تحلیل پدیدهای که در 80 شب در پهنه جغرافیایی ایران رخ داده، فراتر از یک گزارش ساده، نیازمند واکاوی در لایههای پنهان وجدان جمعی و ساختارهای قدرت است. این تجمعات که از دل آتش جنگ چهلروزه برآمده و در چهل روزِ «نه جنگ و نه صلح» تداوم یافته، اکنون به یک «نهاد اجتماعی نوین» تبدیل شده است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، تحلیل پدیدهای که در 80 شب در پهنه جغرافیایی ایران رخ داده، فراتر از یک گزارش ساده، نیازمند واکاوی در لایههای پنهان وجدان جمعی و ساختارهای قدرت است. این تجمعات که از دل آتش جنگ چهلروزه برآمده و در چهل روزِ «نه جنگ و نه صلح» تداوم یافته، اکنون به یک «نهاد اجتماعی نوین» تبدیل شده است.
تاریخ معاصر جهان بهندرت شاهد پیوندی چنین ناگسستنی میان تودههای مردم و ساختار حاکمیت در بحبوحه بحرانهای وجودی بوده است. تجمعات 80 روزه در ایران ، که نیمی از آن در شعلههای نبرد مستقیم با متجاوزان صهیونیست و آمریکایی و نیمی دیگر در فضای غبارآلود آتشبس یکجانبه سپری شده است، صرفاً یک واکنش عاطفی به شهادت رهبر فقید یا آغاز دوران رهبری جدید نیست؛ بلکه بازتعریف نسبت «شهروند» با «امنیت ملی» است. این نوشتار بر آن است تا نشان دهد چگونه این حضورِ متکثر و غیرسلسلهمراتبی، معادلات کلاسیک در علوم سیاسی و نظامی را به نفع الگوی «مقاومت مردمی» تغییر داده است. در ادامه، این حماسه حضور را در قالب مقالهای تحلیلی و جامع در ابعاد متعدد زیر مورد بررسی قرار می دهیم.
از منظر جامعهشناسی، این تجمعات بازگشت به مفهوم «همبستگی ارگانیک» در شرایط اضطرار است. برخلاف جنبشهای کلاسیک که معمولاً دارای رهبری متمرکز و سازماندهی اداری هستند،80تجمع شبانه ایران از یک ساختار شبکهای و افقی پیروی میکنند. این بدان معناست که مردم نه به دستور یک بخشنامه، بلکه بر اساس یک درک مشترک از «خطر وجودی» در صحنه حاضر شدهاند. تکثر دیدگاهها در این اجتماعات نشاندهنده آن است که آرمان «حفظ میهن»، شکافهای طبقاتی و ایدئولوژیک را به حاشیه رانده است. حضور مداوم در خیابان، جامعه را از حالت «انفعال پس از جنگ» خارج کرده و به یک پویایی مستمر رسانده است که مانع از بروز افسردگی اجتماعی ناشی از ضایعه فقدان رهبری محبوب میشود.
در بُعد سیاسی، این ۸۰ روز را میتوان رفراندوم عملی برای تثبیت دوره جدید حاکمیت دانست. حضور بیوقفه مردم، پیام مستقیمی به اتاقهای فکر دشمن صادر کرد مبنی بر اینکه تغییر در سطوح عالی رهبری، نه تنها گسستی در اراده ملی ایجاد نکرده، بلکه صفوف ملت را فشردهتر ساخته است.
ازمنظرامنیتی، این تجمعات مانند یک «پدافند غیرعامل» عمل میکنند. وقتی خیابانها در تسخیر آگاهی عمومی است، نفوذ عناصر مخل امنیت و تیمهای تروریستی که در فضای غبارآلود آتشبس به دنبال ایجاد آشوب هستند، عملاً ناممکن میشود. در واقع، امنیت از یک مقوله صرفاً پلیسی به یک مسئولیت عمومی بدل گشته است.
اگرچه آتشبس یکجانبه اعلام شده، اما وضعیت نظامی «نه جنگ و نه صلح» مخاطرات خاص خود را دارد. در علوم نظامی، تجمعات مردمی در این مقطع، بخشی از زنجیره بازدارندگی محسوب میشوند. حضور شبانه مردم به فرماندهان نظامی این اطمینان را میدهد که جبهه داخلی (Rear Side) کاملاً مستحکم است. این حضور، پیام «آمادگی برای نبرد احتمالی» را به دشمن مخابره میکند؛ چرا که هرگونه حماقت نظامی از سوی متجاوز، با یک جامعه آمادهباش و در صحنه مواجه خواهد شد که تفکیک میان «نظامی» و «غیرنظامی» در آن به حداقل رسیده است.
از منظر حقوق بینالملل، این تجمعات نماد بارز «حق بر پایداری» و دفاع مشروع است. در حالی که رسانههای جهانی سعی در القای تصویر فروپاشی داخلی ایران پس از تجاوز خارجی داشتند، استمرار ۸۰ روزه این حضور، مشروعیت بینالمللی نظام سیاسی جدید را دوچندان کرد. در عرف دیپلماتیک، وقتی ملتی چنین یکپارچه در حمایت از سیاستهای دفاعی خود به خیابان میآید، قدرت چانهزنی دیپلماتها در میز مذاکرات آتشبس یا مجامع حقوقی به شدت افزایش مییابد. این حضور، ابزاری است برای اثبات اینکه اراده حاکمیت، عین اراده ملت است.
در شرایطی که جنگ هزینههای سنگینی بر زیرساختها تحمیل کرده، این تجمعات دارای کارکرد «سرمایه اجتماعی» هستند. سرمایه اجتماعی در اینجا به عنوان جایگزینی برای کمبودهای مادی عمل میکند. روحیه همکاری و ایثار در این تجمعات، هزینههای کنترل اجتماعی را کاهش داده و نوعی «اقتصاد مقاومتی روانی» ایجاد کرده است. مردم با حضور خود نشان میدهند که اولویتبندی آنها از معیشت به امنیت تغییر یافته و آمادهاند هزینههای اقتصادی ناشی از پایداری را به بهای حفظ استقلال ملی بپردازند.
چهل روز دوم که با سکوت نظامی همراه بوده، خطرناکتر از چهل روز اول است. در این دوره، دشمن از «جنگ سخت» به «جنگ شناختی» روی آورده تا حضور مردم را به کارناوالهای بیمحتوا تبدیل کند. مراقبت از «جوهره آرمانی» این تجمعات، وظیفه نخبگانی است که در میان مردم زیست میکنند. اگر این اجتماعات از هدف اصلی خود که «صیانت از تمامیت ارضی و خنثیسازی توطئه» است دور شوند، دچار آفت روزمرگی خواهند شد. لذا تبیین مستمر چرایی حضور، ضامن بقای این حرکت تودهای است.
وزن اصلی این ۴۰ روزِ «نه جنگ و نه صلح»، در واقع در «شکست استراتژیک دشمن» و بازتابهای ویرانگر آن در پایتختهای غربی نهفته است.درواقع، این سکوت نظامی نه از روی میل دشمن، بلکه ناشی ازیک «قفلشدگی راهبردی» است.
بیاییم این بخش را با نگاهی عمیقتر به فروپاشی هژمونی غرب و بحرانهای زیستی در اروپا و آمریکا، تبیین کنیم:
دوره۴۰ روزه دوم، که از آن به عنوان «سکوت نظامی» یاد میشود، در حقیقت میدان نبرد «ادراکی و فرسایشی» است که در آن، جبهه متجاوز به زانو درآمده است. تحلیل این بازه زمانی نشان میدهد که آتشبس یکجانبه، نه یک اقدام بشردوستانه از سوی غرب، بلکه اعترافی رسمی به شکست در دستیابی به اهداف برقآسا (Blitzkrieg) علیه ایران بود.
دشمن با تصور اینکه با شهادت امام و رهبری معظم انقلاب و ضربات نظامی اولیه، شیرازه مدیریتی و اجتماعی ایران از هم میپاشد، وارد میدان شد. اما استمرارتجمعات ۸۰ روزه (بهویژه در۴۰ روز دوم) نشان داد که«مرکز ثقل»قدرت در ایران، ازشخص به «امت» منتقل شده است. این تداوم حضور، محاسبات پنتاگون و ناتو را در مورد«آستانه تحمل ملی ایران» به کلی دگرگون کرد. دشمن دریافت که با جبههای مواجه است که پایان ندارد؛ هر خیابان یک سنگر و هر شب یک مانور قدرت است. این ایستادگی، ماشین جنگی غرب را در وضعیت «آچمز» قرار داد.
پایداری۸۰ روزه ایران و ناامنی ناشی از تداوم تنش درخلیج فارس و تنگههای راهبردی، ضربهای مهلک بر پیکره اقتصاد انرژیمحور اروپا و آمریکا وارد آورده است. قیمت جهانی نفت و گاز در این مدت جهشهای بیسابقهای را تجربه کرد که مستقیماً به سفرههای مردم در قاره سبز و ایالات متحده اصابت کرد. دونکته در این خصوص قابل تأمل است:
* در اروپا: جیرهبندی انرژی و تورم دورقمی در کالاهای اساسی، موجی از اعتراضات خیابانی را در پاریس، برلین و لندن به راه انداخته است. دولتمردان اروپایی اکنون با بحران مشروعیت مواجهاند؛ چرا که شهروند اروپایی حاضر نیست هزینه جنگطلبی واشینگتن را با سرمای خانهها و فقر سفرههای خود بپردازد.
* در آمریکا: دولت مستقر با فشار خردکننده افکار عمومی و لابیهای اقتصادی روبروست. کاهش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا و ناتوانی در مهار قیمت بنزین، آتشبس را به تنها راه گریز برای جلوگیری از سقوط کامل اقتصادی و شکست در انتخابات پیش رو تبدیل کرده است.
این ۸۰ روز، تصویر«شکستناپذیری» غرب را در هم شکست. تجمعات شبانه مردم ایران به عنوان الگوی «مقاومت مدنی-نظامی» به رسانههای مستقل جهان مخابره شد و موجی از همدلی را در کشورهای جنوب جهانی (Global South) ایجاد کرد. نظام بینالملل اکنون شاهد است که چگونه یک کشور تحت شدیدترین تحریمها و حملات، میتواند با تکیه بر «حضور میدانی مردم»، برتری تکنولوژیک ناتو را به چالش بکشد. این موضوع باعث شده است که حتی متحدان سنتی آمریکا در منطقه نیز به دنبال بازتعریف روابط خود با تهران باشند.
دشمن که در میدان نظامی و اقتصادی (فشار بر ایران) به بنبست رسیده، اکنون در ۴۰ روز دوم تمام توان خود را بر«استحاله معنایی»این تجمعات متمرکزکرده است. آنها میخواهند تجمعی را که باعث شکست قیمت جهانی انرژی و عقبنشینی ناوهایشان شده، به یک «رویداد بیاثر و صرفاً آیینی» تبدیل کنند. تحلیل دقیق نشان میدهد که دشمن میکوشد با ابزار رسانه، «خشم مقدس» و «آمادگی رزمی» موجود در تجمعات را به «سرگرمی شبانه» تقلیل دهد تا بار امنیتی و بازدارندگی آن را برای خود از بین ببرد.
آتشبس فعلی، محصول اقتدار خیابانی مردم و فرسودگی ساختاراقتصادی و نظامی دشمن است. پیروزی دراین ۴۰ روز دوم، نه در سکوت توپخانهها، بلکه در فریاد مستمرمردم نهفته است که لرزه براندام بازارهای بورس غرب و اتاقهای جنگ ناتو انداخته است. صیانت از این حضور، در واقع صیانت از بزرگترین دستاورد ژئوپلیتیک قرن حاضراست: «شکست هژمونی در سایه پایداری مردمی».
۸۰ روزتجمع درایران، یک پدیده منحصربهفرد تاریخی است که نشان داد جامعه ایرانی در لحظات سرنوشتساز، توانایی نوسازی پیوندهای خود را دارد. این حرکت، ترکیبی از سوگواری حماسی، آمادگی رزمی و مطالبهگری امنیتی است که ایران را در برابر تهدیدات نوین بیمه کرده است. تداوم این حضور تا حصول اطمینان از پایان کامل تهدیدات، ضرورتی است که ریشه در خرد جمعی ایرانیان دارد.
هیچ حماسهای در میدان نبرد کامل نمیشود، مگر آنکه با «عدالت اجتماعی» در پشت جبهه پیوند بخورد. مردمی که ۸۰ شب امنیت کشور را با حضور خود تضمین کردند، اکنون محقترین گروه برای مطالبه یک «حکمرانی صادقانه و تنبیه فاسدان» هستند.
در بخش پایانی یادداشت پیش رو، تحلیل و تفسیری در باب وظایف حاکمیت در قبال این ایثارگری کمنظیر ارائه میشود:
حضور بیوقفه مردم در خیابانها، فراتر از یک مانور قدرت، یک «امانت الهی و ملی» در دستان حکمرانان است. این مردم وفادار، در حالی که زیر بار تورم استخوانسوز و فشارهای معیشتی بودند، اولویت را به بقای میهن دادند و ۸۰ شب از جان و آسایش خود گذشته و باز می گذرد. اما اکنون نوبت به ساختار قدرت رسیده است تا ثابت کند که لایق این فداکاری ها هستند یا خیر. حکمرانی در ایرانِ پساجنگ، دیگر نمیتواند با دستفرمان گذشته ادامه یابد؛ این حضور، ترازوی سنجش حق و باطل در مدیریت داخلی شده است.
اولین و حیاتیترین وظیفه حکمرانان، پذیرش قلبی این معناست که آنها نه برتر از مردم، بلکه «خادم و نوکر» آنها هستند. مردمی که در شبهای سخت جنگ و در غبار آتشبس یکطرفه، از کیان کشور دفاع کردند، حق دارند که در تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و اجتماعی سهیم باشند. حکمرانی خادممحور ایجاب میکند که شفافیت، نه یک شعار، بلکه به یک رویه حقوقی تبدیل شود. هر ریالی که در این دوران هزینه میشود، باید پیش چشم این مردم باشد.
درحالی که مردم درکف خیابانها دربرابرمتجاوزخارجی سینه سپر کرده بودند، کسانی که با احتکار، نوسانگیری از ارز و رانتخواری، از سفره مردم دزدیدند، در حکم «ستون پنجم دشمن» و «خائنان به وطن» هستند. توجه به دونکته زیر در این خصوص ضروری است:
* حقوق مردم: حاکمیت موظف است بدون لکنت و ملاحظه، با مفسدان اقتصادی برخورد کند. محاکمه سریع وعلنی کسانی که درطول این ۸۰ روز از خون مردم ارتزاق کردند، کمترین پاداش برای وفاداری ملت است.
* پاکسازی ساختاری: باید«بیخ گلو»راازچنگال رانتخوارانی که تورم را به ابزاری برای به زانو درآوردن اراده ملی تبدیل کردهاند، رها کرد. مصادره اموال حاصل از فساد زمان جنگ و بازگرداندن مستقیم آن به سفرههای دهکهای پایین، یک ضرورت امنیتی است.
تورم افسارگسیخته، سمی است که میتواند شیرینی پیروزی نظامی را در کام مردم تلخ کند. حاکمیت موظف است در دوران آتشبس، تمام توان لجستیک و مدیریتی خود را که در زمان جنگ به کار گرفته بود، اکنون در میدان «تأمین معیشت» به کار گیرد. به دونکته که در ذیل خواهد آمد باید توجه شود:
* توزیع عادلانه: ایجاد شبکههای توزیع مستقیم کالا و حذف واسطههای زالوصفت، از وظایف فوری دولت است.
* حمایت از تابآوری: دولتمردان بایدبدانند که صبرمردم،مجوزی برای بیعرضگی مدیران نیست. صیانت از قدرت خرید مردمی که ۸۰ شب بیدار ماندند تا مدیران در امنیت باشند، یک واجب شرعی و قانونی است.
حکمرانان باید بدانند این تجمعات، فضایی برای «نقد سازنده» نیز فراهم کرده است. مردمی که برای حفظ نظام و کشور به میدان آمدهاند، حق دارند از روندهای غلط اداری و ناکارآمدیها گلایه کنند. حاکمیت باید گوش شنوای این مردم باشد و اجازه ندهد که حضور ایثارگرانه آنها، بهانهای برای نادیده گرفتن حقوق قانونی و آزادیهای مشروعشان شود. احترام به کرامت انسانی این توده فداکار، اصلیترین راه حفظ پیوند ملت و حاکمیت است.
تکثر و گوناگونی که در تجمعات ۸۰ روزه دیده شد، باید در بدنه مدیریتی کشور نیز متبلور شود. حاکمیت باید از انحصارگرایی جناحی پرهیز کرده و از تمام ظرفیتهای نخبگانی که دل در گرو این خاک دارند، برای عبور از بحران اقتصادی استفاده کند. «حکمرانی متکثر» پاسخ درستی به «تجمعات متکثر» مردم است.
اگر حاکمیت نتوانسته در این ۸۰ روز، کمرتورم را بشکند و دست مفسدان را از سفره مردم کوتاه کند، بزرگترین ضربه را به «سرمایه اجتماعی» کشور وارد کرده است. مردم وظیفه خود را در قبال «امنیت ملی» به بهترین شکل انجام دادند؛ اکنون نوبت حکمرانان است که وظیفه خود را در قبال«عدالت اجتماعی»انجام دهند. پاداش فداکاری این مردم، نه سخنرانیها ورهنمودهای کلیشهای پر طمطراق بی خاصیت شعاری، بلکه سفرهای باکرامت با رفع مشکلات اقتصادی، رفاهی، معیشتی، بهداشتی- درمانی با خشکاندن ریشه فاسدان رانتی و مفسدان یقه سفید بدون اغماض و ارفاق است تا جامعه از لوث وجود کثیف آنان پاک و راه تنفسش باز شود. اگر دولت، مجلس شورای اسلامی و مهمتر از همه قوه قضاییه در این خصوص کوتاهی نمایند؛ مطمئن باشند این مردم، برای سامان دادن اوضاع اقتصادی کشور خودجوش، باز مبعوث خواهند شد و کار را به سامان و سرانجام خواهند رساند. لطفا از نجابت مردم سوءاستفاده نشود.
امید که این واکاویها، تبیینها و تحلیل ها، سهمی کوچک درمسیر آگاهیبخشی و احقاق حقوق این ملت شریف و فداکار داشته باشد. فراموش نکنیم که تاریخ را همین ایستادگیها و مطالبهگریهای منصفانه میسازد.
آرزومندم فردای این ملت فداکار سلحشور صبور در خیابان روشنتر و پرامید تر و میهنمان آبادتر از همیشه باشد.

منابع:
۱. سعیدی، مهدی (۱۴۰۵). تحلیل جامعهشناختی ۸۰ روز تجمع. همشهری آنلاین.
۲. کستلز، مانوئل (۲۰۱۲).شبکههای خشم وامید:جنبشهای اجتماعی درعصراینترنت(با نگاهی به الگوهای مقاومت ملی).
۳. تبیین راهبردهای پدافند غیرعامل در اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران (نسخه بهروزرسانی شده پس از بحران ۱۴۰۴).
۴. گزارشهای تحلیلی پژوهشکده مطالعات راهبردی در خصوص «تابآوری ملی در جنگهای ترکیبی».
5.تحلیل اکونومیست از اثرات تنشهای خلیج فارس بر شاخص تورم حوزه یورو (می ۲۰۲۶).
6.گزارش آژانس بینالمللی انرژی در خصوص بنبست تامین سوخت زمستانی اروپا در پی پایداری ایران.
7.واکاوی مرکزمطالعات استراتژیک وبینالملل (CSIS) درباره شکست مدل جنگ برقآسا در برابر الگوی مقاومت شبکهای.
8. نهجالبلاغه، نامه۵۳ (فرمان مالک اشتر)؛درباب ضرورت اولویت دادن به تودههای مردم بر خواص رانتخوار.
9. اسناد راهبردی«امنیت ملی برپایه عدالت اجتماعی»، مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری (۱۴۰۵).
10. تحلیلهای اقتصادی درباره «فساد در زمان جنگ و اثرات آن بر فروپاشی سرمایه اجتماعی»؛ نشریه اقتصاد و جامعه.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117941