مذاکرات ۲۱ ساعته ایران و آمریکا در اسلامآباد پاکستان - با آن همه سر و صدای رسانه ای در بحبوحه جنگ رمضان- که پس از جنگ ۴۰روزه و با ارزیابی اولیه از امکان دستیابی به یک توافق بزرگ برگزار شد، به شکست انجامید.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، مذاکرات ۲۱ ساعته ایران و آمریکا در اسلامآباد پاکستان - با آن همه سر و صدای رسانه ای در بحبوحه جنگ رمضان- که پس از جنگ ۴۰روزه و با ارزیابی اولیه از امکان دستیابی به یک توافق بزرگ برگزار شد، به شکست انجامید. شایان ذکر است؛ این سومین دور مذاکرات از ابتدای سال ۲۰۲۵ بود که مانند دو دور قبلی انجام شده بر اساس زیاده خواهی های آمریکا که در صحنه جنگ نتیجه را به ایران واگذار کرده است، به نتیجه نرسید. باید اذعان داشت این مذاکرات درحال و هوا و شرایطی برگزار شد كه فضاي پيش از آن- با توجه به توئیت های مزخرف و سراپا دروغ ترامپ - با تشديد تهديدهاي لفظي درباره تنگه هرمز، افزايش تنش در لبنان از یک سو، و از سوی دیگر نگراني بازارهاي جهاني انرژي و فشار افكار عمومي در آمريكا و اروپا بر سر قيمت سوخت همراه بود.
ایران که با دست برتر و رويكردي مطالبهمحور وارد این مذاکرات گردیده بود شد، تسلیم سياست«ديپلماسي تحت فشار»هیأت آمریکایی درميزمذاكره نگردید.به تعبیربرخی صاحب نظران اين گفتوگوها بيش ازآنكه تلاشي صرف براي حل اختلافات باشد،صحنه تقابل دو رويكردراهبردي بود:«صبرراهبردي وتثبيت دستاوردهاي ميداني» ازسوي تهران و «فشار تركيبي» ازسوي واشنگتن.
استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و کارشناس امورامنیتی«رابرت اِی پِیپ»، زیادهخواهی آمریکا در قبال ایران را دلیل شکست مذاکرات پاکستان خواند.
او در ایکس نوشت:«ایالات متحده از ایران خواست که تمام اورانیوم غنیشده خودرا تحویل دهد، همان درخواستی که قبل از جنگ نیز مطرح بود. چرا یک ایران قویتر باید اکنون این را بپذیرد؟ شواهد محکمی وجود دارد که نشان میدهد ایالات متحده در دام تشدید تنش گرفتار شده است.»
اظهارنظر جدید استاد دانشگاه شیکاگو در حالی مطرح شده که پیشتر با اشاره به تحولات جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل گفته بود که ایران تبدیل به چهارمین کانون قدرت جهانی شده است. پیپ همچنین گفته بود که ایران، «بزرگترین شکست آمریکا پس از جنگ ویتنام» را رقم زد.
اندی کیم سناتور آمریکائی در توئیتی نوشت: آیا ونس فکر میکرد که میتواند دههها اختلاف با ایران را در عرض یک روز حل کند؟ او در ماه فوریه فقط ۵ روز را به گشتوگذار در بازیهای المپیک زمستانی گذراند. دیپلماسی نیازمند برنامهریزی عظیم، تخصص فنی و تعامل مداوم است، بهویژه در زمان جنگ.
نیروهای نظامی ما که در معرض خطر هستند و آمریکاییهایی که با قیمت بنزین دست و پنجه نرم میکنند، مستحق مذاکراتی جدی هستند، نه نمایشی که شاهدش بودیم.
از منظر برخی دیگر از تحلیل گران به نظر میرسد آمریکاییها مذاکره را برای وجهه از دست رفته خود در فضای بینالمللی نیازداشتند و تمایلی به کاهش انتظارات خود با وجود شکست و بنبست در جنگ با ایران نداشتند. تیم مذاکرهکننده بهعنوان نماینده مردم دستآوردهای میدان را به خوبی صیانت نمود و با ایستادگی و مقاومت منطقی در برابر زیاده خواهی های هیات آمریکایی، در پیشگاه ملت سلحشور و شجاع همیشه در میدان ایران و پیشگاه تاریخ سربلند از امتحان بیرون آمد. قطعا ایران با توجه سوابق پیمان شکنی های مکرر آمریکا و با عنایت به آن چه که بیان شد برنامهای برای دور بعدی مذاکرات ندارد.
در هرحال آن چه مهم به نظر می آید و باید بدانیم نکاتی است که کارشنسان به آن پرداخته اند و راقم این سطور، به اختصار در ذیل به آن ها اشاراتی خواهد داشت:
* ایران هیچ عجلهای برای رسیدن به توافق ندارد؛
* آمریکا به شدت برای رسیدن به یک توافق ابتدایی به شدت نیاز به آن داشت ولی این فرصت را از دست داد؛
* ایران پیروز جنگ است و یک گام هم از دستاوردهای نظامیاش عقب نخواهد کشید؛
* آمریکا شکست خورده اما فکر میکند آنچه را که در میدان نبرد به دست نیاورد در چانهزنی سیاسی می توانست به دست آورد که این گونه نشد؛
* تنگه هرمزهمچنان بسته است و تعداد انگشت شماری کشتی عبور و مرور میکنند که ۹۰ درصد آن متعلق به خود ایران است؛
* هیچ شناوری متعلق به حکام مزدور حوزه خلیج فارس که از خاک آنها علیه ایران استفاده شد تا این لحظه از تنگه هرمز خارج یا وارد نشده است؛
* تا زمانی که توافقی باب میل ایران و براساس خواستههای ایران صورت نگیرد وضعیت همین خواهد بود و این را آمریکاییها متکبر مغرور بهتر میدانند؛
* هیچ قدرتی در دنیا نه میتواند تنگه هرمز را باز کند و نمیتواند وارد آن شود یا از آن بدون اجازه و خواست ایران خارج گردد، تقریبا زدوران آمریکا محاصره شدهاند؛
* آمریکا یا با ایران براساس خواستههای ما به توافق میرسد یا اینکه مجبورخواهد شد به توافق برسد، هیچ راه دومی برای تروریستهای آمریکایی وجود ندارد؛
* هر جنگ تازهای نتایج بهتری برای دشمن آمریکایی به دست نخواهد آورد، جز آنکه بحران جهانی را تشدید، وضعیت آمریکا را وخیم، مقبولیت ترامپ را تضعیف و حزب جمهوریخواه را نابود خواهد کرد؛
* نیروهای مسلح ایران هوشیارتر، آمادهتر، مجهزتر، با تجربه چند برابری از یک جنگ ۴۰ روزه، با اشراف کامل برمیدان آماده وارد کردن ضربات دردناک بیسابقه و ویرانگربه دشمن هستند و این را روز گذشته به عینه ثابت کردند؛
* در حالی که مذاکرات برای یک روز برنامهریزی شده بود و هیئت ایرانی قصد بازگشت به تهران را داشت اما پاکستانیها به درخواست طرف آمریکایی خواستارتمدید در روز یکشنبه23 فروردین ماه شدند؛
* این یعنی آنکه آمریکاییها به خوبی میدانند که این فرصت ممکن است هرگز تکرار نشود و ایرانیها که امروز با حسن نیت کامل به میدان مذاکره آمدند و سه باره به طرف بدعهد و تروریست آمریکایی فرصت دادند، بارچهارمی را تجربه نکنند؛
* تروریستهای آمریکایی و دولت خود شیفته جنگ طلب ترامپ به شدت تحت فشار است، نه راه پیش دارد و نه راه پس فقط یک راه برایش باقی مانده بود آن هم ماندن در اسلام آباد، پایین آمدن از تکبر و نخوت ابرقدرتی و پذیرش شکست از ایران و تن دادن به خواستههای ایران است که این فرصت را هم از دست داد؛
* ایران در میدان نبرد شاخ آمریکا را شکست و به تنها کشوری در جهان تبدیل شد که این اراذل و اوباش را ناچارکرد که برای مذاکره التماس کنند و خودشان زودتراز همه به محل مذاکره برسند؛ در مذاکرات نیز ایران نه کوتاه آمد و نه امتیاز داد چرا که با دست پر بازی کرد.
* این نکات و موارد را یادآور شدم که بدانید وضعیت چیست و ترامپ اگر میخواهد بحران اقتصادی ادامه پیدا نکند، نارضایتی مردمی بالا نگیرد و بهای جهانی نفت که همین الان بالای ۱۴۵ دلار است پایین بیاید باید مثل بچه آدم رفتار کند و تسلیم بی قید و شرط خواست های مشروع ایران شود که در مذاکرات این مهم را با مواضع حماقت آمیز هیأت مذاکره کننده آمریکایی از دست دادند.
* در ایامی که مذاکرات در حال انجام بود، ایران یک دور بانک اهداف جدیدی را تعریف و نقطه گذاری کرده است؛ این بار اهداف مد نظر در کمتر از ۷۲ ساعت نابود خواهند شد و در صورت تکرار جنگ ایران دودمان اعراب را بر باد خواهدرفت و آنچه که در مرحله نخست انجام نشده است بنابر ملاحظاتی در این مرحله بدون درنگ اجرا خواهد شد.
مکس بلومنتال(خبرنگار آمریکایی) می گوید: هیأت مذاکرهکننده آمریکا؛ بربرهایی بودند که فقط زبان زور میفهمند، نه زبان مذاکره. آیا هیچوقت نشانهای وجود داشته که هیأت «آمریکا» به رهبری عوامل اسرائیل (یعنی کوشنر و ویتکاف) چیزی کمتر از تسلیم کامل و یکجانبهی ایران را مطالبه کنند؟ هیچ نشانهای نبوده. این بربرها فقط زبان زور را میفهمند.
نشست ۲۱ ساعته اسلامآباد را نباید یک «شکست مطلق» پنداشت؛ همان گونه که یک«اتفاق بزرگ» نبود. خطکشی دقیق مرزهای «نبرد ارادهها» مهم ترین نتیجه ویارویی دیپلماتیک ایران و آمریکا در فضای آتش بس موقت است. می توان گفت که خروج از اتاق مذاکره و بلافاصله صدور فرمان محاصره دریایی توسط دونالد ترامپ، بیش از آنکه نشانهای از آمادگی برای جنگ باشد، «تغییر فاز مذاکره از میز به میدان» است. در محیط آنارشیک بینالملل، وقتی زبان کلمات به بنبست میرسد، «زبان ابزارها» سخن میگوید.
با درنظرگرفتن نکات بالا؛برخی تحلیل گران داخلی وخارجی براین باورندکه آمریکا به دنبال بازی «مقصرنمایی» تهران است؛ رویکردی که ایران را عامل شکست مذاکرات معرفی کند در حالی که مشخصا واشنگتن عامل تصاعد تنش است. البته باید دقت داشت؛ جیدی ونس با ادبیات بدبینانه صحبت میکند تا متهم به ضعف نشود و پرستیژ قدرت آمریکا را حفظ کند. معاون اول رئیس جمهوری آمریکا میداند که «مارکو روبیو» وزیرامورخارجه فقط منتظر فرصت است تا از پشت به او خنجر بزند. در عین حال، وقتی ونس بر «ضرورت مذاکرات» تأکید میکند، در حال ارسال این سیگنال پنهان است که «ما هنوز به دنبال راهکار هستیم و گزینه نظامی انتخاب اول ما نیست». این همان «سیگنال در لفافه تهدید» است؛یعنی کوبیدن برطبل جنگ در تریبونها، اما باز نگه داشتن در اتاق مذاکره. (1)
اگر از دریچه نگاه«جان مرشایمر» به صحنه بنگریم، دولتها برای بقا ناچار به افزایش قدرت و تضعیف رقیب هستند؛ اما همین منطق حکم میکند که دولتها از ورود به جنگهایی که هزینهاش از سودش پیشی میگیرد، اجتناب کنند. در عین حال، «باری روزن» دیپلمات پیشین آمریکا در تهران معتقد است که «معادلات جنگ» اجازه بازگشت به نبرد را نمیدهد. در واقع، توزیع قدرت نظامی و تسلیحاتی در منطقه بهگونهای است که هیچکدام از طرفین نمیتواند با یک ضربه قاطع، رقیب را از میدان خارج کند.
مرشایمر استدلال میکند که در محیط بینالملل، «بقاء» اولویت است. برای آمریکا، ورود به یک جنگ دریایی فرسایشی در خلیج فارس، با توجه به توان موشکی و پهپادی ایران، یک «خودزنی استراتژیک» محسوب میشود. از سوی دیگر، ایران نیز با درک واقعیتهای اقتصادی، به دنبال موازنه قدرت است، نه انتحار. لذا وضعیت «نه جنگ، نه صلح» پایدارترین حالت ممکن در شرایط فعلی است. (2)
جان کلام این که؛ تحلیلگران ارشد در واشنگتن و تلآویو بر این واقعیت صحه میگذارند که فرایند 44 روزه نبرد با ایران، عملاً به تثبیت جایگاه استراتژیک تهران در تراز بینالمللی منجر شده است. از نگاه ناظران غربی، تنها خروجیِ قطعیِ رویکرد ترامپ و نتانیاهو، ناکامی در تحقق اهدافِ نظامی و پذیرش نظمِ جدیدی است که ایران در رأس آن قرار دارد.

پانویسها:
1-ودایع؛ علی. قایق توپدار در وضعیت نه جنگ، نه صلح. مردم سالاری: دوشنبه 24 فروردین ماه 1405- شماره ۶۷۹۱.
2- همان.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117885