عید سعید قربان بر تمامی مسلمانان جهان، از کرانههایِ نیل تا پهنهی اروند، و بر ملتِ صبور و مقاوم ایران که در میانه «جنگ رمضان» و جهادِ ایثار، درسِ ایستادگی را از آموزگارِ بزرگِ تاریخ، ابراهیم خلیلالله (ع) آموختهاند، مبارک و فرخنده باد.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، ایمان، آنگاه که در جانِ ابراهیم (ع) شعله کشید، تیغ بر حنجرهی تعلقات نهاد تا شکوهِ تسلیم را در پیشگاهِ معبود به تماشا بگذارد. اکنون، در طلیعهی این عیدِ خجسته و در روزِ بزرگِ «نحر»، شمیمِ رستگاری از سرزمینِ وحی تا کوچه پسکوچههایِ ایرانِ سرافراز وزیدن گرفته است.
سلام و درود خالصانه بر جانهایِ مشتاقی که در مکه مکرمه، گردِ خانهی یار طواف کرده و اکنون در مِنا، در تدارکِ عظیمترین آزمونِ بندگی هستند. بهویژه، تبریک و تهنیتی سرشار از ارادت، پیشکشِ زائرانِ غیورِ ایرانی که سفیرانِ عزت و ایمانِ این سرزمین در کعبهی مقصودند؛ آنان که فردا با مناسکِ قربانی، پیوندِ ناگسستنیِ خود را با حقیقتِ توحید، تجدید خواهند کرد.
عید سعید قربان بر تمامی مسلمانان جهان، از کرانههایِ نیل تا پهنهی اروند، و بر ملتِ صبور و مقاوم ایران که در میانه «جنگ رمضان» و جهادِ ایثار، درسِ ایستادگی را از آموزگارِ بزرگِ تاریخ، ابراهیم خلیلالله (ع) آموختهاند، مبارک و فرخنده باد.
امید است که به برکتِ این روزِ بزرگ، تیغِ ایمان بر گلویِ نفاق و بیداد فرود آید و نصرتِ الهی، روزیِ این ملتِ بصیر و فداکار گردد.
عیدتان پیروز، طاعاتتان قبول و گامهایتان در مسیرِ حق استوار باد.
عید سعید قربان، تنها یک نذرِ جان و جانوری نیست؛ بلکه تجلیگاهِ عظیمترین پارادوکسِ ایمان است: «مرگِ خودخواهی برای زنده شدنِ خداجویی». وقتی ابراهیم (ع) چاقوی را بر گردنِ پسرِ خود نهاده، در واقع تیغِ جداییترین مانعِ بشری یعنی «خودپرستی» را بریده است تا راهِ وصالِ الهی هموار گردد. اما وقتی این رویدادِ توحیدی را در بسترِ «جنگ رمضان» در ایرانِ امروز مشاهده میکنیم، معنای آن از یک یادبودِ تاریخی فراتر رفته و به یک «کنشِ سیاسی- عرفانی» تبدیل میشود. ما در روزی ایستادهایم که ماهِ وحی (رمضان) با ماهِ شریعت و عبادت (ذیالحجه) در هم آمیخته و ایران، این کهنشهرِ تمدنساز، در خط مقدمِ مقابله با امپریالیسمِ نوین و صهیونیسم جهانی قرار گرفته است. عید قربان در این شرایط، دیگر صرفاً ذبحِ یک گوسفند نیست؛ بلکه ذبحِ ترس، ذبحِ شک و ذبحِ وابستگی است. این تحلیل که در دوبخش ارایه می شود، تلاشی است برای واکاویِ این عید، با نگاهی که جزئیات را از کلیتِ جدای نپندارد و عمقِ معنا را در سطحِ حوادثِ روزگار بنگرد.
در فلسفه اخلاقِ اسلامی، انسان در حالتِ طبیعی در حالتِ «هستیِ متمرکز بر خود» قرار دارد. عید قربان، مکانیسمی است برای انتقال انسان به وضعیتِ «باشیِ گسسته از خود». این گذار، نیازمندِ شکستنِ پوسته تعصبِ مالکیت است. وقتی گوشتِ قربانی را میانِ فقرا، همسایگان و حتی دشمنان (اگر نیازمند باشند) توزیع میکنیم، در حالِ تأسیسِ یک «انسانِ جهانی» هستیم که مرزهای نژادی، قومی و طبقاتی را نادیده میگیرد. در شرایطِ جنگ، این بُعد انسانی اهمیتِ دوچندان مییابد؛ زیرا جنگ، ذاتاً انسانها را به شیء میگرداند و قبحِ کشتار را محو میسازد. عید قربان، با یادآوریِ داستانِ اسماعیل (که خودش داوطلبانه رفت)، به ما میآموزد که کرامتِ انسانی حتی در اوجِ سختیها نیز مصون میماند. بخششِ خونِ حلالِ گوسفند، نمادی است برای بخششِ دشمنیها و ساختنِ پلهای ارتباطی در میانِ ملتهای تحتتحریم و جنگزده. این بُعد، دعوتی است برای بازپسگیریِ انسانیتِ ما در برابرِ درباریسازیِ خشنِ رسانههای هژمونیک.
از منظرِ کلامی و عرفانی، عید قربان، عیدِ «تسلیمِ محض» است. ابنِ عربی میگوید: «برای خدا روزی که آن را عیدِ قربان میخوانید نیست؛ بلکه روزی است که بندگان را از بندگیِ نفسِ اُمّارانه رها میسازد.» ذبحِ حیوان، نمادِ ذبحِ تعلقاتِ دنیوی است. در شرایطِ «جنگ رمضان»، این بُعد دینی به یک «جهادِ اکبر» تبدیل میشود. جنگِ خارجی، آینهای است برای جنگِ داخلی. همانطور که دشمنانِ خارجی در تلاشند تا استقلالِ ایران را خنثی کنند، نفسِ انسان نیز در تلاش است تا ایمان را با ترس و تردید آلوده سازد. عید قربان، فرصتی است برای پاکسازیِ روح از آلودگیهایِ وابستگی به غرب. غسلِ عید، نمادِ طهارتِ باطنی است و نمازِ عید، تجدیدِ بیعت با ولایت است. در این شرایط، حضور در عید قربان، تنها یک عبادتِ فردی نیست، بلکه یک «نمازِ اجتماعی» است که در آن، ارادهی فردی با ارادهی کلّیِ امت در گروِ دفاع از حریمِ اسلامی ادغام میشود.
فرهنگِ غربی، فرهنگِ «مصرفگرایی» و «تولیدِ نیازِ مصنوعی» است. در مقابل، فرهنگِ عید قربان، فرهنگِ «تولِیّت» و «صرفنظر از غیرضروری» است. دهخدا با نامگذاریِ آن به «گوسفندکُشان»، بر جنبه صریحِ این عید تأکید کرده، اما در عمق، این عید، بازآفرینیِ سنتهای بومیِ ایران است که با دینِ اسلام آمیخته شده است. در شرایطِ جنگ، رسانههای دشمن تلاش میکنند تا ایران را به عنوانِ «کشورِ تروریست» یا «ناتوان» معرفی کنند. برگزاریِ باشکوهِ عید قربان در ایران، یک «مقاومتِ نرم فرهنگی» است. وقتی مردم در میدانی مثلِ آزادی یا بهشت زهرا، با شکوهی بینظیر جمع میشوند، در واقع در حالِ نوشتنِ سندی فرهنگی هستند که میگوید: «ما هویتِ خود را از دست ندادهایم.» این فرهنگ، ریشه در تاریخِ پرافتخارِ ایران دارد و با پیامهای قرآنی همسو میشود. این همگرایی، مانع از گسستِ نسلی شده و باعث میشود که نسلِ جوان، در برابرِ بمبارانِ فرهنگیِ دشمن، ایمن بماند.
عید قربان، بزرگترین کلاسِ درسِ «مدیریتِ منابع در شرایطِ کمبود» است. وقتی منابعِ محدود (گوشت) باید به بزرگترین گروه (فقرا) برسد، در واقع یک الگوی آموزشیِ توزیعِ عادلانه آموزش داده میشود. در شرایطِ جنگ، این درسِ آموزشی حیاتی است. جامعهی ایران باید بیاموزد که چگونه با وجودِ تحریم و جنگ اقتصادی، از طریقِ خرد جمعی و برنامهریزی، به رفاه دست یابد. عید قربان، الگویی از «اقتصادِ مقاومتی» است که در آن، ثروتاندوزی نهشده، بلکه ثروتگردانی صورت میگیرد. امامان شیعه، با تأکید بر توزیعِ گوشت، در واقع سیستمِ رفاهیِ دینی را آموزش میدهند که نیازمندِ هیچ نهادِ دولتیِ پیچیدهای نیست، بلکه بر پایهی «مسئولیتپذیریِ فردی» استوار است. این آموزش، به جوانان میآموزد که در برابرِ مشکلات، انفعال نداشته باشند، بلکه با خلاقیت و ایثار، راهحلها را بسازند.
از منظرِ سیاسی، عید قربان در ایران، یک «سیستمِ نمایشِ قدرت» است. در تئوریهای روابط بینالملل، «قدرتِ نرم» به تواناییِ جذب و متقاعدسازی اطلاق میشود. حضورِ میلیونیِ مردم در عید قربان، پیامی به جهان است که: «این حکومت، مشروعیتش از مردم است و مردم، پشتوانهاش هستند.» در شرایطِ جنگِ رمضان، دشمنان تلاش میکنند تا با ایجادِ شایعه، ترس و ناامیدی، این مشروعیت را خدشهدار کنند. اما برگزاریِ عید، یک پاسخِ سیاسیِ قاطع است. این عید، فرصتی است برای تقویتِ «گفتمانِ مقاومت» که در آن، ایران به عنوانِ قطبِ اصلیِ ایستادگی در مقابلِ صهیونیسم و امپریالیسم معرفی میشود. همچنین، این عید، پلِ ارتباطی میانِ شیعیان و اهل سنت است؛ زیرا عید قربان، عیدی مشترک برای تمامی مسلمانان است. در شرایطِ تنشهای منطقهای، تأکید بر این عید مشترک، راهی برای کاهشِ تعصبات و تقویتِ وحدتِ استراتژیکِ جهانِ اسلام است.
اقتصادِ عید قربان، اقتصادیِ «دستِ باز» است. در شرایطِ جنگ و تحریم، اقتصادِ ملی تحتِ فشارِ شدید است. اما سنتِ قربانی، الگویی از «اقتصادِ تعاونی» را ارائه میدهد که در آن، ثروت در گردش است و نه در انباشت. وقتی یک خانوادهی مرفه، گوشتِ خود را میفروشد یا هدیه میدهد و یک خانوادهی فقیر از آن استفاده میکند، در واقع یک جریانِ مالیِ معکوس ایجاد شده که فقر را کاهش میدهد. این امر، میتواند الگویی برای سیاستگذاریهای اقتصادیِ کلان باشد. در شرایطِ جنگ، این جنبهی اقتصادی اهمیتِ استراتژیک دارد؛ زیرا با تقویتِ شبکههایِ محلیِ حمایتی، نیاز به درآمدهای دولتی کاهش یافته و تابآوریِ اجتماعی افزایش مییابد. همچنین، بازارِ دام و گوشت در ایامِ قربانی، یکی از پویاترین بخشهای اقتصادِ ایران است که با مدیریتِ صحیح، میتواند اشتغالزایی ایجاد کند و از تورمِ سببِ ناشی از جنگ جلوگیری نماید.
جنگ، ذاتاً جامعه را تکهتکه میکند. ترس، ناامیدی و رقابت بر سرِ منابعِ محدود، باعثِ فروپاشیِ اعتمادِ اجتماعی میشود. عید قربان، با مکانیزمِ «توزیعِ نمادینِ گوشت»، عملِ «بازسازیِ اعتماد» را انجام میدهد. وقتی فردی در برابرِ دیگری قرار میگیرد و گوشتی را به او تقدیم میکند، دیوارهایِ نامرئیِ طبقاتی فرومیریزند. این تعاملاتِ اجتماعیِ چهرهبهچهره، در عصری که ارتباطات مجازی حاکم است، ارزشمندتر میشود. در شرایطِ جنگِ رمضان، این بُعد اجتماعی، نقشِ «مسکنکننده» را ایفا میکند. مردم، در کنارِ هم، احساسِ تنهایی نمیکنند. این «تنهاییزدایی جمعی»، باعث میشود که روحیهی مقابله با دشمن تقویت شود. همچنین، این عید، فرصتی است برای توجه به اقشارِ آسیبپذیرِ جنگ؛ مانندِ خانوادههای شهدا، مجروحان و بازماندگان. توزیعِ گوشت، تنها یک رسم نیست، بلکه یک «تعهدِ اجتماعی» است که میگوید: «در سختیها، تنها نیستید.»
عید سعید قربان در این شرایطِ حساسِ «جنگ رمضان»، تنها یک عبادتِ فردی نیست؛ بلکه یک «رویدادِ تمدنی» است. این عید، آینهی تمامنمایِ روحِ ایران است؛ روحی که در برابرِ ظلم خم نمیشود، اما در برابرِ حق، سرِ تسلیم فرود میآورد. ابعادِ انسانی، دینی، فرهنگی، آموزشی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعیِ این عید، همگی در یک گرهی معنوی به هم متصلاند. گرهای که نامش «مقاومتِ هوشمند» است.
در این روز، ذبحِ گوسفند، نمادی است برای ذبحِ ترس از دشمن. بخششِ گوشت، نمادی است برای بخششِ دشمنیها و ایجادِ صلحِ درونی. و حضور در نمازِ عید، نمادی است برای اتحادِ در برابرِ توطئههای خارجی. ایران، در این عید، به جهان نشان میدهد که چگونه میتوان در عینِ جنگ، معنویت را زنده نگه داشت و در عینِ تحریم، اقتصادِ عدالتمحور را گسترش داد. این عید، دعوتی است برای تمامی ایرانیان تا خود را در آینهی ابراهیم (ع) بنگرند و بپرسند: «آیا من نیز آمادهام که خودخواهیهایم را قربان کنم تا میهنم سربلند بماند؟»
این تحلیل، تلاش کرد تا با پرهیز از اجمال، عمقِ معنا را در هفت بُعدِ کلیدی واکاوی کند. عید قربان، جشنِ زندهماندنِ انسانیت در عینِ مرگبارِ جنگ است. و ایران، در این جشن، به عنوانِ پیشگامِ این ایثار، نامی ماندگار در تاریخِ بشریت ثبت میکند.
توزیع گوشت قربانی، در واقع «نقطه تلاقیِ شریعت و معیشت» است؛ جایی که یک دستور الهی مستقیماً به یک راهکار راهبردی برای ترمیم زخمهای اجتماعی تبدیل میشود. سنت توزیع گوشت در روز عید قربان را نباید صرفاً یک اقدام خیریه در سطح خُرد نگریست؛ این عمل در بطن خود حامل یک «نظریه اقتصادی-اجتماعی» است که در شرایط حساس کنونی ایران (در تقارن جنگ رمضان و فشارهای معیشتی) اهمیتی دوچندان مییابد.
درادامه، درراستای واکاوی قبلی و با تمرکز بر این سنت حسنه، تحلیلی نوو جامع در ابعاد مذکورتقدیم میگردد:
توزیع گوشت قربانی، عملاً به معنای شکستن انحصار مالکیت است. در منطقِ این عید، فردِ قربانیکننده پذیرفته است که بخشی از دارایی او (که نمادِ تلاش و معیشت اوست) حقِ طبیعیِ «دیگری» است. این نگاه، ریشه در تقوای ابراهیمی دارد. در شرایطی که جنگ و تحریم ممکن است باعث ایجاد روحیه «ذخیرهسازی» و «احتکار» در جامعه شود، عید قربان فرهنگ «توزیع» و «ایثار» را تزریق میکند. این کنش، یک مانورِ عملی در برابرِ منطقِ سرمایهداریِ استثمارگر است.
در جامعهای که تحت فشارهای خارجی (مانند جنگ رمضان) قرار دارد، اعتماد اجتماعی هدفِ اولِ دشمن است. توزیع گوشت قربانی توسط مردم برای مردم، «اعتماد افقی» (میان شهروندان) را تقویت میکند. وقتی نیازمندی حس میکند که همسایه یا همشهریاش در شادیِ عید او را سهیم کرده، «حسِ تعلق» به جامعه جایگزین «حسِ طردشدگی» میشود. این همبستگی، محکمترین سنگر در برابر عملیات روانی دشمن برای ایجاد شکافهای طبقاتی است.
برخلاف بسیاری از الگوهای توزیع ثروت که ممکن است با تحقیرِ گیرنده همراه باشد، توزیع قربانی در اسلام با «حفظ کرامت» گره خورده است. این گوشت، «هدیه خدا» تلقی میشود که توسط بنده او منتقل میگردد؛ لذا فقیر خود را میهمانِ سفره الهی میبیند، نه جیرهخوارِ یک فرد. این مدل از توزیع در شرایط جنگی، به حفظ غرور ملی و عزت نفس طبقات فرودست کمک میکند و مانع از بروز ناهنجاریهای ناشی از فقرِ مطلق میگردد.
در شرایطی که ایران در جبهههای مختلف در حال نبرد است، عید قربان «سفره» را به «سنگر» پیوند میزند. حمایت از نیازمندان و خانوادههای آسیبدیده از شرایط جنگی، نوعی «پشتیبانیِ جبهه» محسوب میشود. هر قطعه گوشتی که به خانه نیازمندی میرود، در واقع یک گام در جهتِ پایداریِ ملی و تابآوری اجتماعی برداشته شده است.این عملیاتِ امدادیِ خودجوش، بارِ سنگینی را ازدوشِ ساختارهای دولتی برداشته و «حکمرانی مردمی» را به نمایش میگذارد.
عید قربان، پلِ ارتباطی میانِ «رفاهِ فردی» و «امنیتِ ملی» است. حمایتِ خودجوشِ مردم از یکدیگر، بارِ سنگینی را از دوشِ دولت برداشته و مفهومِ *«حکمرانیِ مردمی» را به واقعیت میرساند. این شبکههایِ حمایتیِ محلی، در دورانِ جنگ، تابآوریِ جامعه را افزایش داده و نشان میدهند که ایران، تواناییِ مدیریتِ بحران را درونِ بافتِ اجتماعیِ خود دارد.
بنابراین، توزیعِ گوشتِ قربانی، تنها یک رسمِ دینی نیست؛ بلکه یک «مانورِ اجتماعیِ هوشمندانه» است که با شکستنِ انحصارِ ثروت، افزایشِ اعتمادِ عمومی، حفظِ کرامتِ انسانی و تقویتِ شبکههایِ حمایتیِ مردمی، جامعهای را ایجاد میکند که در برابرِ طوفانهایِ خارجی، پایداری بیشتری دارد.
در مسیرِ آینده، اگر بتوانیم این سنتِ عبادی را به یک «فرهنگِ نهادینهیِ عدالتِ توزیعی» تبدیل کنیم، نهتنها گامی بزرگ در جهتِ رفعِ فقر برداشتهایم، بلکه مدلی ارائه دادهایم که در آن، «خیرِ عمومی» مقدم بر «منفعتِ خصوصی» است. این، همان میراثِ جاودانِ ابراهیم (ع) است که در عید قربان، به عنوانِ مانیفستی برای زندگیِ بهتر و عادلانهتر، به نسلهایِ آینده سپرده میشود.

دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117948