ایران نشان داده که بدون دستیابی به سلاح هستهای نیز میتواند از طریق اهرمهای ژئوپلیتیکی، بهویژه کنترل گلوگاههای حیاتی انرژی، یک بازدارندگی مؤثر و پرهزینه برای نظام بینالملل ایجاد کند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، ایالات متحده و اسرائیل جنگ خود علیه ایران را با این استدلال آغاز کردند که اگر ایران روزی به سلاح هستهای دست یابد، به یک بازدارنده نهایی در برابر حملات آینده مجهز خواهد شد.
اما اکنون مشخص شده که ایران از پیش یک عامل بازدارنده در اختیار داشته است: و آن جغرافیای خود بود.
تصمیم ایران برای اعمال کنترل بر عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز — گلوگاهی راهبردی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند — موجب فشار اقتصادی جهانی از طریق افزایش قیمت بنزین، کود و سایر کالاهای اساسی شده است. این اقدام همچنین برنامهریزیهای جنگی آمریکا و اسرائیل را مختل کرده و آنها را وادار به طراحی گزینههای نظامی برای خارج کردن این تنگه از کنترل ایران کرده است.
جنگ آمریکا و اسرائیل اگرچه به ساختار رهبری ایران، ناوهای بزرگ و تأسیسات تولید موشک آسیب جدی وارد کرده، اما تأثیر چندانی بر توان ایران برای کنترل این تنگه نداشته است.
بنابراین ایران میتواند از این درگیری با یک الگوی راهبردی برای حفظ فاصله دشمنان خود خارج شود، حتی اگر برنامه هستهایاش محدود شود.
یک مقام سابق اطلاعات نظامی اسرائیل گفت: «اکنون همه میدانند که در هر درگیری آینده، بستن تنگه اولین اقدام ایران خواهد بود. شما نمیتوانید بر جغرافیا غلبه کنید.»
در حالی که دونالد ترامپ اعلام کرده بود این تنگه «کاملاً باز» است، سپاه پاسداران ایران اعلام کرد که همچنان بسته است؛ موضوعی که نشاندهنده اختلاف نظر میان نهادهای نظامی و غیرنظامی ایران در جریان مذاکرات پایان جنگ است.
ایران برای کنترل این آبراه تنها به مینهای دریایی متکی نیست؛ بلکه از ابزارهای دقیقتری مانند پهپادهای تهاجمی و موشکهای کوتاهبرد استفاده میکند. ارزیابیهای آمریکا نشان میدهد ایران همچنان حدود ۴۰ درصد از پهپادهای تهاجمی و بیش از ۶۰ درصد از پرتابگرهای موشکی خود را حفظ کرده است — رقمی که برای تهدید کشتیرانی کافی است.
یکی از اهداف اصلی عملیات نظامی آمریکا اکنون بازگشایی تنگه است. این وضعیت برای آمریکا شکننده است و رقبای آن نیز متوجه این ضعف شدهاند.
دیمیتری مدودف، رئیسجمهور سابق روسیه، در شبکههای اجتماعی نوشت: «ایران در واقع سلاح هستهای خود را آزمایش کرده است — نام آن تنگه هرمز است.»
کنترل ایران بر این تنگه باعث شد ترامپ محاصره دریایی اعلام کند و نیروی دریایی آمریکا برخی کشتیها را به بنادر ایران هدایت کند. ایران این اقدام را «اعلان جنگ» دانست اما هنوز به آن پاسخ نظامی نداده است.
این محاصره تأثیر واقعی داشته است: حدود ۹۰ درصد اقتصاد ایران به تجارت دریایی وابسته است (حدود ۳۴۰ میلیون دلار در روز)، که در روزهای اخیر تقریباً متوقف شده است.
در گذشته، ایران در دهه ۱۹۸۰ نیز تلاش کرده بود تنگه هرمز را با مینگذاری مسدود کند، اما اکنون با پیشرفت فناوری موشکی و پهپادی، توانایی مؤثرتری برای تهدید کشتیرانی دارد.
برآوردها نشان میدهد ایران حدود ۴۰ درصد پهپادها، ۶۰ درصد پرتابگرهای موشکی و احتمالاً تا ۷۰ درصد ذخایر موشکی خود را حفظ کرده است. هرچند این اعداد دقیق نیستند، اما اجماع وجود دارد که ایران همچنان توانایی توقف کشتیرانی را دارد.
ایران در جنگ قبلی (ژوئن) تنگه را نبست، احتمالاً به دلیل احتیاط رهبر وقت، آیتالله علی خامنهای، که نگران گسترش جنگ بود. اما کشته شدن او در آغاز جنگ اخیر نشان داد اهداف آمریکا و اسرائیل فراتر از مهار هستهای بوده و به تغییر رژیم نزدیک است.
* ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود، بهویژه کنترل تنگه هرمز، یک بازدارندگی غیرهستهای مؤثر ایجاد کرده است.
* جنگ اخیر اگرچه به زیرساختهای نظامی ایران آسیب زده، اما توانایی آن در کنترل تنگه را از بین نبرده است.
* ایران همچنان ظرفیت قابل توجهی از پهپادها و موشکها را حفظ کرده و میتواند کشتیرانی جهانی را مختل کند.
* این وضعیت، آمریکا و اسرائیل را در موقعیت راهبردی دشواری قرار داده و حتی به اعمال محاصره دریایی منجر شده است.
* تنگه هرمز بهعنوان یک «اهرم فشار ژئوپلیتیکی» جایگزین بالقوه برای بازدارندگی هستهای مطرح شده است.
ایران نشان داده که بدون دستیابی به سلاح هستهای نیز میتواند از طریق اهرمهای ژئوپلیتیکی، بهویژه کنترل گلوگاههای حیاتی انرژی، یک بازدارندگی مؤثر و پرهزینه برای نظام بینالملل ایجاد کند.
۲۹ فروردین ۱۴۰۵
۱۸ آوریل ۲۰۲۶
برگردان، کوتاه سازی و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117894