غدیر؛ ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جانهای تشنه است. غدیر، برکت همه احساسهای معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است. غدیر؛ عید کمال دین و سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام است. آری دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمّد(ص) لبریز است و قامت دین در زلال غدیر خم انعکاس مییابد.
قرآن به جز وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه نداره
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، غدیر؛ ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جانهای تشنه است. غدیر، برکت همه احساسهای معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است. غدیر؛ عید کمال دین و سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام است. آری دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمّد(ص) لبریز است و قامت دین در زلال غدیر خم انعکاس مییابد. این روز بزرگ الهی را به شیعیان جهان خاصه مردمُ شیعه دوستِ ایرانِ عاشقِ علی(ع) تبریک و تهنیت می گویم. به مناسبت این روز عزیز الهی، مباحثی را در خصوص وجود مقدس حضرت علی(ع) در زیر مطرح و یادآور می شوم باشد.
از روز ازل جمله خریدار غدیریم
ما نوکر دلداده به دربار غدیریم
کی خسته شویم از دمِ یا حیدر کرار
تا روز ابد میثم تمار غدیریم
یکم) ائمه علیهم السلام به اصحابشان سفارش اکید می فرمودند که از زیارت مسجد غدیر غفلت نکنند. امام حسین علیه السلام در مسیر مکه به کربلا توقفی در غدیر داشتند. امام باقر و امام صادق علیهماالسلام به مسجد غدیر آمدند و جای جایِ مراسم غدیر را برای اصحابشان تشریح کردند.
محدثان و علمای بزرگ نیز در غدیر حضور می یافتند و ادای احترام می کردند. علی بن مَهْزِیار اهوازی (قرن سوم) در سفر حج خود به مسجد غدیر آمده است.
در کلام شیخ طوسی (قرن ششم) و ابن حَمزه (قرن هفتم) و شهید اول و علامه حلی (قرن هشتم) از مسجد غدیر یاد شده که بر باقی بودن آثار آن در زمانشان دلالت دارد.
سید حیدر کاظمی در سال 1250 ه.ق از وجود آن خبر داده. در آن روز مسیر رفت و آمد از غدیر فاصله داشته ولی مسجد آن مشهور بوده است. محدث نوری نیز از وجود آن در سال 1300 ق خبر داده و شخصا در آن حضور یافته و اعمال آن را به جا آورده است.
دوم) حضرت علی(ع) شخصیتی است که تربیت یافته دامن پیامبر اسلام(ص) است، دوران کودکی را در نزد پیامبر سپری نمود و پس از بعثت پیامبر اکرم، نخستین ایمان آورنده به ایشان است. علی در تمام دوران رسالت پیامبر همواره در رکاب پیامبر اسلام برای دفاع از اسلام و اعتلای کلمه توحید مبارزه کرد و افتخارات فراوانی برای اسلام آفرید، احادیث و روایات رسیده از پیامبراعظم در رابطه با شخصیت علی(ع) بیانگر عظمت و مقام والای آن حضرت در نزد پیامبر اکرم(ص) بود. در دوران پس از رحلت پیامبر نیز آن حضرت با صبر و بردباری جامعه اسلامی را همواره دعوت به وحدت نمود و خود نیز، به عنوان مشاوری امین به خلفا یاری می رساند.
سوم) کتابت وحی وتنظیم بسیاری از اسناد تاریخی وسیاسی ونوشتن نامه های تبلیغی ودعوتی و. . . یکی دیگر از کارهای حساس وپر ارج امام (ع) بود. امیرمؤمنان تمام آیات قرآن را، چه آنها که در مکه نازل می شد وچه آنها که در مدینه ، در دوران حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دقت ضبط می کرد واز این جهت یکی از کاتبان وحی وحافظان قرآن به شمار می رفت. همچنین در تنظیم اسناد سیاسی وتاریخی ونامه های تبلیغی، که هم اکنون متن بسیاری از آنها در کتابهای سیره وتاریخ مضبوط است ، آن حضرت نخستین دبیراسلام به شمار می رود، حتی صلحنامه تاریخی «حدیبیه » به املای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وخط علی (ع) تنظیم شد.
خدمات علمی وقلمی امام منحصر به اینها نبود ، بلکه در حفظ آثار وسنن رسول اکرم کوشش های بسیار داشت ودر فرصت های مختلف ، سخنان پیامبر را در باره احکام و فرایض و آداب و سنن و حوادث و اخبارغیبی و... ضبط می کرد. از این رو امام (ع) موفق شد آنچه را که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیده بود به صورت شش کتاب از خود به یادگار بگذارد وپس از شهادت امام همه این کتاب ها درنزد فرزندان آن حضرت به عنوان ارزنده ترین گنجینه حفاظت می شد و دیگر پیشوایان پس ازامیر المؤمنین ، درمقام احتجاج بردیگران، به این کتاب ها استناد می جستند. زراره که یکی از شاگردان برجسته امام صادق (ع) بوده ست برخی از این کتاب ها را نزد آن حضرت دیده ، خصوصیات آنها را نقل کرده است.[1]
چهارم) از روزی که پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در مکه مکرّمه به رسالت مبعوث گردید؛ در مناسبت های گوناگون به تثبیت موقعیت دینی، اجتماعی و سیاسی امیرمؤمنان علیه السلام پرداخت. بدین جهت هر روز به شکلی، وی را مطرح ساخته، تا مسلمانان بیش از پیش با این چهره مقدس آشنا شوند. با مرور تاریخ، موارد زیادی از این افتخارات را مشاهده خواهیم کرد؛ از جمله مسأله بستن در خانه های یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و باز گذاردن در خانه علی علیه السلام است که توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم صورت گرفت. این ماجرا، که به شدت خشم یاران را بر انگیخت و می رفت که بر اثر نادانی و جهالت برخی و غرض ورزی برخی دیگر، عده ای در برابر پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم موضع بگیرند، با سیاست حکیمانه و مقتدرانه آن حضرت فرونشانده شد.[2]
پنجم) روزی معاویه به سعد وقاص اعتراض نمود که چرا به علی ناسزا نمی گوئی؟ او در پاسخ وی چنین گفت: من هر موقع به یاد سه فضیلت از فضائل علی می افتم، آرزو می کنم ای کاش من یکی از این سه فضیلت را داشتم:
1- روزی که پیامبر او را در مدینه جانشین خود قرار داد و خود به جنگ تبوک رفت و به علی چنین گفت: تو نسبت به من همان منصب را داری که هارون نسبت به موسی داشت، جز اینکه پس از من پیامبری نخواهد آمد.
2- روزخیبر فرمود: فردا پرچم را به دست کسی می دهم که خدا و پیامبر او را دوست دارند.افسران و فرماندهان عالیقدر اسلام در آرزوی نیل به چنین مقامی بودند.فردای آن روز، پیامبر علی را خواست و پرچم را به او داد و خدا در پرتو جانبازی علی پیروزی بزرگی نصیب ما نمود.
3- روزی که قرار شد پیامبر با سران نجران به مباهله بپردازد، پیامبر دست علی و فاطمه و حسن و حسین را گرفت و گفت: «اللهم هؤلاء اهلی.»[3]
ششم) پیامبر اکرم (ص) اسلام میفرمایند: علی جان تو هفت ویژگی داری که هیچ کس این هفت تا را ندارد، درصورتی که هم داشته باشد تو در قله هستی و او در دامنه پس هیچ گاه به تو نمی رسد این هفت ویژگی را رسول اکرم(ص) این گونه برشمرد:
* نخستین شخصی هستی که ایمان آوردی و به دین من پیوستی؛ تو در خانه خدا به دنیا امدی این بالاترین ایمان است.
* وفادارترین فرد به عهد خدا هستی.
* در همه حال و همه جا دستور خدا مهمترین چیز است.
* دارای عدالت علوی هستی.
* بصیرت قضاوت در حکومت خود داری.
* به درد مردم رسیدگی میکردی و بین هیچکس فرق نمیگذاشتی.
* در نزد خدا مقرب هستی.
هفتم) علی میزان سنجش الهی است، و دوستی و دشمنی او معرّف شخصیّت واقعی افراد. راستی اگر همه به گرد دوستی علی(ع) حلقه می زدند جهنّم و عذابی در کار نبود، امّا چه می شود کرد که افراد شقی و فاسد همیشه در جامعه حضور داشته و دارند، به این جهت پیامبر اکرم(ص) فرمود : «الا انّه لا یبغض علیّاً الّا شقیٌ و لا یتوالی علیّاً الّا تقی و لا یؤمن به الّا مؤمنٌ مخلصٌ : بیدار به راستی دشمن نمی دارد علی را جز شقی و دوست نمی دارد علی را جز انسان با تقوی و ایمان نمی آورد به او جز مؤمن بااخلاص.»[4]
در بخش دیگر فرمود: «الا انّ اعداء علیّ هم اهل الشقاق و النفاق و اخوان الشیاطین الّذین یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غروراً؛ بیدار باشید دشمنان علی اهل شقاوت و نفاقند و برادران شیاطین که بعضی بر بعض دیگر سخنان فریبنده از روی غرور القاء می کنند».
آنگاه فرمود : دوستان علی و اهلبیت کسانی هستند که ایمان دارند به خدا و آخرت [5] و ایمان خویش را به ستم نیالوده اند[6] آن ها بدون حساب وارد بهشت می شوند.[7]
هشتم) انسان ها چهار دسته اند، برخی از اوّل تا آخر خوب و روبراه هستند، گروه دوّم از اوّل تا آخر گمراه و بی راهه می روند، گروه سوم کسانی هستند که از اوّل منحرف و گمراهند، ولی عاقبت هدایت پذیر می شوند، گروه چهارم که از همه بیچاره تر و زیانکارترند کسانی هستند که از اوّل در مسیر و پیشگامند ولی عاقبت گمراه و منحرف می شوند، و بر صراط مستقیم تا ابد نمی مانند، پیشگامان در بیعت غدیر اگر جزء گروه دوّم نمی باشند، یقیناً مصداق گروه چهارم شدند، همین ها اوّل کسانی بودند که سر از سقیفه درآوردند و پیشگام در بیعت شکنی شدند، لذا پیامبر اکرم(ص) هشدار داد و فرمود: «معاشر النّاس السابقون الی مبایعته و التسلیم علیه بامرة المؤمنین اولئک الفائزون فی جنات النعیم؛ پیشگامان در بیعت با او (علی) و دوستی او و تسلیم شدن به عنوان حاکم مؤمنین (و ماندن بر این بیعت) رستگارند در بهشت نعیم.»[8]
نهم) سکوت بیست و پنج ساله امیرمؤمنان(ع)، که از زمان رحلت رسول گرامی(ص) در سال یازدهم هجری آغاز شد و تا هنگام پذیرش خلافت از سوی علی(ع) در سال 35 هجری ادامه یافت ، زندگانی آن حضرت در دوران خلافت خلفای سه گانه - ابوبکر، عمر و عثمان - را در بر می گیرد.
ماهیت «سکوت »، که واژه ای برخاسته از جریانات این دوره از حوادث اسلام است، در سنجش با دوران پیشین و پسین تاریخ زندگی امیر مؤمنان(ع) آشکار می گردد.[9]
وجود سخت کوش علی(ع) در طول 23 سال تبلیغ آیین اسلام - از بعثت تا رحلت پیامبر(ص) - آکنده از افتخاراتی است که با وجود تمامی نیرنگهای مسلط بر نگارش وقایع، توانسته است شایسته ترین نمای اسلامی را برجای نهد:تربیت یافته رسول خدا(ص)، که در کودکی - به یوم «انذار» - آشکارا، پشتیبانی خویش را از رسالت نبی(ص) اعلان می نماید، «لیله المبیت » را چون شبهای سخت «شعب ابوطالب » با مباهات به صبح می آورد و نظاره تاریخ را بر پهنه های بدر، احد، خندق، خیبر و چون آن به حیرتی سخت وامی دارد و آنک «غدیر» تمام گواه الهی بر شایستگی های علی(ع) است.
تاریخ پر تکاپوی اسلام همراه با رحلت جانکاه پیامبر(ص) شاهد سازش سایه هایی تار در سقیفه می گردد و «سقیفه »، مبدا انحراف جایگاه «هدایتگری » امت اسلام، «سکوت » را آغاز می دهد. در امتداد این جویبار، باید پیگیر سلسله اموری باشیم که با چهره مدیریت برتر،[10] تغییر موازین اسلامی و احیای معیارهای جاهلی را تعقیب نموده است.
پذیرش خلافت از سوی امیر مؤمنان(ع) به سال 35 هجری را پایانی بر این سکوت دانسته اند، چونان که از آن پس به افشای حقایق پرداخته و دیرینه انحراف مدیریت اسلامی را از مسیر صحیح آن اشارت فرموده است. این بخش از افشاگریهای به ثبت آمده، که به وسیله شخصیت مظلوم این دوران انجام پذیرفته، خود رهگشایی ارجمند در زدودن جلوه های ابهام از آینه «سکوت بیست و پنج ساله » تواند بود.
دهم) تحمیل بیست و پنج سال سکوت ناخواسته بر علی(ع) به واقع، شرایطی بود که خلفا در به ثبات رسانیدن موقعیت خود بر جبهه بنی هاشم تحمیل کردند. مظلومیت علی(ع)، که جلوه هایی از آن در این سکوت بیست و پنج ساله پرتو می افکند، دارای بسی زوایای نهفته است که بنا به ملاحظات تاریخ نگاری، نهان مانده و اگر نبود افشاگریهایی که امیرمؤمنان(ع) در روزگار خلافت خویش به انجام رسانید هیچ گاه ستم و جفایی که جفاکاران در دوران پس از رحلت رسول اکرم(ص) بر او رواداشتند به شکلی آکنده از ابهام نیز به آیندگان منتقل نمی گشت.
بی گمان، سکوت امیرمؤمنان(ع) نه به دلخواه خویش، بلکه به تحمیل حاکمان وقت بوده است، چنان که خود فرمود:«...هوشمندی گروهی و ضعف و خموشی دیگران به مردمان فهمانیده می شد وما از گروه ضعیفی که آتش آنها به خاموشی گراییده وآوایشان بریده بود به شمارمی آمدیم...»[11] به بیانی روشن، امام(ع) ناخواسته و تنها برای حفظ مصالح مسلمانان از حق مسلم خود چشم پوشی نمود و پذیرای «صبر» گشت که همین واژه برگرفته از بیانات آن حضرت شایسته ترین نمای وضعیت ایشان و رهنمونی نیکو بر شناخت رمز سکوت بیست و پنج ساله و تبیین مرزهای آن به شمار می آید.
آنچه بیش از همه شایسته توجه می نماید دشواری این سکوت و صبوری است که امیرمؤمنان با بیاناتی روشن یادآور آن گردیده ؛ آنجا که فرموده است: «صبر نمودم در حالی که چشمانم را خاشاک و گلویم را استخوان گرفته بود.» یا آنکه فرمود: «بر حوادث تلخ تر از زهر صبر کردم.»[12]
یازدهم) از جـمـلـه ویـژگـیهـای حکومت امام علی (ع)، اصلاح طلبی است. وی هـنگامی به حکومت رسید که جامعه از مسیر اصلی فاصله گرفته و از تـوحـیـد دور شـده بود، دورانی که احادیث جدیدی به زبان پیامبر وارد دیـن شـده بود و احکام اسلام ناب محمدی کمتر بیان میشد. عـلی (ع) در چنین دورانی به حکومت رسید و چارهای جـز اصـلاح نـظام نداشت. افرادی مانند طلحه و زبیر با او مخالفت مـیکـنند، اما امام (ع) مصمم است تا حکومت را اصلاح کند. مـورخان مینویسند: امام علی (ع) تمام اراضی و اموالی را که پیش از او از بـیـت المال به اشراف داده شده بود، پس گرفت. امام (ع) ایـن اصـلاحـات را ضـروری مـیدانـسـت، زیـرا موجب قوام و تشیید (استواری) حکومت نوپای اسلام میشد.
دوازدهم) یکی از ویژگیهای حضرت علی (ع) این است که همیشه سعی میکردند بین مردم برابری و مساوات ایجاد کنند و همیشه در راه حق جنگیدند. ایشان همیشه بر این باور بودند که باید حق مظلومان را از ظالمان بگیرند و هیچ گاه خلاف این عمل نکردند. امام علی (ع) نسبت به هیچ چیز ترسی نداشتند و هرگاه دشمنان ایشان دست به یکی میکردند و با ایشان به جنگ بر میخواستند با شجاعت و دلیری تمام با آنها مبارزه میکردند و با تکیه بر حق و عدالت با آنها میجنگیدند.
جان کلام این که؛ امام علی (ع) در هر حالتی سعی میکردند به دستورات خداوند عمل کنند حتی اگر در سختترین شرایط قرار میگرفتند. درواقع ایشان مانند سایرحکومت داران نبودند که فقط به فکرحکومت و مال اندوزی باشند بلکه سعی میکردندتمامی چیزهایی که ازاخلاق ورفتارهای حضرت محمد(ص) آموخته اند را پیاده کنند و برخلاف دستورهای الهی عمل نمیکردند.
از ولای مُرتضی دل را چراغان می کنیم
بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می کنیم
یا علی

منابع:
1 . قرآن کریم
2 . آیینه وند، صادق، تاریخ سیاسی اسلام ، چاپ پنجم ، بی جا ، مرکز نشر فرهنگی رجا، 1371.
3 . ابن اثیر،عزالدین ، کامل (وقایع بعد ازاسلام) ، ترجمه عباس خلیلی، ج 1، تهران ، موسسه مطبوعاتی علمی ، بی تا .
4 . ابن جوزی، تذکره الخواص، تهران ، مکتبه نینوی، بی تا.
5 . ابن حجر عسقلانی ، تهذیب التهذیب ، بیروت ، دارصادر .
6 . ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، چاپ دوم ، بیروت ، مؤسسه الاعلمی ، 1390ق/ 1983م.
7 . بن سعد ، محمد ، طبقات الکبری ، بیروت، دارصادر، 1405ق.
8 . ابن هشام، ابومحمد عبدالملک، السیره النبویه ، تحقیق مصطفی سقا و دیگران ، بیروت ، دارالمعرفه، بی تا.
9 . اربلی، علی بن عسیی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، تحقیق : سید هاشم رسولی ، تبریز، بی تا.
10 . امینی، عبدالحسین ، الغدیر، ترجمه محمدتقی واحدی ، ج 1 و 2 ، تهران، کتابخانه بزرگ اسلامی، 1362.
11 . جوینی، ابراهیم بن محمد، فرایدالسمطین، تحقیق محمدباقر محمودی، بیروت، مؤسسه المحودی، بی تا.
12 . حاکم نیشابوری، ابوعبدالله ، المستدرک علی الصحیحین ، بیروت ، دارالمعرفه ، بی تا.
13 . حلبی ، علی بن برهان الدین ، السیره الحلبیه، ج 3، بیروت ، المکتبه الاسلامیه، بی تا.
14 . خوارزمی ، اخطب ، المناقب للخوارزمی ، نجف ، چاپ حیدریه ، 1385ق.
15 . دینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم ، الامامه و السیاسه، مصر، 1388ق.
16 . ذهبی ، شمس الدین، میزان الاعتدال ، بیروت ، دارالمعرفه ، 1382 ق.
17- افشار، اسدالله(1396)، علي (ع) ؛ وجدان بيدارتاريخ ،( تبيين فرازهاي حساس زندگي مولود كعبه از ولادت تا شهادت)، تهران: آسمان كبود.
پینوشت:
[1] - شیخ طوسی ، تهذیب الاحکام ، ج 2 ، ص 209 ، طبع نجف . فهرست نجاشی ، ص 255 ، طبع هند. سبحانی ، جعفر، (1387 ) ، فروغ ولایت ، مجمع جهانی اهل بیت ( علیهم السلام ) ، تهران .
[2] - افشار، اسدالله(1396)، علي (ع) ؛ وجدان بيدارتاريخ ،( تبيين فرازهاي حساس زندگي مولود كعبه از ولادت تا شهادت)، تهران: آسمان كبود.
[3] - علامه مجلسی؛ محمدباقر. بحارالانوار، ج 21 ، ص21.
[4] - بحارالانوار، ج 37، ص 210.
[5] - سوره مجادله، آیه 22 .
[6] - سوره انعام، آیه 82 .
[7] - سوره مؤمن، آیه 40.
[8] - بحارالانوار، ج 37، ص 217.
[9] - نظر به کینه و حسادت دیرپای قریش نسبت به علی بن ابیطالب(ع)، که آن را بررسی خواهیم کرد، می توان دامنه دوران سکوت را از هر دو سمت آغاز و انجام گسترش یافتنی دید، چنان که آیه شریفه «و الله یعصمک من الناس »، که پیامبر(ص) را در اعلان ولایت علی(ع) در روز غدیر به حمایت الهی از فساد مردمان اعتماد می بخشد، خود بیانگر وجود کینه های درونی اعراب نسبت به اخوالرسول است. همین حسادتها پیامبر(ص) را به سکوت از نگارش جانشینی علی(ع)- حادثه «دوات و قلم »- واداشت. همچنین در دوران خلافت امیر مؤمنان(ع)، گستره ابعاد نوین این کینه ها در رقابتهای خشونت آمیز، گونه ای از سکوت را در پی داشته است که پژوهش در این زمینه ها از فراخور این نوشتار خارج است. کوتاه سخن آنکه گلایه مندی علی(ع) از اینکه پس از رحلت پیامبر(ص) همیشه «مظلوم » بوده دربردارنده پهنه وسیعی از زندگانی علی(ع) است که انجام آن به شهادت علی(ع) انجامید.
[10] - غاصبان خلافت همواره بر برتری مدیریت خویش تکیه ورزیده اند، چنان که بنا به نقلی، خلیفه دوم بر اینکه پیامبر(ص) در حال بیماری می خواست بر جانشینی علی(ع) صراحت ورزد، اعتراف نموده است و با این حال، ممانعت خود را از این اقدام به منظور حفظ اسلام می انگارد و می گوید: قریش بر علی(ع) اجتماع نمی نمودند .( ر. ک. به : ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم ، چ دوم، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1965، ج 12، ص 21)
[11] - شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص 17 و ج 20، ص 299.
[12] - شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، خطبه های 3،26، 211 و ج 9، ص 305 .
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/95850