عاطفه از ماده عطف به معنای گرایش و انعطافی است که از رهگذر ارتباط فرد با موجود مورد توجه خاص از وی برقرار میگردد و از آن به احساس نیز تعبیر میشود.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»،
1- عاطفه از ماده عطف به معنای گرایش و انعطافی است که از رهگذر ارتباط فرد با موجود مورد توجه خاص از وی برقرار میگردد و از آن به احساس نیز تعبیر میشود. عامل چنین گرایشی از یک سو روانی و حالت انفعالی فرد است؛ و از سوی دیگر شرایط و خصوصیات و جاذبهای است که در طرف مقابل وجود دارد. نقش عواطف در زندگى انسان بسيار مهم و ارزنده است. عواطف و احساسات یکی از مهمترین فطریات آدمی است که بذر اصلی آن در سرشت تمام مردم به طور طبیعی افشانده شده است. تمایلات عاطفی از هفتههای اول زندگی در کودکان کم و بیش آشکار میگردد و تا پایان عمر پایدار و مستقر است. عواطف و احساسات در تمام ایام عمر هر انسان، بر کلیه شئون زندگی وی حاکم و مؤثر است. چگونگی احساسات و عواطف هر ملتی نشانه تعالی و رشد روانی یا پستی و انحطاط روح آن ملت است. در کنار نیروی بزرگ عقل در انسان، نیروی عظیم و خیره کننده دیگری بنام عواطف و احساسات وجود دارد که میتوانند عقل را با همه فروغ و نورانیت تیره و تار نمایند.
2- عواطف و احساسات از جمله صفاتی است که شدیدا تحت تاثیر عوامل ارثی است، به همین جهت کودکان در صفات عاطفی با یکدیگر تفاوت آشکاری دارند. بعضی از کودکان از اول متصور و شجاعند و بعضی از ابتدا ضعیفالنفس و ترسو هستند، بعضی از اول استقلال طلبند و روح فرمانروایی دارند و بعضی از ابتدا طبع طفیلی و فرمانبرداری، بعضی جنساً موذی و مفسدند و بعضی سلیمالنفس و عطوف. بعضی از کودکان سخاوتمند و جوادند و بعضی بخیل و ممسک، وخلاصه ساختمان طبیعی احساسات و عواطف اطفال جامعه و همچنین در بعضی از مواقع اطفال یک پدر و مادر با یکدیگر متفاوت و به گفته امام صادق(ع) اختلاف ساختمان روحی مردم، مانند اختلاف طبیعی معادن طلا و نقره است.
3- یکی از مهمترین وظایف دینی، علمی و ملی والدین، توجه کامل، به پرورش احساسات کودکان و مراقبت در تربیت عواطف آنان است. احساس عاطفی در کودکان، خیلی زود بیدار میشود، در موقعی که دستگاه عقل کودک به کلی خاموش است و کمترین درک استدلالی ندارد، در موقعی که قوای بدن کودک در نهایت ضعف و ناتوانی است شعور عاطفی در وی بیدار و آماده پذیرش تربیت است. غفلت پدر و مادر در این اوقات حساس میتواند آثار نامطلوبی در روان کودک بگذارد و او را بد بار بیاورد. بـدون عـواطـف گرم انسانى، زندگانى زنان، شوهران، فرزندان، يتيمان و همه طبقات اجتماع، فلج مىشود و گاهى هم متاسفانه به خودكشى مىانجامد.
4- یکی از بهترین وسایل پرورش صحیح عواطف کودکان، نوازش کودک و ابراز محبت و مهر نسبت به او است. همانطور که کودک فطرتاً به غذا و آب و هوا و خواب احتیاج دارد؛ به محبت و نوازش نیز محتاج است، محبت مطبوعترین غذای روان کودکان است، کودک از بوسیدن، بوییدن، در آغوش گرفتن، نوازش کردن، محبت نمودن، خشنود میشود، مسرور میگردد و لذت میبرد. محبت و مهربانی در خانواده ، پایه اساسی پرورش صحیح عواطف کودک است. در پرتو محبت میتوان احساسات طفل را به خوبی رهبری کرد و به راه صحیح و سعادتبخش سوق داد و او را انسان شایستهای ساخت. کودکی که از مهر و محبت محروم مانده و رأفت و عطوفت ندیده است احساساتش به راه غلط میرود، دچار تندخویی و خشونت، بدبینی و بدخواهی، دشمنی و کینه توزی، و دهها صفات ذمیمه دیگر میگردد.
5- درس بشردوستی را باید از کودکی فرا گرفت. پدر و مادری که به فرزند خود محبت میکنند و نسبت به وی مهربان هستند میتوانند به او بفهمانند که دگران را دوست بدارد. طفلی که هرگز از کسی محبت ندیده و لذت مهربانی را نچشیده است اساسا معنی محبت را نمیفهمد و این حقیقت روحانی و حیاتبخش را درک نمیکند، او در زندگی، هر چه دیده است سردی و بی مهری و احیانا خشونت و تندی بوده است، او با مردم همانطور رفتار میکند که مردم با او رفتار کردهاند. از چنین انسانی نباید توقع بشردوستی داشت.
6- صاحب نظران و محققان به درستی معتقدند عاطفه و احساس در حیات بشر قبل از عقل و ادراک ظاهر میشود که به نخستین روزهای زندگی باز میگردد. از این سو تأثیر عاطفه در عمل نیز از سایر عوامل و انگیزهها نیرومندتر است و باید همواره تحت کنترل و پرورش ویژه قرار گیرد. پرورش عاطفی همواره از نظر روان شناسان و مربیان امری مهم تلقی شده است همچنان که آیات و روایات و مباحث تربیتی اسلام نیز آن را مورد توجه کامل و دقیق قرار میدهد و در این زمینه رهنمودهای ارزشمندی را ارایه میکند. آیاتی که از مودت، محبت و عدادت انعطاف و متفاوت، طمانینه، اضطراب و حب جمال و زیبایی و مانند آن سخن میگوید میتواند به بُعد عاطفی (با مفهوم عام آن) ناظر باشد، هرچند به مواردی چون عداوت و قساوت عنوان عاطفه دادن از باب لازم لاینفک بودن آنها با صفات متضادشان چون محبت و عطوفت است. تربیت عاطفی به معنای هدایت و کنترل عواطف و احساسات و شکوفا سازی و بهره گیری به موقع از آنها در جهت مطلوب یعنی خیر و سعادت انسان است.[1]
7- عقل و احساس، دو موهبت بزرگ الهی و دو سرمایه فطری بشر است. در راه نیل به خوشبختی و سعادت، باید از هر یک از این دو نیرو استفاده کرد و هر کدام را در جای خود بکار برد. همانطور که علم و عدل، منطق و استدلال، تفکر و تعقل، برای تکامل بشر ضروری است همچنین اخلاق و فضیلت، ایمان و معنویت، مهر و محبت که مایه تعالی روان است نیز لازم و حتمی است.
8- عقل و عاطفه از جهات متعددی با یکدیگر متفاوتند و در راه تأمین سعادت بشر هر یک، وظایفی را به عهده دارند؛ به طور مثال:
عقل:
- به منزله قاضی عادل و عالم
- احکام عقل بر اساس استدلال و برهان
- غلبه بر جهان هستی و تسخیر طبیعت
- عدل زاییده عقل
- سرد و خشك و خاموش است
عاطفه:
- به منزله قوه اجرایی و دستگاه قضایی
- عواطف تنها عشق، شور و هیجان
- منشأ مهر و خشونت، جنگ و جنایت و ...
- احسان مولود عواطف
- زندگى را گرم و دلپذير مى سازد
9- دوست دارم این بحث را از دیدگاه دانشمند فرهیخته دکتر احمد بهشتی( مدرس حوزه علمیه و پژوهشگر علوم تربیتی) تکمیل و عمق بخشم تا به اهمیت این بحث همگان واقف شویم. این صاحب نظر اندیشمند درکتاب خود به نام «تربیت کودک در جهان امروز»[2] درخصوص موضوع عقل و عاطفه چنین ابراز نظر نمودهاند: ترديدى نيست كه نيروى عقل درراه كشف رازهاى خلقت، كمكهاى شايانى به انسان كرده است. بشر به يارى عقل توانست كوچكترين جز عالم خلقتف، اتم راكه قطر آن از ميليمتر تجاوز نمىكند بـشـكـنـد و بـه اسـرار درون آن پـى ببرد و آفتابيش در ميان بيند! انسان توانست، قوانين حركت ستارگان را كشف كند و نظم خيره كننده آنها را دريابد، كهكشان هارا-كه هركدام داراى چندين منظومه شمسى هستند ـ مورد مطالعه قرار دهد، صنايع كوچك و بزرگ، يكى پس از ديگرى قدم به عـرصـه وجـود گـذاشتند و زندگى ساده و بى پيرايه گذشته بشر را به صورت زندگى ماشينى پيچيده و پرهياهوى امروز درآوردند.
درعـصـر مـا ـ كـه صـحـبـت از تسخير كرات آسمانى و مسافرتهاى دور و دراز فضايى درميان است ـ كره كوچك زمين نمىتواند بشر را در خودمحبوس گرداند.
وی در فراز دیگر کتابش میگوید: آموزش و پرورش در دنياى امروز، نقش بسيار حساسى به عهده دارد. بـايد انسان را براى چنين زندگى پرپيچ و خمى آماده گرداند و بدون اين كه بگذارد شخصيت و حيثيت آدمى فداى علم و صنعت و ماشينيسم شود، او را براى استقبال از تمام جلوههاى آن آماده ومـهـيـا كـنـد، از اين رو يكى از هدفهاى آن، پرورش قواى فكرى انسان است، ولى بايد توجه كرد كه چاشنى زندگى انسان، عواطف است. بدون عاطفه، زندگى سرد و تلخ و خالى از لطف است.
از نگاه ایشان اصولا عقل و علم و هرچه از آنها سرچشمه مىگيرد، سرد و خشك است. عواطف، زندگى را گرم و دلپذير مىسازد و انسان را به حركت و كوشش و تلاش وا مىدارد.
در عين حال این عالم فرهیخته میگوید؛ مردمى كه تعادل عواطف خود را از دست داده و از لحاظ عواطف دستخوش افراط و تفريط شدهاند، از نظر روانى بيمارند وادامه زندگى براى آنها دشواراست. بـه هـمـان انـدازه كـه مـحـبت پدران و مادران در سعادت و خوشبختى اطفال موثراست و نقش سـازنـدگـى يك انسان خوش بخت را ايفا مىكند، افراط وتفريط در محبت، نقش سازندگى يك انسان عليل و ناتوان و بدبخت را ايفا مىكند. لذا خانهاى كه فاقد مهر و محبت است، كانون بدبختى و دربه درى اطفال است.
خـانوادههايى كه براثر ازدواجهاى نامتناسب به وجود آمدهاند وشالوده سست و درهم گسيختهاى دارند، براى اطفال، ماتمكدهاى بيش نيستند. از طرف ديگر، افراط در محبت نيز سبب مىشود كه كودكان، فاقد اراده و اعتماد به نفس بار آيند و همواره طفيلى و انگل ديگران باشند. آنها قوه ابتكار ندارند و در برابر مشكلات و حوادث و فراز ونشيبهاى زندگى، شكست مىخورند و از پـاى در مـىآيـنـد، از ايـن رو امام باقر(ع ) مىفرمايد: "شرالابا، من دعاه البرالى الافراط...: بدترين پدران، كسانى هستند كه در محبت و نيكى به فرزندان، زياده روى نمايند...".[3]
10- این عالم فرهیخته و مدرس حوزه علمیه پا را فراتر از برخی مسائل مطرح شده گذشته و با تیز هوشی خاصی یادآور میشوند؛ بـا اين كه عقل به تنهايى، سرد و خشك و خاموش است، پيشروىها و تكامل آن نيز مديون عواطف است. اگـر ملاحظه مىكنيم كه دانشمندان براى كشف يكى از اسرار خلقت، مدتها در لابراتوارها وقت مـىگـذرانند و از استراحت و خواب و تفريح چشم پوشى مىكنند، به خاطر عشق و اشتياقى است كه به كار خويش دارند. اگر اين عشق و اشتياق، از آنها گرفته شود، در ظرف چند ثانيه از پاى در مىآيند و نوميدانه دست از كار خود مىكشند. اگر رهبران كشورهاى آزادشده، براى نجات كشورهاى خويش از چنگال امپرياليسم، تمام مصايب و مـشـكـلات و زنـدانهـاى تـاريك انفرادى راتحمل مىكنند و حتى احساس خستگى و ناراحتى نمىنمايند، از بركت عشق به آزادى و دلسوزى به ميليونها انسان گرسنه و اسير است. اگر عواطف گرم و خروشان آزادى خواهان و استقلال طلبان هند[4](و دنیا) نبود، قطعا تا امروز، هندوستان ( و تمام کشورهایی مانند هند) در زير يوغ استعمار خرد و شكسته شده بود.
از نگاه ایشان جان کلام این که؛
- اگـركـاشـفين بزرگ به قعراقيانوسها و فراز آسمانها سفر مىكنند، اگر دانشجويى براى آزمايش دارويـى كه كشف كرده است، جان خودرا درمعرض خطر قرار مىدهد واثرآن را روى بدن خويش آزمايش مىكند، اگر قهرمانان براى سرفرازى و نجات ملت خويش، فداكارى وجانبازى مىكنند، اگـرانـسـان دوسـتـان بـزرگ و مـنـجيان فناناپذير عالم انسانيت، از نيروى استقامت، بردبارى، فداكارى و نوع دوستى برخوردارند، همه آنها مديون نيروى شگرف حيات عاطفى هستند.
- همين عاطفه است كه رهبران بزرگ آسمانى را براى نجات بشر به فداكارى واداشته است.
- خوب است در مساله تربيت اطفال تـجـديـد نظركنيم و به قول ويل دورانت: نخست خود را تربيت كنيم، سپس به تربيت كودكان خود بـپـردازيـم زيـرا تـا خـود ما ازتعادل عواطف برخوردار نباشيم و حيات عاطفى ما سالم و نيرومند نباشد، نمىتوانيم درمسأله تربيت اطفال كامياب شويم. درحقيقت، ما هرچه هستيم، كودكان ما همان خواهندشد.
- بدون ترديد عواطف انسانى، عهده دار بسيارى ازكارهاى برجسته وعالى است. بسيارى ازجنبشها و كوشش و تلاشها، اثر عواطف است. بسيارى از بدبختىها و سيه روزىها و جنگها، زايده پارهاى از عواطف نا به جا و مزاحم است. ايـن عـواطـف نـابه جا, سبب ناتوانى روح انسان مىشود وانسان را از كاروان تمدن و نيل به كمال , عقب مىافكند. هـنـگامى ستاره اقبال و خوشبختى انسان در آسمان زندگى مىدرخشد كه داراى روحى استوار باشد.مردمى كه داراى روحى ضعيف وناتوان هستند، نمىتوانند به اوج سعادت و خوشبختى برسند. آنـهـا هـمـواره در لجنزار جهل و نابخردى، دست و پا مىزنند و در ميان تار و پودهاى اوهامى كه برگرد خود تنيدهاند، محاصره شدهاند. [5]
- والدین، معلمان، اساتید و مربيان، ضرورت دارد با توجه به اهميت و نقش عواطف، در تربيت و هدايت آن، كوشش كنند و وظـيـفـه خـود را بـه خـوبى اجرا نمايند، باشد كه در راه رسانيدن انسان به اوج كمال و عظمت، سهمى داشته باشند.

منابع:
1- شریعتمداری، علی؛ فلسفه تعلیم و تربیت. چاپ پنجم، اصفهان:کتاب فروشی ثقفی، بیتا.
2- زاهدی، مرتضی؛ نظریه تربیتی اسلام، تهران: مؤسسه صابره، 1385.
3- صانعی، سید مهدی؛ پژوهشی در تعلیم و تربیت اسلامی. مشهد: سناباد، 1378.
4- مطهری، مرتضی؛ تعلیم و تربیت در اسلام. چاپ چهل و یکم، تهران: صدرا، 1383.
5—بهشتی، احمد؛ تربیت کودک در جهان امروز. چاپ هشتم. قم: موسسه بوستان کتاب. 1395.
پینوشت:
[1] - طهرانی، سیده مهشید،1395،بررسی عواطف در کودکان و جایگاه آن در روند تربیت،دومین همایش ملی آسیب شناسی تربیت اخلاقی در نظام آموزشی ایران،یزد،https://civilica.com/doc/654168
[2] - بهشتی؛ احمد( 1395). تربیت کودک در جهان امروز. قم: موسسه بوستان کتاب. چاپ هشتم.
[3] - امام باقر عليه السلام: شَرُّ الآباءِ مَن دَعاهُ البِرُّ إلَى الإِفراطِ ، وشَرُّ الأَبناءِ مَن دَعاهُ التَّقصيرُ إلَى العُقوقِ: بدترينِ پدران ، كسى است كه نيكى [به فرزند] ، او را به زياده روى بكشانَد ، و بدترينِ فرزندان ، كسى است كه كوتاهى [در حقّ پدر و مادر] ، او را به نافرمانى بكشاند . ( تاريخ اليعقوبي : ج 2 ص 320 )
[4] - جـواهـر لـعـل نـهـرو، مى نويسد:در جامعه هند, مردم , به طبقات يا كاست هاى جدا از هم تقسيم مى شدند. پـايـيـن تـر ازهـمـه، طـبـقـه اى بـودنـد كه نجس حساب مى شدند و ساير طبقات با آنها تماس نمى گرفتند و اينها حق ورود به مجامع و معابد را نداشتند وناچار بودند در محله هاى مخصوص يا خارج شهر زندگى كنند. در دوران مـبـارزه براى استقلال، گاندى براى درهم شكستن اين رسوم نيز به مبارزه پرداخت و نـجـس هـا را هـريجن (مخلوق خداوند) ناميد وديگران را به تماس با آنها تشويق كرد و يك بار هم بـه ايـن منظوراعلام روزه كردوكاست هاى هندو اقدام كردند و زنجيرهايى كه هندوان بردست و پاى برادرانشان گذاشته بودند، تااندازه اى گسست.
[5] - بهشتی؛ احمد( 1395). تربیت کودک در جهان امروز. قم: موسسه بوستان کتاب. چاپ هشتم.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/74328