در علوم اجتماعی و علوم سیاسی، قدرت؛ تولید اجتماعی اثری است که ظرفیتها، اعمال، باورها یا رفتار کنشگران را تعیین میکند. قدرت منحصراً به تهدید یا استفاده از زور (اجبار) توسط یک بازیگر علیه بازیگر دیگر اشاره نمیکند، بلکه ممکن است از طریق ابزارهای پراکنده (مانند نهادها) نیز اعمال شود.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در علوم اجتماعی و علوم سیاسی، قدرت؛ تولید اجتماعی اثری است که ظرفیتها، اعمال، باورها یا رفتار کنشگران را تعیین میکند.(1) قدرت منحصراً به تهدید یا استفاده از زور (اجبار) توسط یک بازیگر علیه بازیگر دیگر اشاره نمیکند، بلکه ممکن است از طریق ابزارهای پراکنده (مانند نهادها) نیز اعمال شود.(2) قدرت همچنین ممکن است اشکال ساختاری داشته باشد، که در این اشکال؛ کنشگران را در ارتباط با یکدیگر سفارش میکند (مانند تمایز بین ارباب و برده)، و یا اشکال گفتمانی داشته باشد که در این صورت، مقولات و زبان ممکن است به برخی رفتارها و گروهها نسبت به دیگران مشروعیت بخشد.
اصطلاح اقتدار اغلب برای قدرتی به کار میرود که توسط ساختار اجتماعی؛ مشروع یا مورد تأیید اجتماعی است. قدرت را میتوان بد (ناعادلانه) و یا خوب دانست و به عنوان میراثی است که به ارث رسیده و یا برای اعمال اهداف انسانگرایانهای میباشد که به دیگران کمک میکند، حرکت میدهد و همچنین توانمند میسازد. محققان بین «قدرت نرم» (3) و «قدرت سخت»(4) تفاوت قائل شدهاند.
نظریه پایه قدرت
نظریه پایه قدرت نظریهای است که توضیح میدهد قدرت چیست، چرا قدرت یک ویژگی مکرر زندگی اجتماعی است و چگونه قدرت توسط افراد ، گروههای اجتماعی و نهادها استفاده میشود. طبق نظریه پایه قدرت، قدرت توانایی تأمین نیازهای فرد برای بقا است. افراد انواع خاصی از نیازهای بقا دارند و از اشکال مربوطه برای تأمین نیازهای بقا خود استفاده میکنند. قدرت میتواند از طریق عضویت در یک طبقه اجتماعی یا پذیرفتن یک نقش سیاسی به دست آید. فعالیتها و ویژگیهای فرد، ثروت فرد و عامل زور نیز میتواند در افزایش قدرت نقش داشته باشد. از دیگر عوامل تأثیرگذار بر میزان قدرت افراد، کاریزما( جاذبه و جذابیت افراد) است.
پنج پایه قدرت
در مطالعه کلاسیک (1959)، (5) روانشناسان اجتماعی جان آر. پی . فرنچ و برترام ریون طرح وارهای از منابع قدرت ایجاد کردند که به وسیله آن میتوان نحوه عملکرد (یا عدم کارکرد) قدرت در یک رابطه خاص را تحلیل کرد. به عقیده فرنچ و ریون، قدرت باید از طریق زیر از نفوذ متمایز شود: قدرت حالتی از امور است که در یک رابطه معین، A-B برقرار است، به طوری که تلاش برای تأثیرگذاری معین توسط A بر B، تغییر مورد نظر A در B را محتمل تر میکند. با این تصور، قدرت اساساً نسبی است - این به درک خاصی بستگی دارد که A و B هر یک در رابطه خود اعمال میکنند، و مستلزم شناخت B از کیفیتی در A است که B را به تغییر در روش مورد نظر A تشویق میکند. باید از "پایه" یا ترکیبی از پایه های قدرت متناسب با رابطه استفاده کرد تا نتیجه مطلوب را تحت تأثیر قرار دهد. طراحی روی پایه قدرتِ اشتباه میتواند اثرات ناخواسته و نامطلوبی داشته باشد، از جمله کاهش قدرت خود A. فرنچ و ریون استدلال میکنند که پنج دسته مهم از این کیفیتها وجود دارد، در حالی که سایر دستههای جزئی را مستثنی نمیکنند. از آن زمان به بعد، مبانی بیشتری ارائه شده است - به ویژه توسط گرت مورگان در کتاب او در سال 1986. (6)
اکنون در خصوص پنچ پایه قدرت توضیحاتی را در ذیل مطرح و یادآور می شوم:
1- قدرت مشروع
قدرت مشروع که به آن «قدرت موضعی» نیز میگویند، قدرت یک فرد به دلیل موقعیت و وظایف نسبی دارنده موقعیت در سازمان است. قدرت مشروع اختیار رسمی است که به دارنده این سمت تفویض میشود. معمولاً با ویژگیهای مختلف قدرت مانند یک لباس، عنوان یا یک دفتر فیزیکی با ابهت همراه است. به عبارت ساده، قدرت را میتوان [توسط چه کسی؟] به صورت بالا یا پایین بیان کرد. با قدرت نزولی، برتری یک شرکت بر زیردستان برای دستیابی به اهداف سازمانی تأثیر میگذارد. هنگامی که یک شرکت قدرت صعودی از خود نشان میدهد، زیردستان بر تصمیمات رهبر یا رهبران خود تأثیر میگذارند.
2- قدرت مرجع
قدرت مرجع قدرت یا توانایی افراد برای جذب دیگران و ایجاد وفاداری است. این مبتنی بر کاریزما و مهارتهای بین فردی صاحب قدرت است. ممکن است شخص به دلیل ویژگیهای شخصی خاص، مورد تحسین قرار گیرد و این تحسین فرصتی برای نفوذ ایجاد میکند. در اینجا فرد تحت قدرت میخواهد با این ویژگیهای شخصی همذات پنداری کند و از این که یک پیرو پذیرفته شده باشد، رضایت میگیرد. ناسیونالیسم و میهن پرستی به عنوان یک نوع قدرت مرجع ناملموس به حساب میآیند. مثلاً سربازان در جنگها برای دفاع از ناموس کشور میجنگند. این دومین قدرت آشکار است، اما موثرترین. به عنوان مثال، تبلیغکنندگان مدتهاست که از قدرت مرجع فیگورهای ورزشی برای تأیید محصولات استفاده میکنند. ظاهراً جذابیت کاریزماتیک ستاره ورزش منجر به پذیرش تأیید میشود، اگرچه ممکن است فرد در خارج از عرصه ورزش اعتبار واقعی کمی داشته باشد.(7) سوء استفاده زمانی امکان پذیر است که فردی دوست داشتنی، در عین حال فاقد صداقت باشد، به قدرت برسد و او را در موقعیتی قرار دهد که به قیمت موقعیت گروه، مزیت شخصی کسب کند. قدرت مرجع به تنهایی ناپایدار است و برای رهبری که خواهان طول عمر و احترام است کافی نیست. با این حال، وقتی با سایر منابع قدرت ترکیب شود، میتواند به فرد کمک کند تا به موفقیت بزرگی دست یابد.
3- قدرت کارشناسی
قدرت کارشناس، قدرت یک فرد است که از مهارتها یا تخصص فرد و نیازهای سازمان به آن مهارتها و تخصصها ناشی میشود. برخلاف سایرین، این نوع قدرت معمولاً بسیار خاص و محدود به حوزه خاصی است که متخصص در آن آموزش دیده و واجد شرایط است. وقتی دانش و مهارتهایی دارند؛ آنها را قادر میسازد موقعیتی را درک کنند، راه حل هایی را پیشنهاد دهند، از قضاوت محکم استفاده کنند و عموماً از دیگران بهتر عمل کنند، آنگاه مردم تمایل دارند به آنها گوش دهند. وقتی افراد تخصص خود را نشان میدهند، مردم تمایل دارند به آن ها اعتماد کنند و به آنچه میگویند احترام بگذارند. به عنوان متخصصان موضوع، ایدههای آنها ارزش بیشتری خواهد داشت و دیگران باپذیرش رهبری ایشان در آن زمینه، به آنها نگاه میکنند.
4- قدرت پاداش
قدرت پاداش ضمن آنکه به توانایی صاحب قدرت در اعطای جوایز مادی با ارزش بستگی دارد، به درجهای اشاره دارد که فرد میتواند به دیگران پاداشهایی از قبیل مزایا، مرخصی، هدایای مورد نظر، ترفیع یا افزایش حقوق یا مسئولیت بدهد... این قدرت آشکار است اما در صورت سوء استفاده نیز بی اثر است. افرادی که از قدرت پاداش سوء استفاده میکنند، ممکن است به دلیل اینکه خیلی زودرنج هستند یا «خیلی سریع کارها را انجام میدهند» سرزنش میشوند یا مورد سرزنش قرار میگیرند. اگر دیگران انتظار دارند کسی کاری را باید انجام دهد میبایست برایش پاداش در نظر گرفته تا آن کار توسط فرد و یا افراد و کسان انجام شود.
مشکل این مبنای قدرت این است که پاداش ممکن است به همان اندازه که ممکن است کنترل بر پاداشها نداشته باشد. سرپرستان به ندرت کنترل کاملی بر افزایش حقوق دارند ، و مدیران اغلب نمیتوانند کلیه اقدامات موجود در انزوا را کنترل کنند: حتی یک مدیرعامل شرکت برای برخی اقدامات نیاز به مجوز از هیئت مدیره دارد. هنگامی که یک فرد از پاداشهای موجود استفاده میکند ، یا پاداشها ارزش درک کافی برای دیگران ندارند ، قدرت آنها تضعیف میشود. یکی از ناامیدیهای استفاده از پاداش این است که اگر بخواهند تأثیر انگیزشی یکسانی داشته باشند ، باید هر بار بزرگتر باشند: حتی اگر پاداشها به طور مکرر داده میشود. افراد ممکن است با پاداش شرور شوند، به گونهای که اثربخشی خود را آن پاداش، از دست میدهد. از نظر فرهنگ لغت، استحکام انبوه مورد استفاده برای آشتی دادن بیعدالتی بدون بررسی و سوء استفاده از قدرت "قدرت رو به بالا" است. سیاستهایی برای پلیس در برابر این فرآیندها به عنوان راهی برای ایجاد فرآیند مناسب برای رسیدگی به درگیریها ، سوءاستفادهها و آسیبهایی که از طریق فرآیندهای تعیین شده انجام میشود، به عنوان "قدرت رو به پایین شناخته میشود. (8)
5- قدرت اجباری
قدرت اجباری استفاده از تأثیرات منفی است. این شامل توانایی تخریب یا خودداری از پاداشهای دیگر است. تمایل به پاداشهای ارزشمند یا ترس از بازداشت آنها می تواند اطاعت از افراد تحت قدرت را تضمین کند. قدرت اجباری تمایل دارد که بدیهی ترین اما کم کارآمدترین شکل قدرت باشد زیرا باعث نارضایتی و مقاومت افرادی میشود که آن را تجربه میکنند. تهدیدها و مجازات ابزارهای متداول اجبار است. دلالت یا تهدید به اخراج شخصی ، تخریب ، انکار امتیازات یا تکالیف نامطلوب؛ این ویژگیهای استفاده از قدرت اجباری است. استفاده گسترده از قدرت اجباری به ندرت در یک محیط سازمانی مناسب است و تکیه بر این اشکال قدرت به تنهایی منجر به شیوهای بسیار سرد و فقدان رهبری خواهد شد. این نوعی از قدرتی است که معمولاً در صنعت مد با اتصال با قدرت قانونی مشاهده میشود ، در ادبیات خاص صنعت به عنوان "زرق و برق دار بودن تسلط ساختاری و استثمار" گفته میشود. (9)
جان کلام این که؛
- قدرت بر همه تأثیر میگذارد و همه به آن احتیاج دارند.
-درک و اندازه گیری قدرت دشوار است زیرا اشکال زیادی میگیرد.
-اندازه گیری قدرت سخت است زیرا تغییر میکند و اغلب پنهان میشود.
- قدرت یک مزیت اجتماعی است که در قشربندی مورد توجه قرار میگیرد.
- بسیاری از درگیریها و مناقشات در جامعه، مبارزه برای قدرت است.
البته بحث مذکور بسیار گسترده و قابل تأمل است که یادداشت کوتاه ارائه شده می تواند سرآغاز مباحث دیگر این بحث مهم اجتماعی و سیاسی باشد تا به زوایای گوناگون آن پرداخته شود.

پانویسها:
1- قدرت نرم (soft power) در سیاست (و به ویژه در سیاست بینالملل)، قدرت نرم به جای اجبار (برعکس قدرت سخت)، توانایی جذب و انتخاب است. به عبارت دیگر، قدرت نرم شامل شکلدادن به ترجیحات دیگران از طریق جذابیت و جذب است. یکی از ویژگیهای تعیینکننده قدرت نرم این است که اجباری نیست. قدرت نرم شامل فرهنگ، ارزشهای سیاسی و سیاست های خارجی است. در سال ۲۰۱۲ جوزف نای از دانشگاه هاروارد توضیح داد که قدرت نرم، «بهترین تبلیغ، تبلیغ نیست»، و بیشتر توضیح داد که در عصر اطلاعات، «اعتبار کمترین منبع است». این مفهوم را اولین بار جوزف نای از دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۹۰ درکتابی، با نام «تغییر ماهیت قدرت آمریکایی» مطرح کرد. وی در سال ۲۰۰۴ مفهوم قدرت نرم را درکتاب «قدرت نرم: راه موفقیت در سیاستهای جهانی» بسط داد. در مقابل قدرت نرم واژه تهدید نرم معرفی میشود که مفهوم ان را تحولاتی میدانند که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوی رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی میشود.
قدرت نرم با دو بعد از نظریه ابعاد سهگانه قدرت (۱-برجسته سازی و ۲-قدرت بنیادین) که استیون لوکس در کتاب «قدرت: بینش افراطی» ارائه کردهاست قابل مقایسه است. هماکنون این واژه در سطح بینالمللی بهطور گسترده مورد استفاده تحلیل گران قرار گرفتهاست. به عنوان مثال هو جینتائو، رئیسجمهور چین در هفدهمین مجمع حزب کمونیست در سال ۲۰۰۷ گفت: چین نیازمند افزایش قدرت نرم خود است. رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا در مورد نیاز به توسعه قدرت نرم آمریکا صحبت کرد. در سال ۲۰۱۰، معاون سابق رئیسجمهور تایوان به کره جنوبی سفرکرد و استفاده تایوان از قدرت نرم به عنوان الگویی برای حل درگیریهای بینالمللی را حمایت نمود.
2-قدرت سخت (Hard power) به استفاده از ابزار نظامی و اقتصادی برای تأثیرگذاری بر رفتار یا منافع دیگر نهادهای سیاسی گفته میشود. این شکل از قدرت سیاسی اغلب تهاجمی (اجبارآمیز) است، و زمانی مؤثر میباشد که توسط یک بازیگر سیاسی در مقابل بازیگر دیگری که از نظر قدرت نظامی یا اقتصادی ضعیف تر باشد، به کار رود. قدرت سخت در مقابل قدرت نرم که از دیپلماسی، فرهنگ و تاریخ نشأت میگیرد، قرار دارد.
3- Barnett, Michael; Duvall, Raymond (2005). "Power in International Politics". International Organization. 59
4- Finnemore, Martha; Goldstein, Judith (2013), "Puzzles about Power", Back to Basics: State Power in a Contemporary World, Oxford University Press.
5- French, J.R.P., & Raven, B. (1959). 'The bases of social power,' in D. Cartwright (ed.) Studies in Social Power. Ann Arbor, MI: University of Michigan Press. 259-269.
6- de Moll, Kelly E. (August 2010), Everyday Experiences of Power (PDF) (Ph.D. dissertation), Knoxville, TN: University of Tennessee, p. 22.
7- Montana, Patrick J.; Charnov, Bruce H. (2008). Management (4th ed.). Hauppauge, NY: Barron's Educational Series. p. 257. ISBN 9780764139314. OCLC 175290009.
8- Schein, Larry E. Greiner, Virginia E. (1988). Power and organization development : mobilizing power to implement change (Repr. with corrections. ed.). Reading, Mass.: Addison-Wesley. ISBN 978-0201121858.
9- Marsh, Stefanie (2018-09-02). "Chanel shoes, but no salary: How one woman exposed the scandal of the French fashion industry". The Guardian.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/65084