طبیعی است که بهعنوان یک مسلمان، بهعنوان یک شیعه، بهعنوان یک انقلابی، بهعنوان یک محجبه و بهعنوان یک چادری، هم حجاب را دوست داشته باشم و هم به آن تعصب بورزم که دارم و میورزم!
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، طبیعی است که بهعنوان یک مسلمان، بهعنوان یک شیعه، بهعنوان یک انقلابی، بهعنوان یک محجبه و بهعنوان یک چادری، هم حجاب را دوست داشته باشم و هم به آن تعصب بورزم که دارم و میورزم!
اما سعی میکنم بیطرفانه و از منظر جامعهشناسی تاریخ، به این پدیده بنگرم. حجاب به دو دلیل در فرهنگ و تاریخ ایران ریشه دارد:
1. سابقه فرهنگ و تمدن ایرانی: ناگفته و بیمقدمه همه میدانیم در تمدن ایران باستان زن پوشیده و به قول «ویل دورانت» پردهنشین بوده است و پوشش زنان ریشه در فرهنگ و تمدن ایرانی دارد.
2. تأکید دین اسلام: این تأکید و تصریح را باید مکمل سابقه تمدنی حجاب دانست، به تعبیر دیگر، اسلام حجاب را برای زن عرب جاهلی، به ارمغان آورد اما در وجود زن ایرانی تأیید و امضا کرد.
این دو عامل فرهنگی بر اهمیت حجاب در این مرزوبوم اشاره دارد، اما یک سیاست کورکورانه و غافلانه، یعنی ستیز با حجاب توسط رضاشاه باعث شد، مقوله حجاب، اهمیت سیاسی نیز پیدا کند و حساسیتها به حجاب در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی دوچندان شود.
با این مقدمه باید گفت آنچه امروز در جامعه ما در مورد حجاب مطرح است، پیش از آنکه دغدغه حکومتی باشد، دغدغه مردمی است، هرچند حاکمیت هم بر اساس رسالتی که دارد، بهویژه در مقطع کنونی و با حضور جریان انقلاب در ارکان نظام، در این میان بینظر نیست؛ اما بیش و یش از نظام جمهوری اسلامی، اقشار مذهبی و متدین ایرانی بهشدت بر روی مقوله حجاب حساساند و حجاب از یک حکم فرعی و البته الزامی در فقه شیعه، به یک جایگاه کلان سیاسی و فرهنگی و راهبردی ارتقا پیدا کرده است.
صدالبته نمیتوان منکر شد که در جامعه ایران، طیفهایی هم هستند که با حجاب مخالفاند و یا حداقل با اجبار حجاب مخالفاند اما بهراستی مخالفان حجاب چند درصدند؟ آنها چقدر بر مخالفت خود اصرار دارند؟ تا چه اندازه حاضرند برای برداشتن روسری از سرزنان ایرانی، مبارزه کنند؟ پاسخها جای تامل و تردید دارد.
در مقابل زنان محجبه و حامیان حجاب، هم در خواسته خود مصر اند و هم برای حفظ حجابشان تاکنون یک قیام بزرگ (گوهرشاد) و یک انقلاب بزرگ (انقلاب اسلامی) به راه انداختهاند. علاوه بر اینکه تنها قیام عصر رضاخانی با موضوعیت حجاب رخ داد، بررسیها نشان میدهد بخش اعظمی از شعارها و مطالبات مردم در انقلاب اسلامی پیرامون حجاب بود. همچنین دو سفارش مهم همه شهدا در وصتنامهشان عبارتاند از: ولایت و حجاب.
از سوی دیگر بیش از 40 سال است مخالفان حجاب، حجاب اجباری را تحمل کردهاند و با قاطعیت میتوان گفت هیچ جنبش و اعتراض و حرکت جدی (مانند حوادث کوی دانشگاه، فتنه 88، اعتراضات 96 و 96) در مخالفت با حجاب رخ نداده است.
به نظر میرسد تحمل حجاب اجباری برای مخالفان آن در جامعه ایرانی چندان سخت نیست چراکه نه خلاف باورهای آنهاست و نه تحمل یک تکه پارچه طاقتفرسا است؛ بگذریم که همه زنان این سرزمین و اساسا هر زنی بهحکم فطرت و غریزه، به عفت و پوشش گرایش دارد.
از این رو، حرکتی که علیه حجاب و حجاب اجباری به راه افتاده است، بیش از آنکه ریشه در مطالبات زنان ایرانی داشته باشد، یک پروژه براندازی از سوی اپوزیسیون است که مع الاسف، حتی برخی به ظاهر متدین ها هم قول ظاهر آن را خورده اند.
مخالفان حجاب و طرفداران آزادی حجاب به این سؤال مهم پاسخ دهند که اگر حجاب آزاد شد و بیحجابی و بیقیدیهای دوران پهلوی رواج یافت، چه تضمینی وجود دارد مجدداً که قیام یا انقلابی برای برگرداندن آن رخ ندهد؟ آیا توان ایستادن در برابر خروش زنان و مردان مخالف بیحجابی و هرج و مرج اخلاقی را دارند؟ صرف ازنظر از تعهد حکومت به اجرای احکام اسلام که در جای خود مهم است، آیا عقلانیت جامعهشناختی اجازه میدهد که حکومت بستری دیگر، در کنار بسترهای سیاسی و اقتصادی برای اعتراضات اجتماعی ایجاد کند؟ آیا اقشار متدین و مذهبی در برابر رواج بی حجابی سکوت خواهند کرد؟
دکتر فاطمه امیریرز
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/64907