بهنظر میرسد به منظور روشنگری حقایق تاریخ سیاسی ایران باید شمّهای از گذشتههای حکومتی کشورمان را با مقایسه حال فعلی، مورد بحث قرار دهیم.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، بهنظر میرسد به منظور روشنگری حقایق تاریخ سیاسی ایران باید شمّهای از گذشتههای حکومتی کشورمان را با مقایسه حال فعلی، مورد بحث قرار دهیم و بگوئیم مردی که ۳۲ سال ایران بعد از جنگ تحمیلی را علیرغم تحریمهای ظالمانه و ترورهای کور منافقین، خیانتهای داخلی عوامل سکولار و فساد اقتصادی تکنوکراتها و غربگراها و نیز هجمههای فرهنگی دنیای غرب با آن همه مشکلات ایجاد شده برای مردم ، توانسته ایران را در این جزیره آرام بهنحو احسن اداره کند و نگذارد اهداف شوم دشمنان برای نابودی کشور عزیز ایران محقق گردد بهجز عقلانیت و اندیشه متعالی ابرمرد بزرگ ایران مقتدر حضرت امام خامنهای نیست از این لحاظ است که اندازه هر انسان به بلندای اندیشه آدمی است زیرا عقل و خرد از نشانههای آگاهی و درک مفاهیم عالی مدیریتی در مواقع بحرانها بهمنظور اتخاذ تصمیم درست میباشد و لاغیر. جامعه با نبود عقلانیت معنوی، مواجه با بحرانهای چالشزا میگردد که در این حال جهل و نادانی بر حاکمان مستولی میشود.
بهطوریکه میدانیم ایران بعد از قجریه سالها با نفوذ انگلیس توسط یک سرباز صِرف و بیسواد، اما بسیار خشن و پرخاشگر بدون علم و آگاهی در جهت صلاح و مصلحت انگلیسیها اداره میشد و چنانچه خود این سرباز بهدست ارباب خویش جلای وطن گردید.
محمدرضا این شاهنمای کاپیتولاسیونی هم خود و هم ارتش ایران را به پای مستشاران و نظامیان آمریکایی نابود کرد هر چند او اندکی از بهره زبان انگلیسی و علم اعطایی غرب برخوردار بود ولی نه استقلال فکری و نه تصمیمگیری در منافع ملی داشت. او از خوف آگاهی مردم دست به جنایتهای هولناکی زد.
نادرشاه یکی از شاهان دلیر و شجاع که همیشه علاقه زیادی بر غنائم و کشورگشایی داشت اما بهدلیل بیسوادی و عدم آگاهی از اطراف خود سرخویش را به فنا داد و نفهمید که نزدیکترین آدمهایش سرسختترین دشمن اوست بهطوریکه نفوذیهای قدرتطلب از سادگی و بیسوادی نادرشاه سوءاستفاده کرده توطئه نمودند و بهقصد کشتن او بهپا خاستند تیری از جنگل به سویش رها کردند چون تیر بر یال اسب فرود آمد و شاه کشته نشد فورا حیله کردند وی را به قصد کشتن پسر فریب دادند تا جاییکه پدر ز نادانی سرمه داغ بر چشم پسر کشید که او را کور کرد وقتی نادر به خود آمد و فهمید که کلاه سرش رفته، چنان آشفته گردید که تعدادی را کور و به تعدادی وعده گور داد تصمیم بیخردانه او که یقینا پیام مرگ به دنبال داشت سر نادر را شبانه از تن جدا کرد و هر آنچه از غنائم و فتوحات بهدست آورده بود در عرض چندساعت به تاراج رفت بهطوریکه قلعه نادری در اندک زمانی فرو ریخت.
با عنایت بهمراتب فوقالذکر عقل ایجاب میکند که حاکمان جامعه بهمنظور فهم حقایق کشورداری، از اندیشه مدیریتی بر مبنای علم و خرد برخوردار باشند زیرا داشتن هوش مدیریتی و استعداد کشورداری، هم زن متفکر و هم مرد اندیشمند را بلندمرتبه مینماید و اما نبودش هر دو را مغبون و گرفتار میسازد.
جیرانخانم این زن عقلمند با هوش، همسر محمدحسن خان قاجار وقتی تنها فرزند خردسال خویش را تربیت میکرد به او میگفت پسرم باید قرآن را جزء به جزء حفظ کنی زیرا شاه باید سواد داشته باشد و اگر سواد نداشته باشد مثل نادر که سواد نداشت، سرش را از تن جدا میکنند.
تفاوت این شیرزن که خود سرلشگر قشون بود بایک شاهِ شمشیرزن و کشورگشا در این است که او متکی بر علم و دانش بود و نادر بدون فکر و تدبیر کشورداری میکرد که دیدیم نادر در نتیجه بیسوادی سر خود را از دست داد.
باید دانست حکومتهایی که فاقد علم وآگاهی بودند نفوذیهای دشمن نقش نخست تغییرات حکومتی را بر عهده داشتند که میبینیم قائممقام فراهانی وزیر اعظم و استاد امیرکبیر که دارای علم و دانایی بینظیر بود در اثر بیکفایتی قاجار بهدست روسهای وحشی به قتل رسید و امیرکبیر نیز بهدلیل داشتن کفایت علم کشورداری و مدیریت علمی، قربانی نفوذیهای بیگانه و کینه همسر ناصرالدین شاه شد بهطوریکه مظلومانه در حمام فین با تیغ نفوذیها و عدم آگاهی حاکمان به شهادت رسید.
با ملحوظ نظر وقایع تلخ تاریخ ایران نتیجه میگیریم که موضوع نفوذیها در حکومتها یک امر خطرناک است و خطرناکتر از آن عدم آگاهی و دگماتیسم فکری حاکمان حکومتهاست که آنان را گاهی در برابر مردم و گاهی در جهت تضییع حقوق ملی تشویق مینماید.
ولیکن همچنانکه عرض شد باید از تلخیهای گذشته کشورمان عبرت گرفته، قدر رهبر دانا و توانمند خود را بدانیم تا از قساوت دشنه ناآگاهان و خون سرخ فین، سگ آمریکا و توحّش تزاران روس، در امان باشیم وگرنه تلخیهای گذشته در انتظار ما خواهد بود!
ابراهیم صدوقی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/45279