جنگ عراق علیه ایران یک درگیری مسلحانه طولانی مدت بین دوکشور بود که در۳۱ شهریورِ ۱۳۵۹ ( 22 سپتامبر 1980) با حمله عراق به ایران آغاز شد. 22 سپتامبر 1980، روز سیاهی در تاریخ معاصر ایران میباشد.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، جنگ عراق علیه ایران یک درگیری مسلحانه طولانی مدت بین دوکشور بود که در۳۱ شهریورِ ۱۳۵۹ ( 22 سپتامبر 1980) با حمله عراق به ایران آغاز شد. 22 سپتامبر 1980، روز سیاهی در تاریخ معاصر ایران میباشد.
این جنگ تقریبا تقریباً هشت سال به طول انجامید و در۲۹ مرداد ۱۳۶۷ ( 20 اوت 1988 ) پس از پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد از سوی دو طرف پایان یافت. روزی که صدام حسین دیکتاتور به هلاکت رسیده سابق عراق به کشور ایران حمله کرد ایران در حال گذار سیاسی بود. هشت سال جنگ تحمیلی را تحت نام دفاع مقدس پاس داشته و یاد شهدا، مجروحان و پیامدهای آن سالهای سخت را گرامی میداریم. ادبیات جنگ بخشی از جنبشهای ادبی جهانی است و ایران مترصد آن است تا آنچه را که در آن روزها اتفاق افتاده بی کم و کاست و با رعایت امانتداری به جهانیان منتقل نماید و نقاب از چهره دروغین مزور شکست خورده استکبار غرب و متحدانش در این جنگ 8 ساله بر دارد.
آن چه مهم است اشاره گردد این نکته با اهمیت است که علیرغم حمایتهای همه جانبه و جانانهای که بسیاری از کشورهای غربی، اروپایی، عربی و رژیم اشغالگر قدس از رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران کردند، مردم عزیز ایران با تقدیم بیش از 240 هزار شهید توانستند پیروز این میدان نابرابر باشند و اتحاد و همبستگی خود را به جهانیان نیز نشان دهند. مردم ایران سالگرد آغاز جنگ تحمیلی را که به عنوان دفاع مقدس نامگذاری گشته است گرامی داشته و در طول یک هفته به مرور تاریخ جنگ و پاسداشت رشادتهای سلحشوران این مرز و بوم میپردازد تا نسل فعلی و نسل آینده بدانند که این کشور در چه شرایط سختی توانسته است به حیات خود در همه عرصهها ادامه دهد و ایران همچنان با صلابت و با اقتدار ایران بماند و وجبی از خاکش تحت سلطه بیگانه و اجنبی قرار نگیرد.
یادمان نرود که صدام حسین خودفروخته ملعون، رئیس جمهور به درک واصل شده وقت عراق، با حضور در مقابل دوربینهای تلویزیون عراق، قرارداد 1975 الجزایر را پاره کرد و از آغاز تهاجم رژیم بعثی به جمهوری اسلامی ایران خبر داد. اما از سوی دیگر امام خمینی(ره) به عنوان رهبر و فرمانده کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، هدایت راهبردی این جنگ را بر عهده داشت. امام(ره) با اقدامات بنیادین خود توانست با بسیج و سازماندهی گسترده مردم ایران و نیروهای مسلح، توسعه سازمان نظامی، ایجاد هماهنگی و انسجام بین نیروهای مسلح و تشویق آنان؛ مانع از یاس و ناامیدی در کشور شود و لذا با پیامها و سخنرانیهای شورآفرین خود، روحیه سلحشوری را در رزمندگان عاشق دفاع از میهن و شرع مقدس آن چنان تقویت نمود که با معیار عقل قابل ارزیابی نبود و دشمنان نیز ناتوان از تحلیل آن بودند. در هرصورت همان گونه که در سطور پیشین بیان شد ایران علیرغم حمایتهای وسیع و گسترده جانانهای که بسیاری از کشورهای جهان از رژیم بعث عراق داشتند، توانست بدون آن که یک وجب از خاک خود را از دست دهد با سربلندی و با تکیه بر توانمندیها، استعدادها و ظرفیتهای خود در جنگ نه بر عراق که بر جبهه استکبار غرب و متحدانش پیروز شود. به تعبیر زیبای رهبر معظم انقلاب؛ آمریکا و سایر قدرتها جنگ را با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی آغاز کردند، اما شکست خوردند. پیروزی ایران در این جنگ به روشنی وجود خورشید است. تمام دنیا هر کاری از دستشان بر میآمد انجام دادند اما در نهایت نتوانستند به اهدافشان دست یابند. آیا پیروزیای بهتر از این وجود دارد؟
در حقیقت جنگ عراق علیه ایران یک جنگ معمولی بین دو کشور همسایه نبود، و به راحتی مشخص بود که دشمن اصلی جنگ کیست و صدام تنها یک خائن خود فروخته خود شیفته روان پریشی است که ادعای رهبری جهان عرب و مسلمانان را دارد و خود را در خدمت استکبار قرار داده و یک ابزار صرف در این میان بشمار میآید و این قدرتها هستند که عناصر اصلی فعال در پشت صحنه جنگ میباشند.
جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران، فرصت مغتنمی را فراهم ساخت تا در زمانی که کشور ساختار سیاسی خود را تغییر داده بود و امید زیادی به ساختن آیندهای بهتر با انقلاب اسلامی خود داشت، درد و رنج ملت ایران را به جهانیان بازگو نماید. با این حال، هشت ماه پس از پیروزی انقلاب، صدام حسین، دیکتاتور بعثی عراق، تنها برای رویارویی با مقاومت بیسابقه ایرانیان دلیر، به ایران حمله کرد. با هزاران کشته، زخمی و میلیونها آواره، جنگ با افتضاح هرچه تمام تر و بدون تحقق رؤیای فتح یک هفتهای تهران و بدون نتیجه خاصی برای عراق و صدام حسین نوکر استکبار غرب پایان یافت.
خوبست به یاد آورییم در حالی که رهبری عراق امیدوار بود از هرج و مرج ایران پس از انقلاب استفاده کند و انتظار پیروزی قاطع در مواجهه با ایران شدیداً تضعیف شده را داشت، ارتش عراق تنها سه ماه پیشرفت کرد و تا دسامبر 1980، تهاجم عراق متوقف شد. با شروع نبرد شدید بین دو طرف، ارتش ایران در برابر عراقیها شتاب بیشتری گرفت و تقریباً تمام مناطق از دست رفته را تا ژوئن 1982 پس گرفت. پس از عقب راندن نیروهای عراقی به خطوط مرزی قبل از جنگ، ایران قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را با توجه به این که عراق را متجاوز معرفی و ایران را مستحق دریافت خسارات جنگی دانست، در نهایت بنا به دلایلی آن را در مرداد ماه 1367پذیرفت.
در مجموع، حدود 500000 نفر در طول جنگ ایران و عراق، بدون احتساب دهها هزار غیرنظامی کشته شده پایان درگیری منجر به غرامت و تغییر مرزها نشد، و تصور میشود مجموع خسارات مالی متحمل شده توسط هر دوکشور بیش از 1 تریلیون دلار بوده است. در طول جنگ، عراق کمکهای مالی، سیاسی و لجستیکی فراوانی از ایالات متحده، بریتانیا، اتحاد جماهیر شوروی، فرانسه، ایتالیا، یوگسلاوی و اکثریت قریب به اتفاق کشورهای عربی دریافت کرد.
این جنگ از نظر تاکتیکهای مورد استفاده هر دو طرف، از جمله جنگ خندق در مقیاس بزرگ با سیم خاردار در خطوط دفاعی مستحکم، پستهای مسلسل سرنشین دار، شلیک سرنیزه، حملات موج انسانی ، حملات گسترده عراق، با جنگ جهانی اول مقایسه شده است. استفاده مکرر عراق از سلاح های شیمیایی و حملات عمدی به اهداف غیرنظامی، یکی از ویژگیهای بارزاین جنگ و تجاوزبود. البته برخی نیز معتقدند گفتمانهای مربوط به شهادت که در بافت اسلامی شیعه ایرانی تدوین شد، منجر به استفاده گسترده از حملات امواج انسانی شد و در نتیجه تأثیری ماندگار بر پویایی درگیری داشت.
34سال پس از تجاوز آشکار و محکوم شده سازمان ملل، زمان آن فرا رسیده که داستانهای پشت آن روزهای تاریک بازگو و بیان شود. ادبیات ایران مملو از کتابهایی است که ما را به یاد رنجها، مقاومتها و دیگر کرامتهای ملت میاندازد، نهضتی که توسط رهبر معظم ایران آیت الله سید علی خامنهای تأیید شده است و بر این گونه ادبی تأکید زیادی دارد.
به عنوان مثال کتاب «دا» از سیده زهرا حسینی است که سیده اعظم حسینی به تفصیل تجربیات او در دوران جنگ عراق و ایران را ثبت کرده است. این خاطرات با هزاران ساعت گفتگوی زهرا حسینی و اعظم حسینی ضبط شده است، در حالی که بخشهایی از کتاب زندگی نامه راوی است. عنوان دا در زبان کردی و لری به معنای مادر است و برای یادبود نقش مادران ایرانی در دوران دفاع مقدس، به نگارش در آمده است.
این کتاب اولین بار در سال 1387 به زبان فارسی توسط انتشارات سوره مهر منتشر گردید. این کتاب در سال 2009 برنده جایزه ادبی جلال آل احمد در بخش «اسناد و تاریخ نگاری» شد که پر درآمدترین جایزه ادبی ایران است. این اثر طی سه سال بیش از 140 تجدید چاپ را پشت سر گذاشته و به گفته ناشران در کوتاه ترین مدت به پرفروش ترین کتاب تبدیل شده است.
صادقانه بگوییم، کتاب بسیار خوبی است و میتوان درباره آن بسیار صحبت کرد. این کتاب پرفروش، تنها بخش کوچکی از جنگ را به تصویر میکشد و نشان میدهد که دفاع مقدس ایران پتانسیل هزاران کتاب دیگر برای انتقال ارزشهای اسلامی و انقلابی را به جهانیان دارد.
دو نکته تاریخی در خصوص پایان جنگ که جنبه مستند دارد و در سوابق مکتوب و ثبت و ضبط است و رسانهها به آن پرداختهاند قابل توجه است که هردو از اهمیت خاص و ویژهای برخوردار است که در حقیقت مؤید حقانیت ایران میباشد که یکی متجاوز اعلام شدن کشور عراق در این جنگ است و دیگری میزان خسارات وارده به ایران که تاکنون آن هم بعد از 34 سال با ایران تسویه نشده متاسفانه دولتهای ایران تا به امروز این حق مسلم ایران را که از ابعاد منافع ملی برخوردار است پیگیر نشده و گزارشی هم به محضر ملت تاکنون ارائه نکردهاند و این جای سئوال دارد و باید حاکمیت پاسخگو باشد چرا مماشات دارد و پیگیر نمیباشد. به این دونکته که پایان بخش این مقاله هم میباشد و در زیر خواهد آمد دقت شود:
1- بعد از تصویب قطعنامه ۵۹۸، در جهت اجرای بند ۶ قطعنامه، یک هیات بلژیکی انتخاب و مسوول شد که متجاوز جنگ را شناسایی و به دبیرکل سازمانمللمتحد معرفی کند. ایران اصرار داشت زمان شروع بهکار این هیات قبل از پذیرش قطعنامه از جانب ایران باشد که در نهایت اینگونه عمل نشد. این هیات در نهایت در ۱۸ آذر ۱۳۷۰ مصادف با ۹ دسامبر۱۹۹۱ میلادی، طی گزارشی به دبیرکل وقت سازمانمللمتحد عراق را بهعنوان متجاوز جنگ معرفی کرد. دبیرکل وقت سازمانمللمتحد نیز این گزارش را طی یک جلسه رسمی به شورایامنیت تقدیم کرد. هاشمیرفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۷۰ خود مینویسد «آقای خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل سازمان ملل پذیرفته است که در مقابل کمک ایران به آزادی گروگانهای غربی در لبنان به اجرای بند ۶ قطعنامه ۵۹۸ که مربوط به معرفی متجاوز است، حق ما را ادا کند و عراق را متجاوز معرفی کند.»[1]
2- براساس بند ۷ قطعنامه ۵۹۸ قرار شد پس از آنکه کمیتهای در سازمانمللمتحد تشکیل شده و کشور متجاوز اعلام شد، میزان خسارات تعیین شود و در راستای آن صندوق بینالمللی پول ویژهای برای کمک به خسارتدیدگان جنگ ایران و عراق ایجاد شود که تاکنون این صندوق ایجاد نشدهاست. به گفته برخی کارشناسان بر اساس متن به تصویب رسیده در قطعنامه ۵۹۸ امکان گرفتن غرامت از عراق وجود ندارد و برای اخذ غرامت باید قطعنامه دیگری به تصویب میرسید که این کار هیچگاه عملی نشد. مبلغ برآورد شده ازسوی کارشناسان ایران که به صندوق بینالمللی پول عرضه کردهاند، ۹۷,۲۰۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار تنها بابت هزینههای غیرنظامی است.[2]
پس از پایان جنگ تحمیلی هشت ساله، هیأتی از سوی دبیرکل وقت سازمان ملل، خاویر پرز دکوئیار، در سال ۱۳۷۰ به تهران آمد تا خسارتهای وارد بر ایران را برآورد کند. در گزارش این هیأت، خسارات مستقیم به ایران ۹۷ میلیارد دلار برآورد شده است. این رقم یکدهم خسارات ۱۰۰۰ میلیارد دلاری است که کارشناسان و مسئولان وقت کشورمان تخمین زده بودند. [3]
جالب است بدانید با خسارات گستردهای که عراق طی جنگی تحمیلی به ایران زده است دولت صدام از پاسخ به درخواستهای ایران برای پرداخت غرامت سر باز زده و دولتهای جدید عراق نیز خواهان آن شدهاند که ایران این موضوع را پیگیری نکند! و شگفت آور این که همین دولتهای غرامت خسارات وارد آمده برکویت را بخاطر جنگ و تجاوزی که صدام حسین علیه این کشور انجام داده است کامل پرداخت نمودهاند! دولت و دستگاه دیپلماسی لطفا به مردم توضیح دهد چرا حقوق ملت از دولت عراق استیفاء نمیشود؟ و چرا این اراده در دولت ایران وجود ندارد که به دنبال دریافت غرامت این ملت از کشوری باشد که سازمان ملل رسما آن را آغازگر جنگ و متجاوز شناخته و به جهانیان معرفی کرده است. چه سرّ و رازی در این اهمال کاری نهفته است که بعد از 34 سال حقوق این ملت تا به امروز از کشور عراق دریافت نشده و مورد مماشات قرار گرفته است؟

پینوشت:
[1] - پایان جنگ تحمیلی. دنیای اقتصاد: 29 مردادماه 1396- شماره 4123.
[2] - همان.
[3] - میزان خسارت رسمی ایران در جنگ + اینفوگرافیک. خبرگزاری ایسنا. یکشنبه / ۳۱ شهریور ۱۳۹۸ / ۱۱:۵۵- کد خبر: 98063115454
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/68132