درحال بارگذاری

گروه: بین الملل / حوزه تحلیل بین الملل/بین الملل/ایران شناسه: ۱۱۷۹۷۶۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۵۳ : ۱۴ دیدگاه: ۰

قابل توجه هیات مذاکره کننده ایرانی

یادداشت دفاعی وزیر پیشین رژیم صهیونیستی

یادداشت دفاعی وزیر پیشین رژیم صهیونیستی یادداشت یوآو گالانت، وزیر پیشین جنگ رژیم صهیونیستی، در ظاهر یک تحلیل فنی درباره برنامه هسته‌ای ایران است، اما در واقع یک سند راهبردی برای تعیین «هدف نهایی» جنگ علیه ایران محسوب می‌شود.

   * اگر لفاظی های جابجا شده و تعاریف متغیر از پیروزی را کنار بگذاریم، کل کارزار علیه ایران در یک پرسش واحد و مشخص خلاصه می شود: اورانیوم کجاست؟

پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، یادداشت یوآو گالانت، وزیر پیشین جنگ رژیم صهیونیستی، در ظاهر یک تحلیل فنی درباره برنامه هسته‌ای ایران است، اما در واقع یک سند راهبردی برای تعیین «هدف نهایی» جنگ علیه ایران محسوب می‌شود. او استدلال می‌کند که حمله به تأسیسات، نابودی سانتریفیوژها، ترور دانشمندان یا تخریب زیرساخت‌های هسته‌ای به‌تنهایی موفقیت محسوب نمی‌شود؛ زیرا همه این موارد قابل بازسازی هستند.

از دید گالانت، «مرکز ثقل» برنامه هسته‌ای ایران نه ساختمان‌ها و تجهیزات، بلکه ذخایر اورانیوم غنی‌شده، به‌ویژه اورانیوم ۲۰ و ۶۰ درصدی است. به باور او، ایران با دستیابی به این سطح از غنی‌سازی، بخش عمده مسیر فنی لازم برای رسیدن به سطح تسلیحاتی را پیموده و بنابراین این ذخایر ارزشمندترین دارایی راهبردی کشور به شمار می‌روند.

گالانت تأکید می‌کند که اگر حتی پس از حملات گسترده، این ذخایر در اختیار ایران باقی بمانند، برنامه هسته‌ای صرفاً برای مدتی به تأخیر افتاده و نابود نشده است. در چنین شرایطی ایران قادر خواهد بود با اتکا به دانش، تجربه و مواد موجود، برنامه را در قالبی پنهان‌تر و مقاوم‌تر بازسازی کند.

او دو سناریو را ترسیم می‌کند:

   * سناریوی نخست: تخریب گسترده زیرساخت‌ها در حالی که ذخایر اورانیوم همچنان در اختیار ایران باقی بماند. از نظر او این فقط یک پیروزی تبلیغاتی و یک تأخیر موقت است.
   * سناریوی دوم: خارج شدن کامل ذخایر اورانیوم از کنترل ایران از طریق انتقال، مصادره، رقیق‌سازی یا هر روش دیگری. تنها این حالت از دید وی یک موفقیت راهبردی واقعی محسوب می‌شود.

گالانت معتقد است تحقق این هدف یا از طریق فشار نظامی مستمر برای وادار کردن ایران به پذیرش انتقال ذخایر هسته‌ای امکان‌پذیر است یا از طریق یک عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل برای دستیابی فیزیکی به این مواد.

در نهایت او نتیجه می‌گیرد که معیار موفقیت جنگ علیه ایران نه تعداد تأسیسات تخریب‌شده، بلکه میزان دسترسی ایران به ذخایر اورانیوم غنی‌شده است. به اعتقاد وی تا زمانی که این ذخایر در اختیار ایران باقی بمانند، امکان احیای برنامه هسته‌ای نیز وجود خواهد داشت.


  خلاصه

گالانت می‌گوید هدف واقعی جنگ علیه ایران نابودی تأسیسات نیست، بلکه سلب کنترل ایران بر ذخایر اورانیوم غنی‌شده است. او معتقد است حتی پس از حملات گسترده، اگر این مواد در اختیار ایران بمانند، برنامه هسته‌ای تنها به تأخیر افتاده است. از نگاه او موفقیت واقعی زمانی حاصل می‌شود که ذخایر اورانیوم به طور کامل از کنترل ایران خارج شوند.

 
   جان کلام

پیام اصلی یادداشت این است که آنچه اسرائیل و بخشی از ساختار امنیتی آمریکا دنبال می‌کنند صرفاً محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران نیست، بلکه محروم کردن ایران از مهم‌ترین اهرم قدرت راهبردی و فناوری ملی آن است؛ اهرمی که می‌تواند در آینده موازنه قدرت منطقه‌ای را تغییر دهد.

 
  تحلیل از منظر سند «گسست کامل» Clean Break) ۱۹۹۶) طرح تجزیه منطقه غرب آسیا و اهمیت درک آن توسط هیأت مذاکره‌کننده ایرانی


الف) گالانت درباره اورانیوم حرف می‌زند، اما موضوع اصلی قدرت ملی ایران است

در سال ۱۹۹۶ گروهی از راهبرد پردازان نزدیک به جریان نئومحافظه‌کار آمریکا و اسرائیل سندی با عنوان «گسست کامل؛ راهبردی جدید برای امنیت اسرائیل» تهیه کردند.

این سند خواستار:

   * پایان روند اسلو؛
   * حذف تدریجی مسئله فلسطین؛
   * تغییر رژیم یا تضعیف دولت‌های مستقل منطقه؛
   * شکستن محورهای مقاومت منطقه‌ای؛
   * و بازآرایی ژئوپلیتیکی خاورمیانه به سود اسرائیل بود.

در این چارچوب، ایران مهم‌ترین مانع شکل‌گیری نظم مطلوب اسرائیل شناخته شد.

بنابراین وقتی گالانت از «۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم» سخن می‌گوید، موضوع صرفاً چند صد کیلو ماده هسته‌ای نیست؛ بلکه صحبت از مهم‌ترین نماد استقلال فناوری و قدرت بازدارندگی ایران است.

 
ب) اعتراف وسلی کلارک و ارتباط آن با پرونده ایران

ژنرال وسلی کلارک Wesley Clark پس از حوادث ۱۱ سپتامبر فاش کرد که در وزارت دفاع آمریکا برنامه‌ای برای هدف قرار دادن هفت کشور منطقه مطرح شده بود:

   * عراق
   * سوریه
   * لبنان
   * لیبی
   * سومالی
   * سودان
   * ایران

از این منظر، پرونده هسته‌ای ایران را نمی‌توان جدا از پروژه بزرگ‌تر تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای تحلیل کرد.

بسیاری از کشورهایی که در این فهرست قرار داشتند یا دچار جنگ شدند یا با بی‌ثباتی عمیق، تجزیه عملی و فروپاشی ساختارهای دولتی مواجه شدند.

 
ج) اهمیت درک این موضوع توسط هیأت مذاکره‌کننده ایرانی

اگر این یادداشت را به عنوان یک سند راهبردی بخوانیم، پیام آن برای مذاکره‌کنندگان ایرانی بسیار روشن است:

موضوع اصلی غرب و اسرائیل صرفاً شفافیت هسته‌ای نیست؛ بلکه تلاش برای سلب یک دارایی راهبردی غیر قابل جایگزین از ایران است.

از این منظر، هر مذاکره‌ای که به:

   * انتقال دائمی ذخایر،
   * نابودی غیرقابل بازگشت ظرفیت غنی‌سازی،
   * یا محرومیت بلندمدت ایران از چرخه سوخت

منجر شود، صرفاً یک توافق فنی تلقی نخواهد شد؛ بلکه در چارچوب بزرگ‌تر رقابت ژئوپلیتیکی منطقه معنا پیدا می‌کند.
جمع‌بندی راهبردی

یادداشت گالانت را می‌توان یکی از صریح‌ترین اعترافات مقامات اسرائیلی درباره هدف واقعی فشارهای چند دهه اخیر علیه ایران دانست.

او عملاً تصریح می‌کند که مسئله اصلی اسرائیل نه صرفاً تأسیسات هسته‌ای ایران، بلکه توانایی ایران برای حفظ و بازتولید قدرت راهبردی خود است. از این منظر، ذخایر اورانیوم غنی‌شده صرفاً یک ماده صنعتی یا یک موضوع فنی نیستند، بلکه نماد استقلال علمی، اقتدار فناورانه، قدرت چانه‌زنی و ظرفیت بازدارندگی ملی ایران به شمار می‌روند.

در چارچوب تفسیری که منتقدان از سند «گسست کامل» ۱۹۹۶ و پروژه بازآرایی خاورمیانه ارائه می‌کنند، فشار بر برنامه هسته‌ای ایران را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف بر سر غنی‌سازی دانست. در این نگاه، هدف نهایی فراتر از محدودسازی فناوری هسته‌ای است و به تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای به سود اسرائیل و حذف مهم‌ترین بازیگران مستقل منطقه مربوط می‌شود.

از این منظر، عراق، لیبی، سوریه و سایر کشورهایی که در دهه‌های اخیر هدف جنگ، تحریم، بی‌ثبات‌سازی یا مداخله خارجی قرار گرفتند، نمونه‌هایی از روندی تلقی می‌شوند که در آن ابتدا توان بازدارندگی دولت‌ها تضعیف و سپس انسجام ملی و ظرفیت حکمرانی آنها فرسوده شد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران ایرانی معتقدند که حفاظت از مؤلفه‌های قدرت ملی ــ از جمله توانمندی‌های راهبردی و فناوری‌های پیشرفته ــ صرفاً یک مسئله فنی یا اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً با حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور ارتباط دارد.

بر این اساس، از دیدگاه این تحلیل، آنچه در پسِ مطالبه خروج دائمی ذخایر راهبردی ایران نهفته است، صرفاً جلوگیری از تولید سلاح هسته‌ای نیست؛ بلکه تلاش برای محروم کردن ایران از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت مستقل ملی است. در چنین برداشتی، تضعیف مستمر این مؤلفه‌های قدرت می‌تواند در بلندمدت زمینه را برای اعمال فشارهای گسترده‌تر سیاسی، امنیتی و حتی سناریوهای تجزیه‌طلبانه فراهم سازد.

بنابراین، از منظر این تفسیر راهبردی، حفظ ظرفیت‌های کلیدی قدرت ملی تنها به معنای صیانت از یک برنامه فناورانه نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان حفظ استقلال سیاسی، جلوگیری از تبدیل ایران به کشوری وابسته و ممانعت از هرگونه پروژه احتمالی بی‌ثبات‌سازی یا تجزیه کشور در آینده محسوب می‌شود.

 

ژنرال یوآو گالانت

۲۲ خرداد ۱۴۰۵

۱۱ ژوئن ۲۰۲۶

تارنمای یوآو گالانت سابستک

برگردان، کوتاه سازی و تحلیل سید علی اصغر شهدی

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117976کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ