درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۱۷۹۶۱۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۵ : ۰۹ بازدید: ۱۲۹۲۷دیدگاه: ۰

به مناسبت 14 خرداد؛ سی و هشتمین سالروز رحلت جانگداز امام خمینی(ره)

دو نسل، یک پرچم؛ از خمینی کبیر تا خامنه‌ای شهید

دو نسل، یک پرچم؛ از خمینی کبیر تا خامنه‌ای شهید چهاردهم خرداد تنها یادآور عروج یک رهبر نیست؛ یادآور عهدی است که میان یک ملت و آرمان‌های او بسته شد. عهدی که با رحلت امام پایان نیافت، بلکه در حافظه تاریخی نسل‌ها و در تلاش کسانی که خود را پیرو راه او می‌دانستند، استمرار پیدا کرد.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، گاه در تاریخ، شخصیت‌هایی ظهور می‌کنند که تنها یک دولت یا یک نظام سیاسی را بنیان نمی‌گذارند، بلکه افق تازه‌ای پیش روی ملت‌ها می‌گشایند و مسیر حرکت تاریخ را دگرگون می‌سازند. آنان فراتر از مرزهای جغرافیا و فراتر از محدودیت‌های زمان، به نماد یک اندیشه، یک مکتب و یک جریان تمدنی تبدیل می‌شوند. حضرت امام خمینی(ره) بی‌تردید از این شمار است؛ شخصیتی که نام او با یکی از بزرگ‌ترین تحولات سیاسی و اجتماعی قرن بیستم گره خورده و تأثیرات فکری و راهبردی او همچنان در معادلات منطقه‌ای و جهانی قابل مشاهده است.

اکنون که در آستانه سی‌وهشتمین سالگرد ارتحال ملکوتی آن عبد صالح خدا قرار داریم، فرصتی مغتنم فراهم آمده است تا بار دیگر ابعاد مختلف شخصیت، اندیشه و میراث ماندگار او را مرور کنیم. در این نوشتار، نخست به جایگاه تاریخی و بین‌المللی امام خمینی(ره) پرداخته می‌شود؛ سپس سه رکن بنیادین اندیشه سیاسی ایشان یعنی عدالت، استقلال و مردم‌گرایی مورد بررسی قرار می‌گیرد و در پایان، از استمرار این مکتب در دوران رهبری امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یاد خواهد شد.

 

امام خمینی(ره)؛ پدیده‌ای کم‌نظیر در تاریخ معاصر

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، بسیاری از نظریه‌های رایج علوم سیاسی و جامعه‌شناسی را با چالش جدی مواجه ساخت. در روزگاری که برخی نظریه‌پردازان غربی، عصر دین را پایان‌یافته تلقی می‌کردند و توسعه سیاسی را صرفاً در چارچوب الگوهای سکولار قابل تحقق می‌دانستند، امام خمینی(ره) انقلابی را رهبری کرد که بر پایه ایمان دینی، مشارکت مردمی و آرمان‌های اخلاقی شکل گرفت.

اهمیت تاریخی امام تنها در سرنگونی یک رژیم سیاسی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در آن است که او توانست «اراده ملت» را به موتور محرک تحولات بزرگ تبدیل کند. او به ملتی که سال‌ها با احساس وابستگی و تحقیر تاریخی مواجه بود، اعتمادبه‌نفس بخشید و این باور را زنده کرد که می‌توان مستقل بود، می‌توان ایستاد و می‌توان سرنوشت را با دستان خود رقم زد.

از همین رو، امام خمینی(ره) تنها رهبر یک کشور نیست؛ او به شخصیتی بین‌المللی و الهام‌بخش برای بسیاری از ملت‌های آزاده جهان تبدیل شد. امروز نیز نام او در کنار تأثیرگذارترین رهبران تاریخ معاصر قرار دارد؛ رهبرانی که نه با ابزار قدرت مادی، بلکه با قدرت اندیشه و ایمان، تحولات عمیق اجتماعی را رقم زدند.

 

عدالت؛ ستون اصلی اندیشه حکمرانی امام

در منظومه فکری امام خمینی(ره)، عدالت یک شعار سیاسی یا مطالبه مقطعی نبود؛ بلکه فلسفه وجودی حکومت اسلامی محسوب می‌شد. از نگاه ایشان، حکومت زمانی مشروعیت و کارآمدی می‌یابد که در خدمت محرومان، مستضعفان و اقشار فراموش‌شده جامعه قرار گیرد.

امام همواره هشدار می‌داد که مسئولان نباید از مردم فاصله بگیرند و نباید قدرت، آنان را از آرمان‌های اولیه انقلاب دور سازد. تأکید مکرر ایشان بر حمایت از محرومان و مبارزه با تبعیض، نشان‌دهنده جایگاه محوری عدالت در اندیشه سیاسی او بود.

 

استقلال؛ رمز عزت ملی

یکی از برجسته‌ترین میراث‌های امام خمینی(ره)، احیای مفهوم استقلال در معنای حقیقی آن است. ایشان معتقد بود ملتی که اراده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را به دیگران واگذار کند، هرگز به عزت و پیشرفت پایدار دست نخواهد یافت.

شعار «نه شرقی، نه غربی» صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی نبود؛ بلکه تجلی نگاه تمدنی امام به مسئله استقلال بود. این نگرش، ملت ایران را از وابستگی ذهنی و سیاسی به قدرت‌های جهانی رها ساخت و زمینه شکل‌گیری روحیه خوداتکایی و اعتماد به ظرفیت‌های داخلی را فراهم آورد.

 

مردم؛ صاحبان اصلی انقلاب

از ویژگی‌های ممتاز مکتب سیاسی امام خمینی(ره)، نگاه واقعی و عمیق به نقش مردم بود. مردم در اندیشه امام، یک مفهوم تشریفاتی یا ابزاری نبودند؛ بلکه صاحبان اصلی کشور و پشتوانه حقیقی نظام محسوب می‌شدند.

برگزاری مکرر انتخابات، تأکید بر رأی مردم و اعتماد به حضور عمومی در صحنه‌های مختلف، نشان می‌دهد که امام، مردم را نه صرفاً یک ابزارسیاسی، بلکه رکن اساسی استمرارنظام می‌دانست. به همین دلیل نیز انقلاب اسلامی توانست در برابر بحران‌ها، جنگ تحمیلی، تحریم‌ها و فشارهای خارجی ایستادگی کند.

 

امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای؛ وفادارترین میراث‌دار مکتب امام

پس از ارتحال امام خمینی(ره)، بسیاری از تحلیلگران خارجی گمان می‌کردند که انقلاب اسلامی وارد دوران افول خواهد شد؛ اما حوادث بعدی خلاف این تصور را نشان داد. استمرار مسیر انقلاب، بیش از هر چیز مرهون رهبری امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بود؛ شخصیتی که بیش از سه دهه، پرچم آرمان‌های امام را برافراشته نگه داشت. 

او هر سال در سالگرد ارتحال پیر و مراد خویش در حرم مطهر امام حاضر می‌شد و با تبیین ابعاد مختلف شخصیت و اندیشه بنیانگذار جمهوری اسلامی، مانع از تحریف یا فراموشی مکتب امام می‌گردید. سخنرانی‌های سالانه ایشان در حرم مطهر، به دانشگاهی برای بازخوانی مستمر اندیشه امام تبدیل شده بود.

امام شهید با پافشاری براصول عدالت، استقلال، عزت ملی، حمایت از مظلومان و مردم‌سالاری دینی، نشان داد که راه امام خمینی(ره) یک مقطع تاریخی گذرا نیست، بلکه مسیری ممتد و آینده‌ساز است.

 

راز ماندگاری امام خمینی(ره)؛پس سی‌وهشت سال از عروج ملکوتی  

سی‌وهشت سال از عروج ملکوتی امام خمینی(ره) می‌گذرد، اما نام و اندیشه او همچنان در سپهر سیاسی و فرهنگی ایران و جهان زنده است. راز ماندگاری امام را باید در پیوند عمیق او با ایمان مردم، در صداقت او با آرمان‌هایش و در توانایی کم‌نظیرش برای تبدیل باورهای دینی به یک حرکت اجتماعی عظیم جست‌وجو کرد.

امام خمینی(ره) صرفاً رهبر یک انقلاب نبود؛ او احیاگر عزت یک ملت، معمار خودباوری یک جامعه و بنیانگذار گفتمانی بود که همچنان الهام‌بخش آزادی‌خواهان و عدالت‌طلبان جهان است. یاد و نام آن بزرگمرد تاریخ، و نیز یاد امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که تا واپسین لحظه عمر خویش پرچم‌دار این مکتب بود، همواره در حافظه تاریخی ملت ایران جاودانه خواهد ماند.

 

امام شهیدآیت‌الله خامنه‌ای؛شاگردی که پرچم استاد را برزمین نگذاشت

در میان همه یاران و همراهان امام خمینی(ره)، کمتر شخصیتی را می‌توان یافت که همچون امام شهیدآیت‌الله خامنه‌ای، از آغاز نهضت تا پایان عمر، چنین پیوند عمیق فکری، عاطفی و عملی با بنیانگذار انقلاب اسلامی داشته باشد. او تنها یک همراه سیاسی نبود؛ بلکه از نخستین روزهای مبارزه، خود را شاگرد مکتب امام می‌دانست و این نسبت را تا پایان حیات خویش حفظ کرد.

امام شهید بارها تصریح کرده بود که امام خمینی برای او صرفاً یک رهبر سیاسی نبود، بلکه حقیقتاً «پیر، مراد و مقتدای» او به شمار می‌رفت. این ارادت تنها در کلمات و تعابیر عاطفی خلاصه نمی‌شد، بلکه در میدان عمل و در بزنگاه‌های دشوار تاریخ انقلاب نیز آشکار بود.

در دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی، هنگامی که بسیاری از جریان‌ها در تحلیل آینده نهضت دچار تردید بودند، او با تمام وجود ازخط امام دفاع می‌کرد. درسال‌های دفاع مقدس نیز خود را مجری و سرباز فرمان امام می‌دانست. اما اوج این وفاداری پس از رحلت امام آشکار شد؛ زمانی که برخی گمان می‌کردند با فقدان رهبر کبیر انقلاب، مسیر انقلاب اسلامی دستخوش تغییرات اساسی خواهد شد.

امام شهیدمان در طول سال ها رهبری خود، بیش از آنکه در اندیشه ارائه قرائتی جدید از انقلاب باشد، خود را امانتدار اندیشه امام می‌دانست. او بارها تأکید می‌کرد که «راه ما همان راه امام است» و هرگونه فاصله گرفتن از خط امام را خطری برای آینده انقلاب می‌شمرد.

یکی از جلوه‌های کم‌نظیراین وفاداری، حضور مستمر او در سالروزارتحال امام خمینی(ره) بود. هر سال در چهاردهم خرداد، در جوار مرقد مطهر استاد و مراد خویش حاضر می‌شد و نه فقط یاد او را گرامی می‌داشت، بلکه به بازخوانی و تبیین اندیشه‌هایش می‌پرداخت. این سخنرانی‌ها در واقع نوعی«منشور سالانه خط امام» بود که طی آن ابعاد مختلف شخصیت، آرمان‌ها و هشدارهای امام برای نسل‌های جدید بازگو می‌شد.

در این مراسم‌ها، او همواره از امام به عنوان شخصیتی یاد می‌کرد که ایمان، شجاعت، اخلاص، مردم‌باوری، عدالت‌خواهی و استکبارستیزی را در عالی‌ترین سطح با یکدیگر جمع کرده بود. گویی رهبر شهید، پاسداری از میراث امام را نه یک وظیفه سیاسی، بلکه یک تکلیف شرعی و عهدی معنوی می‌دانست.

از این منظر، راز تداوم انقلاب اسلامی پس از رحلت امام خمینی(ره) را باید در همین پیوند عمیق جست‌وجو کرد؛ پیوندی که میان استاد و شاگرد، میان معمار انقلاب و میراث‌دار آن شکل گرفت. اگر امام خمینی(ره) شجره طیبه انقلاب اسلامی را غرس کرد، امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای با وفاداری کم‌نظیر خود، از این درخت پاسداری نمود و اجازه نداد طوفان حوادث، آن را از ریشه جدا سازد.

تاریخ انقلاب اسلامی، این همراهی و وفاداری را به عنوان یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های تداوم یک مکتب فکری در دوران معاصربه ثبت خواهد رساند؛ وفاداری شاگردی که نه در روزهای آرامش، بلکه در سخت‌ترین طوفان‌ها نیز پرچم استاد خویش را بر زمین نگذاشت. 

 

پیوند میان«امامِ بنیانگذار» و«امامِ میراث‌دار»

اگر قرار باشد از منظر تاریخی به موضوع نگاه کنیم، تفاوت ایشان با بسیاری از یاران امام در این است که رابطه او با امام خمینی(ره)، صرفاً یک رابطه سیاسی یا تشکیلاتی نبود؛ بلکه آمیزه‌ای از شناخت عمیق فکری، ارادت قلبی، تبعیت عملی و باور اعتقادی بود. به همین دلیل، پس از رحلت امام، بسیاری از ناظران احساس می‌کردند که در رفتار، ادبیات، مواضع و حتی حساسیت‌های راهبردی ایشان، نوعی تداوم خط امام مشاهده می‌شود.

به گمان من، اگر بخواهیم شخصیت امام خمینی(ره) را در سالگرد ارتحال ایشان تحلیل کنیم، یک نکته بسیار مهم نباید مغفول بماند: بسیاری از رهبران بزرگ تاریخ، پس از رحلتشان با «اختلاف برسرتفسیرمیراثشان» مواجه شدند؛ اما در روایت درست، یکی از وجوه برجسته آن است که امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای طی ۳۷ سال، خود را مفسر، پاسدار و امانتدار مکتب امام معرفی می‌کرد و بخش قابل توجهی از سخنان سالانه‌اش در حرم امام، صرف جلوگیری از تحریف شخصیت و اندیشه ایشان می‌شد. همین نگاه و زاویه فکری، می‌تواند عمق بیشتر این پیوند را نشان دهد؛ پیوندی که میان «امامِ بنیانگذار» و «امامِ میراث‌دار» را برجسته‌ترمی سازد. 

اما در میان همه ابعاد شخصیت امام خمینی(ره)، شاید هیچ چیز به اندازه استمرار مکتب او پس از ارتحالش، عظمت آن مرد الهی را آشکار نکند. تاریخ سرشار از انقلاب‌هایی است که با فقدان رهبر خویش دچار انحراف، اختلاف یا فراموشی شدند؛ اما انقلاب اسلامی مسیری دیگر پیمود.

راز این ماندگاری را باید در پیوندی جست‌وجو کرد که میان امام خمینی(ره) و شاگرد وفادارش، امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای شکل گرفت. او نه تنها خود را رهبر پس از امام نمی‌دانست، بلکه همواره خویش را سرباز راه امام، پاسدار اندیشه امام و امانتدار میراث امام معرفی می‌کرد.

در طول سی‌وهفت سال رهبری، هر سال در سالروز ارتحال پیر و مراد خویش، در حرم مطهر او حاضر می‌شد و از امام سخن می‌گفت؛ گویی هنوز خود را در محضر استاد می‌دید. نسل‌های جدید، بخش مهمی از شناخت خود نسبت به امام خمینی(ره) را از همین روایتگری صادقانه و وفادارانه به دست آوردند.

او بارها تأکید کرد که «این انقلاب بی‌نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست.» این سخن در حقیقت اعترافی تاریخی به جایگاه بی‌بدیل امام بود؛ اعترافی از زبان کسی که خود دهه‌ها در عالی‌ترین جایگاه نظام قرار داشت، اما همه افتخار خویش را در انتساب به مکتب امام می‌دید.

از این رو، چهاردهم خرداد تنها سالروز عروج یک رهبر بزرگ نیست؛ روز تجدید عهد با مکتبی است که امام خمینی(ره) بنیان نهاد و امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای تاواپسین روزحیات خویش،پرچم آن رابرافراشته نگاه داشت.

امروز اگر از امام خمینی(ره) سخن می‌گوییم، از مردی سخن می‌گوییم که ملت ایران را به خودباوری رساند؛ و اگر از امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای یاد می‌کنیم، از شاگردی وفادار سخن می‌گوییم که اجازه نداد گرد زمان بر سیمای آن حقیقت بزرگ بنشیند.

یکی معمار انقلاب بود و دیگری پاسدار آن؛ یکی نهال را کاشت و دیگری از آن در برابر طوفان‌ها محافظت کرد؛ و تاریخ، این دو نام را در کنار یکدیگر به عنوان دو حلقه از یک مسیر، یک آرمان و یک مکتب به یاد خواهد سپرد. 

رابطه امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای را صرفاً نمی‌توان در قالب دو شخصیت سیاسی یا دو مسئول نظام تعریف کرد. در روایت تاریخیِ حامیان این مکتب، این رابطه بیش از هر چیز، رابطه «مراد و مرید»، «استاد و شاگرد» و «بنیانگذار و امانتدار» است. تا جایی که امام شهیدمان می فرمود: «این انقلاب بی‌نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست.»

این عبارت صرفاً یک تجلیل عاطفی نبود؛ بلکه یک تحلیل تاریخی بود. معنایش این است که آیت‌الله خامنه‌ای، هویت انقلاب اسلامی را از هویت امام خمینی(ره) جداشدنی نمی‌دانست. از نگاه او، امام فقط رهبر یک مقطع تاریخی نبود، بلکه روح جاری انقلاب و بنیانگذار مکتبی بود که باید نسل به نسل منتقل شود.

تصور می‌کنم بحث از «امام خمینی(ره)» تنها مرور یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه روایت تداوم یک مکتب است؛ مکتبی که در نگاه صاحب نظران و تحلیل گران، از امام آغاز شد و با وفاداری شاگرد برجسته‌اش استمرار یافت. این پیوند عاطفی، فکری و تاریخی، همان چیزی است که باعث عمق و ماندگاری بیشتر این ارتباطات و روابط گردید.

 

از طبس تا تندبادهای عصر جدید؛ استمرار یک راه

اگر بخواهیم میراث امام خمینی(ره) را در عرصه بین‌المللی ارزیابی کنیم، باید آن را در آیینه حوادث بزرگ تاریخ انقلاب اسلامی بنگریم. انقلاب اسلامی از نخستین روزهای پیروزی با چالش‌هایی روبه‌رو شد که هر یک می‌توانست برای فروپاشی یک نظام سیاسی نوپا کافی باشد.

غائله‌های داخلی، تحریم‌های گسترده، کودتاهای نافرجام، عملیات نظامی آمریکا در طبس و سرانجام جنگ هشت‌ساله‌ای که رژیم بعث عراق بر ملت ایران تحمیل کرد، مجموعه‌ای از آزمون‌های دشوار را پیش روی انقلاب قرار داد. اما در همه این رخدادها، امام خمینی(ره) یک اصل را محور قرار داد: حفظ استقلال، اتکا به مردم و اعتماد به وعده الهی.

سال‌ها بعد، جمهوری اسلامی در محیطی متفاوت اما با چالش‌هایی از جنس دیگر مواجه شد. فشارهای سیاسی، تحریم‌های فراگیر، نبردهای رسانه‌ای، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و تنش‌های منطقه‌ای، آزمون‌های نسل‌های بعدی انقلاب را شکل دادند. با این حال، بسیاری از ناظران بر این باورند که چارچوب کلی مواجهه با این چالش‌ها همچنان بر همان اصولی استوار ماند که امام خمینی(ره) ترسیم کرده بود.

از این منظر، میان حوادث سال‌های نخست انقلاب و چالش‌های دهه‌های بعد، یک نقطه اتصال مهم وجود دارد: تلاش برای حفظ هویت مستقل نظام سیاسی ایران در برابر فشارهای بیرونی.

در واقع، اگر طبس نماد ناکامی فشار نظامی علیه انقلاب نوپا بود و دفاع مقدس نماد ایستادگی ملت ایران در برابر تجاوز خارجی، تحولات و چالش‌های دهه‌های بعد نیز در نگاه بسیاری از حامیان نظام، ادامه همان رویارویی اراده‌ها تلقی می‌شود؛ رویارویی میان اراده حفظ استقلال و فشار برای تغییر مسیر آن.

شاید به همین دلیل است که نام امام خمینی(ره) همچنان در معادلات سیاسی منطقه و جهان حضوری زنده دارد؛ زیرا او صرفاً یک رهبر سیاسی نبود، بلکه معمار گفتمانی بود که توانست از مرزهای زمان عبور کند و نسل‌های بعد را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

 

دو نسل، یک پرچم؛ ازخمینی کبیرتا خامنه ای شهید

تاریخ انقلاب اسلامی را می‌توان روایت استمرار یک راه دانست؛ راهی که با امام خمینی(ره) آغاز شد و با مجاهدت یاران و شاگردان او ادامه یافت.

امام خمینی(ره) درروزگاری پرچم استقلال رابرافراشت که بسیاری ازملت‌ها ناگزیربودند دریکی از اردوگاه‌های قدرت جهانی تعریف شوند. او به ملت ایران آموخت که می‌توان مستقل بود، می‌توان بر پای خویش ایستاد و می‌توان در برابر قدرت‌های بزرگ «نه» گفت.

سال‌ها بعد، آیت‌الله خامنه‌ای این میراث و عَلَم را بردوش گرفت. آنچه او را در نگاه دوستدارانش ممتاز می‌سازد، تنها جایگاه سیاسی او نیست؛ بلکه پایداری او بر همان اصولی است که از امام آموخته بود. او بارها اعلام کرد که راه انقلاب، راه امام است و معیار شناخت درست مسیر آینده، بازگشت به مکتب امام خمینی(ره) است.

در نگاه حامیان این مکتب، خمینی کبیر بنای استقلال را بنیان نهاد و آیت‌الله خامنه‌ای شهید از آن پاسداری کرد. یکی در برابر تهاجم نظامی، تحریم‌ها و توطئه‌های آغاز انقلاب ایستاد و دیگری در برابر فشارهای انباشته دهه‌های بعد مقاومت کرد.

از این منظر، این دو نام در حافظه تاریخی انقلاب اسلامی از یکدیگر جدا نیستند. یکی آغازگر راه بود و دیگری نگهبان راه؛ یکی نهال را کاشت و دیگری با همه توان از آن مراقبت کرد تا به درختی تنومند تبدیل شود.

شاید به همین دلیل بود که امام و رهبر شهیدمان با صراحت و از سر باور می‌گفت: «این انقلاب بی‌نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست.» این سخن تنها ستایش یک شخصیت نبود؛ بلکه اعتراف به حقیقتی تاریخی بود. حقیقتی که نشان می‌دهد هویت انقلاب اسلامی با نام و اندیشه امام خمینی(ره) گره خورده است و پاسداری از این هویت، مهم‌ترین رسالت شاگردان او به شمار می‌آید. 

لازم است تأکید شود؛امام خمینی(ره) با آمریکای دوران جنگ سرد، بلوک‌بندی‌های جهانی، ماجرای طبس و جنگ تحمیلی عراق روبه‌رو شد. آیت‌الله خامنه‌ای نیز در دهه‌های بعد با فشارهای فزاینده سیاسی، اقتصادی، امنیتی و منطقه‌ای مواجه شد. هر دو، استقلال سیاسی را خط قرمز می‌دانستند. هر دو معتقد بودند که هزینه ایستادگی کمتر از هزینه تسلیم است. هر دو مشروعیت نظام را به اتکای مردم و هویت دینی آن پیوند می‌زدند.

اگرامام خمینی(ره)معماربنای استقلال ایران بود،رهبرفرزانه شهیدمان پاسداراین بنادربرابرسهمگین‌ترین طوفان‌ها بود. 

تاریخ انقلاب اسلامی، نام‌های بزرگ فراوانی را در حافظه خود ثبت کرده است؛ اما کمتر می‌توان دو شخصیت را یافت که پیوندی چنین عمیق و ماندگار با یکدیگر داشته باشند.

امام خمینی(ره)، معمار انقلاب و بنیانگذار مکتبی بود که عزت، استقلال، عدالت و کرامت انسانی را به مطالبه یک ملت تبدیل کرد. آیت‌الله خامنه‌ای نیز از نخستین روزهای نهضت تا هنگام شهادت خویش، خود را شاگرد آن مکتب و سرباز آن راه معرفی نمود.

 

شاید راز ماندگاری انقلاب اسلامی را باید در همین پیوند جست‌وجو کرد؛ پیوند میان اندیشه‌ای که بنیان نهاده شد و امانتی که پاسداری شد.

امام خمینی(ره) نهالی را غرس کرد که ریشه در ایمان مردم داشت و آیت‌الله خامنه‌ای عمر خویش را صرف حراست از آن نمود. یکی افق را گشود و دیگری راه را استمرار بخشید. یکی روح خودباوری را در کالبد ملت دمید و دیگری کوشید آن روح زنده بماند.

از این رو، یادکرد امام خمینی(ره) بدون اشاره به وفاداری شاگرد برجسته‌اش، روایتی ناتمام است؛ همان‌گونه که شناخت آیت‌الله خامنه‌ای بدون شناخت سرچشمه فکری و معنوی او، تصویری ناقص خواهد بود.

آنان در نگاه دوستدارانشان دو نام جدا از هم نیستند؛ دو فصل از یک کتاب‌اند، دو منزل از یک راه‌اند و دو پرچمدار یک آرمان.

و چه زیبا بود آن اعتراف تاریخی که از سر ارادت و باور بر زبان آمد: «این انقلاب بی‌نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست.»

این جمله، نه فقط تجلیل از یک شخصیت، بلکه بیان حقیقتی بود که تاریخ درباره آن داوری خواهد کرد؛ حقیقتِ پیوند میان امامی که راه را گشود و شاگردی که تا پایان، بر همان راه ماند.

آنچه صاحب این قلم در پی آن هست، صرفاً نگارش یک یادداشت درباره سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) نیست؛ بلکه می‌خواهد از یک «رابطه تاریخی کم‌نظیر» سخن بگوید؛ رابطه‌ای که در آن، یک شاگرد برجسته، همه اعتبار و هویت سیاسی و فکری خود را در انتساب به استادش می‌دید و از سوی دیگر، مکتب یک رهبر بزرگ، در وجود شاگردش استمرار یافت.

درواقع، نگارنده از یک سو هم می‌خواهد از امام خمینی(ره) تجلیل کند و هم از امام شهید یاد کند؛ و از سوی دیگر هم می‌خواهد نشان دهد که در نگاه اندیشمندان، این دو شخصیت حلقه‌های یک زنجیره‌اند. گویی یک اندیشه در دو مقطع تاریخی متجلی شده است؛ نخست در قامت بنیانگذار و سپس در قامت پاسدار و تبیین‌گر آن.

به همین دلیل، شاید زیباترین پایان‌بندی برای چنین یادداشتی نه شرح یک رویداد تاریخی، بلکه اشاره به همین پیوند باشد:

گمان می‌کنم اکنون یادداشت پیش رو از سطح یک متن مناسبتی فراتر رفته است. این دیگر صرفاً روایت سی‌وهشتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) نیست؛ بلکه روایت «تداوم یک مکتب» و «وفاداری یک شاگرد به استاد» است. و به نظر می‌رسد این همان مقصودی است که از آغاز گفت‌وگو در ذهن نگارنده نقش بسته و مترصد آن بوده تا حق هر دو شخصیت در کنار یکدیگر ادا شود. 

شاید بتوان تمام مضمون یادداشت را در این چند سطر خلاصه کرد:

امام خمینی(ره) انقلاب را بنیان نهاد، اما مهم‌تر از آن مکتبی را پدید آورد که پس از او نیز به حیات خود ادامه داد.

و آیت‌الله خامنه‌ای شهید، در نگاه دوستدارانش، برجسته‌ترین پاسدار آن مکتب بود؛ کسی که همواره تأکید داشت اعتبار انقلاب از نام و راه امام جداشدنی نیست.

از این رو، یاد امام و یاد شاگرد وفادارش در ذهن بسیاری از علاقه‌مندان این جریان، دو خاطره جداگانه نیست؛ بلکه دو برگ از یک روایت تاریخی است؛ روایت شکل‌گیری، تداوم و پاسداری از یک آرمان.

 

بنابراین؛ چهاردهم خرداد تنها یادآور عروج یک رهبر نیست؛ یادآور عهدی است که میان یک ملت و آرمان‌های او بسته شد. عهدی که با رحلت امام پایان نیافت، بلکه در حافظه تاریخی نسل‌ها و در تلاش کسانی که خود را پیرو راه او می‌دانستند، استمرار پیدا کرد. از همین رو، نام امام خمینی(ره) همچنان در متن تاریخ معاصر ایران می‌درخشد و یاد شاگردان وفادارش نیز در کنار آن معنا می‌یابد.

باید اذعان داشت؛ مردان بزرگ، تنها در زمانه خود زندگی نمی‌کنند؛ بخشی از آنان در تاریخ می‌مانند و بخشی در اندیشه و خاطره مردمانی که از آنان الهام گرفته‌اند تا همیشه زنده و جاوید هستند. از همین رو، گذر سال‌ها از حضورشان نمی‌کاهد، بلکه فرصت تازه‌ای برای بازخوانی میراثشان فراهم می‌آورد. 

هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به مهر

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

 

 دکتر اسدالله افشار

 

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117961کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ