همیشه دراذهان این سئوال مطرح است که ؛ تأثير آموزههاي ديني براعتياد چيست ؟ آيا دردين فاكتورهايي وجود دارد كه شخص اگر آنها را دارا باشد معتاد نميشود و اگر قبلا معتاد بوده با رعايت كردن آن ترك كند ؟
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، همیشه دراذهان این سئوال مطرح است که ؛ تأثير آموزههاي ديني بر اعتياد چيست ؟ آيا دردين فاكتورهايي وجود دارد كه شخص اگر آنها را دارا باشد معتاد نميشود و اگر قبلا معتاد بوده با رعايت كردن آن ترك كند ؟
درپاسخ به سئوال مذکور ابتدا شایسته است این نکته را بدانیم كه كار عالم دینی(فقیه) تحقيق و جستجوي دقيق در منابع چهارگانه « كتاب، سنت، عقل و اجماع » براي دست يابي مطمئن به احكام الهي براي موضوعات متنوعي است كه آدميان در زندگي فردي و اجتماعي خود با آنها روبرو هستند. در اين چارچوب يكي از جدي ترين موضوعات و معضلات جامعه نوين ، بحث اعتياد و مصرف مواد مخدر است. شايد شكل گيري، بروز و شيوع مصرف مواد مخدر، ارتباطي با حوزه كار عالم دینی نداشته باشد اما فقه پويا حكم ميكند كه براي يك معضل جامعه معاصر كه از بيماري اخلاقي اجتماعي اعتياد رنج ميبرد، احكام الهي را جستجو كند. اکنون برای دریافت پاسخ تفصیلی؛ ضروی است اشاراتی به نتیجه برخی پژوهشهای انجام شده دراین زمینه داشته باشیم و سپس مباحث مطروحه دراین یادداشت را هوشمندانه پی گیری نماییم.
اشارهای به نتيجه برخی پژوهشهاي مرتبط با تأثير مذهب در پيشگيري از اعتياد :
1) يكي ازپژوهشگران دركشور مصر پس از انجام تحقيقي در آن جامعه به اين نتيجه رسيد كه: 5/63 درصد افراد مورد بررسي بر اين باور بودند كه مواد مخدر حرام است و 5/22 درصد آن را مكروه و 14 درصد حلال ميپنداشتند؛ اما دسته اول تأكيد داشتند چون مصرف مواد براي مقاصد پزشكي و درماني است، پس حلال ميشود. يعني راه توجيه براي عمل شان را فراهم مينمايند.
2) دو تن از پژوهشگران عضويت در گروههاي مذهبي را به عنوان نكتهاي كه در بيشتر پژوهشها به عنوان پيش بيني كننده مصرف است، آوردهاند. به اين معنا كه عضويت در گروههاي مذهبي ميتواند در پيشگيري از اعتياد بسيار مؤثر باشد.
3) تعدادي از پژوهشگران طي پژوهشي درباره خانوادههاي پرخطر و كم خطر در ارتباط با مصرف مواد، اهميت نقش مذهب را نشان دادهاند. به عنوان مثال خانوادههاي با خطر بالاي مصرف مواد در باره اعتقاداتشان به خدا مطمئن نيستند و اجازه ميدهند كودكان آنها خود اعتقاداتشان را تعيين كنند. با اين حال هم چنان كه كودكان به مرحله نوجواني ميرسند، والدين نگران ميشوند و شروع به اعمال زوربه بچهها براي قبول مذهب رسمي ميكنند. بر عكس ، خانوادههاي با خطر پايين مصرف مواد، اعتقاد محكم به وجود خدا را در طي سالهاي اوليه كودكي تأييد ميكنند، اما بعد از نوجواني اهميتي به داشتن مذهب نميدهند. آنها احساس ميكنند كه بنيانهاي اعتقادي را پي ريزي كردهاند و دغدغه مشاركت مذهبي ندارند.
4) در پيمايشي بر روي قريب به 8000 دانشجو در دانشگاههاي سراسر آمريكا، يكي از پژوهشگران دريافت كه ميان مصرف ماري جوآنا، مواد روان گردان، ترياك و آمفتامين با نگرشهاي ضد فرهنگي همبستگي مثبتي وجود دارد.
5) شواهد نشان ميدهد ، رابطه معنادار و با ثباتي بين مذهب و معنويت از يك طرف و سلامت افراد از سوي ديگر وجود دارد. براي افراد معتاد زندگي حول به دست آوردن، مصرف و بهبودي از اثرات مواد متمركز است. آنها ممكن است احساس كنند كه از ديگران جدا شدهاند و چيز زيادي از زندگيشان نمانده است. احساس ميكنند زندگي شان بدون معنا است و هيچ هدف متعالي يا معنوي براي آن وجود ندارد. آنها احساس ميكنند كه هيچ قدرتي بزرگ تر از خودشان براي كمك به آنها وجود ندارد.
6) صرف نظر از اين كه مذهب و دين داري چگونه سنجيده شود (به وسيله ي ميزان حضور در مسجد يا كليسا، اعتقاد به خدا، علايق مذهبي و فرقهاي) و حتي پس از كنترل مناسب متغيرهاي مداخلهگر، باز هم بين مذهب و سلامت رابطه مثبت وجود دارد.
7) اكثر تحقيقات انجام شده حاكي از آن است كه دينداري مانع از بزهكاري و سوءمصرف الكل و داروهاي مخدر در جوانان ميشود. همچنين در پژوهشي ديگر مشخص شد ، دينداري رابطه منفي با افسردگي ، پريشاني رواني، بزهكاري، رفتارهاي منحرف و سوءمصرف الكل و مواد، دارد.[1]
با توجه به گزارشات فوق به نظر مي رسد بايستي نگاه ويژه و تخصصي به نقش مذهب در شكل گيري اعتياد داشته باشيم .
نقش مذهب در درمان اعتياد
اصولي كه در اسلام جهت درمان معتاد مفيد واقع ميشوند عبارتند از :
1. اصل پذيرش
در مكتب اسلام بالاترين خطا وگناه كه همان شرك به خدا مي باشد درصورت بازگشت و شناخت ذات يكتاي خداوند قابل بخشش است و هيچ كس مأيوس از رحمت خداوند نيست و شخص معتاد نيز زماني كه جهت درمان، پناه به مرجع ذي صلاحي آورد به هيچ عنوان طرد نميشود.
2. اصل حمايت
اسلام به پيروان خود دستور ميدهد زماني كه شخص ولو غير مسلمان به قصد كمك گرفتن به تو رجوع كرد دست رد به سينه او زده نشود، بلكه حتي حمايت از افراد ضعيف و مستضعف علامت ايمان افراد برشمرده شده و كسي كه در فكر اين موضوع نباشد مسلمان نميباشد؛ لذا معتاد نه تنها پذيرفته ميشود بلكه از نظر درمان حمايت هم ميشود.
3. اصل بازگشت به اصل خويش
شخص راهنما كه خود مسلمان دلسوزي است سعي خواهد نمود او را با ارزشهاي انسانيش آشنا كند و جايگاه انسان را در روي زمين به وي نشان دهد و مقام انسان و عزت هميشگي او را در پرتو گرايش به مذهب به وي گوشزد ميكند تا زمینه تفکر و در نتیجه بازگشت به اصل خويش در او ايجاد شود.
4. اصل تصميم و اراده
در اسلام حتي نيت و تصميم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پي دارد و لذا زماني كه هر معتاد اراده و تصميم به ترك گرفت همان لحظه گرايش به سمت جاده سلامتي و در مسير صحيح قرارگرفتن آغاز ميشود. لذا اسلام سعي دارد زماني كه معتاد تصميم و اراده به ترك كرد او را مورد حمايت مادي و معنوي و همچنين تشويق قرار دهد و بر تقويت اين تصميم و اراده بيفزايد تا به عنوان يك هدف مهم آن را دنبال كند؛ زيرا اساس مذهب رشد ميباشد. (قدتبين الرشد من الغي.../ بخشی از آيت الكرسي). لذا نيت و اراده انسانها به سمت يك زندگي سالم، بايستي مورد حمايت جامعه قرار گيرد. شخصي كه تصميم به ترك گرفته از نظر مذهب مورد حمايت است و به ديده احترام به وي نگاه ميكنند. به منظور تقويت اراده و باقي بودن بر اين بينش، راهكارهاي ذيل از نظر مذهب توصيه ميگردد :
- حمايتهاي مادي ومعنوي (اقوام، دوستان، حکومت).
- همنشيني و دلجوئي از وي.
- ياد آوري مكرر توانمنديها و ارزشهاي انساني وي.
- سوق دادن ذهن او به خدا و اوليائش.
5. اصل مراقبت
رسول اكرم (ص) میفرمایند : «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته»؛ شما همه ناظر و راهبر و نسبت به يکديگر مسئول هستيد. مذهب علاوه بر بكار گرفتن چهار اصل فوق، اصل مراقبت را تا حصول نتيجه نهايي ارائه ميدهد. صله رحم، رسيدگي به خويشاوندان و به جا آوردن حقوق همسايه از نشانههاي ايمان در جامعه ميباشد. لذا يك مسلمان برای اینکه آفتهاي اجتماع دوباره به سراغ هم نوعش نرود، با او معاشرت کرده و از او حمایت مینماید و پیوسته نگران حال اوست. مذهب به مثابه مراقب دلسوزي است كه پيوسته در صدد جهت دادن افراد منحرف به سمت فطرت و طريقه حق ميباشد.
6. اصل بازسازي شخصيت
دين اسلام يكي از ادياني است كه به وحدت و يكپارچگي شخصيت معتقد است. اسلام دين توحيدي بي نظيري است، چرا كه خداوند خالق يگانه و واحد است و خلقت او نيز براساس يك نظام يكپارچه و واحد میباشد كه هر عناصر اين خلقت ضمن برخورداري از وحدت دروني به نوبه خود نقش مهمي در برپايي و هماهنگي خلقت دارد . بهترين ارزشها يكي جان وديگري شخصيت انسان ميباشد و هر دو بالاترين مسئوليت را براي آحاد امت اسلامي به همراه ميآورد. لذا هر فردي كه تصميم دارد قدم به جاده سلامتي بگذارد، خطا و انحرافات گذشته او محو ميشود و فعاليتهاي مثبت و كوشش در راه صحيح زندگي كردن، گناهان گذشته را از بين ميبرد("ان الحسنات یذهبن السیئات: خوبیها، زشتيها را از بين ميبرد").[2] بنابر اين شخصي كه با دستورات فوق، سلامت خود را باز يافته مانند ديگر افراد جامعه ادامه حيات ميدهد و با حرمت و ارزشمندي زندگي ميكند و هيچ مسلماني اجازه كوچكترين جسارت به او را ندارد، زيرا او بازگشت به اصل خويش نموده و بر همه مسلمانها واجب است براي او ارزش يك انسان كامل را قائل باشند. اميد است با دستورات حيات بخش اسلام بتوانيم تولدي ديگر در حيات خود و ديگران به ويژه افراد معتاد جامعه ايجاد نمائيم.[3]
بررسی علمی و دینی حرمت مواد مخدراز ضروریات وجدانی، اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی
اسلام، عقل را گوهری میداند که همه رفتارهای فردی و اجتماعی انسان را به تعادل، جذابیّت و خداگونگی، سوق میدهد؛ از همین روست که برای آن، ارزش فراوانی قائل است و حتی قبولی عبادتهای انسان را با معیار عقل میسنجد؛ مثلاً وقتی در محضر امام صادق (ع) مؤمنی را به دلیل کثرت نماز و روزه و انفاق به مستمندان میستایند ، حضرت میپرسد: عقل او چگونه است؟ پاسخ میدهند: اعمال و گفتار ساده لوحانه دارد و بر پایه احساس عمل میکند ، نه خرد. کاستیهای عقل او در گفتار و رفتارش محسوس است. حضرت فرمود: عملش صعود نمیکند؛ یعنی ارزش نماز و روزه و انفاق بر اساس عقل و خرد ارزیابی میشود، نه احساس عوامانه.
به دلیل اهمیت پاسداشت عقل و هوش است که در اسلام هر چیزی از خوردنیها و آشامیدنیها گرفته تا خواندنیها و شنیدنیها و سرگرمیها، اگر سلامت روح و عقل را تهدید نماید حرمت مضاعف پیدا میکند؛ مانند مشروبات الکلی که قطع نظر از عوارض جسمانی، چون به مغز و عقل ضربه هولناکی وارد میسازند، حرمتی بالاتر از حرمت معمولی دارد و حدّ شرعی (هشتاد ضربه تازیانه در ملأ عام) برای شراب خوار نیز مقرّر شده است. و هم چنین است هر چیزی که موجب تضعیف اراده و غیرت انسانی و یا قساوت و بیرحمی میشود؛ مانند خوردن گوشت خوک، خون، مردار، حیوانات خفه شده و نیز حلال گوشتی که بدون نام خدا ذبح شده باشند که در قرآن به حرمت آنها تصریح شده است.[4]
به طور کلی مواد مخدّر با تمام اشکال و مواردش، اثرات خرد کننده و همه جانبهای دارد؛ یعنی بر جسم و جان و عقل و اراده و دین و عقیده انسان ضربات سختی وارد میسازد و زندگی خانوادهها و جامعه را به سیاهی و تباهی میکشاند. افزایش قاچاق و مصرف زیاد مواد مخدّر در تمام استانهای کشور، نگرانی مضاعفی را به وجود آورده است. به همین دلیل بررسی علمی و دینی آن از ضروریات وجدانی، اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی به شمار میآید. از این رو لازم است نخست به آسیبهای مواد مخدّر از نظر عقل و علم اشاره کنیم، سپس به دلایل حرمت آن از نظر فقه و قرآن بپردازیم.
آسیبهای مواد مخدّر از منظر عقل
مواد مخدّر بدون تردید جسم و جان را تخدیر و تخریب میکند، اراده و غیرت را تضعیف مینماید و آدمی را به مرگ زودرس گرفتار میسازد. همه ما آشکارا مشاهده کردهایم که جوانان سالم و با نشاط پس از اعتیاد به مواد مخدّر قیافه آنها تحلیل رفته و اندامی پژمرده، صورتی تیره و رنگ پریده و هیکلی لاغر نصیبشان شده است. اگر سوداگران نابودی و قاچاق چیان سلامتی اندکی با وجدانشان درگیر میشدند حاضر نبودند به قیمت انباشتن ثروت دنیا، فرزندان معصوم جامعه را به این وضعیت فلاکت بار بیندازند و خود هم دیر یا زود به تیر غیب از پای درآیند و یا زندانی شده و اعدام شوند. آری، هر عملی را عکس العملی و هر کنشی را واکنشی است.
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو زجو
به راستی که اینان از انسانیت خارج شده و از حیوان هم بدتر شدهاند: «اولئک کالانعام بل هم اضل».[5] قرآن میفرماید: « من قتل نفساً بغیرنفس اوفساد فی الارض فکأنما قتل الناس جمیعاً ومن احیاها فکأنما احیی الناس جمیعاً: کسی که نفس محترمی را نه به قصاص قتل کسی یا ارتکاب فسادی در زمین ، بکشد، مثل این است که تمام مردم را کشته است و هر آن کس که انسانی را زنده سازد به مثابه این است که همه مردم را زنده نموده باشد.»[6]
بدبخت تر از آنها جوانان ساده لوحی هستند که با خریدن و مصرف مواد مخدّر، بازار قاچاق چیان را رونق و گرمی میبخشند. آیا همین وضعیت ناهنجار معتادان برای حرمت اعتیاد، کافی نیست و از نظر عاقلان و عالمان، نیاز به دلیل دیگر دارد؟
زیانهای مواد مخدّر از منظر علم
با این که اثرات ویرانگر و مخرّب مواد مخدّر بر عقل و جسم معتادان، روشن است، با وجود آن، شایسته است به فلسفه حرمت آن از نگاه علم نیز اشاره کنیم .
امروز دنیای علم اثرات خرد کننده مواد مخدّر را بر مغز و اعصاب کشف کرده است. متخصصان بر این باورند که مهم ترین نقطه اثرگذار مواد مخدّر در «مغز» است. مهم ترین این اثرات، کاهش احساس درد به صورت موقّت، فعالیت مرکز تنفس، یبوست مزاج و تمایل شدید به تکرار مصرف مواد میباشد.
از میان همه مواد مرگ آفرین، هروئین، راحت تر در چربی مغز و بدن حل شده و بر خلاف مرفین و مشتقّات آن، در کوتاه ترین زمان ممکن روی مغز اثر میگذارد. به همین دلیل آثار خوشی آور و ضد درد سریع تری دارد. کدئین نیز که از مشتقّات تریاک است، به آسانی در سیستم گوارش جذب شده و در بدن تبدیل به مرفین میشود.
یکی از آثار مصرف مواد مخدّر در معتادان، کاهش جریان خون در بعضی از نواحی مغز است. اعتیاد، بیداری را کم و خواب را زیاد میکند و انسان را از کارهای روزمره محروم میسازد. از سوی دیگر با ورود مواد مخدّر سلولهای مغز فرد معتاد، راکد شده وازترشح آندروفین جلوگیری میکنند. درنتیجه، درد و ناخوشی و اضطراب روحی وبی قراری زیادتر میشود و قدرت دفاعی سلولهای بدن در برابر مهاجمان کاهش مییابد.
با کاهش آندروفینها از مغز و بدن معتاد، خاصیت دشمن شکنی مونوسیتها که از سلولهای دفاعی بدن میباشند کم میشود. از همین روست که شخص معتاد نسبت به افراد سالم زودتر دچار عفونت و بیماری میشود.[7]

پینوشت:
[1] - محقق زاده ، حامد ، تأثير آموزههاي ديني بر اعتياد چيست؟ سایت تبیان .
[2] - کامل آیه چنین است:« وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرِین» سوره مبارکه هود آیه114 .
[3] - محقق زاده ، حامد ، تأثير آموزه هاي ديني بر اعتياد چيست؟ سایت تبیان .
[4] - مائده / آیه 3.
[5] - اعراف / آیه 179.
[6] - مائده / آیه 32.
[7] - شریعتی سبزواری، محمدباقر، نگرشی براحکام اسلام و مواد مخدّر، مجله: معارف اسلامی- مهر، آبان و آذر 1385، شماره 65 .
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/81509