اوضاع در هم پیچیده ایالات متحده آمریکا از ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی آن چنان آشفته و وخیم است که از منظر صاحب نظران و تحلیل گران؛ این کشور نه تنها دیگر نمیتواند نقش رهبری دنیا را ایفا کند بلکه نمیخواهد نقش پلیس جهانی را هم که زمانی برای خود قائل بوده است در مقیاس نه حال و حتی با چشم اندازی به آینده به مانند گذشته ایفا نماید.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، اوضاع در هم پیچیده ایالات متحده آمریکا از ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی آن چنان آشفته و وخیم است که از منظر صاحب نظران و تحلیل گران؛ این کشور نه تنها دیگر نمیتواند نقش رهبری دنیا را ایفا کند بلکه نمیخواهد نقش پلیس جهانی را هم که زمانی برای خود قائل بوده است در مقیاس نه حال و حتی با چشم اندازی به آینده به مانند گذشته ایفا نماید.
آمریکای امروز علاوه برآن که قدرت و اقتدار داخلی خود را از دست داده است، گرفتار دوقطبی و پراکندگی گشته و درگیر مناقشات عدیده داخلی و بینالمللی نیز میباشد. آمریکای امروز که عاجز از حل معضلات اقتصادی و اجتماعی داخل خود است به طور قطع نمیتواند مانند گذشته قدرت اجماعسازی بینالمللی وحتی همراه کردن نزدیکترین متحدانش را داشته باشد. افغانستان نمونه زنده درک این مفهوم است که بیان شد و خروج آمریکا از این کشور[1] و آن هم بعد از دو دهه غارتگری، کشتار، ارعاب، فرقه سازیهای افراطی و ایجاد گروههای تروریستی خائن آدمکش، نشان داد آمریکا قدرت اجماع سازی بینالمللی خود را از دست داده[2] و متحدانش از اروپاییان گرفته تا صهیونیسم جهانی و کشورهای عربی مرتجع، دیگر نمیتوانند به قدرت پوشالی و شکست خورده آمریکا تکیه کرده و به دنبال اهداف پلید خود در آسیا از شرق گرفته تا مرکزی و غربی و همچنین خاورمیانه باشند. خاورمیانه تابلوی نماد شکست مفتضحانه ناکامیهای آمریکا در این منطقه است و قطعا در آینده نزدیک شاهد شکست تاریخی نظام سرمایه داری حکمرانی رو به زوال آمریکا خواهیم بود.
ویلیام برنز [3]رئیس آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا(CIA) با صراحت گفته است نه تنها رهبری آمریکا رو به پایان میباشد بلکه نفوذ آمریکا در مسیر زوال قرار دارد اما باید از سالهای پایانی قدرت آمریکا برای قالبریزی نظم نوین بینالمللی استفاده کرد! برنز در یک تناقض آشکار و با آن که اعتراف به شکست قدرت آمریکا و زوال این قدرت دارد و آن را رو به پایان میداند اما هنوز از جنازه این قدرت انتظار معجزه دارد و به دنبال قالب ریزی نظم نوین جهانی است.
برنز معتقد است؛ حوادث این روزهای منطقه غرب آسیا را شاید بتوان در این قالب نیز بررسی کرد. خروج ناگزیر و مفتضحانه آمریکا از افغانستان با به قدرت رسیدن طالبان و یا جنگ داخلی بیپایان، میتواند قسمتی از همین نظم نوین باشد. باید واقعا به برنز دستمریزاد گفت که این همه اعتماد بنفس دارد و باز با مرده رو به زوال آمریکا میخواهد نظمی نو و طرحی نو در جهان در اندازد و با غرور و کبر استکباری نشان دهد هنوز آمریکا زنده است، نفس میکشد و با همین اندک نفس قادر است باز برجهان حاکم باشد و حکمرانی نماید و باز دنیا زیر سیطره آمریکا باشد. زهی خیال باطل.
آقای برنز باتوجه به اوضاع اسفبار اقتصادی آمریکا نیک میداند سودای رهبری جهان برای هیأت حاکمه آمریکا با عنایت به بدهی 28 تریلیون دلاری و کسری بودجه بیش از 4 تریلیون دلاری تغییرات جمعیتی و گسست اجتماعی که در اعتراضات ضدنژادپرستی و رقابتهای انتخاباتی 2020 به وضوح قابل مشاهده بود، چیزی شبیه خواب و رؤیایی است که هرگز تعبیر نخواهد شد. چرا ؟ برای آن که دوران استکباری آمریکا تمام شده است. بیداری ملتها آغاز گشته و مردمان هیچ سرزمینی، حضور بیگانگان را در سرزمینشان بر نمیتابند و آنان را تحمل نخواهند کرد. نمونه بارز و مصداق این سخن افغانستان است، عراق است، سوریه است و خیلی از کشورهایی که جنگ نیابتی برعهده گرفتهاند تا آمریکا در جهان آقایی کند و با قدرت و اقتدار به غارتها و کشتارها و ترورها و قتلها و تخریب زیر ساختها بپردازد و منابع انسانی هر کشور تحت سلطه را با تحقیر و تمسخر، ضایع و تضعیف سازند و عنصر اراده آنان را سست و متزلزل نمایند تا نتوانند نقش تاریخی خود را نسبت به کشورشان ایفا نمایند. قرن 21 قرن شکست مفتضحانه آمریکا در اقصی نقاط جهان است. این مهم با بیکفایتی رؤسای جمهور آمریکا و سایر مسئولان این کشور از قوه مجریه گرفته تا مقننه با آن خوی استکباریشان کلید خورده است.
آمریکا دیگر در منطقه غرب آسیا کارش تموم است و چنان چه سردمداران این کشور عاقل باشند باید از نقش سنتی شکست خورده خود دست بردارند و با پذیرش واقعیتها و حقایق فعلی این نقطه از آسیا، هرچه زودتر خارج شوند که اگر تعلل ورزند و عقب نشینی ننمایند با فضاحت هرچه تمام تر با اراده مردم منطقه و مبارزات رهایی بخش جبهه محور مقاومت، اخراج خواهند شد. با شکست آمریکا از درون که بارها از سوی مسئولان بلند پایه آمریکاییان مطرح شده است و در این یادداشت به بخش کوچکش اشاره گردیده، افسانه شکست ناپذیری آمریکا رنگ باخته و باید منتظر تحقق آن بود و تا آن روز هم باید ملت های منطقه مراقب داشته های خود باشند.

پینوشت:
[1] - خروج آمریکا از افغانستان بیشک شکستی تاریخی برای نظام حکمرانی ایالات متحده است. این خروج، تصمیمی از سر اختیار نبود؛ آنگونه که هنری کسینجر نیز در هفتهنامه اکونومیست نوشت: «واشنگتن خود را در شرایطی دید که مجبور به عقبنشینی از افغانستان شد.» البته از سوی دیگر رئیسجمهور آمریکا « جو بایدن» برای اقناع افکار عمومی کشورش در ماجرای خروج از افغانستان ترجیح داد به هزینههای اقتصادی و اجتماعی آن بپردازد. او گفت: «روزانه 300 میلیون دلار هزینه جنگ در افغانستان میشد و بهطور متوسط روزانه 18 کهنهسرباز آمریکایی اقدام به خودکشی میکنند.»
[2] - باربارا اسلاوین، کارشناس اندیشکده شورای آتلانتیک در مقالهاش برای تارنمای این اندیشکده به همین نکته اشاره دارد: «احتیاجی نیست مدرک دکتری روابط بینالملل داشته باشید تا بفهمید وقتی آمریکا تصمیم میگیرد، دیگر کسی از ما پیروی نمیکند!»
[3] - ویلیام جوزف برنز (به انگلیسی: William Joseph Burns)؛ (زاده ۴ آوریل ۱۹۵۶) یک سیاستمدار آمریکایی است. ویلیام برنز پیشتر سفیر آمریکا در روسیه، و اردن بود. او دارای مدرک دکترای روابط بینالملل از دانشگاه آکسفورد است که در قالب بورسیه مارشال آنرا دریافت کرده است. به جز این، او سه مدرک دکترای افتخاری هم دریافت کرده است. وی در مذاکرات هستهای ایران با گروه ۱+۵ ایفای نقش کرده است. ویلیام برنز بنا داشت خیلی زودتر از این، خود را بازنشسته کند ولی به خواست باراک اوباما این تصمیم را عقب انداخت تا تکلیف مذاکرات ایران معلوم شود. پس از کنارهگیری او هم اعلام شد که همچنان به عنوان مشاور با دولت آمریکا در زمینه مذاکرات ایران و موارد دیگر همکاری میکند. در مارس ۲۰۲۱ مجلس سنای ایالات متحده آمریکا به ویلیام برنز، نامزد جو بایدن برای جایگاه ادارهکننده آژانس اطلاعات مرکزی، رای اعتماد داد. او نخستین ادارهکننده آژانس اطلاعات مرکزی است که همه پیشینه کاری او به وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی آمریکا باز میگردد.