اکنون «اسرائیل» دچار بحران داخلی شده و اعتبار خود را در سراسر جهان از دست داده است. با مقایسه وضعیت فعلی با گذشته، متوجه میشویم که «اسرائیل» نمیتواند بر بحران وجودی که در حال حاضر تحمل میکند فائق آید.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، اگر شرایط منتهی به 15 مهر 1402 ( 7 اکتبر 2023 ) با امروز مقایسه شود، مسیر در حال تغییر برجسته تر می شود و این یک ملاحظه مهم است.
* من یک بار آقای کیسینجر را در نیویورک ملاقات کردم. او از من پرسید: اگر بخواهیم با شما رابطه راهبردی برقرار کنیم، آیا برای آن آمادگی دارید؟
* من پاسخ دادم: در حال حاضر ما هیچ رابطه ای با هم نداریم و با این حال شما در مورد ایجاد یک رابطه استراتژیک صحبت می کنید؟ منظورتان از این سوال چیست؟
* وی گفت: بعد از جنگ جهانی، مرز کشورها به جز دو کشور ایران و مصررا خود ما بر روی نقشه مشخص می کردیم. شما قبلاً ضمن حفظ تمدن خود دیگر تمدن ها را متفرق می کردید و در آینده نیز به حیات خود ادامه خواهید داد و ما چاره ای جز ایجاد رابطه با شما (دوکشور ایران و مصر) نداریم.
* آیا افشای این پرسش و پاسخ آقای لاریجانی با کسینجر آنهم در یک روزنامه کثیرالانتشار لبنانی که ربط چندانی هم با مقاله ندارد یک سیگنال برای برقراری رابطه نیست؟- مترجم
ایران در حال حاضر در موقعیت بسیار حساسی قرار دارد. فقط ایران نیست، بلکه وضعیت در کل منطقه بحرانی است.
برای درک وقایع اخیر در فلسطین و آنچه از مهر ماه (اکتبر) گذشته رخ داده است، باید از رویدادهای محدود یک گام به عقب برگردیم و از منظری گسترده تر به وضعیت نگاه کنیم.
ما باید به وضعیت به عنوان یک زنجیره به هم پیوسته از رویدادها نگاه کنیم. ما در آستانه یک تحول بزرگ منطقهای هستیم و فرصتهایی برای ایران در این زمینه وجود دارد.
به یاد بیاوریم که «اسرائیل» قبل از عملیات سیل الاقصی در چه وضعیتی بود. این رژیم فکر میکرد که در نتیجه تبانی پلید خود با تعدادی از کشورهای منطقه، جایگاه محکمی برای خود کسب و به امنیت پایدار دست یافته است.
علاوه بر این، این رژیم چندین حمله تروریستی را در ایران انجام داده است تا ثابت کند که قادر است به هر کجا که بخواهد حمله می کند و هیچ چیز مانع این کار نمی شود. به نظر می رسد غرب نیز این وضعیت را پذیرفته بود.
پس از عملیات سیل الاقصی، ثبات ساختگی موجودیت صهیونیستی رو به سستی نهاد.
همین موضوع باعث شد تا رهبری آن در ساعات اولیه عملیات نتواند تشکیل جلسه دهد. در عوض، فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده (سنتکام) در اردن وارد عمل شد و مسئولیت را بر عهده گرفت. این حاکی از این بود که روحیه اسراییل به هم ریخته است.
پس از آن، شاهد بودید که چگونه مقامات غربی یکی پس از دیگری به سوی تلاویو پرواز کردند، گویی به سوی موجودی مفلوک و مرعوب می شتابند تا زخم های دیپلماتیک آن را مرهمی نهند و نواقص را بپوشانند.
آنها ابتدا فکر می کردند که می توانند حماس را ظرف چند هفته از بین ببرند و همه برای رسیدن به این هدف دست بکار شدند.
اخیراً مجلس سنای آمریکا کمک 26 میلیارد دلاری به رژیم صهیونیستی را تصویب کرد، اما با گذشت زمان مشخص شد که واحد عملیات حماس پابرجاست و این رژیم هیچ پیروزی کسب نکرده است.
بزرگی خشونت های اسرائیل، علیرغم تبلیغات گسترده برای سرپوش گذاشتن بر آن، غیرقابل انکار شد، افکار عمومی علیه این موجودیت به اوج حماسی رسید و اعتراضات دانشگاهی افزوده ارزشمندی بر این فشار افکار عمومی بود.
این موج فشار رهبران اسرائیل را به وحشت انداخت. آنها می ترسیدند که این امر منجر به قطع حمایت غرب شود زیرا نسل نوظهور آن با سیاست های موجودیت صهیونیستی سر سازش نداشت.
این امر آشکار کننده ماهیت مقاومت مردم فلسطین است. تمام تلاش ها برای اخراج آنها بی نتیجه ماند و ضربه مهلک دیگری به "اسرائیل" وارد شد.
حضور نیروهای مقاومت در سراسر منطقه نیز موضوع دیگری است. این نیروها به عنوان یک واقعیت غیرقابل انکار در منطقه وجود دارند و کشورها نمی توانند آن را نادیده بگیرند.
برای مثال، یمنیها، علیرغم مواجهه با چالشهای اقتصادی بزرگ، جرأت ایجاد تغییر، قطع «اتحادهای صوری» و ایستادن در برابر کشتیهای آمریکایی و اسرائیلی را دارند. همین امر در مورد حزب الله لبنان و مقاومت در عراق نیز صدق می کند.
به علاوه، نمی توان شکاف اقتصادی و سیاسی درون «اسرائیل» را نادیده گرفت. حجم فشار اقتصادی بر «اسرائیل» نشان داده است که وضعیت کنونی پایدار نیست. برای عبور از این بن بست بود که «اسرائیل» تصمیم گرفت به کنسولگری ایران حمله کند.
ایده پشت این حمله این بود که ایران یا پاسخ میداد یا نمی داد. که اگر پاسخ نمی داد رژیم صهیونیستی موازنه قبلی را به دست می آورد و اگر به این حمله پاسخ می داد، جنگ گسترش می یافت و غزه فراموش می شد.
اسرائیلی ها نمی توانستند پیش بینی کنند که پاسخ ایران می تواند هم موفقیت آمیز باشد و هم بتواند از گسترش جنگ جلوگیری کند.
اکنون «اسرائیل» دچار بحران داخلی شده و اعتبار خود را در سراسر جهان از دست داده است.
با مقایسه وضعیت فعلی با گذشته، متوجه میشویم که «اسرائیل» نمیتواند بر بحران وجودی که در حال حاضر تحمل میکند فائق آید.
به این ترتیب، اکنون به یک راه حل نیاز است و غرب می داند که این معما تنها توسط کشورهای منطقه قابل حل است. به موازات آن، بعید است که کشورهای منطقه آنقدر بی ارتباط باشند که سرنوشت خود را به یک الاغ لنگ گره بزنند.
بنابراین، فکر نمیکنم پیشنهادات غربی نیز هرگز به چشم بیاید.
در نتیجه، افول «اسرائیل» که هر دو بعد داخلی و خارجی را در بر می گیرد، محور تحول آینده در منطقه خواهد بود.
بقلم علی لاریجانی
26 اردیبهشت 1403
15 مه 2024
تارنمای المیادین انگلیسی
برگردان و کوتاه سازی و تنظیم علی اصغر شهدی