 به بعد و با پایان چنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق، مباحث مذکور به عنوان یکی ازنقاط کانونی رشته روابط بین الملل ومطالعات استراتژیک مبدل شد.
با پذیرش ادعای مورگنتا مبنی براینکه، هرتعریفی شامل پذیرش برخی چیزها و کنار گذاردن برخی چیزهای دیگراست، وبه عنوان پایه ای برای مباحث آتی خود،امنیت (ملی) را به عنوان شرایط و فضایی تعریف می کند که طی آن یک ملت قادر است تا ازاهداف وارزش های حیاتی مورد نظر خود در سطح ملی و فراملی محافظت نماید ویا آن ها را گسترش دهد.
براساس این تعریف، شرایط وفضای امن برای نظام های سیاسی و جوامع مختلف متفاوت است، زیرا تمامی ترجیحات ارزشی آنها یکسان نیست، حتی اگر برخی ازاین ترجیحات، نظیر بقاء فیزیکی یا رفاه و آبادانی و... فصل مشترک همه آنها باشد.
پذیرش تعریف مذکوراز امنیت، خواه ناخواه الزاماتی را به دنبال خواهد داشت که تذکرآنها خالی از فایده نیست: اولا امنیت امری نسبی است به این معنا که هیچ زمان و مکانی نمی توان اشاره کرد که در آن امنیت به طور مطلق تحقق پیدا کرده و یا پیدا کند. ثانیا امنیت امری ذهنی است چون بسیاری از ترجیحات ارزشی انسان ها فاقد ما به ازاء عینی و مشخصی هستند. ثالثا، امنیت امری برساخته اجتماعی است به این معنا که به شدت زمان مند و مکان مند(زمان پرورده و زمینه پرورده) است. به عبارت دیگر نه تنها نمی توان ازترجیحات ثابت و مشترک جوامع مختلف (به دلیل تاریخ و فرهنگ متفاوت) سخن گفت بلکه وحتی مهمترازآن، برای یک جامعه مشخص هم نمی توان بر ترجیحات ثابت ومشترک نسل های مختلف آن (به دلیل تأثیر پذیری اذهان عمومی از عوامل مختلف) تأکید داشت.
تحليلي برتعارف امنيت
بعضي ازصاحب نظران براين باورندكه واژه«امنيت» به مفهوم رفع تهديدات خطر،ترس وترديد و احساس ايمني وآرامش تعريف مبهمي ميباشد كه بيشترمناسب سطح فردي است وعلاوه براين امنيت واحساس امنيت، دومقوله درهم تنيده، ولي جدا ازهم هستند،چرا كه ممكن است امنيت در واقعيت وجود داشته باشد،اما بنا به دلائلي احساس امنيت وجود نداشته باشد و يا بالعكس، احساس امنيت باشد وليكن،امنيت واقعي وجود نداشته باشد و فرد در معرض بسياري ا زتهديدات ناشناخته باشد.
«بوزان» دراين باره اعتقاد داردكه:« احساس ايمني ذهني يا اعتماد به دانستـههاي فسـرده، به هيـچ روي بـه منزلـه وجـود امنيت واقعــي يـا درستـي دريافتهاي شخصي نيست، حتي اگر براي نمونه، فرد مرفهي را در كشوري مرفه درنظر بگيريد، تصوير زندگي روزمره او هيچ گونه جاي ترديدي باقي نميگذارد كه امنيت در مفهوم جامع آن، به طور معقول ازدايره دستيابي كامل خارج است». چرا كه هريك ازافراد جامعه اعم از غني وفقير به طور نسبي در معرض تهديدات مختلفـي ازجملـه تهـديدات طبيعي (مانندزلزله، قحطي، سيل)، تهديدات فيزيكي يا جسمي (درد، صدمه و مرگ)، تهديدات اقتصادي (سرقت يا تخريب اموال، عدم اشتغال)، تهديدات حقوقي(زنداني شدن، فقدان آزادي بيان)، تهديدات موقعيتي(از دست دادن شغل،تنزل رتبه)،تهديدات اجتماعي(نبود اعتمـاد، فقدان تعهد،ترس ازدست دادن آبرو و ارزشهاي اخلاقي)وتهديدات فرهنگي(عدم دسترسي به دانش ومعرفت،تضعيف الگوهاي فكري – رفتاري) قرارميگيرند.
دانش پژوهان مختلف، با تأكيد بر هر يك ازتهديدات فوق و نظايرآن، تعاريف اصطلاحي متعددي را در مورد مفهوم امنيت ارائه داده اند، ولي دراينجا يك تعريف نسبتاً كلي پيشنهاد ميگردد: «امنيت در معناي عيني يعني فقدان تهديد نسبت به ارزشهاي كسب شده ودرمعناي ذهني يعني فقدان هراس ازاينكه ارزشهاي مزبور مورد حمله قرار گيرد».
عنصراساسي تعريف فوق، مفهوم ارزشها ميباشد كه نيازمند به توصيف غني و تبيين قوي دارد تا از ابهام و كليت تعريف امنيت بكاهد، بدين سبب سئوالاتي نظيراين كه ارزشهاي كسب شده كدامند؟ آيا آنها ذهني هستند يا عيني؟ ثابتند يا متحول؟ آيا آن ها ماهيت دوگانه و متناقض بايكديگر ندارند؟ چه تفاوت و ارتباطي با مفاهيم ديگرمانند باورها، هنجارها، نمادها و ايدئولوژي دارند؟… مطرح ميشود.
تعریف امنیت اجتماعی (Societal Security)
در تعريف امنيت اجتماعي ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد. محققان تعاريف گو ناگوني در اين مورد ارائه مي دهند؛ از جمله«مولار»خاطرنشان مي سازد:«امنيت اجتماعي زماني مطرح مي شود كه جامعه تهديدي درباب مؤلفه هاي هويتي خوداحساس كند.»(9)
«ويور»امنيت اجتماعي را توانايي هاي جامعه براي حفظ ويژگي هاي اساسي اش تحت شرايط تغييروتهديدات واقعي ومحتمل تعريف مي كند، وي خاطرنشان مي سازدكه اعضاي جامعه نمي توانند نسبت به چيزهايي كه هويتشان را تهديد مي كند، احساس مسئوليت نكنند وآنها را تنها به دولت واگذارند.(10)
امنيت اجتماعي ازنظر «بوزان» به حفظ مجموع ويژگي هايي ارجاع دارد كه بر مبناي آن افراد خودشان را به عنوان عضو يك گروه اجتماعي قلمداد مي كنند؛ يا به بيان ديگر معطوف به جنبه هايي اززندگي فرد مي گردد كه هدايت گروهي اورا سامان مي بخشد.(11)
به اين ترتيب «بوزان» امنيت اجتماعي را قابليت حفظ الگوهاي سنتي زبان،فرهنگ،مذهب،هويت وعرف ملي با شرايط قابل قبولي ازتحول مي داند. (12) «توينس»دراين مورد معنقد است كه امنيت اجتماعي عدم ترس، خطر و هراس درحفظ و نگهداري ويژگي هاي مشترك گروه اجتماعي چون مذاهب، زبان وسبك زندگي است. (13)
امنيت اجتماعي درواقع فرآيند حفظ الگوها و هنجارهاي جامعه با توجه به نقش تعيين كننده گروه ها و نهادهاي اجتماعي از جمله قبيله،سازمان هاي مذهبي وغيره است. هدفي كه اين بعد دنبال مي كند حفظ ارزش هاي اجتماعي توسط گروه هاي اجتماعي است. به اين ترتيب اصل موضوع امنيت اجتماعي معطوف به حفظ و بقاي ويژگي هاي بنيادي و اساسي گروه هاي اجتماعي است كه تحت عنوان «هويت» ازآن ياد مي شود.(14)
امنیت اجتماعی به معنای تمهید فضا و ابزارهای لازم برای ابراز وجود و طرح نظر گروه های مختلف اجتماعی از قبیل زنان، جوانان، اقوام و اقلیتها، هنگامی موثر و مطرح است که به عنوان یک امر گریزناپذیر یا یک ارزش پذیرفته شود.
امنیت اجتماعی مورد نظر، اطمینان خاطر جامعه در قبال تحولات عادی و تحرکات عمدی معطوف به سلامت و هویت خود است. همانگونه که دیده می شود در این تعریف، هویت گروهی فقط یکی از منابع نگرانی جامعه است.
غالب اندیشمندان غربی – از جمله اندیشمندان مکتب کپنهاگ – موضوع یا مرجع اصلی امنیت اجتماعی، را ارزش های سنتی و از پیش موجود (Primordial) گروه های اجتماعی میدانند. این ارزش های سنتی مانند عقاید دینی، زبان و نوع پوشاک، در مجموع "هویت" گروه های مختلف را تشکیل میدهند. از این منظر، تصریح میشود که دولت، یگانه مرجع امنیت نیست، چه بسا هیچ تهدیدی تشکیلات دولتی و رسمی را تهدید نکند، اما در عین حال گروه های مختلف جامعه از هم گسیخته شوند و جلوههایی از نارضایتی در قالب اعتراض، اعتیاد، بیاعتمادی، جنایت های سازمان یافته و یا موردی پشتوانه اجتماعی دولت را فرسوده کنند. برخورداری از اهمیت برابر (با دولت) یکی از مسائل مورد تأکید در امنیت اجتماعی (نزد اندیشمندان غربی) است. بر این اساس، نابرابری باید تا حدی وجود داشته باشد که به نفع محروم ترین گروه های جامعه باشد و آزادی نباید به حدی برسد که برابری را فقط کانون های ثروت (سرمایه گذاران)، قدرت (حکام) و ایدئولوژی (کلیسا) تعریف کنند.
آخرین نکته در گفتمان غربی امنیت اجتماعی، (علاوه بر برابری خواهی، اصالت هویت و ذهنی بودن بسیاری از دغدغه ها) ماهیت نسبی (Relational) ارزش های اساسی گروه ها است. بدین مضمون که ارز ش های اساسی یک گروه در یک کشور متفاوت از ارزش های اساسی یک گروه در کشور دیگر شمرده می شود. ممکن است گروهی نسبت به اعتقادات دینی و گروهی دیگر نسبت به زبان خود حساسیت فوقالعادهای داشته باشد. این نکته را نباید فراموش کرد که در برداشت غربیان از امنیت اجتماعی، تحدید یا گسترش ارزش های حیاتیِ متعلق به گروه های خاص در جامعه، ربط وثیقی با معادلات قدرت در سطح منطقه و نظام بینالملل دارد.
با توجه به آن چه بیان شد؛ امنیت اجتماعی عبارت است اطمینان خاطر افراد جامعه و نیز گروه های اجتماعی نسبت به موجودیت و انسجام خود در قبال تحرکات عمدی (مانند کوچاندن هوشمند یک قوم) و تحولات عادی(مانند زلزله یا گسست نسلی).
بر اساس این تعریف، موضوع امنیت اجتماعی در ایران فقط گروه نیست بلکه فرد نیز به عنوان عضو گروه و مولفه سازنده جامعه در شمول امنیت اجتماعی قرار میگیرد. همچنین افراد و گروهها، هم دغدغه موجودیت خود را دارند و هم نگران هویت و انسجام جمعی خود میباشند.
امنیت اجتماعی و مولفههای آن مانند انسجام گروهی، نظم عمومی، سلامت و مهارت افراد، امید به زندگی و امنیت هویت، نقش مهمی در بقاء و بالندگی ملتها دارند.
به اين ترتيب تعريف امنيت اجتماعي یعنی: «فقدان ترس و تهديد نسبت به ارزش ها و هنجارهاي پذيرفته شده در جامعه.»(15)

پانویسها:
1- محب الدين الي فيض محمدمرتضي الحسيني الواسطي الزبيدي المتقي؛ تاج العروس من جواهرالقاموس، ج 18، ص 23، «امن»؛ لغت نامه، ج 3، ص 3376 ، دار الفكر، بيروت ، 1373. فرهنگ فارسى ، ج 1، ص 354، «امنيت».
2- حسین بن محمد راغب اصفهانی ، مفردات راغب ، ، ص 90، «امن»، نوید اسلام ، قم ، ۱۳۸۷.
3- تين/ 3 .
4- نحل/ 112.
5- محمد قریب، نثر طوبی (دائره المعارف لغات قرآن مجید) ، ج 1، ص40، «امن»، كتابفروشی اسلامیه، تهران؛ 1355.
6- داریوش آشوری ، دانشنامه سیاسی ، ص 38 ـ 39، «امن»، مروارید ، تهران، 1393.
7- امنيت و انحرافات اجتماعي، مقاله اينترنتي، آدرس سايت: wwwserajcom
8- مجله پيام زن دوره 5، ش 9 (آذر 57)، ص 63.
9- همان، ص 75.
10- همان، ص 26.
11- همان، ص 46.
12- حسين محبوبي منش ، امنيت؛ انحرافات اجتماعي، فصلنامه کتاب زنان ، شماره 18.
13- قدیر نصری ، درآمدي بر امنيت اجتماعي، ص 76،گروه پژوهشی جامعه و امنیت پژوهشگاه علوم انسانی ،
تهران ، 1391.
14- همان، ص 65.
15- معنا و مفهوم امنیت اجتماعی؛ مرکز پژوهشی جامعه و امنیتِ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
منابع:
1- سید مهدی میرشفیعیان، جامعه ونظم عمومی، تهران: چاپخانة گیتی، بیتا .
2- مهدی حاضری، امام خمینی (ره) و وفاق اجتماعی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی/ 1379.
3- گي روشه، «كنش اجتماعي»، ترجمه همـا زنجـاني زاده، دانشـگاه فـردوسي(مشهد)/ 1379.
4- هدايت الله ستوده، مقدمـهاي بر آسيب شناسي اجتماعي»، نشر آواي نور/1372.
5- جعفــرسخــاوت، جـامعـه شناسـي انحرافـات اجتمـاعي»،انتشـارات دانشـگاه پيام نور/1377.
6- لورنس فريدمن، مفهوم امنيت»،گـزيده مقالات سياسـي امنيتـي، ترجمه مؤسسه پژوهشهاي اجتماعي، جلداول، انتشارات بينش/1375.
7- رابرت.ك مـرتـون،« مشكلات اجتماعي ونظريه جامعه شناسي»، ترجمه نوين تولايي، نشر اميركبير/1376.
8- فرامرز رفيع پور، «آنومي يا آشفتگي اجتماعي»، نشر سروش/1378.
9- افشار، اسدالله، امنیت ، اجتماع ، امنیت اجتماعی ، تهران: سفيرارد هال/ 1394.
10- تري تريف و ديگران، مطالعات امنيت نوين، ترجمه عليرضا طيب و وحيد بزرگي، تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي / 1383.
11- باری بوزان، مردم، دولت ها و هراس، مترجم: ناشر، تهران:پژوهشکده، مطالعات راهبردی/ 1378.
12- ساموئل هانتینگتون، سان سیاسی درجوامع دستخوش دگرگونی، محسن ثلاثی، تهران: نشرعله/1370.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/98796