حضور ایران در نشست وزرای خارجه بریکس در دهلینو، تکمیلکننده قدرت دفاعی کشور در عرصه بینالمللی است. ایران با درک این واقعیت که نظم نوین جهانی در حال شکلگیری در قالبهایی همچون بریکس است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه که در رأس هیأتی برای شرکت در این نشست وارد دهلینو شد در این نشست حضور دارد. وزرای خارجه روسیه، مصر، برزیل، هند، ایران و ...از جمله وزرای خارجه حاضر در این نشست هستند. نشست وزرای خارجه بریکس؛ پنجشنبه و جمعه ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ماه سال جاری، به ریاست هند و با تمرکز بر ثبات منطقهای، همکاری چندجانبه و تابآوری اقتصادی برگزار میشود. رئیس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در این سفر همچنین با سوبرامانیام جایشانکار وزیر امور خارجه هند و سایر وزرا و مقامهای شرکت کننده در این نشست از جمله وزرای خارجه روسیه و مصر دیدار و گفتوگو خواهد کرد.
هند اول ژانویه ۲۰۲۶ عهدهدار ریاست بریکس پس از برزیل شدو هفدهمین اجلاس سران بریکس در سال ۲۰۲۵ ( تیرماه ۱۴۰۴) در ریودوژانیرو برزیل برگزار شد و عراقچی نیز به عنوان نماینده ایران در این نشست شرکت کرد. نشست وزرای خارجه بریکس در دهلینو مقدمهای برای هجدهمین اجلاس سران بریکس است که قرار است در شهریور امسال در دهلینو به ریاست هند برگزار شود. بریکس در ابتدا با عضویت کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی تشکیل و پس از آن مصر، اتیوپی، اندونزی، ایران و امارات عربی متحده به آن پیوستند و در حال حاضر ۱۰ کشور عضو این مجموعه اقتصادی است.
اینک در رابطه با بحث پیش رو؛ حضور ایران دراین اجلاس را در چند محور مورد ارزیابی، بررسی، تبیین و تحلیل قرار می دهیم.
در پی تجاوز و جنگ بیسابقه آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا به امروز (که پس از۴۰ روزآتش بس یکطرفه و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، دوران سکوت نظامی) معروف به جنگ رمضان گردید، برقراراست؛ اکنون سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وارد فصلی شده است که در آن «میدان» و «دیپلماسی» بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شدهاند. حضور در دهلینو برای نشست وزرای خارجه بریکس، در شرایطی که سایه سنگین تقابل نظامی آمریکا علیه تهران همچنان بر منطقه سنگینی میکند، فراتر از یک حضور دورهای است. این سفر را باید تلاشی برای تثبیت معنای جدیدی از قدرت در فضای «نه جنگ و نه صلح» دانست؛ جایی که ایران میکوشد از رهگذار چندجانبهگرایی، از فشار تهدیدات سخت کاسته و به وزن خود در معادلات نرم بیفزاید.
از منظر دیگر سفر وزیر امور خارجه به دهلینو برای شرکت در نشست وزرای خارجه بریکس، فراتر از یک وظیفه پروتکلی، یک «ضرورت راهبردی» برای خروج از بنبستهای احتمالی و بازتعریف کنشگری ایران در فضای «نه جنگ و نه صلح» است. در جهانی که قدرت به سمت شرق و جنوب جهانی در حال چرخش است، بریکس به عنوان نماد این تغییر، به اصلیترین سنگر دیپلماتیک ایران برای مقابله با فشارهای ساختاری غرب تبدیل شده است.
ایران امروز در وضعیتی است که نه میتوان آن را در وضعیت مخاصمه کامل تعریف کرد و نه در صلح پایدار. در این میان، بریکس برای تهران حکم یک «حاشیه امن راهبردی» را دارد. با حضور فعال در دهلینو، دستگاه دیپلماسی این پیام را به نظام بینالملل صادر میکند که دوران «تکگویی قدرتهای بزرگ» به پایان رسیده است. تهران با پیوند زدن منافع ملی خود به کانونهای قدرت نوظهور از جمله هند و برزیل، عملاً استراتژی منزویسازی واشنگتن را به بنبست کشانده و خود را به عنوان یک «بازیگر گریزناپذیر» در نظم جدید پساآتشبس معرفی میکند.
بزرگترین چالش فعلی ایران، شکستن تصویری است که رسانههای غربی از آن به عنوان یک «تهدید امنیتی» ساختهاند. حضور در نشست وزرای خارجه، یک عملیات دیپلماتیک برای تغییر این انگاره است. تهران میکوشد روایت خود را که مبتنی بر«امنیت بومی بدون مداخله خارجی» است، به عنوان یک الگو در جنوب جهانی تثبیت کند. این رقابت روایی در دهلینو، به ایران اجازه میدهد تا از جایگاه مدعی، نظم جهانی موجود را نقد کرده و بر ضرورت توزیع عادلانه قدرت در ساختار بریکس پافشاری نماید.
سفرهای اخیر به مسکو و پکن و حالا حضور در هند، نشاندهنده یک «معماری چندلایه» در سیاست خارجی است. ایران با هوشمندی، میزمذاکره احتمالی در آینده را به پشتوانه ائتلافهای قدرتمند در شرق و جنوب جهانی تقویت میکند. این رویکرد ثابت میکند که ایرانِ ۱۴۰۵، دیگر خود را به توافقات شکننده با غرب محدود نکرده و به دنبال تعریف منافع خود در قالبی پایدارتر و در پیوند با قدرتهایی است که به دنبال جهان چندقطبی هستند.
در جهانِ پساگذارِ ۱۴۰۵، بریکس (BRICS) دیگر صرفاً یک باشگاه اقتصادی متشکل از قدرتهای نوظهور نیست؛ بلکه به ستون فقرات نظم نوینِ «چندمرکزی» تبدیل شده است. حضور سیدعباس عراقچی در نشست دهلینو، آن هم در زمانی که منطقه غرب آسیا هنوز از التهابات نظامی اسفندماه 1404 رها نشده، نشاندهنده تغییر جهتگیری قطبنمای راهبردی تهران است. ایران با درک این واقعیت که نظمِ تکقطبی در حال فروپاشی است، به دنبال آن است تا برندِ دیپلماتیک خود را در چهارچوب «بریکس پلاس» بازتعریف کند.
بریکس با در اختیار داشتن بیش از ۴۰ درصد جمعیت جهان و سهمی از تولید ناخالص داخلی که از گروه هفت (G7) پیشی گرفته، اکنون اصلیترین چالش ساختاری برای نهادهای «برتون وودز»(1) و بانک جهانی محسوب میشود. از منظر بینالمللی، بریکس به دنبال «دلارزدایی» و ایجاد سیستمهای مالی موازی است. برای ایران، این سازمان تنها یک تریبون سیاسی نیست؛ بلکه ابزاری است برای دور زدن ساختارهای تحریمی که واشنگتن از آنها به عنوان سلاح استفاده میکند. جایگاه بریکس به عنوان رهبر «جنوب جهانی»، به ایران این فرصت را میدهد که از انزوای تحمیلی خارج شده و در فرآیند قاعدهگذاری برای اقتصاد بینالملل مشارکت کند.
تهران در این نشست، اهداف چندگانهای را دنبال میکند که فراتر از بیانیههای تشریفاتی است:
۱. تثبیت روایت امنیتی صلحجویانه: پس از تقابلهای نظامی اخیر، ایران انتظار دارد اعضای بریکس، بهویژه هند و برزیل، روایت تهران مبنی بر لزوم «امنیت درونزا» در خلیج فارس را به رسمیت بشناسند.
۲. نقد ائتلافهای نظامی منطقهای: ایران به دنبال آن است تا از ظرفیت سیاسی بریکس برای تقبیح مداخلات نظامی آمریکا در منطقه استفاده کرده و این مداخلات را مخل جریان آزاد انرژی (که برای هند و چین حیاتی است) معرفی کند.
۳. تسهیل تبادلات بانکی غیردلاری: انتظار میرود مذاکرات حاشیهای عراقچی، بر راهاندازی مکانیسمهای جدید مالی متمرکز باشد که فشار بحرانهای ارزی ناشی از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را کاهش دهد.
ایران در شرایطی وارد هند شده است که نه در وضعیت مخاصمه تمامعیار با آمریکا قرار دارد و نه به سمت تنشزدایی حرکت کرده است. این «تعلیق راهبردی»، کارکرد بریکس را برای ایران دوچندان میکند. تهران میخواهد به آمریکا ثابت کند که حتی در غیاب یک توافق جامع با غرب، مسیرهای تنفس سیاسی و اقتصادیاش از طریق دهلی، پکن و مسکو باز است. در واقع، هند برای ایران به مثابه یک «حائل دیپلماتیک» عمل میکند؛ کشوری که هم عضو بریکس است و هم روابطی پیچیده با غرب دارد و میتواند نقطه تعادلی برای تنظیم رفتارهای ایران در این برهه حساس باشد.
نشست وزرای خارجه بریکس در دهلینو، آزمونی برای ظرفیت «موازنه نرم» ایران است. انتظارات ایران از این نشست، در یک کلمه «مشروعیتبخشی بینالمللی» به نقش منطقهای خود خلاصه میشود. موفقیت عراقچی در این سفر، نه با تعداد قراردادها، بلکه با میزان همگامی اعضای بریکس با روایت ایران از نظم نوین جهانی سنجیده خواهد شد. ایران میکوشد تا نشان دهد که در میانه آتش و دودِ جنگهای احتمالی، همچنان معمارِ یکی از مهمترین ائتلافهای قرن بیست و یکم است.
حضور در نشست دهلینو، نخستین و مهمترین کارکردش، نمایش «پویایی دیپلماتیک» ایران در فضای پس از بحران است. واشنگتن و متحدانش همواره میکوشند در شرایط پساتنش، ایران را به عنوان یک بازیگر ناامن و منزوی معرفی کنند. شرکت در این اجلاس، پاسخی قاطع به این انگاره است. ایران با نشستن در کنار قدرتهای بزرگی چون هند، چین، روسیه و برزیل، عملاً ثابت میکند که نه تنها منزوی نشده، بلکه به عنوان جزئی جداییناپذیر از ائتلافهای جهانی که آینده اقتصاد و سیاست جهان را رقم میزنند، پذیرفته شده است.
یکی از ضرورتهای بنیادین این سفر، بهرهبرداری از ظرفیتهای نهادی بریکس مانند «بانک توسعه نوین» (NDB) و مکانیسمهای پرداخت با ارزهای ملی است. در شرایطی که سایه تحریمها و تنشهای نظامی، دسترسی به بازارهای مالی سنتی را دشوار کرده، حضور در دهلینو فرصتی است تا ایران انتظارات خود را برای تسریع در روند دلارزدایی و ایجاد کریدورهای مالی جدید مطرح کند. این نشست برای ایران صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه تلاشی است برای گره زدن امنیت ملی به امنیت اقتصادی قدرتهای نوظهور تا هزینههای هرگونه تهاجم احتمالی به ایران برای اقتصاد جهانی افزایش یابد.
ایران در دهلینو به دنبال آن است که روایت خود از ثبات منطقه را به کرسی بنشاند. در حالی که رسانههای غربی به دنبال القای تصویری آشوبساز از تهران هستند، وزیرامور خارجه در این نشست میتواند روایت «امنیت بومی و چندجانبهگرایی عدالتمحور» را ترویج کند. این حضور به ایران اجازه میدهد تا با استفاده از نفوذ سیاسی اعضای بریکس، فشار بینالمللی را از روی پروندههای امنیتی خود برداشته و موضوع را به سمت ضرورت اصلاح نظم جهانی و پایان دادن به یکجانبهگرایی نظامی سوق دهد.
هند به عنوان میزبان این نشست، نقش ویژهای در سیاست خارجی ایران ایفا میکند. دهلینو به دلیل روابط متوازن خود با شرق و غرب، میتواند به عنوان یک «ضربهگیر» در تنشهای میان تهران و واشنگتن عمل کند. ضرورت حضور در این اجلاس، تقویت این پیوند دوجانبه در دل یک ساختار چندجانبه است تا ایران بتواند از طریق هند، مسیرهای جدیدی برای تعامل با جهان و کاهش اصطکاکهای بینالمللی بیابد.
در مجموع، حضور ایران در نشست وزرای خارجه بریکس در دهلینو، تکمیلکننده قدرت دفاعی کشور در عرصه بینالمللی است. ایران با درک این واقعیت که نظم نوین جهانی در حال شکلگیری در قالبهایی همچون بریکس است، نمیتواند نسبت به این ساختار بیتفاوت باشد. ضرورت این سفر در انتقال پیام «ثباتِ مقتدرانه» نهفته است؛ پیامی که به جهان میگوید ایران قادر است حتی در دشوارترین شرایط امنیتی، کنشگری خود را در سطح کلان جهانی حفظ کرده و از حقوق خود در فرآیند قاعدهگذاری برای آینده جهان دفاع کند.

پانویس:
1- سیستم برتون وودز (Bretton Woods System) توافقنامهای تاریخی در سال ۱۹۴۴ میان ۴۴ کشور جهان بود که با هدف تنظیم نظام پولی بینالمللی، دلار آمریکا را بهعنوان ارز ذخیره جهانی و متصل به طلا تثبیت کرد. این کنفرانس که در جولای ۱۹۴۴در هتل مونت واشینگتن برگزار شد، واکنشی استراتژیک به آشفتگیهای پس از جنگ جهانی بود و دو نهاد قدرتمند صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی را پایهگذاری کرد. اگرچه این مکانیزم در سال ۱۹۷۱ با شوک نیکسون فروپاشید و عصر پولهای بیپشتوانه آغاز شد، اما شناخت آن برای فهم تورم امروزی ضروری است. باز لازم است تأکید کنم پس از هرجومرج پولی جنگ جهانی اول و رکود بزرگ ۱۹۳۰، رهبران جهان دریافتند که برای جلوگیری از جنگهای تجاری و سیاستهای رقابتی مخرب (موسوم به سیاست همسایهات را فقیر کن)، نیازمند یک نظم نوین هستند. سیاست همسایهات را فقیر کن، به ترفندهایی (مانند کاهش عمدی ارزش پول ملی) اشاره دارد که یک کشور برای حل مشکلات اقتصادی خود، به اقتصاد کشورهای دیگر آسیب میزند. هدف این است که با ارزان کردن صادرات، بیکاری داخلی را به کشورهای همسایه صادر کنند؛ اقدامی که معمولا با تلافی متقابل، به جنگ تجاری و رکود ختم میشود. هدف اصلی این گردهمایی، پایان دادن به نوسانات شدید ارزی، ایجاد ثبات در نرخ ارز و مدیریت نقدینگی جهانی بود. این توافق تاریخی، زیربنای سیستم برتون وودز را شکل داد تا با جایگزینی همکاریهای بینالمللی بهجای رقابتهای ناسالم ارزی، صلح و تجارت آزاد را تضمین کند. کنفرانس برتون وودز صحنه نبرد استراتژیک بین دو تفکر اقتصادی یعنی جان مینارد کینز (John Maynard Keynes) نماینده بریتانیا و هری دکستر وایت (Harry Dexter White) نماینده ایالات متحده بود. کینز با هدف ایجاد تعادل در تراز پرداختها، پیشنهاد خلق یک پول جهانی خنثی به نام بانکور (Bancor) را داد تا فشار را از روی کشورهای بدهکار بردارد. در مقابل، وایت بر محوریت دلار و ایجاد یک صندوق ثبات برای حفظ منافع آمریکا پافشاری میکرد.در نهایت، بهدلیل قدرت اقتصادی ایالات متحده و در اختیار داشتن بخش عمده ذخایر طلا در جهان، طرح وایت پیروز شد و هژمونی دلار شکل گرفت. این نتیجه باعث شد سیستم برتون وودز بهجای استفاده از یک واحد پول بینالمللی جدید، دلار را بهعنوان لنگرگاه اصلی اقتصاد جهانی تثبیت کند و ایده بانکور عملا کنار گذاشته شود. سیستم برتون وودز معمار اصلی نظام مالی مدرن بود که با گرهزدن دلار به طلا، آمریکا را به محور اصلی اقتصاد جهانی تبدیل کرد. اگرچه در سال ۱۹۷۱ زیر فشار تورم و دو راهی تریفین فروپاشید، اما میراث آن در نهادهایی مثل IMF همچنان پابرجا است. امروز که در دنیای پولهای بیپشتوانه و چاپ نامحدود اسکناس زندگی میکنیم، خطر کاهش ارزش سرمایه بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. شناخت این سیستم، نحوه شکلگیری و مکانیزمهای آن به سرمایهگذاران کمک میکند تا مسیر درست را پیدا کنند. طبق تجربههای کسبشده، ایجاد تنوع در سبد دارایی هوشمندانهترین سنگر در برابر نوسانات است. حتی اگر نقدینگی زیادی ندارید، استفاده از طرحهای خرید طلا از دم قسط میتواند راهکاری عالی برای انباشت تدریجی سرمایه و در امان ماندن از تغییرات احتمالی نظم نوین جهانی باشد.
منابع:
الف) منابع فارسی
۱. ایزدی؛ پیروز.ایران و نهادهای نوظهور قدرت: بررسی جایگاه بریکس در دکترین سیاست خارجی. انتشارات وزارت امور خارجه/ تهران، ۱۴۰۴.
۲. «واکاوی نقش بریکس در توازنبخشی به سیاست خارجی ایران در قبال غرب». فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام/ شماره ۹۸، بهار ۱۴۰۵ .
۳. دهقانی فیروزآبادی؛ سید جلال. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. چاپ بیست و پنجم با بازنگری تحولات اخیر. نشر سمت، ۱۴۰۴.
۴. عدالتی پور؛ رضا.«بریکس سکوی نقشآفرینی تهران در رقابت روایتها». روزنامه ایران: شماره ۹۰۲۵، پنجشنبه 24اردیبهشت ۱۴۰۵.
5. سجادپور؛ سید محمدکاظم. تحلیل نظری سیاست خارجی در شرایط بحران و ثبات، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۴۰۵.
6. ایران در دهلینو: از تقابل نظامی تا تعامل چندجانبه، گزارش مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری: شماره اختصاصی ۲۰۵، اردیبهشت ۱۴۰۵.
7. موسوی؛ سید احسان؛ ژئوپلیتیک نوین ایران در خلیج فارس و موازنه با قدرتهای بزرگ. نشر سپهر سیاست: تهران، ۱۴۰۴.
8. «بریکس و الگوهای کنشگری قدرتهای میانی در دوران گذار». فصلنامه علمی- پژوهشی سیاست جهانی: دوره ۱۵، شماره ۳، بهار ۱۴۰۵.
9. گزارش راهبردی سفر به هند و آینده همکاریهای چندجانبه. مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی (IPIS): شماره ۴۴۷، اردیبهشت ۱۴۰۵.
ب) منابع لاتین (English Sources)
- Acharya, Amitav; The End of American World Order, 3rd Edition, Polity Press, 2025.
- Global Policy Journal; "The Emergence of Multipolarity: Iran's Role in BRICS Plus", Volume 17, May 2026.
- New Delhi Times; "Shifting Alliances: The Significance of Iran's Participation in Delhi BRICS Ministers Meeting", May 13, 2026.
- The Jamestown Foundation; "Eurasian Connectivity and Iran's Strategic Autonomy", Eurasia Daily Monitor, Vol. 23, No. 88, 2026.
- Roberts, Cynthia; The BRICS and the Future of Global Order, Cambridge University Press, 2025.
- The Hindu Analysis; "Tehran’s Strategic Pivot: Araghchi's Visit to New Delhi in a Shifting West Asia", May 13, 2026.
- Foreign Policy Review; "Middle Powers and the BRICS Plus: Iran’s Quest for Strategic Autonomy", Vol. 42, Spring 2026.
- Observer Research Foundation; "Countering Hegemony: The Strategic Significance of BRICS Ministerial in Delhi", ORF Special Report, 2026.
- Stuenkel, Oliver; The BRICS and the Future of Global Order, 2nd Edition, Routledge, 2025.
- Journal of Multipolarity; "Iran's Accession to BRICS: A Strategic Shift in West Asian Geopolitics", Vol. 11, No. 2, Spring 2026.
- New Delhi Strategic Review; "The Delhi Summit: BRICS Foreign Ministers and the New Global Architecture", ORF Publishing, May 2026.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117931